مسیر هجرت رسول خدا از مکه به مدینه + نقشه

 
مسیر هجرت رسول خدا از مکه به مدینه + نقشه
فارس: «ابن کثیر» در السیرة النبویة ضمن بیان مسیر هجرت رسول خدا از مکه به مدینه، معتقد است: سفر پیامبر(ص) ۱۵ روز به طول انجامیده، زیرا از طریق ساحل حرکت کرده که طولانی‌تر از راه عادی بوده است.


 
به تازگی کتاب «مسیر هجرت رسول خدا(ص)» اثر عاتق‌بن غیث بلادی به فارسی ترجمه شده است. در پایان این کتاب نقشه‌ای از هجرت رسول خدا از مکه تا مدینه بر اساس نگارنده کتاب وجود دارد که توسط مؤسسه فرهنگی و هنری اطلس تاریخ شیعه تهیه شده است.
حجت‌الاسلام ابوالفضل بنایی کاشی مدیر این مؤسسه به خبرنگار فارس گفت: برای تهیه نقشه هجرت رسول خدا بیش از ۳۰۰ نفر ساعت زمان صرف شده است.
وی درباره ویژگی‌های این نقشه گفت: تمام کارهای پژوهشی نقشه در موسسه انجام شده و نتیجه نهایی برای دقت نظر بیشتر به سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح ارائه و از مشورت آن‌ها نیز استفاده شده است.
بنایی افزود: نقشه مذکور ابتدا به صورت ماهواره‌ای با جزئیات تمام تهیه شد، سپس بر اساس توصیفات میدانی نویسنده کتاب «علی طریق الهجرة» نقطه‌یابی شده است.
مدیر مؤسسه فرهنگی و هنری اطلس تاریخ شیعه، طول مسیر طی شده توسط پیامبر را حدود ۴۵۰ کیلومتر ارزیابی کرد و افزود: به گفته اکثر مورخان پیمودن این مسیر در ۲۰ منزل صورت گرفته و 15 روز به طول انجامیده است.
 
 

 
 
* منازلی که نام آن‌ها در مسیر هجرت رسول خدا ذکر شده است
۱٫ کوه ثور: در نص سیره نام آن آمده است و جغرافی‌دانان درباره آن گفته‌اند که در پایین مکه واقع شده است. این ادعا صحیح نیست و درست این است که کوه ثور در سمت جنوب مسجدالحرام به فاصله سه کیلومتر واقع شده است.
۲٫ عسفان: شهری آباد در روز اول سفر ذکر شده است. پیامبر با عبور از وادی عسفان، از راه غیر معمول و در جنوب وادی حرکت کرده‌اند و با عبور از سنگلاخ‌هایی، در پایین امج فرود آمده‌اند.
۳٫ امج: امروز به خلیص معروف است. در روایات سیره آمده است که پیامبر از پایین امج عبور کرده و در این مسیر که گردنه‌های متعددی در آن به چشم می‌خورد، حرکت کرده است. سپس از بخشی از وادی قدیمی گذشته است.
۴٫ قدید: وادی پربرکتی است و از بزرگترین وادی‌های حجاز به شمار می‌رود؛ چشمه‌های جوشان با آب‌های گوارا و مزارع سرسبز دارد.
۵٫ خیمه‌های ام معبد: در شمال قدیه قرار دارند. «ام معبد خزاعی» زن نیک‌سیرتی بود که پیامبر(ص) و ابوبکر در مسیر هجرت مهمان او شدند.
۶٫ الخرار: همان وادی جحفه و غدیر خم در شرق رابغ است.
۷٫ گردنه المره: چاه‌های المرة امروزه معروف هستند که بعد از الخرار و در جانب الفرع قرار دارند.
۸٫ لقف: به کسر لام و سکون قاف و آخر آن فاء و غیر این ضبط، نادرست است. این وادی از شمال در نزدیکی چاه رضوان، در وادی الفرع گسترده می‌شود. به طور کلی، حرکت پیامبر(ص) در شب به طور پنهانی بوده است. حرکت پیامبر در مدالج چنان که در لفظ روایت آمده بسیار پنهانی بوده است.
۹٫ مدلجه مجاح: مدالج در این ناحیه چهار تا هستند و به طور متوالی در طول مسیر قرار دارند. مدلجه لقف از شمال به سمت لقف گستره شده و آب آن با مدلجه مجاح تقسیم می‌شود و گردنه‌ای بین آن دو هست که جاده از آن می‌گذرد. مدلجه مجاح که از جنوب مجاح، در مقابل مصب عصوین گسترده می‌شود و مدلجه ثقب که در اجیرد گسترده می‌شود و اجیرد دره‌ای است در ثقب و در بالای البستان. ثقب در پایین القاحه و القاحه در الابواء گسترده می‌شود. مدلجة تعهّن نیز به سوی چشمه تعهّن در جهت شمال امتداد پیدا می‌کند.
۱۰٫ مرجح و ذی‌العضوین (الغضوین): مرجح دره‌ای است که از شمال در محاج گسترده می‌شود و العضوین دو دره‌‌اند که به هم می‌پیوندند و بعد در مجاح گسترده می‌شوند. امروزه به آن دو العصی (جمع عصا) اطلاق می‌شود و کلمه عصا را برای هر یک از آنها به تنهایی به کار می‌برند.
۱۱٫ ذوکشر: درست آن ذوکشد (با دال مهمله) است که امروزه به نام کشد معروف است. کوهی است که در وادی ثقب از جنوب در برابر اجیرد امتداد پیدا کرده و جاده‌ای که به سمت القاحه می‌رود، از آن عبور می‌کند. در حدیث هجرت آمده است که راهنما آنها را از ذاکشر برد و سپس وارد جداجد شدند که چاهی قدیمی است و در حدیثی نام چاه، جدجد آمده است. ابوعبیده تلفظ درست آن را چاه جدّه دانسته است و چاه جُدْجُدْ نامیده است؛
۱۲٫ الاجرد: درست آن اجیرد است. دره‌ای است که در وادی ثقب از شمال گسترده می‌شود.
۱۳٫ مدلجه تعهّن: مدلجة تعهّن نیز به سوی چشمه تعهّن در جهت شمال امتداد پیدا می‌کند.
۱۴٫ العبابیه و العبابیب: امروزه شناخته شده نیست.
۱۵٫ الفاجه: و درست آن، القاحه با قاف و حاء مهمله است؛ چون مسیر از تعهّن از طول وادی الفاجه عبور می‌کند. قاحه دره‌ای بزرگ و دارای وادی‌های بزرگ است.
۱۶٫ العرج: وادی بزرگی است که از بالای وادی غیقه گسترده می‌شود.
۱۷٫ گردنه الغائر: همان گردنه رکوبه است و رکوبه تا امروز شناخته شده نبود و شاید الغائر اسم آن وادی است که در پایین آن گردنه قرار دارد؛ چون وادی هم‌‌کف و مسطح و در پایین کوه‌ها قرار دارد و در سیره ثابت است که پیامبر از رکوبه عبور کرده است.
۱۸٫ بطن رئم: این وادی از سمت غرب امتداد یافته و در وادی النقیع در نزدیکی چاه‌های الماشی گسترده می‌شود و مسیر آن همواره برای کسانی که پیاده و سواره آن را پیموده‌اند، معروف بوده است.
۱۹٫ قباء: شهری آباد بوده که به صورت یکی از محله‌های مدینه منوره درآمده است و در سمت جنوب آن قرار دارد. اولین مسجدی که براساس تقوی بنا شده در آنجاست. در غرب قباء «عَصْبَه» یکی از منزلگاه‌های مسافرانی است که به سمت مدینه می‌آیند. پیامبر هنگامی که از منزل عصبه به سمت وادی العقیق می‌رفت، ابوسلمه رسید و همراه پیامبر به حمراءالاسد رفت. در لسان العرب، «العُصبه» آمده است. جایی را که مهاجران به مدینه، در آن منزل گرفتند، در نزدیکی قباء می‌داند و به صورت «عَصَبه» هم آورده.
 
 
 
******برای دریافت نقشه با اندازه اصلی از اینجا اقدام کنید.******
 
 
 
 

 

ایام رحلت پیامبر اعظم ص و امام حسن مجتبی ع و امام رضا ع تسلیت باد




 

تسليت

 

السلام علیک یا رسول الله و یا خیر خلق الله  /   السلام علیک یا حسن بن علی المجتبی

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا المرتضی

سوالات دین وزندگی 4جهت استفاده داش آموزان عزیز  دبیر ستان شهید نواب صفوی

درس اول                             

1 – آیه های زیر را ترجمه کرده و دو پیام برای آن بنویسید .

      یا ایها الناس انتم الفقراء الی الله و الله هوالغنی الحمید

......ای مردم..... شما نیازمندان خداوند هستید .....خدا بی نیاز و ستوده است

 2 – نیازمندی جهان به خداوند را با استدلالی توضیح دهید .

مقدمه اول : ما و این جهان پدیده هستیم و وجودمان از خودمان نیست .

مقدمه دوم : موجوداتی که وجودش از خودش نباشد برای موجود بودن نیازمند دیگری است

نتیجه : پس ما در این جهان در پیدایش و در بقا نیازمند خدا هستیم که ما را پدیدآورد .                                                                      

3 – آیا نیازمندی موجودات به خداوند فقط به مرحله ای پدیدار شدن اختصاص دارد ؟

 پاسخ خود را با ذکر مثال توضیح دهید

خیر –بلکه در تمام مراحل هستی و زندگی به او نیازمندند . رابطه ی وجود داشتن ما با وجود خداوند مانند پرتو های نور با منبع آن است. همانطور که اگر رابطه ی نور با منبع آن قطع شود اثری از نور باقی نمی ماند اگر رابطه ی جهان با خدا قطع گردد دیگر اثری از جهان باقی نخواهد ماند .  

 4 – چرا قرآن کریم خداوند را غنی و سایر مخلوقات را فقیر خوانده است ؟

هرچه انسان در کسب کمالات پیش رود نسبت به دیگران غنی تر و کامل تر می شود اما نسبت به خداوند همچنان فقیر است زیرا خود و همه ی کمالاتش از خدا سرچشمه میگیرد . 

5 – انسان هر قدر به معنای حقیقی کامل تر می شود ...فقر و نیازمندی... خود به خداوند را بهتر درک میکند و ... بندگی و عبودیتشان.... در پیشگاه خداوند قویتر و بیشتر می شود .

 6 – ذات نایافته از هستی بخش                    کی تواند که شود هستی بخش

این شعر چه پیامی دارد ؟

هر چیزی که وجودش از خودش نباشد برای موجود بودن نیازمند به دیگری است

 7 – هیچ یک از پدیده ها نمی توانند به خلق متکی و از غیر خود بی نیاز باشند .

     صحیح          غلط *

8 – پیام آیه شریفه (( و یات به خلق جدید )) کدام مورد است ؟

الف ) حیات مجدد انسان       ب ) ارسال انبیاء الهی         * ج ) خلق موجودات        د) عدل الهی

 9 – کدام انسان فقر خود به خدا را بهتر درک می کند ؟

الف ) هرچه در کسب کمالات بیشتر پیش رود*                 ب ) هر چه دردمند تر و محتاج تر باشد

ج ) خود را با سایر مخلوقات مقایسه کند                        د ) همه ی موارد

 10 – کدام عبارت صحیح است ؟

الف ) هر چیزی برای موجود بودن نیازمند به دیگری است   

* ب ) ما و مجموعه جهان در پدید آمدن نیازمند به دیگری هستیم

ج ) ذات ما و اشیای موجود در عالم مساوی با موجود بودن است        

د ) نیازمندی موجودات به خداوند فقط به مرحله پدیدار شدن اختصاص دارد

 11 – اگر موجود جزء ذات ما قرار داشت ، آنگاه می توانستیم باشیم و می توانستیم نباشیم

صحیح               غلط *

12 – عبارت الله نورالسماوات و العرض بیانگر چیست ؟

اگر اثری از نور وجود روشنایی هستی در آسمانها و زمین مشاهده می شود از خداوند است .

 درس دوم

1 – توحید یعنی چه ؟

به معنای یگا نگی و بی همتایی است .

 2 – مراتب توحید نظری را نام برده و یکی را به دلخواه تعریف کنید ؟

1- توحید ذاتی 2- توحید افعالی 3- توحید صفاتی

 3 – توحید ذاتی یعنی چه ؟ توضیح دهید .

منظور از توحید ذاتی این است که خداوند در ذات خود یکتاست و تنها ذاتی است که از هیچ جهتی به هیچ موجودی نیازمند نیست او تنها مبدا و خالق جهان است . موجودات همه از او هستند و او از چیزی بوجود نیامده است .

 4 – یک دلیل بر اثبات توحید ذاتی بنویسید ؟

اگر چند مبداء و چند خالق برای جهان تصور کنیم هرکدام از آنها را محدود و ناقص فرض نموده ایم زیرا هر یک از خدایان کمالاتی را باید داشته باشند که دیگری آن کمالات را ندارد وگر نه همگی عین همدیگر می شوند و دیگر و چند خدا نیستند ، چنین خدایان ناقصی نیازمند هستند و هر یک به خالق کامل و بی نیازی احتیاج دارد که نیاز او را بر طرف نماید ، در حالی که خدا آنجوری است که نیازمند نباشد پس خدا به معنای موجود بی نیاز فقط یکی باید باشد

 5 – توحید افعالی را تعریف کرده و شاخه های آن را نام ببرید .

خداوند برای اداره جهانی که خود آفریده نیاز به هیچ یک از مخلوقات خود ندارد ، همچنین هیچ مخلوقی در کارهای خویش بی نیاز و مستقل از خدا نمی تواند عمل کند زیرا هر موجودی هر چه دارد از خدا دارد . هر فعلی و هر کاری در جهان متکی به نیرو و قدرت خداست و همه آثاری که از مخلوقات ظاهر می شود به اذن واراده اوست .

1 – توحید در مالکیت  2 – توحید در ولایت   3- توحید در ربوبیت 

 6 – وقتی می گوییم شفا بخشی دارو از خداست ، منظور چیست ؟

که این قدرت و اراده خداوند است که سبب می شود دارو در شفابخشی انسان تاثیرگذار باشد

 7 – شرک افعالی یعنی چه ؟ با ذکر نمونه ای توضیح دهید

اگر کسی تصور کند که مخلوقات در افعال و کارهای خود مستقل از خدا عمل می کنند و خداوند برخی از کارهای جهان را به مخلوقات خود واگذار کرده گرفتار این نوع از شرک شده است . گاهی شرک افعالی بطور مخفی و پنهان وارد اندیشه ی برخی انسانها می شود . بطور مثال : کسی که فکر کند آب و دارو در رفع تشنگی و شفابخشی مستقل از خداوند تاثیر می گذارند به شرک خفی دچار شده است .

 8 – توحید صفاتی یعنی چه ؟

به این معناست که میان ذات خداوند و صفات او و میان صفاتش با یکدیگر جدایی و یگانگی نیست و صفاتش عین ذاتش می باشد .

9 – توحید در ربوبیت را توضیح دهید .

(( رب )) آن صاحب اختیاری است که تدبیر امور به دست اوست . خداوند تنها مالک و ولی جهان است ، بطور طبیعی ، تدبیر و پرورش همه ی مخلوقات را در اختیار دارد . اوست که مخلوقات جهان را تدبیر میکند و بسوی آن مقصدی که برای آنها معین فرموده است ، هدایت می کند و به پیش می برد .

 10 – عالی ترین مرتبه توحید از دیدگاه امام علی ...توحید صفاتی... است .

 11 – آیه شریفه (( افرایتم ما تحرثون ، انتم تزرعونه ام نحن الزارعون )) اشاره به کدام توحید دارد ؟

الف ) ذاتی            ب ) مالکیت             *ج ) ربوبیت            د ) ولایت

 12 – عبارت قرآنی (( ما لهم من دونه من ولی )) بیانگر کدام مرتبه ی توحید است ؟

توحید در ولایت

 13 – آیه شریفه (( قل هو الله احد )) به کدام مرتبه توحید دارد ؟

الف ) صفاتی          *ب ) ذاتی           ج ) افعالی           د ) عملی

 14 – کدام عبارت صحیح است ؟

الف ) خداوند بخشی از ولایت خود را به پیامبر (ص) واگذار کرده است .

ب ) مالکیت انسانها در کنار مالکیت خداوند است

ج ) هرگونه تصرف در جهان حق خداوند و شایسته اوست .*

د ) فرد تدبیر و مدیریت خود و مخلوقات را اصل و اساس برنامه ریزی قرار دهد .

 15 – کدام گزینه بیانگر توحید در ربوبیت است ؟

الف ) انسان در کنار تدبیر الهی برای تدبیر خود حسابی جدا باز کند .

ب ) انسان نقش تدبیر و مدیریت خداوند را فراموش کنید

ج ) موجودات و به خصوص انسان قدرت پرورش و تدبیر ندارند

د ) انسان و تدبیرش همه از آن خدا و تحت تدبیر اوست .*

 16 – اعتقاد به خدایان متعدد ..................... به چشم می خورد

الف ) در اکثر جوامع گذشته  

ب ) در برخی جوامع  *

ج ) در جوامعی که آیین الهی داشته اند

د ) همه ی موارد  

17 – کدام عبارت یا آیه بر توحید افعالی دلالت ندارد .

الف ) ولن یکن کفوا احد*   ب ) مالهم من دونه من ولی    ج ) ولم یکن له شریک فی الملک    د ) لا حول ولاقوۀ الا با الله العلی العظیم

 18 – اعتقاد به اینکه تنها وجود مستقل خداست بیانگر .................... است .

الف ) توحید افعالی      ب ) توحید صفاتی      ج ) توحید عملی       *د ) توحید ذاتی

 درس سوم

1 – آیه زیر را ترجمه کنید و یک پیام برای آن بنویسید ؟

     ان الله ربی و ربکم فاعیدوه هذا صراط مستقیم

ترجمه : همانا خدا پروردگار من و پروردگار شماست پس او را بپرستید این راه مستقیم است .

پیام : توحید عملی نتیجه توحید افعالی است

 2 – پیام آیه شریفه « لیعبدوا الهاً واحداً ؛ فقط خدای یگانه را بپرستید » را بنویسید

بیانگر توحید عملی در بعد اجتماعی است     پیام : دعوت به توحید عملی همراه با نفی طاغوت

 3 – چگونه توحید ذاتی و افعالی ما را به توحید عملی می رساند ؟

پس از شناخت خداوند به عنوان تنها مبداء و آفریننده جهان و تنها سرچشمه خوبیها و زیباییها و آگاهی به اینکه او تنها مالک ، سرپرست ، اداره کننده و تنها تکیه گاه و پشتیبان جهان است ، این نتیجه به دست می آید که تنها وجود شایسته پرستش و اطاعت یعنی تنها معبود واقعی انسانها خداست .

  4 – بر چه مبنایی اطاعت از پیامبر و جانشینان او لازمه توحید عملی است ؟

زیرا حکم و فرمان الهی از طریق رسول خدا (ص) و جانشینان بزرگوار آن حضرت به مردم می رسد و بدون تبعیت و اطاعت از آنان اطاعت از خداوند ممکن نیست

 5 – نقطه مقابل « توحید عملی » چیست ؟ نام برده و مراتب ان را بنویسید .

شرک عملی – شرک جلی ( آشکار ) – شرک خفی ( پنهان )

 6 – شرک جلی و شرک خفی را با ذکر نمونه تعریف کنید ؟

پرستش غیر خداست که به آن شرک جلی گفته می شود – پرستش بتها ، مجسمه های سنگی یا هر چیزی غیر از خدا

انسان به جای تبعیت از خداوند و کسب رضایت او از هوای نفس خود یا دیگری اطاعت کند و کارهایش را برای رسیدن به خواسته های نفسانی و یا خوش آمد دیگران انجام دهد این نوع از شرک را که حتی برای یک مسلمان و مومن هم می تواند رخ دهد شرک خفی می گویند – کسی که فکر کند آب و دارو در رفع تشنگی و در شفابخشی مستقل از خداوند تاثیر می گذارند دچار شرک خفی شده است .

 7 – بعد اجتماعی توحید عملی را تعریف کنید ؟

به معنای یگانه و یکپارچه شدن نظام اجتماعی در جهت خداوند و اطاعت همه جانبه از اوست

 8 – تشابه بعد فردی و بعد اجتماعی توحید عملی را توضیح دهید ؟

اگر کسی که در مسیر توحید عملی گام بردارد به شخصیتی متوازن ، متعادل و زیبا می رسد ، در جامعه ای نیز که در مسیر توحید حرکت کند نه تنها ستمگران و مردم حاکم نمی شوند بلکه روابط فرهنگی و مناسبات اقتصادی نیز به تعادل ، توازن ، هماهنگی و انسجام می رسد و به جامعه ای زیبا تبدیل می شود و عدالت اجتماعی در همه ابعاد آن واقعیت می یابد .

 9 – شخصیت انسان مشرک را توصیف کنید و تشبیه قرآن را در این باره بنویسید ؟

از آنجا که انسان مشرک تحت سلطه تمایلات و خواسته های متضاد نفسانی خود و دیگران قرار دارد فردی است چند شخصیتی با جهتگیری های متفرق و سمت و سو های پراکنده و در خدمت معبود های گوناگون که هر کدام از این معبودها او را به سویی می کشند و درونش ستیزه ای پایان ناپذیر به وجود می آورند و آرامشش را سلب می کنند .

از دیدگاه قرآن انسان مشرک به فردی تشبیه شده است که باید به چند نفر خدمت کند و هر کدام در آن واحد به او فرمان دهند

 10 – امروز پرستش بتها در میان ملتهای متمدن جایگاه ندارد.

           صحیح *                غلط        

11 – بت پرستی و شرک در روزگار ما منسوخ شده است

           صحیح                 غلط  *      

12 – دو مورد از عواملی را که موجب شده که در عصر جدید

 13 – کدام جمله بیانگر توحید عملی در بعد اجتماعی است .

الف ) انسان در امیال و استفاده از زیور آلات فرمان خدا پیش می گیرد

*ب ) روابط فرهنگی و مناسبات اقتصادی به توازن و هماهنگی برسد

ج ) شخص کارهای خود را بر محور خدا تنظیم کند

د ) حاکمان گوناگون در سطوح جامعه مسلط باشند و مسالح خود را بخواهند

 14 - ...توحید...... محور زندگی دینی و ...شرک...... محور زندگی غیر دینی است

 15 – عبارت قرآنی « واجتنبوا الطاغوت » چه پیامی دارد ؟

الف ) امر به توحید عبادی    ب ) امر به توحید نظری   

 ج ) نهی از شرک نظری   * د ) نهی از شرک عملی

 16 – اطاعت ازغیر خدا و انجام کارها برای رضایت دیگری ، بیانگرکدام یک از مراتب شرک است ؟

الف ) شرک افعالی                       ب ) شرک ذاتی     

 ج ) مرتبه اول  شرک  عملی      *د ) مرتبه دوم شرک عملی

 17 – کدام یک از مراتب توحید در اعمال و رفتار انسان است ؟

*الف ) توحید در عبادت      ب ) توحید صفاتی      ج ) توحید نظری       د ) توحید افعالی

 18 – کدام یک از عبارات نماز بیانگر توحید عملی است ؟

الف ) هوالواحد القهار        *ب ) ایاک نعبد و ایاک نستعین      ج ) قل هوالله احد        د ) الله الصمد

 19 – در صورتی توحید نظری میوه خود را می دهد که ...................

الف ) شناخت از توحید عملی در ذهن تثبیت شود

 * ب ) اعتقاد به توحید ذاتی و افعالی در قلب تثبیت شود

ج ) اعتقاد به توحید عملی در قلب تثبیت شود      

د ) شناخت از توحید ذاتی و افعالی در ذهن تثبیت شود

20 – در زندگی انسان امروز بیش از همه کدام مرتبه از توحید مورد غفلت قرار گرفته است ؟

الف ) توحید ذاتی          ب ) توحید صفاتی          * ج ) توحید عملی             د ) توحید نظری

21 – کدام یک از مراتب شرک ممکن است برای فرد مسلمان و مومن رخ دهد ؟

الف ) شرک ذاتی         ب ) مرتبه اول شرک عملی

    ج ) شرک در مالکیت    *د ) مرتبه دوم شرک عملی

22 – مهمترین شعار اسلام چیست ؟           کلمه لااله الاالله

23 – کلمه لااله الاالله بر دارنده توحید .....نظری....... و توحید .....عملی....... می باشد

 24 – به چه دلیل کلمه لااله الاالله بیشتر بر توحید عملی می باشد ؟

زیرا مهمترین شعار اسلام و جامع همه ابعاد توحید است و در بردارنده همه ابعاد شخصیتی یک انسان موحد است

 25 – عبارت ....لااله الاالله........ در بر دارنده همه ابعاد شخصی یک انسان موحدمی باشد

 درس چهارم

1 – خداوند از ما می خواهد به بندگی خدا درآییم ، این خواست را خداوند ................

الف ) با وسوسه های شیطان تحقق می یابد

*ب ) با گرایش فطری در ما و تحقق به وسیله ی پیامبران الهی و کتاب آسمانی

ج ) با نفس اماره و شیطان عملی می کند             د ) همه ی موارد

 2 – معنای یگانه شدن انسان برای خدا چیست ؟       اخلاص در بندگی

 3 – چهار مورد از آثار و ثمرات توحید عملی در زندگی انسان را بنویسید

1 – احساس اطمینان و آرامش روانی 2- زندگی سالم و به دور از فساد 3 – احساس لذت واقعی از زندگی خود   4- نجات از اضطراب ها و دغدغه ها

4 – چهار مورد از برنامه های رسیدن به حقیقت بندگی را نام ببرید

1 – تقویت روحیه حق پذیری   2 – افزایش معرفت به خداوند

  3- راز و نیاز با خداوند و کمک خواستن از او   4- یاد معاد و روز حساب  

5 – افراد حق پذیر چگونه افرادی هستند ( سه ویژگی برای آنان بنویسید )

1 - افراد حق پذیر تابع دلیل هستند و وقتی عقل آنان حقیقتی را یافت به دنبال آن می روند

 2 -  تسلیم حقیقت می شوند  

  3 - به آسانی وارد مسیر بندگی می شوند به سرعت راه موفقیت را می پیمایند

 6 – کدام مورد از ثمرات توحید عملی نیست ؟

الف ) احساس لذت واقعی از زندگی                          ب ) احساس اطمینان و آرامش روانی

*ج ) از خود بیگانگی                                              د ) زندگی سالم و به دور از فساد

 7 – اولین قدم برای ورود به بندگی و صراط مستقیم ...................... است .

الف ) اهتمام به عمل صالح                                    ب ) یاد معاد و روز حساب

*ج ) تقویت روحیه ی     پذیری                               د ) افزایش معرفت به خداوند

 8 – پیام آیه ( عنکبوت – 69 ) « کسانی که در راه ما به تلاش و مجاهدت بپردازند ،

 قطعا راه های خود را به ایشان می نمایانیم » کدام گزینه درست است ؟

الف ) امداد خداوند به تمام مردم                            *ب ) عنایت و هدایت الهی شامل بندگان مومن

ج ) روگردانی خداوند از غیر مومنان                         د ) وعده ی الهی به امداد و هدایت انبیاء خود

9 – چگونه توجه مداوم به معاد و روز حساب موجب تقویت عبودیت در انسان می شود ؟

توجه به این حقیقت که همه ی ما حقیقت جاودانه ای در پیش داریم که کیفیت و چگونگی آن

 در همین جهان بدست خود ما تعیین می شود .

10 – دعوت قرآن کریم به تفکر و تعقل در آیات و نشانه های الهی به مقصود ...معرفت و ایمان به خداوند....است.  

 11 – چگونه افزایش معرفت درتوحید نظری موجب افزایش عبودیت و بندگی مامیشود؟توضیح دهید

به هر میزان که معرفت و ایمان ما به خداوند بیشتر شود و او را عمیق تر بشناسیم انگیزه ی ما برای عبودیت و بندگی نیز افزایش می یابد .

12 – در میان مناجات ها و راز و نیازها ....نماز.... جایگاه ویژه ای دارد

 13 – خداوند خطاب به ........... انجام .......... را برای تقویت حضور او یادآوری می کند

الف ) پیامبر اکرم (ص) – جهاد                   ب ) حضرت نوح (ع) – نماز

ج ) حضرت موسی (ع) – نماز*                      د ) حضرت ابراهیم (ع) – جهاد

 14 – انسان چگونه می توانددارای شخصیت یگانه و یکپارچه در جهت عبودیت و پرستش خدا باشد ؟

زمانی که تمام جهت گیری زندگی سمت و سویی الهی داشته باشد و تمام کارها را فقط برای رضای خدا و تقرب به او انجام دهد و هوای نفس شیطان در وجودش نباشد .

 15 – پیام آیه شریفه « ان الله هو ربی و ربکم فاعبد و هذا صراط مستقیم » را بنویسید

حقیقت صراط مستقیم و دین الهی بندگی خداوند و عبودیت است .

 16 – هدف نهایی که توحید عملی ، انسان را به آن می رساند چیست ؟

الف ) بهشت               ب ) قرب الهی*               ج ) بندگی                د ) تسلیم

 17 – بندگی خدا به صورت یک گرایش ............. در درون انسانها وجود دارد و خداوند به وسیله ............. ما را به سوی آن راهنمایی نموده است .

الف ) فطری – هدایت تکوینی*                          ب ) غریزی – اراده خود

ج ) پیامبران الهی و کتابهای آسمانی                  د ) غریزی – هدایت تکوینی

18 – هر عملی دارای چند جزء می باشد ؟ نام برده و تعریف کنید

دو جزء – اول : نیت که به آن هدف یا قصد نیز می گوییم .         دوم : شکل و ظاهر عمل

19 ) حسن فاعلی  بر حسن فعلی تقدم دارد .       صحیح*                غلط   

 20 – نمونه بارز انسان مخلص از دیدگاه قرآن کیست ؟ چرا ؟

زیرا به درجات بالای اخلاص رسیده بود و توانست در مقابل وسوسه های شیطانی زلیخا همسر عزیز مصر ایستادگی کند .

درس پنجم

1 – توبه گناه را به کمک ....ایمان و عمل صالح .... و ...گناهان را.... به حسنات تبدیل می سازد .

 2 - ................. موجودی است که توانایی ایستادن در برابر موانع خارجی و تمایلات درونی را دارد .

الف ) حیوان              ب ) گیاه                ج ) انسان*              د ) همه موارد

 3 – قیام انسان علیه خود با کدام ویژگی او ارتباط دارد ؟

الف ) تعقل             ب ) بی نهایت طلبی او           ج ) اختیار*                د ) گرایش به نیکی ها

4 – خداوند برای رسیدن ما به رستگاری و سعادت چه الطافی نموده است ؟

او با لطف و مهربانی بی پایان خود همه ی ابزارهای رستگاری و کمال را برای ما مهیا ساخته و کوچکترین همت ما را با پاداش های بزرگ پاسخ می دهد

5 – چگونه چراغ عقل و فطرت آدمی به خاموشی می گراید ؟

گاهی آدمی حرمت خدای خود را می شکند گام در ناسپاسی می گذارد و خود را به گناهانی آلوده می کند و از مسیر رستگاری دور می شود . گاهی نیز حرمت شکنی به تدریج افزایش می یابد و دامنه ی گناه آنچنان گسترده می شود که چراغ عقل و فطرت به خاموشی می گراید در این صورت جهت الهی زندگی عوض می شود و آدمی پشت بخدا بسویی که شیطان وسوسه اش میکند قدم بر می دارد .

 6 – از پرتگاههای خطرناک سقوط در وادی ضلالت ....................

الف ) عدم اعتراض عقل     ب ) بیزاری از شخصیت آلوده    * ج ) توجیه گناه       د ) همه ی موارد

 7 – شدت تخریبی گناهان ..یکسان نیست، برخی گناهان تاثیرشان ضعیف و برخی شدید تر است....

 8 – چهر مورد از گناهان بزرگ را بنویسید

1- دروغ 2- ظلم به مردم 3- پذیرش ظلم و پشتیبانی از ظالم

 4- کسب مال حرام 5- فساد های اخلاقی 6- تهمت

 9 – گناهان :

الف ) زندگی دنیایی فرد را نابسامان می کنند                    ب ) در نسل های آینده او اثر می گذارد

ب ) عذاب های شدید اخروی را در پی دارد                       *د ) همه موارد

 10 – توبه را تعریف کنید         بازگشت بسوی خدا و انجام عمل صالح

11 – اصطلاح توبه در قرآن فقط برای انسانها به کار رفته است .  صحیح               غلط * 

 12 – آیه ی زیر را ترجمه نموده و پیام آن را بنویسید .

فمن تاب من بعد ظلمه و اصلح فان الله یتوب علیه ان الله غفور رحیم ...پس هر کس توبه کند بعد از ستم کردنش .... و به اصطلاح ...پس بدرستی که خداوند توبه ی او را می پذیرد ؛ همانا خداوند آمرزنده ی مهربان است ....

پیام : انسان گناهکار با انجام توبه می تواند از لطف الهی برخوردار شود .

 13 – با توجه به آیه ی فوق بین گناه و غفران چه مراحلی باید طی شود .

الف ) سه مرحله : توبه – جبران – اصلاح                   ب ) دو مرحله : توبه – اصلاح

ج ) سه مرحله : توبه – پشیمانی از ظلم – اصلاح*          د )  دو مرحله : توبه – آمرزش

 14 – گناه آلودگی است و توبه ....پاکی از آلودگیها..... است .

15 – توبه صرفا یک کار ظاهری و لفظی است و ممکن است به تحول درونی بیانجامد .

 صحیح         غلط*

 16 – با توجه به کلام امام علی (ع) توبه دارای چه مراحلی است ؟ نام ببرید

1- پشیمانی از گذشته 2- تصمیم بر عدم بازگشت به گناه

 3- جبران حقوق ضایع شده ی مردم 4- جبران حقوق الهی

17 – اولین مرحله توبه .............. است

الف ) تصمیم بر عدم بازگشت به گناه                ب ) جبران حقوق ضایع شده

ج ) توبه ی اجتماعی                                    *د ) پشیمانی از گذشته

18 – قدم دوم توبه را نام برده و توضیح دهید

-تصمیم بر عدم بازگشت به گناه – قدم دوم در توبه آن است که شخص تائب ، تصمیم جدی به ترک گناه بگیرد . اظهار ندامت ظاهری و گفتن کلمه ی استغفار در حال تکرار گناه نه تنها پذیرفته نیست بلکه استغفار را بی خاصیت می کند .

 19 – با انجام چه مراحلی عادت به گناه از بین می رود

پشیمانی از گذشته – تصمیم بر عدم بازگشت به گناه

 20 – حقوق مردم بر انسان چند نوع است و کدام مهم تر است ؟ چرا ؟

2 نوع است حقوق معنوی و حقوق مادی که حقوق معنوی مهمتر از حقوق مادی است . اگر با دروغ ، غیبت و تهمت آبروی انسانی ریخته شده ، اگر قلب پدر یا مادری بر اثر بی حرمتی فرزندی شکسته شده ، اگر با توزیع کتاب یا فیلم گمراه کننده ، فساد و تباهی در جامعه گسترش یافته ، اگر رفتار ناپسند برخی افراد سبب بدبینی دیگران به دین شده در واقع حقوق معنوی افراد ضایع شده است و باید فرد توبه کننده با تمام وجود به جبران حقوق از دست رفته بپردازد .  

 21 – فرد تائب در رابطه با حقوق الهی چه وظیفه ای دارد ؟

کوتاهی های خود را در پیشگاه خداوند جبران کند برای مثال نمازها یا روزه های از دست داده را قضا کند و عبادت های ترک شده را به جا آورد .

 22 – نمونه هایی از گناهان اجتماعی را نام ببرید

ربا خواری – رشوه گرفتن – بی توجهی به عفاف و پاکدامنی

 – ظلم کردن و ظلم پذیری و اطاعت از غیر خدا –

 23 -  توبه دارای چند بعد است ؟ نام ببرید          دو بعد 1- فردی 2- اجتماعی

 24 – توبه و اصطلاح اجتماعی در چه صورتی نیاز است ؟

اگر جامعه ای در برخی ابعاد از مسیر توحید و اطاعت از خداوند خارج شود نیازمند بازگشت به مسیر توحید و اصلاح اجتماعی است .

 25 – راه اصطلاح و معالجه ی جامعه از بیماریهای معنوی چیست ؟ و اگر این وظیفه انجام نگیرد چه آثاری دارد ؟

انجام وظیفه ی امر به معروف و نهی از منکر است - گناهان اجتماعی قویتر و محکم تر می شوند و تمام سطوح جامعه را در بر می گیرند .

 26 – قومی که به سبب توبه عذاب از آنان برگشته شد ؟

الف ) قوم لوط (ع)         ب ) قوم نوح (ع)            ج ) قوم یونس (ع)*           د قوم شعیب (ع)

 27 – کلمه ی توبه در مورد انسان به چه معناست ؟ در مورد خداوند به چه معناست ؟ بنویسید

یعنی بازگشت و در مورد بندگان به معنای بازگشتن از گناه بسوی فرمانبرداری از خداوند است در مورد خداوند به معنای بازگشت او از عقوبت و عذاب بسوی لطف و آمرزش است .

 28 – با وجود چه چیزی در انسان ، توبه ی واقعی صورت نمی گیرد ؟

الف ) توجه به غرائز          ب ) دوستی دنیا            ج ) شیرینی گناه*              د ) افکار آشفته

 29 – ترک نماز و روزه مربوط به تباه کردن کدام حق است ؟

الف ) حق الناس            ب ) حق الله*           ج ) حق النفس              د ) حق مخلوقات دیگر

 30 – این عمل که انسان گناهان را از قلب خود خارج کند چه نامیده می شود ؟

الف ) آراستن               ب ) توبه                 ج ) پیرایش*                   د ) ندبه

 31 – این بیت« توبه برلب سبحه برکف،دل پرازشوق گناه        معصیت راخنده می آید زاستغفارما» بیانگرکدام مطلب است ؟

الف ) استغفار درجه ی والا مقامان است         ب ) خاموش شدن چراغ فطرت در انسان تدریجی است

ج ) توبه ، یک امر لفظی و ظاهری نیست       * د ) توبه فرصت جبران گذشته است

 درس ششم

1 – اختیار یک حقیقت ...وجدانی.... است

2 – نشانه های اختیار را نام ببرید

1- تفکر و تامل 2- خرسندی پس از کار 3- احساس پشیمانی

 4- مسئولیت پذیری و نظام پاداش و جزا

 3 – چگونه احساس پشیمانی دلیل بر اختیار است ؟ توضیح دهید

گاه در کاری مرتکب اشتباه می شویم و بر اثر این اشتباه به خود یا دیگری زیان وارد می شود ، در این هنگام احساس ندامت و پشیمانی به سراغمان می آید و این بدان معناست که آن اشتباه به اراده و اختیار ما بوده است .

 4 – آیه زیر را ترجمه کرده و پیام آن را بنویسید

« انا هدیناه السبیل اما شاکرا و اما کفورا »

...ما راه را به او نشان دادیم.... یا سپاسگزار خواهد بود یا ناسپاس

پیام : انسان موجودی صاحب اختیار معرفی شده است که باید راه راست خود را خود انتخاب کند . لازمه ی وجود اختیار قرار گرفتن انسان بر سر دو راهی است تا هر کدام را که بخواهد انتخاب کند مفهوم انتخاب حق یا باطل بدون فرض اختیار کاملا مفهوم خود را از دست می دهد .

5- چگونه می تواند قدرت تاثیر بهتری در زندگی ما داشته باشد ؟

قدرت اختیار از این جهت مانند قدرت تفکر است ؛چه بسیار افرادی که استعداد فکری خارق العاده ای دارند ولی بدان توجه نکرده و آن استعداد را در وجود خود مدفون ساخته اند و چه بسیار افرادی که از استعدادی متوسط داشته اند ، اما با همین استعداد متوسط ، دروازه های بزرگ علم و دانش را فتح کرده اند .

 6 – فردی که نعمت اختیار را شناخته و باور دارد با کسی که باورندارد مقایسه کنید .

 انسانی که اختیار خود را باور کرده و به آن معتقد است احساس هویت می کند و از اعتماد به نفس و خودباوری بالایی برخوردار است در قبال کارهای خود احساس مسئولیت می کند تصمیم های اشتباه خود را می پذیرد و به گردن اموری همچون شانس و اقبال نمی اندازد و در صدد جبران آن برمی آید .

 7- رواج عقیده ی جبری گری چه اثراتی در جامعه به جا می گذارد ؟

رواج عقیده ی (( جبری گری )) مانند ویروس فلج ، تحرک ، سازندگی و نشاط را از جامعه می گیرد و فرصت را برای تجاوزگران و زورگویان فراهم می کند . زورگویان و تجاوزگران به حقوق مردم ، حقوق و ثروت به چنگ آورده را موهبت الهی معرفی می کنند و مدعی می شوند این از تقدیر و شرنوشت است که گروهی غرق در نعمت و ثروت و عده ای در محنت و مشقت باشند . از طرف دیگر کسانی که از این نعمتهای الهی محروم شده اند به خود حق اعتراض نمی دهند و می پندارند مخالفت آنان اعتراض به خواست الهی و تقدیر است .

 8- مساله ی جبر و تقدیر همواره دستاویزی برای ادامه ی حکومت …جابرانه ی سیاستمداران اموی... بوده است.

9- چرا بعضی از حکومت ها طرفدار مسلک جبر و مبلغ آن بوده اند ؟

آنها با طرفداری از مسلک جبر و تبلیغ آن ، هرگونه آزادی خواهی و حق طلبی را مبارزه با تقدیر و سرنوشت معرفی می کردند ، بگونه ای که مردم فکر کنند مبارزه با ستمگری چون یزید ، مبارزه با خواست خداست و چنین مبارزه ای هیچ اثر و نتیجه ای به دنبال نخواهد داشت .

 10-آیا انسان محدود در جهان بینی مادی می تواند اختیار انسان را توضیح دهد ؟ چرا ؟

خیر – زیرا از نظر او تمام تغییرات و تحولات اشیای مادی فقط تغییرات شیمیایی و فیزیکی هستند که بصورت جبری رخ می دهند و جایی برای اراده و اختیار باقی نمی گذارند .

 11- شناخت و بهره مندی صحیح از قدرت اختیار بر اساس چه مواردی امکام پذیر خواهد بود ؟

اعتقاد به خدای حکیم و اعتقاد به قضا و قدر الهی

 12- تقدیر به معنای... ...اندازه گرفتن… است .

13- کدام مورد از معانی قضا نیست ؟

الف ) پایان دادن         ب ) داوری کردن*   

 ج ) به انجام رسیدن       د ) موقعیت وویژگی تعیین کردن

 14- قضا و قدر الهی را در مورد موجودات توضیح دهید . (باذکر نمونه )

موجودات جهان از آن جهت که خداوند متعال حدود ، اندازه ، ویژگی و موقعیت مکانی و زمانی آنها را تعیین می کند مقدر به تقدیر الهی هستند و از آن جهت که با حکم و فرمان و اراده ی الهی حتمیت می یابند و ایجاد می شوند انجام یافته به قضای الهی هستند ، بعبارت دیگر نقشه ی جهان با همه ی ریزه کاری ها و قانون مندی هایش از آن خداست و اجرا و پیاده کردن آن نیز بوسیله ی خداست . به همین جهت نه در نقشه ی آن نقص و اشتباهی هست و نه در اجرا و پیاده کردن آن .

15-  نقشه ی جهان خلقت مربوط به……و به اجرا در آوردن و خلق آن مربوط به …… اوست .

الف ) قضا- قضا             ب ) قدر – قضا *                  ج ) قدر – قدر             د ) قضا – قدر

 16- تقدیر از ……… خدا سرچشمه می گیرد و قضا از ……… او .

الف ) اراده الهی – علم و حکمت                        ب ) علم و حکمت – قدر            

ج ) اراده ی الهی                                              *  د ) علم و حکمت – اراده او

17- تقدیر الهی شامل :

الف ) کلیه روابط و تاثیر و تاثیرات است .                     ب ) کیفیت ها و چگونگی هاست

ج ) تعیین ابعاد و مکان و زمان است                            د )  همه ی موارد*

 18- کدام یک از شواهد روشن در تایید اختیار نیست ؟

الف) تفکر و تامل    ب) احساس شرم و پشیمانی

*ج) قضا و قدر الهی    د) مسئولیت پذیری در قبال کارها                

19- براساس آیات قرآنی کسی که خواهان متاع دنیا باشد :

الف ) به هیچ یک از خواسته هایش در دنیا و آخرت نخواهد رسید

ب ) بیش از خواسته هایش به او عطا خواهد شد

ج ) بهره ای از آن خواهد یافت                              

 د ) در دنیا بی بهره خواهد ماند

 20- رابطه ی افعال اختیاری انسان با اراده ی خداوند چگونه است ؟

الف ) رابطه طولی*           ب ) رابطه عرضی              ج ) جایگزینی                  د ) رابطه تکمیلی

21- زمینه ساز فتح دروازه های پیشرفت وطی قله های کمال چه می باشد؟ داشتن قدرت اختیار و اراده

 22- اولین گام جهت درک صحیح نظام حاکم بر خلقت چه می باشد ؟ توضیح دهید .

اولین گام رسیدن به این معرفت اعتقاد به خداوندی حکیم ، عادل و قادر است که با حکمت خود جهان را خلق کرده است و آن را بطوری تدبیر و اداره می کند که همه ی حوادث و رخدادهای جهان در یک چارچوب سامان دهی شده و قانون مند بسیار دقیق و حساب شده و بدون هیچ عیب و نقصی در جریان است .

 23- ایمان به خداوند حکیم و نظام حکیمانه ی او چه تاثیری در بینش انسان دارد ؟

ایمان به خداوند حکیم و نظام حکیمانه ی او اولا این اطمینان را به انسان می بخشد که جهان دارای حافظ و نگهبانی است

که اشتباه در کار او راه ندارد . ثانیا انسان متوجه می شود که با اعتقاد به این قانون مندی و نظم جهان است که می تواند استعدادهای خود را به فعلیت رساند و پله های کمال را طی کند .

24- بدون پذیرش ... قضاو قدر الهی... هیچ نظمی برقرارنمی شودو هیچ زمینه ای برای کاراختیاری پدیدنمی آید

 25- رابطه جاذبه ی موجود میان اشیاء از...تقدیرات الهی... است که با اراده ...الهی... ایجاد شده است .

 26- تقدیرات و قانون مندی های برخواسته از آن هم لازمه ی کار اختیاری و هم ...جهت دهنده... و ...محدود کننده... آن است .

سوالات عربی 4 جهت استفاده داش آموزان عزیز دبیر ستان شهید نواب صفوی

                                                                          باسمه تعالی

سوالات امتحان  درس: عربی     پایه: چهارم دبیرستان     رشته: علوم انسانی    مدت امتحان: 70 دقیقه           

نام و نام خانوادگی:                         نام دبیر:                  تاریخ امتحان: 19/10/91      ساعت شروع امتحان:30/8  

         

۱- ترجم الی الفارسیة:                                                                                                                           (4)

  - رَبَّ ابنِ لِی عندکَ بیتاً فی الجنّة و نَجِّنی مِن فرعونَ.

  - لَیسَ فِی الناسِ مَن هوَ اَحوجُ إلی علوِّ الهمّةِ مِن طالبِ العلمِ.

  - اَحزَمُ الناسِ مَن لوماتَ مِن ظمأ لایَقرَبُ الوِردَ حتیّ یَعرِفَ الصّدَرا.

  - اِذهَبی مِن هُنا فَاَنتِ لَستِ جدیرةً بمقابَلَةِ الحاکمِ.

  - بَدَأَ الغربیّونَ یَشعُرونَ اَنَّ هناکَ عالَماً غیرَ عالَمِهم المتخلِّفِ.

  - أتَأمرونَ الناسَ بالبِرِّ و تَنسَونَ اَنفسَکم.

  - الوقتُ مِن ذَهبٍ وَ لاتُضَیِّع مِنه لحظةً

  - کَیفَ تَشکُو:                          - لُعبَة کُرةِ القَدَمِ:

2- ترجم اللغات:                                                                                                                                 (1)

  الصَّمت(بالفارسیة)...........  قَنَتَ(بالفارسیة)............  کنار زد(بالعربیة)...........  مَرارَة(متضاد).........

3- للتعریب:                                                                                                                                   (5/1)

الف) ای دانش آموز تو نیازمند تلاشی، پس از تنبلی بپرهیز.   ب) درد شدیدی در سرم احساس می کنم. سرما خوردم.

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

4- أکمل الفراغ:                                                                                                                               (5/0)

     حینما سَطَعَت حضارةُ المسلمینَ کانَت اوروبا غارقةً فی بَحرِ الهمجیّةِ.

     زمانی که تمدن مسلمانان .......... اروپا در دریای ............ غرق بود.

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

5- صحّح الاخطاء فی الترجمة:                                                                                                                (1)

الف) لَم یُسمَع اَنَّ احداً نالَ خیراً مِن غیر تَعَبٍ.   شنیده نمی شود که کسی بدون تلاش به خیری رسیده باشد.

ب) اَراها اللّه منزلَها فی الجنَّةِ فاختارَت الجنةَ.    خداوند منزلش را در بهشت نشان داد پس بهشت را انتخاب می کند.

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

                                                                   صفحه 1

6- إنتخب الترجمة الصحیحة:                                                                                                                   (1)

الف) مَن ضاقَ صَدرُه اِتَّسَعَ لِسانُه.    - هر کس دلش تنگ شد زبانش وسعت یافت.

                                           - هر کس دلش تنگ شود زبانش وسعت می یابد.

 

ب) قال لَها رَجلٌ اِنَّ الحاکمَ لا یُصغِی الیکِ.    - مردی گفت قطعاً حاکم به تو گوش فرا نخواهد داد.

                                                      - مردی به او گفت قطعاً حاکم به تو گوش فرا نمی دهد. 

7- إقرأ النصّ التّالی ثمّ أجب عن الأسئلة.(درک مطلب)                                                                                   (2)

یَتکّلمُ الاَسدُ و الحیواناتُ مُجتمعةٌ حولَه فی الغابةِ :

         نَحنُ اجتَمعناها هنا        حتی نری فی اَمرِنا

         وَقَد رَوَوا اَنَّ السَّلَف       قِدماً أسّروا لِلخَلَف:

         اَنَّ  الوباء  یَقرَبُ          مِن کلِّ قوم اَذنبوا

         لکنَّهُم اِن أعرَضوا         عَنهُ یَزول المرضُ

الف) أینَ اِجتَمعَت الحیواناتُ؟                             ب) ماذا یَفعَلُ الوَباءُ؟                            ج) متی یَزولُ الوباءُ؟        

 د) شکّل ما اُشیر الیه بخطٍ. (حرکت گذاری )  

10- إجعل الکلمة التالیة فی جملة مفیدة: (جمله سازی)             هذَینِ                            (5/0)

9- عیّن اعراب الفعل المضارع.(اعراب فعل مضارع : مرفوع ، منصوب و مجزوم)                                                             (75/0)

لا تَمشِ فی الاَرضِ مرحاً. یَستَطیعُ المسلمونَ اَن یُسجِّلوا مِن جدیدٍ صفحاتِ رائعةً.

10- صحّح الأخطاء:                                                                                                                                       (5/1)

 العلماءُ هم الّذین یُنیرُ العالَمَ بِعلمهِ .(2خطا)              علیکم اَن لاتَطمحوَن إلی مناصبِ العالیةِ .( 2خطا)

 اِنَّ للمسلمونَ فَضلٌ علی الحضارةِ .(2خ

11- إجعل نائب الفاعل مفعولاً به و غیّر ما یلزم.(جمله مجهول را معلوم کنید.)           یُباعُ الکتابُ فی المکتبةِ .                             (75/0)                                  

12- عیّن ضمیر الفصل و نوع الخبر(ضمیر فصل و نوع خبر).                قالَ النَّمِرُ: هذا هو الرأیُ الصوابُ.                                (5/0)

                                              

13- الف) إجمع الکلمات :(جمع ببندید )            التوجّه............               المحسن..............                                             (5/2)

ب) اسم فاعل. (رَضِیَ..................)   اسم تفضیل (اِجتَهَدَ....................) 

ج) عیّن نوع المعرفة:     الطالبةُ تَعتمدُ علی طاقتِها.

د) عیّن المقصور، المنقوص و الممنوع من الصرف :

کُرسیّ – المُعادی – اَلوان – فتیً – سفائن – کتاب

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

14- اعرب ما اشیر الیه بخط:(نقش کلمات)            اَلَم یأتِکُم نبأ الّذینَ مِن قَبلِکُم . مَن ساتَرَ عیبَکَ فهوَ عدوُّ.                                      (1)

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

15- أکمل الفراغ:             الف) یَجتَهِدنَ ..............(مبنی علی الفتح- مبنی علی السکون- معرب مرفوع به ن)                              (5/0)

                                  ب) ............ یا ولَدیَّ اِستَعِدّا.(ضمیر مناسب)

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

16- للتحلیل الصرفی:( تجزیه)             یَهَبُ المقاتِلونَ المسلمونَ ارواحهم  فی سبیلِ الحقِّ.                                                         (1)

یَهَبُ :

المقاتِلونَ :

هم :

فی :

 

 

                                                                                             « مِن اللّه التوفیق»

                                                                                                                

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------ 

                                                                       صفحه 3     

 

                                                                  باسمه تعالی

پاسخ سوالات امتحان هماهنگ شهرستانی درس: عربی         پایه: چهارم دبیرستان  رشته:انسانی   تاریخ:19/10/91  

ردیف                                                              سوالات                                                                      بارم                                                             

1- ترجم الی الفارسیة:                                                                                                                           (4)

  - (پروردگارا برایم خانه ای نزدخودت دربهشت بناکن ومراازفرعون نجات ده.)

  - (درمیان مردم کسی محتاجترازجوینده دانش به بلندی همت نیست.)

  - (دوراندیش ترین مردم کسی است که اگر ازتشنگی بمیردبه چشمه نزدیک نمی شودمگر راه بازگشت را بشناسد.)

  - (ازاینجابرو زیراتوشایسته ملاقات باحاکم نیستی.)

  - (غربیها شروع کردندبفهمندکه دنیایی غیرازدنیای عقب ماندهشان وجوددارد.)

  - (آیا مردم رابه نیکی امرمی کنیدوخودتان رافراموش می کنید.)

  - (وقت طلا ست ولحظه ای ازآن راتباه مکن.)

  - (چگونه شکایت می کنی.             بازی فوتبال .)

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

2- ترجم اللغات:                                                                                                                                 (1)

  الصَّمت(بالفارسیة)..سکوت.   قَنَتَ(بالفارسیة) اطاعت کرد.  کنار زد(بالعربیة)نحیّ..  مَرارَة(متضاد) حلاوة..

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

3- للتعریب:                                                                                                                                   (5/1)

الف) ای دانش آموز تو نیازمند تلاشی، پس از تنبلی بپرهیز.   ب) درد شدیدی در سرم احساس می کنم. سرما خوردم.

یاطالب انت محتاج الی الاجتهاد فاحذرمن الکسل.                احسّ بالم شدید فی رأسی.اصبت بالزکام.

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

4- أکمل الفراغ:                                                                                                                               (5/0)

     حینما سَطَعَت حضارةُ المسلمینَ کانَت اوروبا غارقةً فی بَحرِ الهمجیّةِ.

     زمانی که تمدن مسلمانان .(درخشید) اروپا در دریای (بی فرهنگی) غرق بود.

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

5- صحّح الاخطاء فی الترجمة:                                                                                                                (1)

الف) شنیده نشدکه کسی بدون رنج به خیری رسیده باشد.

ب)خداوندمنزلش رادر بهشت نشانش دادپس بهشت راانتخاب کرد.

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

                                                                   صفحه 1

6- الف)هرکس دلش تنگ شودزبانش وسعت می یابد.                                        

ب) مردی به اوگفت قطعاحاکم به تو گوش فرا نمی دهد.

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

7- إقرأ النصّ التّالی ثمّ أجب عن الأسئلة.(درک مطلب)                                                                                      (2)

یَتکّلمُ الاَسدُ و الحیواناتُ مُجتمعةٌ حولَه فی الغابةِ :

         نَحنُ اجتَمعناها هنا        حتی نری فی اَمرِنا

         وَقَد رَوَوا اَنَّ السَّلَف       قِدماً أسّروا لِلخَلَف:

         اَنَّ  الوباء  یَقرَبُ          مِن کلِّ قوم اَذنبوا

         لکنَّهُم اِن أعرَضوا         عَنهُ یَزول المرضُ

الف) اجتمعت الحیوانات حول الاسد فی الغابة.             ب)یقرب الوباءُمن کل قوم اذنبوا.                  ج)إذااعرض القوم عن الذنب.       

 د) شکّل ما اُشیر الیه بخطٍ. (حرکت گذاری )   الوباءَ   -   قومٍ   

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

10- إجعل الکلمة التالیة فی جملة مفیدة: (جمله سازی)             هذَینِ (اشتریت هذ ین الکتابینِ مِن سوق الکتابِ)                              (5/0)

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

9- ( لاتمشِ مضارع مجزوم –یستطیع مضارع مرفوع- ان یسجلوا مضارع منصوب  )                                                          (75/0)

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

10- صحّح الأخطاء:                                                                                                                                       (5/1)

(ینیرون  - بعلمهم )       ( تطمحوا  -  المناصب )      ( للمسلمین -  فضلا)

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

11- (یَبیع البائعُ الکتابَ فی المکتبة.)                                                                                                                    (75/0)                                     

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

12- عیّن ضمیر الفصل و نوع الخبر(ضمیر فصل و نوع خبر).          هو:ضمیر فصل    الرای :خبر مفرد                                (5/0)

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

13- الف) إجمع الکلمات :(جمع ببندید )       التوجّه.التوجهات...........     المحسن المحسنون..............                                      (5/2)

ب) اسم فاعل. (رَضِیَ:. الراضی.................)   اسم تفضیل (اِجتَهَدَ:.اکثر اجتهادا..................) 

ج) عیّن نوع المعرفة:     الطالبة: معرفه بال      طاقة :معرفه باضافه       ها: معرفه به ضمیر

د) عیّن المقصور، المنقوص و الممنوع من الصرف :

                  المعادی: اسم منقوص                     فتی: اسم مقصور                 سفائن :غیر منصرف

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

                                                                     صفحه 2

14- اعرب ما اشیر الیه بخط:(نقش کلمات)            نبا: فاعل  مرفوع     کم:مضاف الیه          عیبَ:مفعول به    هو:مبتدا                    (1)

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

15- أکمل الفراغ:             الف) یَجتَهِدنَ :مبنی علی السکون      ب) انتما                                                                         (5/0)

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

16- للتحلیل الصرفی:( تجزیه)             یَهَبُ المقاتِلونَ المسلمونَ ارواحهم  فی سبیلِ الحقِّ.                                                         (1)

یَهَبُ :فعل مضارع –للغایب- مجردثلاثی –معرب-متعد-معلوم-معتل(مثال واوی)

المقاتِلونَ :اسم –الجمع السالم للمذکر-مشتق(اسم فاعل) –معرب-معرفه بال-منصرف-صحیح الاخر

هم :اسم –ضمیر منفصل للجر-للغایبین-مبنی-معرفه

فی : حرف-مبنی علی السکون-عامل جر

ياد خدا

  چگونه خود را براي امتحانات آماده سازيم(( دانش آموزان عزيز مطالعه كنند))

 قبل از شروع امتحان تعداد ساعات و يا روز قبل از شروع امتحان را محاسبه كنيد و تعداد صفحات كتاب را تقسيم بندي كرده و به نوبت به مطالعه و مرور هر قسمت بپردازيد.
¤ برنامه ريزي براي دروس مشكل تر و آنهايي كه از آن نمره كمتري كسب كرده ايم مهمتر است تا كتاب ها و امتحانات آسانتر.


قبل از شروع امتحان:
¤ با خواندن سوره هايي از قرآن كه حفظ مي باشيم و ياد خدا مي توان اضطراب و استرس امتحان را از خود دور كرد.
¤ خوردن خوراكي هايي كه مواد قندي دارد مثل كشمش- خرما- عسل به ما انرژي زياد تري در امتحان مي دهد.
¤ از طرح سؤالات بي مورد از دوستان خود قبل از امتحان كه باعث اضطراب و هدر دادن انرژي ما مي شود خودداري كنيم و به هيچ وجه مطالعه و دوره مطالب قبل از شروع امتحان نداشته باشيم.


در جلسه امتحان:
¤ بعد از گفتن و خواندن سوره هايي از قرآن و توكل بر خدا مشخصات كامل خود را نوشته سؤالات را به دقت خوانده و جواب سؤالات را بي عجله و با دقت مي نويسيم.
¤ از گذاشتن وقت زياد بر روي سؤالات جزئي و با بارم كم خودداري كرده و وقت خود را با امتحان تنظيم مي كنيم.
¤ در تحويل برگه امتحان عجله نكرده و تمام پاسخ ها را دو مرتبه كنترل مي كنيم.
¤ از سؤالات ساده تر شروع كرده و بعد به سؤالاتي كه نمره بيشتر دارد و بعد به سؤالاتي كه مشكل تر و يا وقت بيشتري مي گيرد و يا نمره كمتري دارد بايد پرداخت.
¤ در امتحانات تشريحي ابتدا نكات مهم هر سؤال را در گوشه برگه مي نويسيم و بعد آنها را تنظيم و پاك نويس مي كنيم.
¤ از پرداختن به حاشيه خودداري و به اصل موضوع مي پردازيم و بر نوشتن موضوع اصلي و تشريح آن موضوع توجه مي كنيم.
¤ در امتحانات بعدي به سؤالات امتحاني قبلي خود نگاه كرده تا اشتباهات خود را تكرار نكنيم و با تمرين درس و يادگيري آشنا مي شويم.
¤ هميشه بعد از اتمام امتحان وقت خود را روي امتحان بعدي مي گذاريم و از ناراحت بودن براي امتحان گرفته شده جداً خودداري مي كنيم.
روش مطالعه مفيد و سودمند
¤ آغاز كار مطالعه با ياد خدا و بجا آوردن نماز واجب و كمي قرآن خواندن تا آرامش در ما ايجاد شود.
¤ انتخاب يك مكان آرام و بي سر و صدا
¤ نوشتن افكار مزاحم روي برگه كه مرتباً فكر ما را از درس دور مي كند.
¤ استفاده از ميز و صندلي مناسب يا حداقل يك ميز كوچك كه از خميده بودن و خستگي ما در درس جلوگيري كند.
¤ استفاده از زنگ تفريح 15 دقيقه اي بعد از هر مطالعه 45دقيقه اي كه خستگي را از بين برده و يك انرژي جديدي در ما ايجاد مي كند.
¤ تكرار مطالب درسي تا قدرت ذهن ما را بيشتر كند.
¤ استفاده از مثال يا توضيح باعث مي شود كه درس بهتر و كامل تر فهميده شود.
¤ خلاصه نويسي مطالب درسي به زبان خودمان باعث مي شود هم براي جلسه درس و هم امتحان پاياني فهم مطالب براي ما آسان شود.
¤ گاهي پيدا نمودن سؤالات امتحاني سالهاي قبل ما را در روش مطالعه درس كمك مي كند.
¤ هميشه به خود تلقين كنيد كه توانسته ايم با مطالعه كافي و مفيد نمرات بيشتري بدست آوريم و خود را مقيد بدانيد به برنامه مطالعه خود حتماً عمل كنيد و در صورت عدم انجام آن از چيزهايي كه دوست داريد خود را محروم كنيد مثل برنامه تلويزيوني يا بازي با همسالان و كامپيوتر، مهماني رفتن.


وظايف والدين در زمان برگزاري امتحانات فرزندان خود
1- محيط امن و آرامي در منزل براي فرزندتان مهيا كنيد.
2- ازنظر تغذيه توجه ويژه اي در برنامه غذايي روزانه آنها اعمال كنيد.
3- در ايام امتحانات از رفت و آمدهاي اضافي و مسافرت و... خودداري كنيد.
4- از هر گونه جر و بحث و برخوردهاي نامناسب كه موجب برهم خوردن آرامش خانواده مي گردد پرهيز نمائيد.
5- با تشويق و دلگرمي فرزند خود را به امتحان بعد اميدوار كنيد.
6- از كنايه و تحقير و كلماتي كه بار منفي دارد خودداري فرمائيد.
7- اگر فرزندتان بعد از امتحان از نتيجه آن ناراضي بوده و از نمره آن نااميد بود به جاي محكوم كردن وي علت را بررسي كنيد.
8- اگر درمورد درس خاصي نگراني دارد قبل از امتحان با دبير مربوطه صحبت نموده تا علت نگراني مشخص گردد.
9- بعد از امتحان براي بررسي نقاط ضعف و قوت دانش آموزان در درسها حتماً به مشاور مدرسه مراجعه تا براي جبران در امتحانات نوبت دوم برنامه ريزي بعمل آيد.
و سخن آخر: فضاي روحاني حاكم بر منزل، توكل، دعا و استعانت از خداوند منان بهترين راه جهت آرامش روحي و رواني فرزند دلبندتان مي باشد.

 

چگونه درس بخوانيم؟ چگونه امتحان دهيم؟

مساله بهره وري و استفاده ي صحيح از وقت و انرژي‌اي كه براي مطالعه مي‌گذاريم مساله بسيار با اهميتي است كه بسياري از دانش آموزان و دانشجويان از آن غافل اند.

به طوري كه گاه بسياري از دانش آموزان را مي‌بينيم كه بارها وبارها كتابي را مي‌خوانند و پس از صرف وقت زياد بدون اينكه اطلاعات قابل ملاحظه‌اي از كتاب را درك كرده باشند، خسته و كوفته كتاب را به كناري مي‌گذارند و ادعا مي‌كنند كه مطالب كتاب حجيم و سنگين است ومغز ما توانايي درك آنها را ندارد همچنين با دانش آموزاني مواجه مي‌شويم كه مطالب درسي را خوب مي‌خوانند وبه خاطر مي‌سپارند، ولي در جلسه‌ي امتحان دچار فراموشي شده و هرچه فكر مي‌كنند نمي‌توانند مطالب فراگرفته شده را به خاطر بياورند! اين دانش‌آموزان هم وقت خود و هم انرژي خود رابه هدر مي‌دهند. چرا كه مطالعه كردن نيز مانند بسياري از فعاليت‌هاي زندگي داراي فنون و مهارت‌هايي است كه به كارگيري آنها باعث مي‌شود كه با تلاش كمتر بهره‌اي بيشتر از كارمان ببريم وبيهوده انرژي‌مان را هدر ندهيم.


فنون و مهارت هاي مطالعه:
۱-ـمهم ترين و اصلي ترين نكته در مطالعه برنامه ريزي است. روز و ساعتي كه مي‌خواهيد يك مطلب را مطالعه كنيد از قبل تعيين كنيد وبعد به سراغ كتاب برويد.
۲ـ زمان مطالعه تان را بين ساعت ۷ صبح تا ۱۰ شب قرار دهيد و تا نيم ساعت پس از بيدار شدن از خواب نيز مطالعه نكنيد.
۳ـ خود را به مكان خاصي براي مطالعه كردن محدود نكنيد سعي كنيد با تمرين كردن در همه‌ي مكان‌ها حتي مكان‌هاي شلوغ هم مطالعه كنيد. بهترين مكان براي مطالعه خانه است زيرا هميشه در دسترس مي‌باشد.
۴ـ ورزش كردن و داشتن تحرك جسماني در فراگيري بهتر به شما كمك مي كند روزانه حد اقل ۳۰ دقيقه ورزش كنيد.
۵ـ كتاب را در ۳ مرحله بخوانيد. در مرحله اول بصورت سريع و كلي و روزنامه وار به مطالب كتاب نگاهي بيندازيد و از خود سوال كنيد. در مرحله دوم به صورت عميق و دقيق مطالب را خوانده و ضمن مطالعه نكات مهم را در آورده و آنها را بصورت طرح شبكه اي از كل به جزء سازماندهي كرده و در كاغذي يادداشت كنيد. چرا كه با سازمان‌دهي اطلاعات مطالب كتاب در مغز شما به صورت منظم هر يك درجاي خود قرار مي‌گيرند و بازيابي آن راحت انجام مي‌شود.در مرحله‌ي سوم كتاب را مرور كرده واز خود بپرسيد و پس از پايان مطالعه كتاب با دوستتان در باره‌ي مباحث آن مباحثه كنيد.
۶ـ پس از نيم ساعت مطالعه پنج دقيقه استراحت كنيد و به خود پاداشي بدهيد تا به مطالعه علاقه پيدا كنيد(مانند خوردن خوراكي مورد علاقه)
۷ـ هنگامي كه احساس خستگي مي‌كنيد مي‌توانيد با تنفس عميق و شل و سفت كردن اندام‌هايتان انرژي از دست رفته را جبران كنيد.
۸ـ همزمان با مطالعه كار ديگري انجام ندهيد (مانند تماشاي تلويزيون) تا تمركز شما به حد اكثر برسد.
۹ـ هميشه به يك صورت و در يك حال مطالعه نكنيد. بلكه مقداري راه برويد. مقداري روي صندلي بنشينيد و...
۱۰ـ همه جاي كتاب را مطالعه كنيد جدول ها نمودارها عكس هاو... . هيچ جاي كتاب را بدون مطالعه نگذاريد.
۱۱ـ براي فراگيري بهترمطالب را در ذهنتان بصورت زنده و مصور تجسم كنيد.
۱۲ـ برخي از مطالب درسي را به صورت داستان در بياوريد تا بهتر آنهارا درك كنيد و فراموش نكنيد.
۱۳ـ براي جلو گيري از فراموش كردن اعداد آنهارا به صورت كلمات رمز در بياوريد و حفظ كنيد مثلا" عدد ۹۱ را بصورت كلمه ي ني در بياوريد و حفظ كنيد كه حرف اول نه و يك است.
۱۴ـ برخي از واژه هاي سخت و مشكل لاتين را به نمونه ي مشابه آن در فارسي تبديل كنيد تا راحت‌تر بتوانيد آن را به خاطر بسپاريد. مثلا" كلمه ي آندره مارلو(نويسنده كتاب ضد خاطرات) را مي توانيد به كلمه‌ي فارسي «آن دره مال رو» تبديل كنيد و به خاطر بسپاريد.
15ـ يكي از روش‌هاي جلوگيري از فراموشي داده‌ها استفاده از گره‌ي مكاني است. در اين روش شما مطلب درسي را با يك مكان واقعي پيوند مي‌زنيد. مثلا" براي به خاطر سپردن نام «بل» مخترع تلفن مي‌توانيد اين گونه براي خود تصوير سازي كنيد: در اتاق خوابم دراز كشيده بودم كه ناگهان تلفن زنگ زد. فورا" گوشي را برداشتم و دوستم بل بود كه مي گفت: الو.الو صدا مياد؟
16- استفاده از حرف اول كلمات نيز روش مناسبي است كه براي يادگيري مطالب فرار و شبيه هم مي توان از آن استفاده كرد. مثلا" براي به خاطر سپردن آثار نظامي مي توان از كلمه ي (ملخها) استفاده كرد كه حرف اول كلمات: مخزن الاسرار ليلي و مجنون خسرو و شيرين هفت پيكر و اسكندر نامه مي‌باشد.
17- مي‌توانيد از طريق تصويرسازي ذهني مطالب درسي را با حيوانات و اشياء جاندار مربوط كنيد و آن‌ها را راحت‌تر به خاطر بسپاريد.براي نمونه مي‌توان براي ياد گرفتن حرف
F انگليسي آن را به آچار فرانسه تشبيه كرد و به خاطر سپرد.
18- پس از خواندن كتاب آن را به كناري نگذاريد چرا كه پس از يك روز 70 درصد مطالب فراموش مي‌شوند .به منظورجلوگيري از فراموشي و صرفه جويي در وقت و زمان مطالب كتاب را به ترتيب زماني زير مرور كنيد:

 

ترفند هاي امتحان دادن:
1ـ شب امتحان زود بخوابيد و از خوردن زياد موادي كه داراي كافئين مي باشند خودداري كنيد(مانند چاي و قهوه)
2ـ دوساعت قبل از امتحان كتاب را كنار بگذاريد و مطالبي را كه فرا گرفته ايد به صورت بحث گروهي با دوستانتان مباحثه كنيد و اشكالاتتان را از يكديگر بپرسيد.
3ـ حداقل يك ربع زودتر در جلسه امتحان حاضر شويد و مجهز باشيد يعني وسايل لازم را همراه خود بياوريد و پس از نشستن روي صندلي نفس عميقي بكشيد و با ياد خداي بزرگ امتحان را شروع كنيد.
4ـ پس از گرفتن برگه‌ي امتحان و نوشتن مشخصات خود روي آن ابتدا همه ي سوالات را با دقت بخوانيد و اگر به سوال ساده اي رسيديد فوراَ جوابش را بدهيد. سؤالاتي را كه جوابشان را نميدانيد كنارشان علامت - بزنيد و سوالاتي را كه جوابشان را مي‌دانيد ولي وقت زيادي مي گيرند كنارشان علامت + بگذاريد تا بعداَ دوباره به سراغشان بياييد و جواب بدهيد.
5ـ سعي كنيد به همه‌ي سؤالات پاسخ دهيد، حتي اگر جواب سؤالي را نمي‌دانيد سعي كنيد از خودتان چيزي بنويسيد. (فقط در مورد سؤالات غير گزينه‌اي - توضيح از سايت كلاس كنكور)
6ـ پس از پاسخ به همه‌ي سؤالات برگرديد و يك بار ديگر سؤالات را با دقت بخوانيد و پاسخ‌هايتان را مرور كنيد تا احياناَ اشتباهي رخ نداده ب
                       

                                                       

    شرايط مطالعه بهتر


«بكارگيري شرايط مطالعه يعني بهره‌وري بيشتر از مطالعه»
شرايط مطالعه ، مواردي هستند كه با دانستن ، بكارگيري و يا فراهم نمودن آنها ، مي توان مطالعه اي مفيدتر و با بازدهي بالاتر داشت . در واقع اين شرايط به شما ياد مي دهند چگونه از زمانهاي مطالعه ، بهره‌وري بالاتري داشته باشيد . به شما مي آموزند قبل از شروع مطالعه چه اصولي را به كار گيريد ، در حين مطالعه چه مواردي را فراهم سازيد و چگونه به اهداف مطالعاتي خود برسيد.

1- براي موفقيت در مطالعه ، بايد درست آغاز كنيد:
يعني برنامه درسي خود را طوري تنظيم كنيد كه از خواندن كتابها ، هدفي واضح و روشن را دنبال كنيد .
- درسهاي خود را طوري برنامه ريزي كنيد كه هنگام مطالعه ، ابتدا كتابهاي آسان را بخوانيد ، نه كتابهاي مشكل را.
- در هنگام مطالعه يك كتاب ، ابتدا از قسمت‌هاي آسان و جذاب شروع كنيد و بعد به سراغ بخشهاي مشكل تر آن برويد . اين كار را مي توانيد با مرور قسمت‌هاي خوانده شده قبلي آغاز كنيد. قسمت‌هاي آسان و جذاب علاقه شما را به خواندن افزايش مي دهند.
- در برنامه ريزي درسي خود ، موضوع‌هاي مشابه را پشت سر هم قرار ندهيد و آنها را يكي پس از ديگري مطالعه نكنيد تا حد ممكن بين آنها فاصله بگذاريد.
- اگر مي خواهيد چند كتاب را در يك روز مطالعه كنيد ابتدا زمانهاي خواندن و ترتيب قرار گرفتن آنها را مشخص كنيد و بعد به مطالعه بپردازيد .
- حتي المقدور براي يك كتاب بيش از دو ساعت وقت در نظر نگيريد . و زمانهاي مطالعه را به مدتهاي دو ساعته تقسيم كنيد . تصور نكنيد كه هر چقدر زمان مطالعه يك كتاب بيشتر باشد بهتر است بر عكس هر چقدر زمان كوتاه گردد و موضوع مورد مطالعه عوض گردد ، ميزان يادگيري افزايش مي يابد .
- اگر مي خواهيد در شش روز هفته ، شش كتاب بخوانيد، هرگز هر كتاب را در يك روز نخوانيد و براي شش روز ، شش كتاب در نظر نگيريد . بهتر است هر روز را به شش قسمت تقسيم كنيد و در هر قسمت ، يك كتاب بخوانيد و اين روند را در شش روز هفته ادامه دهيد .

2- برنامه ريزي :
يكي از عوامل اصلي موفقيت داشتن برنامه منظم است»
برنامه ريزي صحيح اين است كه چگونه از وقت و امكانات موجود حداكثر استفاده را ببريد . عدم برنامه ريزي صحيح باعث اتلاف وقت شده و بازده مطالعه بسيار كاهش مي يابد .
الف )برنامه ريزي درسي :
بهترين برنامه ريزي درسي، خود فرد است . يعني هر شخص بايد با توجه به شرايط روحي ، جسمي ، محيطي ، زماني ،علاقه ، هدف ، نقاط ضعف و قوت خويش براي خودش برنامه ريزي كند .
ب ) كوتاه ، ساده و قابل اجراء بودن برنامه صحيح است .
يعني هر قدر برنامه حجيم و سخت باشد تاثير منفي بر روحيه فرد مي گذارند و به خاطر پيچيدگي شان ، غالباً با شكست مواجه مي شوند .هر قدر برنامه كوتاهتر و ساده تر باشد . شخص راحت تر آن را در زمان تعيين شده انجام مي دهد. و تجربه اي موفق در زمينه برنامه ريزي كسب مي كند . و اين تجربيات موفق در رسيدن به موفقيت‌هاي بعدي تاثير بسزايي خواهندداشت .
ج ) اجراء برنامه در زمان مشخص :
وقتي برنامه اي را نوشته‌ايد . بايد آن را درزمان مشخص اجرا كنيد . اگر نظم خاصي در اجراء برنامه داشته باشيد ، به راحتي مي توانيد به اهداف خويش برسيد. كساني كه نظم و ترتيب در اجراء برنامه را رعايت نمي كنند ، غالباً برنامه‌هاي آنان با شكست مواجه مي شود .

3- نظم و ترتيب :
رعايت نظم از شرايط مهم مطالعه به حساب مي آيد . چرا كه نظم به ايجاد تمركز حواس كمك مي كند. همچنين وقتي كه نظم بر پا شد ، يادگيري بهتر صورت مي گيرد . اگر اتاق و ميز مطالعه نامنظم باشد موجب حواس پرتي و اختلال در يادگيري مي شود . توجه داشته باشيد . هر جور كه مطالب را به حافظه بدهيد ، بر همان اساس نيز مي توانيد آنها را بازيابي كنيد .

4- حفظ آرامش :
درسي را كه با آرامش بخوانيد قطعاً بهتر مي توانيد بياموزيد ، براي آنكه بازده مطالعه خود را بالا ببريد ، در سخت‌ترين شرايط و حتي كوتاهترين زمان نبايد مضطرب شويد و سعي كنيد در اين مدت كوتاه با آرامش خاطر مطالعه كنيد.

5- استفاده صحيح از وقت :
استفاده صحيح از وقت و هدر ندادن آن بسيار مهم است .
اگر منصف باشيم با كمي دقت و تامل در مي يابيم كه مشكل اصلي كمبود وقت نيست ، بلكه در نحوه استفاده از آن است .

6- ورزش :

« ورزش كليد عمر طولاني است »
شما مي توانيد ورزشهاي دلخواه خود را انتخاب كنيد و در برنامه روزانه خود قرار دهيد. به طور مثال پياده روي يكي از ورزشهاي مفيد و مناسب و در عين حال بسيار ساده و براي عموم امكان پذير است .
علاوه بر پياده روي از ورزشهاي مفيد براي كسب تمركز فكر و پرورش حافظه « يوگا » است يوگا به معناي تمركز نيرو در اصطلاح هندي يعني تمركز فكر و حواس . با انجام تمرينات يوگا مي توانيد تمركز حواس خود را بهبود بخشيد .

7- خواب كافي :
« خواب فراگيري و حافظه را تقويت مي كند»
يك خواب 8-6 ساعته معمولاً كافي است . بنابراين سعي كنيد طوري برنامه‌هاي درسي خود را تنظيم كنيد كه شبها حداقل 6 ساعت بخوابيد تا مغز شما به اندازه كافي استراحت كند . همچنين خواب نيم تا يك ساعت ( ظهرها بعد از ناهار ) بسيار مناسب است.

8- درك مطلب :
« آنچه در حافظه بلندمدت باقي مي ماند ، معني مطالب است »
سعي كنيد هنگام مطالعه ، مطالب را به خوبي درك كنيد، تا بتوانيد به راحتي آنها را به خاطر بسپاريد . نكته اي كه در درك معني تأثير بسزا دارد و بازده مطالعه را بسيار افزايش مي دهد ، يادداشت برداري مطالب خوانده شده است . يادداشت برداري در افزايش ميزان يادگيري بسيار مؤثر است .

9- اتاق مطالعه :
« اتاق مطالعه بايد آرام باشد»
اتاق مطالعه بايد ساكت و آرام و تا حد ممكن از عكس، پوستر و اشيايي كه موجب حواس پرتي مي شوند . خالي باشد.
نور اتاق بايد كافي و مناسب باشد. بهترين نور براي مطالعه روشنايي روز است . نور بايد در سطح اتاق پخش گردد. بنابراين چراغ مطالعه براي درس خواندن مناسب نيست . نور نبايد كم باشد . اتاق مطالعه بايد از تهويه مناسبي برخوردار باشد.
در مطالعه فاصله چشم تا كتاب بايد رعايت شد و فاصله مناسب حدود 40-30 سانتي متر است .
ميز مطالعه بايد از نظر ارتفاع وسعت و رنگ مناسب باشد.

10- زمان مطالعه :
واقعيت اين است كه هيچ زماني به طور دقيق و انحصاري براي مطالعه وجود ندارد .
نكته اي كه در مورد زمان مطالعه بايد رعايت كنيد استراحت چه قبل از مطالعه و چه بعد از مطالعه را بايد در نظر گرفت .
نيم ساعت مطالعه و 5 دقيقه استراحت ، روش بسيار خوبي براي مطالعه كردن است . زيرا اولاً شما آستانه يادگيري را رعايت مي كنيد و ثانياً با استراحت كوتاه ، فرصتي براي مغز در نظر مي گيريد تا به تجزيه و تحليل اطلاعات بپردازد بايد يادآور شد كه نيم ساعت مطالعه و 5 دقيقه استراحت به اين معني نيست كه دقيقاً بعد از نيم ساعت مطالعه حتماً استراحت كنيد حال اگر چند دقيقه اين طرف و آن طرف شد ، اشكالي ندارد . اما بهتر است بيش از 45 دقيقه نشود.


صلوات بر محمّدو آل محمد (ص)

چهل حدیث در باب اعجاز صلوات بر محمّدو آل محمد (ص)

سیدمحمد شفیعی مازندرانی

-

 

اشاره:

تردیدی نیست که صلوات کامل همان است که همه مسلمانان، در تشهد نماز به ادای آن می پردازند:

«اللهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد و آلِ مُحمّد».

صلوات در پیشگاه خدا دارای اهمیت و جایگاه خاصی است و پرداختن به آن آثار ارزنده را در بر دارد. می توان گفت صلواتی که با شرایط لازم بر زبان آید، اعجاز می کند، حلال مشکلات بوده و دست آدمی را در زندگی می گیرد. صلوات، دل را به سوی عالمی مصفّا و به دور از هرگونه تیرگی به پرواز در می آورد. مایه تطهیر جان آدمی گشته، برکات فراوانی را از آسمان رحمت بر آدمی نازل می سازد. هم چنین صلوات مایه تقرب آدمی به درگاه خدا گشته، باعث جلب نظر اولیای الهی و خلیفگان خدا نسبت به آدمی می شود.

این نوشته، درصدد بیان تأثیرات مثبت و اعجازآمیز ذکر «صلوات» است. در فصل اول صلوات کامل و ناقص مورد بحث قرار می گیرد و در فصل دوم سخن از اهمیت صلوات به میان می آید. در فصل سوم به برخی از مهم ترین آثار اعجازآمیز صلوات اشاره می شود. در فصل چهارم موارد و جلوه های مختلف اهتمام به صلوات، مورد توجه قرار می گیرد. و در خاتمه، به حکمت تأکید بر صلوات نیز اشاره می شود.

صلوات کامل و ناقص کدام است؟

صلوات کامل، همان است که در تشهد نماز به آن می پردازیم و همه مسلمانان به آن اهتمام می ورزند.

استاد بزرگوارم علامه ملایری ، صاحب کتاب پر ارج «جامع احادیث الشیعه» ضمن نقل خاطرات سفر حج خود به نگارنده گفت: روزی امام جماعت کنار کعبه را دیدار کردم. مردی باوقار و خوش برخورد بود. خود را معرفی کردم. خیلی مرا مورد لطف و احترام خود قرار داد. در ضمن حرف ها، به او گفتم: «چرا شما گاهی از نثار صلوات بر آل رسول صلی الله علیه و آله خودداری می کنید؟» پاسخ داد: «صلوات بر محمد و آل او در تشهد نماز، بر همگان واجب است، ولی در غیر این مورد ذکر آل واجب نیست، بلکه مستحب است. لذا گاهی عملاً رعایت نمی شود.» گفتم: پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در پاسخ این سؤال که چگونه صلوات بفرستیم فرمود:

قُولُوا: اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ

. و افزودم: در دستور العمل پیامبر صلی الله علیه و آله در این باره «آلِ مُحَمَّد» مورد توجه است و استثنایی در کار نیست تا در غیر نماز بدون ذکر آل محمد اشکال نداشته باشد. هم چنین آن حضرت از صلوات «بَتْراء» نهی به عمل آورده است. «بَترا» عبارت است از صلوات بدون ذکر آل محمد.(1)

او با تعجب به من نگریست و گفت: «در کجا؟» گفتم : «در صحیح بخاری(2). آن جا که آیه «إِنَّ اللّه وَمَلاَئِکتَهُ یصَلُّونَ عَلَی النَّبِی یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِیما»(3) را تبیین می کند.»

گفت : «امشب به آن کتاب(4) مراجعه می کنم. اگر چنین باشد، من از این به بعد آن را رعایت می کنم.»

گفتم : «من ظهر فردا همین جا منتظر شما هستم.» روز بعد او کمی دیر آمد. بدون مقدمه نگاهی به من کرد و در حالی که با دست خود به من اشاره می کرد، گفت: «اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد» و رفت. معلوم شد که حدیث مذکور را در کتاب نامبرده یافته است.

در جواهر الکلام، ج 10، ص 262 می خوانیم: آن چه به عنوان واجب، در تشهد نماز به چشم می خورد، عبارت است از «اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد» و اجماع اهل نظر بر آن منعقد می باشد و بقیه مستحب خواهد بود و کسی که به ذکر آل محمد، در صلوات نپردازد، نماز او باطل است.

شافعی، امام فرقه شافعیه در باب وجوب صلوات بر اهل بیت علیهم السلام و اهمیت آن این چنین سرود:

یا أَهْلَ بَیتِ رَسُولِ اللّه حُبُّکمْ فَرْضٌ مِنَ اللّه فی الْقُرْآنِ اَنْزَلَهُ

کفاکمُ من عظیمِ الفضل اَنَّکمُ مَنْ لم یصَلِّ علیکمْ لا صَلاةَ لَهُ(5)

ای اهل بیت رسول خدا صلی الله علیه و آله دوستی و محبت به شما از واجباتی است که در قرآن به چشم می خورد و عظمت و گران سنگی شما همین بس، که اگر کسی به شما درود نفرستد، نماز او باطل است.

* * *

در حدیث آمده است: زید بن خارجه می گوید: «از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله سؤال کردم که چگونه در پیشگاه خدا طلب حاجت کنم؟» رسول خدا صلی الله علیه و آله پاسخ داد: «بر من صلوات بفرستید و در دعا کوشا باشید.» و افزود: اینچنین بگویید: «اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد»(6) در این دستور العمل، چگونگی صلوات کامل را پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله خاطر نشان کردند.

آن چه مورد عنایت پروردگار حکیم می باشد، صلوات کامل است نه صلوات ناقص. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «کسی که بر من صلوات بفرستد ولی بر آل من صلوات نفرستد، بوی بهشت را استشمام نمی کند».(7) زیرا صلوات ناقص مورد نهی و نکوهش پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله می باشد. چنان که آن حضرت فرمود: صلوات ناقص برای من منظور ندارید و «صلوات بَتْراء» را کنار بگذارید.(8)

امام باقر علیه السلام به مردی که دست به خانه خدا نهاده و صلوات ناقص ادا می کرد و می گفت: «اللهمّ صلّ علی محمّد» نگریست و فرمود: «ای مرد، صلوات را ناقص ادا نکن و در حق ما ستم روا مدار. بگو: اللهمّ صلّ علی محمّد و آل محمد».(9)

صلوات بَتْراء، یعنی صلوات بدون ذکر آل محمد صلی الله علیه و آله در کلام پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله مورد نهی و نکوهش قرار گرفته است. لکن این مسأله (عدم ذکر آل) در صلوات، گاهی جنبه سیاسی داشته است. از جمله در تاریخ یعقوبی آمده است :

«کان ابن الزبیر - و هو عبداللّه - کثیر البغض لعلی بن أبی طالب، تحامل علیهم تحاملاً شدیداً و أظهر لهم العداوة والبغضاء حتّی بلغ منه أنّ ترک الصلاة علی محمّد فی خطبته، فقیل له: لم ترکت الصلاة علی النبی؟ فقال: إنّ له أهل سوء یشرئبوّن لذکره و یرفعون رؤوسهم إذا سمعوا به».

عبداللّه زبیر، چهل روز در خطبه نماز جمعه، صلوات را ترک کرده بود. هنگامی که راز آن را از او جویا شدند، گفت: «ناچارم هنگام صلوات بر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به آل او هم درود بفرستم. بر این اساس صلوات بر پیامبر صلی الله علیه و آله را ترک کردم».(10)

مخالفان اهل بیت کینه خود را در برابر خط امامت در حذف کلمه «آل محمد صلی الله علیه و آله » هنگام صلوات ابراز می کردند و در این رابطه نامه هایی که از اهالی این خط بر جای مانده است گویای همین مسأله می باشد. ابن ابی الحدید، اندیشمند معروف اهل سنت، در کتاب خود (شرح نهج البلاغه) نامه های مختلفی از این دو جناح، پیروان خط سقیفه و پیروان خط امامت را متذکر گشته است. در نامه های خط سقیفه، هنگام صلوات بر حضرت رسول صلی الله علیه و آله کلمه «آل» به چشم نمی خورد(11)، ولی در نامه های گروه دوم، صلوات بر آل محمد، دیده می شود.

* * *

زمخشری در ذیل آیه: «هُوَ الَّذِی یصَلِّی عَلَیکمْ وَمَلاَئِکتُهُ»(12) می نویسد: طبق مفاد این آیه، صلوات بر همه مسلمین رواست. به نظر ایشان صلوات بر مردم عادی جایز است تا چه رسد بر آل محمد. [و ما معنی صلاتهم؟ قلت: هی قولهم: اللّهم صلّ علی المؤمنین](13)

ملاحظه کردید که حذف کلمه «آل محمّد» در صلوات، جنبه سیاسی دارد، وگرنه همان گونه که هر دو گروه در تشهد نماز ناچارند تا صلوات را به طور کامل ادا کنند، باید در غیر نماز نیز صلوات را کامل «اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد»(14) بر زبان داشته باشند. حتی افرادی چون ابن تیمیه (که در زمان ما وهّابیان جلوه مکتب فکری او هستند) تحقیقی پیرامون حقوق اهل بیت علیهم السلام داشته که در نتیجه آن، ذکر «آل» را در صلوات لازم می داند ، گرچه وهابیان، به آن عمل نمی کنند.(15)

اهمیت صلوات

رفع حسرت با صلوات

محفل و مجلسی که در آن ذکر صلوات در کار نباشد، عامل حسرت برای صاحب خود خواهد بود.

[ 1 ] «عن الصادق علیه السلام قال: مَا اجْتَمَعَ فِی مَجْلِسٍ قَوْمٌ لَمْ یذْکرُوا اللّه عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَمْ یذْکرُونَا إِلاّ کانَ ذَلِک الَْمجْلِسُ حَسْرَةً عَلَیهِمْ یوْمَ الْقِیامَةِ».

امام صادق علیه السلام فرمودند که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: در هر مجلسی که ذکر خدا و یاد خدا نباشد و صلوات بر من فرستاده نشود، آن مجلس برای اهلش، مایه حسرت و وبال خواهد بود.(16)

البته برای صلوات فرستادن دل و زبان باید یکی باشد؛ یعنی در حال غفلت، زبان مشغول ذکر صلوات نباشد، بلکه با تمرکز حواس مشغول صلوات باشد.

هنگام فرستادن صلوات باید به گونه ای عمل کرد که گویی پیامبر حاضر است و مستقیماً به آن حضرت سلام می کنیم.

از سفیان ثوری پرسیدند: یوم الحسرة کدام روز است که حق تعالی می فرماید: «وَأَنذِرْهُمْ یوْمَ الْحَسْرَةِ».

«بترسان ایشان را از روز حسرت». سفیان جواب داد: آن روز، قیامت است و حسرت همه خلق را فرو خواهد گرفت. زیرا نیکان حسرت می خورند که چرا از این بیش تر نیکی نکردیم و بدها حسرت می خورند که چرا به سلوک راه حسنات مشغول نگشتیم. از او پرسیدند: «ای شیخ، آیا کسی خواهد بود که در آن روز حسرت نداشته باشد؟» گفت: «آری، کسی که در این دنیا مدام بر رسول خدا صلوات فرستاده باشد، در روز قیامت حسرت چیزی را نمی خورد.»

صلوات در خانه کعبه

ذکر مورد توجه در داخل خانه خدا، عبادت است از صلوات بر «محمد و آل محمد». در حدیث می خوانیم:

[ 2 ] «عن عبدالسلام بن نعیم قال: قلت لأبی عبداللّه علیه السلام : إنّی دخلت البیت و لم یحضرنی شیی ء من الدعاء إلاّ الصلاة علی محمّد و آل محمّد، فقال علیه السلام : «أما أنَّه لم یخرج أحدٌ بأفضل ممّا خرجت به».

عبدالسلام بن نعیم می گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: «داخل خانه کعبه شدم و هیچ دعایی به خاطرم نیامد ، مگر صلوات بر رسول خدا.» آن حضرت فرمود: «هیچ کسی از کعبه بیرون نیامده است که عملش از عمل تو بهتر باشد.»(17)

سبب مهر السنة

راز تعیین مهر السنة زنان چیست؟ در احادیث آمده است:

[ 3 ] «عن الحسین بن خالد قال: سألت أبا الحسن علیه السلام عن مهر السنّة کیف صار خمسمائة درهم؟ فقال علیه السلام : «إنّ اللّه تبارک و تعالی أوجب علی نفسه ألاّ یکبّره مؤمن ماءة تکبیرة و یسبّحه ماءة تسبیحة و یحمده ماءة تحمیدة و یهلّله ماءة تهلیلة و یصلّی علی محمّد و آله ماءة مرّة ثم یقول: اَللّهُمَّ زَوِّجْنِی مِنَ الْحُورِ الْعَینِ إلاّ زوّجه اللّه عزوجل إلی نبیه صلی الله علیه و آله أن سنّ مهور المؤمنات خمسمائة درهم، ففعل ذلک رسول اللّه صلی الله علیه و آله ».

از حضرت امام رضا علیه السلام پرسیدند: سبب چیست که مَهر زنان در شریعت 500 درهم قرار داده شده است. فرمود: خداوند بر خود واجب گردانیده است که هر مؤمنی که 100 مرتبه اللّه اکبر، 100 مرتبه سبحان اللّه ، 100 مرتبه الحمد للّه و 100 مرتبه لا اله الا اللّه بگوید و سپس 100 مرتبه بر محمد و آل محمد صلی الله علیه و آله صلوات فرستد و بعد از آن بگوید: اَللّهُمَّ زَوِّجْنِی مِنَ الْحُورِ الْعَینِ، حور العین را به او تزویج نماید و علت این است که مهر زنان را 500 درهم قرار داده است.(18)

تقارن صلوات با ذکر خدا

هرگاه نام خدا بر زبان آمد باید ذکر صلوات نیز بر زبان باشد. در حدیث آمده است:

[ 4 ] «و سَئَل الإمام الرضا علیه السلام عن قوله تعالی «وَذَکرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّی»فَقال علیه السلام : کلَّمَا ذَکرَ اسْمَ رَبِّهِ صَلّی عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِه».

از امام رضا علیه السلام در تفسیر آیه «وَ ذَکرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلّی»فرمود: مراد از این آیه این است که هرگاه نام پروردگار متعال [اللّه ] بر زبان آمد، بر محمد و آل محمد صلی الله علیه و آله درود و صلوات فرستاده شود.(19)

شرکت ملایکه

حضور ملایکه در مجالسی که در آن ذکر صلوات مورد توجه باشد، به گونه ای چشم گیر خواهد بود. در حدیث آمده است:

[ 5 ] «عن النَبِی صلی الله علیه و آله : إَنَّ الْمَلائِکةَ یمُرُّونَ عَلَی حَلَقِ الذِّکرِ فَیقُومُونَ عَلَی رُئُوسِهِمْ وَ یبْکونَ لِبُکائِهِمْ وَ یؤَمِّنُونَ عَلَی دُعَائِهِمْ - إِلَی أَنْ قَالَ - فَیقُولُ اللَّهُ سُبْحَانَهُ لَهُمْ: أُشْهِدُکمْ أَنِّی قَدْ غَفَرْتُ لَهُمْ».

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: کاروانی از فرشتگان به امر پروردگار در جهان حرکت می کنند و هنگامی که به جلسه ذکر و صلوات می رسند، به یکدیگر می گویند: فرود آییم. زمانی که پیاده می شوند، اهل جلسه را هنگام دعا با ذکر آمین، یاری کرده و نیز اهل جلسه را هنگام صلوات کمک و همراهی می کنند. در پایان به یکدیگر می گویند: خوشا به حال افراد این جلسه که خدا آنان را آمرزید.(20)

استجابت دعا

چگونگی دعا کردن و فراهم آوردن استجابت دعا را می توان از طریق توجه به صلوات به دست آورد.

[ 6 ] «عن الإمام الصادق علیه السلام : مَنْ کانَتْ لَهُ إِلَی اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ حَاجَةٌ فَلْیبْدَأْ بِالصَّلاةِ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ ثُمَّ یسْأَلُ حَاجَتَهُ ثُمَّ یخْتِمُ بِالصَّلَاةِ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَکرَمُ مِنْ أَنْ یقْبَلَ الطَّرَفَینِ وَ یدَعَ الْوَسَطَ إِذَا کانَتِ الصَّلاةُ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ لا تُحْجَبُ عَنْهُ».

امام صادق علیه السلام فرمود: کسی که حاجتی دارد باید اوّل، صلوات بر محمد و آل محمد صلی الله علیه و آله بفرستد و بعد از آن، حاجت خود را بخواهد و در آخر دعا، دوباره صلوات بفرستد. زیرا خدا کریم تر از آن است که دو طرف دعا را قبول کند و وسط دعا را قبول نکند و صلوات بر محمد و آل محمد صلی الله علیه و آله مانع های استجابت دعا را بر طرف می کند.(21)

راز شیرینی عسل

[ 7 ] روزی پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و امیرمؤمنان علی علیه السلام در میان نخلستان نشسته بودند که زنبور عسلی دور پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله شروع به چرخیدن کرد. پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمود: «یا علی! می دانی این زنبور چه می گوید؟» حضرت علی علیه السلام فرمود: «خیر.» رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: این زنبور ما را مهمان کرده و می گوید: یک مقدار عسل در فلان محل گذاشتم. امیرمؤمنان علیه السلام را بفرستید تا آن را از آن محل بیاورد. امیرمؤمنان علیه السلام بلند شد و عسل را از آن محل آورد. حضرت رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «ای زنبور! غذای شما که از شکوفه گل تلخ است، به چه علّتی آن شکوفه به عسل شیرین تبدیل می شود؟» زنبور گفت: «یا رسول اللّه ! شیرینی این عسل از برکت وجود مقدّس شما و (آل) شماست. چون هر وقت از شکوفه استفاده می کنیم ، همان لحظه به ما الهام می شود که سه بار بر شما صلوات بفرستیم. وقتی که می گوییم: «اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد»(22) به برکت صلوات بر شما عسل ما شیرین می شود.»

حکایت

برخی از اهل سنت، صلوات را برای غیر از پیامبر جایز ندانسته و آن را جسارت به مقام نبوت به حساب می آورند. بر اساس همین نگرش، هنگامی که شهید معروف علامه قاضی نور اللّه تستری ، صاحب کتاب احقاق الحق در موقع ذکر نام امیرالمؤمنین علیه السلام کلمه: «علیه الصّلاة والسّلام» را بر زبان آورد، بر ضد او بسیج شدند و به اصطلاح جهت دفاع از پیامبر!! به پاخاستند و فتوای مباح بودن خون وی را صادر کردند آنان در این باره طوماری تنظیم کردند و از بعضی امضاء گرفتند که یکی از علمای بزرگ اهل سنت هندوستان از امضای آن خودداری نمود و زیر آن طومار این شعر را نوشت :

گر لَحْمُک لَحْمی ز حدیث نبوی هی کی،
 صَّلّ علی نام علی بی ادبی هی

جمع آوران امضا و متصدیان آن ، طومار را به دربار برده تا نظر شاه را نیز جهت قتل او (صاحب احقاق الحق) به دست آورند. هنگامی که شاه طومار را ملاحظه کرد و چشمش به این بیت افتاد از اعدام علامه چشم پوشید.(23)

 چهل حدیث در باب اعجاز صلوات بر محمّدو آل محمد (ص)

سیدمحمد شفیعی مازندرانی

- ۲ -


برخی از آثار صلوات

بهترین ذکر

برترین ذکر الهی، صلوات بر محمد و آل اوست که در احادیث آمده است:

[ 8 ] «عَنْ عَبْدِ السَّلامِ بْنِ نُعَیمٍ قَالَ: قُلْتُ لاِءَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام : إِنِّی دَخَلْتُ الْبَیتَ وَ لَمْ یحْضُرْنِی شَیءٌ مِنَ الدُّعَاءِ إِلاَّ الصَّلاةُ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ! فَقَالَ: أَمَا إِنَّهُ لَمْ یخْرُجْ أَحَدٌ بِأَفْضَلَ مِمَّا خَرَجْتَ بِهِ».

عبدالسلام (بن عبدالرحمن) بن نعیم می گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: من داخل کعبه شدم و دعایی به خاطرم نیامد ، جز صلوات بر محمد صلی الله علیه و آله و آل محمد. امام علیه السلام فرمود: آگاه باش! مانند تو در فضیلت و ثواب کسی از خانه خدا بیرون نیامده است.(24)

شرایط اظهار حاجت

امام صادق علیه السلام فرمودند: «لازم است بر هر یک از شما که هنگام اظهار حاجت در پیشگاه خداوند بزرگ با ستایش الهی آغاز کند و به تمجید محمّد صلی الله علیه و آله و آل او بپردازد و سپس به تقصیرها و گناهان خود اعتراف کند و پس از آن حاجت خود را در میان نهد».(25)

[ 9 ] «قَالَ النَّبِی صلی الله علیه و آله ذَاتَ یوْمَ لِعَلِی علیه السلام : یا عَلِی أَلا أُبَشِّرُک؟ فَقَالَ: بَلی بِأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی فَإِنَّک لَمْ تَزَلْ مُبَشِّراً بِکلِّ خَیرٍ. فَقَالَ: أَخْبَرَنِی جَبْرَئِیلُ آنِفاً بِالْعَجَبِ قُلْتُ: مَا الَّذِی أَخْبَرَک یا رَسُولَ اللَّهِ؟ قَالَ: أَخْبَرَنِی أَنَّ الرَّجُلَ مِنْ أُمَّتِی إِذَا صَلَّی عَلَی وَ أَتْبَعَ بِالصَّلاةِ عَلَی أَهْلَ بَیتِی فُتِحَتْ لَهُ أَبْوَابُ السَّمَاءِ وَ صَلَّتْ عَلَیهِ الْمَلائِکةُ سَبْعِینَ صَلاةً وَ إِنَّهُ لَمُذْنِبٌ خَطَّاءٌ ثُمَّ تَحَاتُّ عَنْهُ الذُّنُوبُ کمَا تَحَاتُّ الْوَرَقُ مِنَ الشَّجَرِ فَیقُولُ اللَّهُ تَبَارَک وَ تَعَالَی: لَبَّیک یا عَبْدِی وَ سَعْدَیک یا مَلائِکتِی أَنْتُمْ تُصَلُّونَ عَلَیهِ سَبْعِینَ صَلاةً وَ أَنَا أُصَلِّی عَلَیهِ سَبْعَمِائَةِ صَلاةٍ فَإِذَا صَلَّی عَلَی وَ لَمْ یتْبِعِ الصَّلاةَ عَلَی أَهْلَ بَیتِی کانَ بَینَهَا وَ بَینَ السَّمَاءِ سَبْعُونَ حِجَاباً وَ یقُولُ اللَّهُ تَبَارَک وَ تَعَالَی لا لَبَّیک یا عَبْدِی وَ لا سَعْدَیک یا مَلائِکتِی لا تُصْعِدُوا دُعَاءَهُ إِلاّ أَنْ یلْحِقَ بِنَبِیی عِتْرَتَهُ فَلا یزَالُ مَحْجُوباً حَتَّی یلْحِقَ (بِی) أَهْلَ بَیتِی».

روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله به امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: «آیا می خواهی شما را مژده ای دهم؟» امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: «بفرما، پدر و مادرم قربانت! شما که پیوسته مبشر به خیر و خوبی ها بوده اید.» فرمود: جبرئیل به تازگی برای من خبر خوشی آورده است. خبر این است که هرکدام از امت من هنگامی که بر من صلوات فرستند، اگر نام اهل بیتم را نیز ملحق سازند؛ درهای آسمان جملگی برای پذیرفتن دعا و عبادت او گشوده گردد و فرشتگان هفتاد بار درود بر وی بفرستند و این خود محو کننده جرم و گناهان است آن گاه گناهان چون برگ درختان از او بریزد و خداوند تعالی فرماید: «لبیک» تو را پذیرفتم، خجسته و مسعود باشی!

سپس به فرشتگان گوید: شما هفتاد بار بر وی درود فرستادید و من هفتصد بار؛ لیکن اگر تنها بر من صلوات بفرستد و اهل بیتم را ملحق نسازد میان دعای او و آسمان، هفتاد حجاب حایل باشد و خداوند جل و جلاله فرماید: لا لبیک.(26)

اعجاز صلوات با صدای بلند

امام جعفر صادق علیه السلام از رسول مکرم اسلام صلی الله علیه و آله نقل می کند:

[ 10 ] «ارْفَعُوا أَصْوَاتَکمْ بِالصَّلاةِ عَلَی فَإِنَّهَا تَذْهَبُ بِالنِّفَاقِ».

پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله فرمودند: صلوات ها را با صدای بلند ادا نمایید، زیرا موجب از بین رفتن نفاق می گردد.(27)

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:

[ 11 ] «الصَّلاةُ عَلَی وَ عَلَی أَهْلِ بَیتِی تَذْهَبُ بِالنِّفَاقِ».

صلوات و درود بر من و خاندان من نفاق را از بین می برد.(28)

هم چنین امام صادق علیه السلام فرمودند:

«هرکه حاجتی از خدای عز و جل داشته باشد، باید با صلوات بر محمد و آلش آن را آغاز کند و سپس حاجت خود را بخواهد و باز هم در پایان، صلوات بر محمد و آلش بفرستد؛ زیرا خداوند عز و جل از آن کریم تر است که دو طرف را بپذیرد و میانه را وانهد؛ زیرا صلوات بر محمد و آلش از او محجوب نباشد».(29)

عامل جلب رضایت خدا

کثرت صلوات یکی از عوامل جلب رحمت الهی است. در حدیث آمده است:

[ 12 ] «عَنْ أَبی عَبْداللّه علیه السلام : قَالَ رَسُولُ اللَّهِ علیه السلام : صَلاتُکمْ عَلَی إِجَابَةٌ لِدُعَائِکمْ وَ زَکاةٌ لأَعْمَالِکمْ».

از امام صادق علیه السلام روایت شده است که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: صلوات فرستادن شما بر من باعث روا شدن حاجت های شماست و خدا را از شما راضی کرده و اعمال شما را پاکیزه می گرداند.(30)

نابود کننده سیئات

امام رضا علیه السلام فرمودند:

[ 13 ] «قَالَ الرِّضَا علیه السلام فِی حَدِیثٍ: مَنْ لَمْ یقْدِرْ عَلَی مَا یکفِّرُ بِهِ ذُنُوبَهُ فَلْیکثِرْ مِنَ الصَّلاةِ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ فَإِنَّهَا تَهْدِمُ الذُّنُوبَ هَدْماً».

هرکس نتواند کفاره گناهانش را بپردازد، باید بر محمد و آلش درود فراوان بفرستد؛ چون آن صلوات گناهان را منهدم می سازد.(31)

اعجاز نوشتن صلوات

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:

[ 14 ] «من صلی علی فی کتاب لم تزل الملائکة تستغفر له مادام اسمی فی ذلک الکتاب».

هرکس در نوشته ای بر من درود فرستد، تا زمانی که نام من در آن نوشته موجود باشد، فرشتگان پیوسته برای او آمرزش می طلبند.(32)

ای فرشتگان من! دعای او را به آسمان نبرید تا این که اهل بیت پیغمبرش را نیز در فرستادن درود با پیغمبر ملحق سازد. پس هم چنان دعایش پذیرفته نگردد و به آسمان نرود، تا بر اهل بیت پیغمبر صلی الله علیه و آله نیز سلام و درود بفرستند.(33)

فرشتگان حامل صلوات

صلوات مورد توجه ویژه رسول خدا صلی الله علیه و آله است. در حدیث آمده است:

[ 15 ] «عَن الصادق علیه السلام : من صلّی علی النبی و آله مائة مرّة فی کلّ یوم أسداها سبعون ملکاً یبلغها إلی رسول اللّه صلی الله علیه و آله قبل صاحبه».

امام صادق علیه السلام فرمودند: «هرکس بر پیغمبر و آل پیغمبر در هر روز صد بار صلوات بفرستد، هفتاد فرشته او را در میان گیرند و آن صلوات را برای رساندن به رسول اللّه صلی الله علیه و آله از رفیق خود سبقت می گیرند».(34)

بهترین عمل در جمعه

گرچه انفاق، در همه جا، مورد ستایش است، لکن در شب و روز جمعه بیش تر مورد تأکید می باشد.

[ 16 ] «الصَّدَقَةُ لَیلَةَ الْجُمُعَةِ وَ یوْمَهَا بِأَلْفٍ وَ الصَّلاةُ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ لَیلَةَ الْجُمُعَةِ بِأَلْفٍ مِنَ الْحَسَنَاتِ وَ یحُطُّ اللّه فِیهَا أَلْفاً مِنَ السَّیئَاتِ وَ یرْفَعُ فِیهَا أَلْفاً مِنَ الدَّرَجَاتِ».

امام صادق علیه السلام فرمودند: صدقه دادن در شب جمعه و روز آن و نیز «صلوات» (درود فرستادن بر محمد صلی الله علیه و آله و آل او) در شب جمعه و روز آن، برابر هزار حسنه است و هزار سیئه به وسیله آن نابود می شود و هزار درجه بر مقام آدمی افزوده می شود.(35)

[ 17 ] هم چنین امام صادق علیه السلام فرمودند:

«ما من عمل أفضل یوم الجمعة من الصلاة علی محمّد و أهل بیته».

هیچ عملی در روز جمعه، برتر از صلوات بر محمد و آل محمد صلی الله علیه و آله نیست.(36)

ابن ابی عمیر گوید: حماد بن عثمان از امام صادق علیه السلام پرسید: «افضل اعمال در روز جمعه کدام است؟» ایشان فرمود: «یک صد بار صلوات بر محمد و آل محمد بعد از نماز عصر و هرچه بر آن بیفزایی بهتر خواهد بود.»

احمد بن خالد برقی می گوید: در روایتی که عبداللّه بن سیابه و ابو اسماعیل، از ناحیه یکی از این دو امام ابو جعفر باقر یا ابو عبداللّه صادق علیه السلام نقل کرده و فرمود: چون نماز جمعه به جای آوردی بگو:

«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ الاْءَوْصِیاءِ الْمَرْضِیینَ بِأَفْضَلِ صَلَوَاتِک وَ بَارِک عَلَیهِمْ بِأَفْضَلِ بَرَکاتِک وَ السَّلامُ عَلَیهِ وَ عَلَیهِمْ وَ رَحْمَةُ اللّه وَ بَرَکاتُهُ».

خداوند برای تو یک صد هزار حسنه بنویسد و یک هزار گناه از نامه عملت محو سازد و یک صد هزار حاجتت را برای آن روا کند و یک صد هزار درجه مقامت را بالا برد.(37)

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:

«أکثروا الصلاة علی یوم الجمعة فإنّه یوم مشهود تشهده الملائکة، و إن أحداً لا یصلّی علی إلاّ عرضت علی صلاته حتّی یفرغ منها».

در روز جمعه بسیار بر من صلوات و درود بفرستید که آن روزی است که فرشتگان آن را می بینند و هیچ کس بر من صلوات و درود نمی فرستد، جز آن که درود وی بر من عرضه می شود.(38)

هنگام نگاه به نامحرم و ذکر صلوات

ذکر صلوات، مایه ثبات دل در صراط پاکدامنی و طهارت دل می گردد. در حدیث آمده است:

[ 18 ] «إِذَا رَأَی أَحَدُکمُ امْرَأَةً تُعْجِبُهُ فَلْیأْتِ أَهْلَهُ فَإِنَّ عِنْدَ أَهْلِهِ مِثْلَ مَا رَأَی فَلا یجْعَلَنَّ لِلشَّیطَانِ عَلَی قَلْبِهِ سَبِیلاً لِیصْرِفْ بَصَرَهُ عَنْهَا فَإِذَا لَمْ یکنْ لَهُ زَوْجَةٌ فَلْیصَلِّ رَکعَتَینِ وَ یحْمَدُ اللّه کثِیراً وَلْیصَلِّ عَلَی النَّبِی صلی الله علیه و آله ثُمَّ یسْأَلُ اللّه مِنْ فَضْلِهِ فَإِنَّهُ ینْتِجُ لَهُ مِنْ رَأْفَتِهِ مَا یغْنِیهِ».

امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمودند: هنگامی که زنی نظر یکی از شما را جلب کرد، باید به همسر خود روی آورد و بداند که زنان همه از یک مقوله اند. او نباید شیطان را بر دل خود مسلط سازد و اگر همسر ندارد، دو رکعت نماز بخواند و سپس به حمد الهی و صلوات بر محمد و آل او بپردازد و از خدا بخواهد تا با رحمت و فضل خود، وی را استغنای باطنی ببخشد و گره از کارش باز کند.(39)

سنگین ترین عمل در قیامت

امام باقر علیه السلام و امام صادق علیه السلام فرمودند:

[ 19 ] «أَثْقَلُ مَا یوضَعُ فِی الْمِیزَانِ یوْمَ الْقِیامَةِ الصَّلاةُ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَیتِهِ».

سنگین ترین عملی که روز قیامت در ترازوی (اعمال) گذاشته می شود، درود بر محمد و اهل بیت اوست.(40)

امام صادق علیه السلام فرمودند:

«مَا مِنْ عَمَلٍ أَفْضَلُ یوْمَ الْقِیامَةِ مِنَ الصَّلاةِ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد».

در قیامت هیچ عملی برتر و گرامی تر از صلوات بر محمد و آل او نیست.(41)

باعث سنگینی کفّه حسنات

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:

[ 20 ] «أَنَا عِنْدَ الْمِیزَانِ یوْمَ الْقِیامَةِ فَمَنْ ثَقُلَتْ سَیئَاتُهُ عَلَی حَسَنَاتِهِ جِئْتُ بِالصَّلاةِ عَلَی حَتَّی أُثْقِلَ بِهَا حَسَنَاتِهِ».

من در قیامت نزد میزان اعمال می باشم. هر کس کفّه گناهانش افزون تر از حسناتش شود، آن صلوات هایی را که بر من فرستاده بیاورم و بر حسناتش بیفزایم تا بر گناهانش فزون آید.(42)

روشنایی قبر

[ 21 ] از پیغمبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله روایت شده است که:

«أَکثِرُوا الصَّلاةَ عَلَی فَإِنَّ الصَّلاةَ عَلَی نُورٌ فِی الْقَبْرِ وَ نُورٌ عَلَی الصِّرَاطِ وَ نُورٌ فِی الْجَنَّةِ».

بر من بسیار درود بفرستید؛ چرا که درود فرستادن بر من، برای درود فرستنده نوری است در قبر، نوری است بالای صراط و نوری است در بهشت.(43)

 چهل حدیث در باب اعجاز صلوات بر محمّدو آل محمد (ص)

سیدمحمد شفیعی مازندرانی

- ۳ -


نور پل صراط

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:

[ 22 ] «الصَّلاةُ عَلَی نُورٌ عَلَی الصِّرَاطِ».

درود فرستادن بر من، نوری است بر روی صراط.(44)

مهمان پیامبر در بهشت

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:

«در روز قیامت، اول کسی که حله بهشت پوشد، پدر من ابراهیم است و کرسی برطرف راست عرش نهند و او را بر آن نشانند و بعد از آن مرا حلّه پوشانند و امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام در پیش روی من بایستد، و تمام امت در عقب سر من بایستند، با تفاوت درجات و هر بنده ای که در عقب هر نماز فریضه، ده مرتبه بر من و آل من صلوات فرستد، او را نزد من جای دهند و مرا ببیند و من او را ببینم و روی او - مانند شب چهارده - تابان باشد.(45)

راز سربلند موسی

صلوات در امت های پیش از اسلام

[ 23 ] وقتی که حضرت موسی علیه السلام در کوه طور با حضرت باری تعالی مناجات نمود، خدای متعال به او فرمود:

«ای موسی! بر تو باد که از کبر دوری کنی و گردن کشی ننمایی؛ چرا که اگر همه خلایق دنیا، یک ذره کبر داشته باشند، جای آن ها را دوزخ قرار خواهم داد و به عذاب دردناک گرفتار می نمایم؛ اگرچه تو باشی یا ابراهیم خلیل و یا فرزندت اسماعیل باشد.

ای موسی! اگر می خواهی به تو زیاد نزدیک شوم و از تو راضی شوم، زیاد صلوات بر حبیب من، محمد بفرست، که صلوات فرستادن بر او موجب رفعت تو می شود.

سپس موسی علیه السلام بر محمد و آلش صلوات فرستاد و خداوند هم لوح شش گانه ای به او اهدا نمود و فرمود:

«ای موسی! لوح را بردار! »

موسی علیه السلام آن را برداشت و عرض کرد: «خداوندا، این محمد کیست که من با صلوات فرستادن به او نزدیک می شوم؟» ندا آمد: «ای موسی! بدان که اگر به خاطر محمد صلی الله علیه و آله و آلش نبود تو را نمی آفریدم و تو باید به فضل و کرامت فراوانی که به او داده ای معترف شوی.»

حضرت موسی علیه السلام عرض کرد: «پروردگارا! مرا دوست دارید یا محمد را؟» خطاب رسید: ای موسی تو را منزلت و مکالمت است و برای محمد منزلت و دوستی است. اکنون بدان که دوست عزیزتر است از سخن گو و بدان که مناجات تو با من در طور سیناست و مناجات محمد با من در عرش است: «دَنی فَتَدَلّی فَکانَ قَابَ قَوْسَینِ أَوْ أَدْنی».(46)

هم چنین در احادیث آمده است:

خداوند متعال به حضرت موسی علیه السلام فرمود:

یا موسی! من در وقت سخن گفتن با تو ده هزار گوش به تو دادم تا توانستی کلام مرا بشنوی و ده هزار زبان به تو ارزانی داشتم تا بتوانی جواب مرا بدهی. با این همه عنایاتی که به تو کردم، هر وقت که بر حبیب من محمد، صلوات بفرستی در نزد من محبوب تر می شوی.(47)

خلاصی از دشواری ها

در ذیل تفسیر آیه «وَإِذْ أَنجَینَاکمْ مِّنْ آلِ فِرْعَوْنَ» آمده است:

[ 24 ] «وَ کانَ مِنْ عَذَابِهِمُ الشَّدِیدِ أَنَّهُ کانَ فِرْعَوْنُ یکلِّفُهُمْ عَمَلَ الْبِنَاءِ عَلَی الطِّینِ وَ یخَافُ أَنْ یهْرَبُوا عَنِ الْعَمَلِ فَأَمَرَ بِتَقْییدِهِمْ وَ کانُوا ینْقُلُونَ ذَلِک الطِّینَ عَلَی السَّلالِیمِ إِلَی السُّطُوحِ فَرُبَّمَا سَقَطَ الْوَاحِدُ مِنْهُمْ فَمَاتَ أَوْ زَمِنَ لا یحْفِلُونَ بِهِمْ إِلَی أَنْ أَوْحَی اللَّهُ إِلَی مُوسَی علیه السلام قُلْ لَهُمْ لا یبْتَدِئُونَ عَمَلاً إِلاّ بِالصَّلاةِ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّیبِینَ لِیخِفَّ عَلَیهِمْ فَکانُوا یفْعَلُونَ ذَلِک فَیخِفُّ عَلَیهِمْ».

بنی اسرائیل با ذکر صلوات بر محمد و آل او، از مشکلات و دشواری های فرعون، از سختی و بیگاری هایی که از سوی عمال فرعون مقرر شده بود، نجات می یافتند. بنی اسرائیل بر اثر کار اجباری فرعون، از پای در می آمدند، تا آن که از سوی خدا، به موسی وحی شد که به آنان (بنی اسرائیل) صلوات بر محمد و آل محمد را تعلیم داده تا موجب تخفیف در سختی های آنان شود.(48)

آری! دقت در موارد فوق نشان می دهد که ذکر صلوات به عنوان ذکر حیات بخش در دوران پیش از اسلام می درخشید.

قضیه گاو بنی اسرائیل

گرچه داستان مقتول بنی اسرائیل که سرانجام آن به خریدن گاوی منجر گشته و عاقبت آن مسأله مستور و پشت پرده ای را بر ملا ساخته است، به گونه های مختلفی در تفاسیر و احادیث مربوطه به چشم می خورد که یکی از آن ها عبارت است از این حدیث که:

[ 25 ] «قتل شخص فی بنی إسرائیل و لم یعلم قاتله، فأمرهم اللّه أن یذبحوا بقرة، و هذه البقرة لها صفات خاصّة و نادرة و لم تکن إلاّ عند شاب من بنی إسرائیل أراه اللّه عزّ و جلّ فی منامه محمّداً و علیاً و طیبی ذریتهما، فقالا له: إنّک کنت لنا ولیاً محبّاً و مفضّلاً، و نحن نرید أن نسوق إلیک بعض جزائک فی الدنیا، فإذا راموا شراء بقرتک فلا تبعها إلاّ بأمر أمّک، فإنّ اللّه عزّ و جلّ یلقّنها ما یغنیک به و عقبک.

ففرح الغلام ، و جاءه القوم یطلبون بقرته، فقالوا بکم تبیع بقرتک هذه؟ قال: بدینارین، و الخیار لأمّی. قالوا: قد رضینا بدینار فسألها، فقالت: بأربعة. فأخبرهم، فقالوا: نعطیک دینارین. فأخبر أمّه، فقالت: بثمانیة.

فما زالوا یطلبون علی النصف ممّا تقول أمّه، و یرجع إلی أمّه، فتضعف الثمن حتّی بلغ ثمنها مل ء مسک ثور، أکبر ما یکون ملوءه دنانیر، فأوجب لهم البیع. ثمّ ذبحوها، و أخذوا قطعة و هی عجز الذنب الذی منه خلق ابن آدم، و علیه یرکب إذا

أعید خلقاً جدیدا، فضربوه بها، و قالوا اللهمّ بجاه محمّد و آله الطیبین لمّا أحییت هذا المیت، و أنطقته لیخبرنا عن قاتله.

فقام سالماً سویاً و قال: یا نبی اللّه قتلنی هذان ابنا عمّی، حسدانی علی بنت عمّی فقتلانی، و ألقیانی فی محلة هوءلاء لیأخذا دیتی منهم.

فأخذ موسی علیه السلام الرجلین فقتلهما، و کان قبل أن یقوم المیت ضرب بقطعة من البقرة فلم یحی، فقالوا: یا نبی اللّه أین ما وعدتنا عن اللّه عزّ و جلّ؟ فقال موسی علیه السلام : قد صدقت، و ذلک إلی اللّه عزّ و جلّ».

در میان بنی اسرائیل، کسی را کشته بودند و قاتل او معلوم نبود. از جانب خدا مأمور شدند گاوی را بکشند که دارای صفات ویژه ای باشد؛ ولی چنان گاوی را پیدا نکردند. در حالی که جوانی از بنی اسرائیل چنین گاوی داشت، ولی آنان اطلاع نداشتند. شبی در خواب به آن جوان الهام می شود که چون تو بر محمد و آل محمد صلوات می فرستی، جزای تو را در این دنیا به تو می رسانیم. در خواب، به جوان بنی اسرائیلی الهام می شود که گروهی از بنی اسرائیل روزی جهت خریدن گاو سراغ تو می آیند. شما گاو را نمی فروشی ، مگر به امر مادرت و اگر چنین کنی ثروت بسیاری برای خود و فرزندانت به دست می آید.

آن جوان از چنین خوابی شاد گردید. وقتی صبح شد گروهی از بنی اسرائیل به منزل آن جوان آمدند که گاوش را بخرند.

باب گفتگو شروع شد و به جوان گفتند که گاوت را چند می فروشی. گفت: «دو دینار، ولی اختیارش دست مادرم می باشد.» گفتند! ما یک دینار می خریم.» آن جوان با مادر خود مشورت کرد. مادرش گفت: «به چهار دینار بفروش.» جوان گفت: «مادرم می گوید چهار دینار.» خریداران گفتند: «ما دو دینار می خریم.» جوان دوباره با مادر مشورت کرد که مادرش گفت: «صد دینار.» خریداران گفتند: «ماپنجاه دینار می خریم.» آن چه خریداران راضی می شدند، مادر قیمت گاو را بالاتر می برد. تا آن جا که گفت: «باید پوست گاو را از طلا پر سازند.»

گاو را خریدند و کشتند. استخوان بیخ دم او را گرفتند و بر آن مرده زدند و گفتند: «خداوندا! به حق محمد و آل طیبین او علیهم السلام مرده را زنده گردان و به سخن درآور تا ما را خبر دهد که کی او را کشته است.»

ناگاه آن کشته به امر و اذن خداوند به برکت قسم ها و ذکر صلوات بر محمد و آل او صلی الله علیه و آله ، صحیح و سالم برخاست و به موسی علیه السلام عرض کرد: «ای پیغمبر خدا! این دو پسر عموی من بر من حسد بردند و به خاطر دختر عمویم مرا کشتند. بعد از کشتن، مرا در محله این گروه انداختند که دیه مرا از ایشان بگیرند.» پس موسی علیه السلام آن دو را کشت و آن گاه خدا پوست آن گاو را آن چنان گشاد و بزرگ کرد تا آن که از پنج هزار اشرفی پر شد.

سپس بعضی از بنی اسرائیل گفتند: نمی دانیم که کدام عجیب تر است: زنده شدن این مرده به اذن خدا یا به سخن درآمدن صاحب این گاو؟ پس وحی آمد: ای موسی، به بنی اسرائیل بگو که هرکه از شما می خواهد که من زندگانی او را در دنیا نیکو گردانم و در بهشت محل او را عظیم سازم و او را در آخرت با محمد و آل طیبین او صلی الله علیه و آله هم صحبت نمایم، مثل این جوان عمل کند. به درستی که این جوان از موسی علیه السلام شنیده بود ذکر محمد و آل طاهرین او چقدر پر ارج است و پیوسته برایشان صلوات می فرستاد و ایشان را از جمیع خلایق انس و جن و ملایکه جدا می دانست و به این سبب مال عظیمی برایش میسر شد.

سپس جوان به موسی علیه السلام گفت: «ای پیغمبر خدا، حالا من چگونه این همه مال را حفظ کنم؛ با بودن این همه دشمنان و این همه حسودان.» حضرت موسی در جواب می فرمود: بخوان برای این همه مال، صلوات بر محمد و آل محمد صلی الله علیه و آله چنان چه بیش از این می خواندی. همان اعتقاد درست تو برای صلوات بود و به برکت همان صلوات ها بود که این همه مال گران قیمت به دست تو آمد. پس به ذکر صلوات هایت ادامه بده، تا خدای بزرگ و قادر و توانا این مال تو کند، خدا ضرر او را رفع نماید. «در این وقت آن جوان زنده شد. چون این سخنان موسی علیه السلام و جوانِ صاحب گاو را شنید تشویق شد که از حضرت موسی کمک بگیرد و گفت: خداوندا، تقاضا می کنم از تو به آن چه این جوان از تو تقاضا نمود، از صلوات فرستادن بر محمد و آل محمد و متوسل شدن به انوار مقدّسه ایشان، که مرا باقی بداری در دنیا که برخوردار شوم از دختر عموی خود و خوارگردانی دشمنان و حسودان مرا و خیر زیادی به سبب صلوات بر محمد و آل محمد به من عطا کنی. پس از آن از سوی خدا به موسی گفته شد که این جوان را به برکت توسل به انوار مقدّسه محمد و آل محمد صلی الله علیه و آله ، 130 سال عمر دادم که در این مدت صحیح و سالم باشد و در قوای او ضعفی حادث نشود. از زوجه خود، دختر عمویش بهره مند گردد و چون این مدت منقضی شود ، هر دو را با یکدیگر از دنیا می برم و در بهشت خود جا می دهم که در آن جا متنعم باشند.

سپس از خدا وحی آمد : «ای موسی! اگر کشنده این جوان از من مثل تقاضایی که این جوان کرده می نمود و متوسل به انوار مقدّسه محمد و آل محمد می شد و از عمل خود توبه می کرد و از من می خواست که رسوایش نکنم، او را رسوا نمی کردم و اذهان و خاطر بنی اسرائیل را از پیدا کردن قاتل دور می کردم. اگر بعد از رسوایی توبه می کرد و متوسل به انوار مقدّسه محمد و آل محمد صلی الله علیه و آله می شد، عمل او را از خاطره های مردم بیرون می بردم و در دل اولیای مقتول می انداختم که از قصاص او بگذرند.»

بعد از مدتی، آن قبیله بنی اسرائیل که گاو را خریداری کرده بودند، نزد حضرت موسی علیه السلام آمدند و گفتند: «ای موسی! ما با لجاجت، خود را به پریشانی مبتلا نموده ایم و تمام اموالمان را به بهای گاو از دست دادیم. پس دعا کن خداوند روزی ما را زیاد فرماید.»

موسی علیه السلام فرمود: وای بر شما! مگر نشنیدید دعای آن جوان را و آن مقتول زنده شده را؟ مگر ندیدید چه فایده ها بر دعاهای این ها (صلوات بر محمد و آل محمد) می کردند؟ پس شما نیز متوسل به ذکر صلوات و درود بر محمد شوید.»

آن گاه گروه بنی اسرائیل متوسل به ذکر صلوات و درود بر محمد و آل محمد شدند و خدا را قسم به محمد و آل محمد صلی الله علیه و آله دادند تا اینکه فقر و احتیاجشان برطرف شود. سپس خدا به حضرت موسی علیه السلام وحی نمود که بگو به ایشان که بروند به فلان خرابه و فلان موضع را بشکافند که در آن جا ده هزار دینار هست. بردارند و هرچه را که از هرکسی گرفته اند رد نمایند و زیادی را میان خود تقسیم کنند تا اموالشان چند برابر گردد.(49)

توسل بنی اسرائیل

بنی اسرائیل که به وساوس ساری، مرتد گشته بودند ، به عملیات توبه روی آورده بودند که عبارت بود از این که در جایی تاریک با شمشیر آخته به کشتن یکدیگر می پرداختند که قاتل و مقتول به بهشت راه یابند. پس از اعلام قبولی آن توبه از سوی خدا هرکس که زنده می ماند گناه آنها بخشوده می شد.

[ 26 ] راوندی در کتاب قصص الانبیاء(50) می نویسد: قوم موسی کلیم بر اثر متابعت از «سامری» از خط حق، فاصله گرفته بودند. آنان از سامری سؤال کرده بودند : «آیا این گوساله خداست؟» پاسخ داد: مگر شجر با موسی سخن نگفت؟ این گوساله بسان آن شجره است.

سامری کسی را گماشته بود تا به گونه ای ماهرانه به دور از چشم مردم در گوساله می دمید و در آن سخن می گفت ، ولی مردم گمان می کردند که خداست که از طریق گوساله حرف می زند. این قوم ششصد هزار نفر بودند که فقط دوازده هزار نفر آنان در صراط حق، باقی مانده و بقیه، به «سامری» گرویده بودند. سرانجام از کار خود پشیمان گشته ، دست از ارتداد خود کشیدند و به عملیات «توبه» تن دادند و به عنوان تجلّی توبه با شمشیر آخته، به جان یکدیگر افتادند. آنها به امر موسی دست به کشتن یکدیگر زدند. و وقتی که از این عمل به ستوه آمدند، به توسل به «پنج تن» اهلبیت اسلام علیهم السلام دست زدند آنان با حالت ناله و زاری در هنگام توسل این چنین، در پیشگاه خدا دعا کردند:

«یا رَبَّنا بِجاهِ محمّد، الأکرَم وَ بِجاهِ عَلِی الأَفْضَلَ الأعْلَمَ وَ بِجاهِ فَاطِمَة الفُضْلی وَ بِجاهِ الْحَسَن والحسین و بِجاهِ الذرّیةِ الطَّیبین مِن آلِ طه وَ یاسینَ لمّا غَفَرْتَ لَنا ذُنُوبَنا وَ غَفَرْتَ هَفَواتَنا وَ اَزَلْتَ هذا الْقَتْلَ عَنّا».

در این هنگام از آسمان به موسی کلیم ندا رسید که آنان دست از قتل بکشند. (یعنی توبه آنان پذیرفته شد).

صلوات و رنج شیطان

[ 27 ] روزی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله از راهی عبور می کرد. شیطان را دید که خیلی ضعیف و لاغر شده است. از او پرسید: «چرا به این روز افتاده ای؟» گفت: «یا رسول اللّه ! از دست امت تو رنج می برم و در زحمت بسیار هستم.» پیامبر فرمودند: «مگر امت من با تو چه کرده اند؟»

گفت: یا رسول اللّه ! امت شما شش خصلت دارند که من طاقت دیدن و تحمل این خصایص را ندارم.

اول این که هر وقت به هم می رسند سلام می کنند.

دوم این که با هم مصافحه می کنند.

سوم آن که هرکاری را می خواهند انجام دهند انشاء اللّه می گویند.

چهارم آن که استغفار از گناهان می کنند.

پنجم این که تا نام شما را می شنوند صلوات می فرستند.

ششم آن که ابتدای هر کار بسم اللّه الرحمن الرحیم می گویند.

برترین اعمال [پیامی از برزخ]

در احادیث آمده است که:

[ 28 ] «عَنْ أَبِی عَلْقَمَةَ قال: صَلَّی بِنَا رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله الصُّبْحَ ثُمَّ الْتَفَتَ إِلَینَا فَقَالَ: مَعَاشِرَ أَصْحَابِی رَأَیتُ الْبَارِحَةَ عَمِّی حَمْزَةَ بْنَ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ وَ أَخِی جَعْفَرَ بْنَ أَبِی طَالِبٍ... فَدَنَوْتُ مِنْهُمَا فَقُلْتُ: بِأَبِی أَنْتَُما أَی الاْءَعْمَالِ وَجَدْتُمَا أَفْضَلُ؟ قَالا: فَدَینَاک بالآبَاءِ وَالامُّهاتِ وَجَدْنَا أَفْضَلَ الاْءَعْمَالِ الصَّلاةَ عَلَیک وَ سَقْی الْمَالِ وَ حُبَّ عَلِی بْنِ أَبِی طَالِبٍ علیه السلام ».

ابو علقمه می گوید: پیامبر صلی الله علیه و آله بعد از نماز صبح رو به ماکرد و فرمود: اصحاب من! دیشب عمویم حمزه و برادرم جعفر (طیار) را در خواب دیدم. به آن دو نزدیک شدم و گفتم: «پدر و مادرم فدایتان، کدام عمل را برتر یافتید؟»

پاسخ دادند: پدر و مادر ما فدایت، ما صلوات بر تو، تشنه را سیراب کردن و محبت علی بن ابی طالب علیه السلام را برترین اعمال یافتیم.(51)

چهل حدیث در باب اعجاز صلوات بر محمّدو آل محمد (ص)

سیدمحمد شفیعی مازندرانی

- ۴ -


صلوات و رمضان

گرچه در فصل پیش راجع به اولین منبر و آمین گفتن پیامبر صلی الله علیه و آله حدیثی را ذکر کردیم ، ولی در اینجا نیز به ذکر حدیثی می پردازیم که در آن حال و هوا می باشد. این حدیث عبارت است از:

«عَن أبی عبداللّه علیه السلام قال: قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : فمن أدرکه - شهر رمضان - فلم یغفر له فأبعده اللّه... و من ذکرت عنده فلم یصلّ علی فلم یغفر له فأبعده اللّه ».

امام محمد باقر علیه السلام فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند هرکه ماه رمضان را درک کند و آمرزیده نشود، خدا او را دور می گرداند و هرکه در نزد او مذکور شوم و بر من صلوات نفرستد، آمرزیده نشود و خدا نیز او را دور گردانیده است.(52)

در کتاب ثواب الاعمال و امالی شیخ صدوق مذکور است که رسول خدا صلی الله علیه و آله در خطبه ای که برای ماه مبارک رمضان خواند فرمود:

[ 29 ] «قال النبی صلی الله علیه و آله : وَ مَنْ أَکثَرَ فِیهِ مِنَ الصَّلاةِ عَلَی ثَقَّلَ اللَّهُ مِیزَانَهُ یوْمَ تَخِفُّ الْمَوَازِینُ».

هرکه بر من در این ماه فراوان صلوات بفرستد، حق تعالی ترازوی اعمال او را سنگین می گرداند در روزی که ترازوی اعمال سبک باشد.(53)

صلوات در روز مبعث

گرچه در هر زمانی صلوات فرستادن نیکوست، لکن در بعضی از اوقات، دارای پاداشی ویژه است. از آن جمله صلوات در شب و روز مبعث رسول خدا صلی الله علیه و آله است.

[ 30 ] «الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبا عبداللّه علیه السلام قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاک لِلْمُسْلِمِینَ عِیدٌ غَیرَ الْعِیدَینِ؟ قَالَ: نَعَمْ یا حَسَنُ أَعْظَمُهُمَا وَ أَشْرَفُهَا قُلْتُ لَهُ: وَ أَی یوْمٍ هُوَ؟ قَالَ: یوْمٌ نُصِبَ أَمِیرُ الْمُوءْمِنِینَ علیه السلام فِیهِ عَلَماً لِلنَّاسِ قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاک وَ مَا ینْبَغِی لَنَا أَنْ نَصْنَعَ فِیهِ قَالَ تَصُومُهُ یا حَسَنُ وَ تُکثِرُ الصَّلاةَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ... وَ لا تَدَعْ صِیامَ یوْمِ سَبْعٍ وَ عِشْرِینَ مِنْ رَجَبٍ فَإِنَّهُ هُوَ الْیوْمُ الَّذِی نَزَلَتْ فِیهِ النُّبُوَّةُ عَلَی مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله وَ ثَوَابُهُ مِثْلُ سِتِّینَ شَهْراً لَکمْ».

حسن بن راشد گفت: به امام جعفر صادق علیه السلام عرض کردم: «آیا غیر از اعیاد مشهوره، عید دیگری نیز هست؟» فرمود : شریف ترین و کامل تر از همه آن ها روزی است که رسول خدا صلی الله علیه و آله مبعوث گردید.

عرض کردم: «آن روز، کدام روز بود؟» فرمود: «آن روز شنبه بیست و هفتم ماه رجب بود.» عرض کردم: «در آن روز، چه عملی باید به جای آورد؟» فرمود: روزه می گیری و صلوات بسیار بر محمد و آل محمد می فرستی.(54)

* * *

موارد و جلوه های مختلف اهتمام به صلوات

1. صدقه زبان

پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله در جمع صحابه خود فرمود:

[ 31 ] «ألا و تقرّبوا إلی اللّه بالطاعات یجزل لکم المثوبات، و قصّروا أعمارکم فی الدنیا بالتعرّض لأعداء اللّه فی الجهاد لتنالوا طول أعمار الآخرة فی النعیم الدائم الخالد، و ابذلوا أموالکم فی الحقوق اللازمة لیطول غناوءکم فی الجنّة.

فقام ناس فقالوا: یا رسول اللّه نحن ضعفاء الأبدان قلیلو الأموال لا نفی بمجاهدة الأعداء و لا تفضل أموالنا عن نفقات العیالات، فماذا نصنع؟

قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : ألا فلیکن صدقاتکم من قلوبکم و ألسنتکم.

قالوا: کیف یکون ذلک یا رسول اللّه ؟ قال صلی الله علیه و آله : أمّا القلوب فتقطعونها علی حبّ اللّه و حبّ محمّد رسول اللّه و حبّ علی ولی اللّه و وصی رسول اللّه و حبّ المنتجبین للقیام بدین اللّه و حبّ شیعتهم و محبّیهم و حبّ إخوانکم الموءمنین و الکفّ عن اعتقادات العداوات و الشحناء و البغضاء.

و أما الألسنة فتطلقونها بذکر الله تعالی بما هو أهله و الصلاة علی نبیه محمّد و آله الطیبین فإنّ اللّه تعالی یبلّغکم أفضل الدرجات و ینیلکم به المراتب العالیات».

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: ای مردم! با اطاعت خدا، به خدا نزدیک شوید تا این که خداوند شما را به خیر برساند. اسارت های خود را در دنیا کم کنید و متعرض دشمنان خدا شوید و در جنگ شرکت کنید تا اعمال شما در قیامت زیاد شود و از مال های خودتان در حقوق لازم انفاق کنید.

در این حال، مردم بلند شدند و عرض کردند: «ای رسول خدا! بدن ما ضعیف است و مال و منالی هم نداریم که بذل و بخشش کنیم، پس چه کنیم؟» حضرت فرمودند: «صدقات قلبی و زبانی بدهید.»

باز مردم سؤال نمودند: «چگونه صدقه بدهیم؟»

حضرت فرمودند: صدقات قلبی، این است که قلبتان را با محبت خدا و محمد، رسول خدا و علی، ولی خدا، و همه کسانی که برای قیام در راه دین خداوند انتخاب شده اند (ائمه معصومین علیهم السلام ) و محبت شیعه آن ها و کسانی که از دوست داران شیعیان هستند را در دلتان ایجاد کنید. اما صدقات زبان، این است که مشغول به ذکر خداوند باشید و صلوات بر محمد و آلش بفرستید، زیرا خداوند شما را به واسطه این اعمال به بهترین درجات می رساند.(55)

2. بخیل ترین مردم

[ 32 ] پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:

«إنّ ابخل النّاس من ذکرت عنده و لم یصلّ علی».

بخیل ترین مردم کسی است که نام من نزد او برده شود و آن شخص صلوات نفرستد.(56)

3. هنگام بوییدن گل

یکی از مواردی که صلوات فرستادن مورد تأکید قرار گرفته است، هنگام بوییدن گل است. در احادیث آمده است:

[ 33 ] «عن مالک الجهینی قال: ناولت أبا عبداللّه الصادق علیه السلام : شَیئاً مِنَ الرَّیاحِینِ فَأَخَذَهُ فَشَمَّهُ وَ وَضَعَهُ عَلَی عَینَیهِ ثُمَّ قَالَ: مَنْ تَنَاوَلَ رَیحَانَةً فَشَمَّهَا وَ وَضَعَهَا عَلَی عَینَیهِ ثُمَّ قَالَ: اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ لَمْ تَقَعْ عَلَی الاْءَرْضِ حَتَّی یغْفَرَ لَهُ».

مالک می گوید: گلی به حضرت امام جعفر صادق علیه السلام دادم، گرفتند و بوییدند و بر هر دو دیده گذاشتند. پس فرمودند: هرکه گلی را بگیرد و ببوید و بر دیده ها بگذارد و بگوید:

اللّهم صلّ علی محمّد و آل محمّد

هنوز بر زمین نگذاشته باشد؛ گناهانش آمرزیده می شود.(57)

هم چنین پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:

[ 34 ] «مَنْ صَلّی عَلَی وَ لَمْ یصَلِّ عَلی آلی لَمْ یجِدْ ریحَ الجَنّة».

کسی که بر من صلوات بفرستد ولی بر آل من صلوات نفرستد بوی بهشت را استشمام نخواهد کرد.(58)

و نیز فرمود:

[ 35 ] «مَنْ نَسِی الصَّلاةَ عَلی أخْطَأْ طَریقَ الْجَنَّةِ».

کسی که صلوات بر من را فراموش کند، راه بهشت را گم کرده است.(59)

یعنی درود بر پیامبر صلی الله علیه و آله چنان ارجمند است که فراموش کننده آن از مسیر آسان بهشت دور می گردد یا آن که فراموش کردن ذکر صلوات بر پیامبر صلی الله علیه و آله باعث فراموشی دستورات آن حضرت شده و انسان را از مسیر بهشت دور می سازد.

4. پیامبر و اولین منبر

پیامبر آمین گفت

پیامبر صلی الله علیه و آله در میان مسجد النبی در حالی که پشت به یکی از ستون هایش داده بود، خطبه می خواند. خانمی پیشنهاد کرد که چون خواهر زاده ام نجار است منبری برای شما بسازد که مورد استقبال آن حضرت قرار گرفت. برای اولین بار که آن حضرت قدم روی پله های آن نهاد، سه بار در سه پله آن «آمین» گفت که نظر همه حضار را به خود جلب کرد.

[ 36 ] «عن جابر بن عبد اللّه أنّ النبی صلی الله علیه و آله رقی المنبر فلمّا رقی الدرجة الأولی قال: آمین ثمّ رقی الثانیة فقال: آمین، ثمّ رقی الثالثة فقال: آمین، فقالوا: یا رسول اللّه سمعناک تقول آمین ثلاث مرّات، قال: لمّا رقیت الدرجة الأولی جاءنی جبرئیل فقال: شقی عبد أدرک رمضان فانسلخ منه و لم یغفر له، فقلت: آمین، ثمّ قال: شقی عبد أدرک والدیه أو أحدهما فلم یدخلاه الجنّة، فقلت: آمین، ثمّ قال: شقی عبد ذکرت عنده و لم یصلّ علیک، فقلت: آمین».

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در مسجد به ستونی که بعداً به عنوان ستون حنانه شهرت یافت پشت داده سخنرانی می کرد تا آن که به دست بعضی از مؤمنان، منبری ساخته شد که دارای چند پله بود. آن حضرت در اولین مرتبه ای که پای مبارک را بر پله اول منبر نهاد فرمود: «آمین.» سپس بر پله دوم پاگذارد و فرمود: «آمین.» در حال بالا رفتن به پله سوم نیز فرمودند: «آمین.» پس از پایان خطبه آن حضرت، اصحاب حاضر در مجلس از سِر آمین بدون دعا سؤال نمودند. حضرت پاسخ دادند: دعا کننده جبرئیل بود و چون بر پله اول پانهادم دعا کرد و گفت: «هر کسی که پدر و مادر خود را درک کند ولی از راه به جهت خدمت به آنان آمرزیده نشود از رحمت خداوند، دور باد!» پس به من گفت آمین بگویم و گفتم. وقتی بر پله دوم منبر پا نهادم، جبرئیل دعا کرد و گفت: «هرکس نام تو در نزد او برده شود و صلوات نفرستد و به آن حال بمیرد، به دوزخ درآید و خداوند وی را از رحمت خود دور سازد.»

پس به من گفت آمین بگویم و من گفتم. و وقتی به پله سوم پا نهادم، جبرئیل گفت: «هرکسی که شب قدر و ماه مبارک رمضان را دریابد و آمرزیده نشود، از خدای متعال دور باشد.»

سپس به من گفت: بگو آمین و من نیز آمین گفتم.(60)

اعجاز صلوات و نابود شدن گناهان

[ 37 ] در بسیاری از احادیث آمده است :

قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : «من صلی علی مرّة لا یبقی علیه من المعصیة ذرّة

؛ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: کسی که یک بار به گونه ای خالصانه و خدا پسند بر من صلوات بفرستد همه گناهان او در معرض غفران قرار می گیرد».(61) البته این حدیث در منابع مختلف با تعابیر مختلفی مشاهده می شود از جمله در مستدرک الوسائل، ج 5، ص 334 آمده است: «

من صلی علی مرةٌ لم یبق علیه من المعصیة ذرة

» همچنین در کتاب اللمعة البیضاء نوشته تبریزی انصاری، ص 492 آمده است:

«من صلی علی مرة لم یبق من ذنوبه ذرة

» البته در کتاب بحارالانوار، ج 91، ص 63 نیز آمده است :

«من صلی علی مرة فتح اللّه علیه باب من العافیة و قال صلی الله علیه و آله : من صلی علی مرة لم یبق من ذنوبه ذرة».

یکبار ارْ کسی، صلواتی نثار من بنمود با صداقت و اخلاص راستین

نابود می شود همه جرم و گناه او شرط آن که حقِّ ناس نباشد بدان قرین

 

اعجاز صلوات و تأمین عافیت و تندرستی

[ 38 ] پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله همواره ، امت را به اهتمام بر صلوات تأکید می داشت. در حدیث آمده است :

قال رسول اللّه صلی الله علیه و آله : «من صلی علی مرة فتح اللّه علیه باب من العافیة؛ کسی که یک بار به گونه ای خالصانه و خداپسند بر من درود نثار کند پروردگار حکیم دری از تندرستی و عافیت را به روی او می گشاید».(62)

از این حدیث به دست می آید که آدمی با مشغول شدن به ذکر صلوات مورد مرحمت الهی قرار می گیرد و یکی از تجلّیات مرحمت الهی تأمین سلامتی و عافیت برای آدمی است.

اعجاز صلوات و اجابت دعا شد و تصیفیه اعمال

[ 39 ] در حدیث از پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله آمده است:

«صَلَاتُکمْ عَلَی إِجَابَةٌ لِدُعَائِکمْ وَ زَکاةٌ لِأَعْمَالِکمْ؛

صلوات شما بر من، مایه اجابت دعا و رشد و بالندگی و پاکی اعمال شماست».(63)

شاعر می گوید:

صلوات و درودهای شما مایه عزت دعای شماست

باعثِ پاکسازی کردار عامل رفعت سرای شماست

بهتر است از دعا

[ 40 ] در برخی از احادیث آمده است که صلوات بر پیامبر صلی الله علیه و آله : افضل است بر دعای در حق خودت «

الصلاة علی النّبی افضل من الدعا لنفسه».(64)

خاتمه

حکمت تأکید صلوات

پاسخ به یک پرسش

چرا پرداختن به ذکر صلوات در فرهنگ اسلامی مورد تأکید فراوان است؟

پاسخ: اولاً صلوات درود برتر است و صلوات بهترین راه اظهار ادارت به پیشگاه اهل بیت اطهار علیهم السلام است و ازین راه متقابلاً آدمی چه در دنیا و چه در آخرت، مورد عنایت آنان قرار می گیرد.

ثانیاً: صلوات «ذکر اکبر» است و در پیشگاه الهی دارای جایگاه ویژه ای می باشد که آدمی با پرداختن به صلوات به خدا نزدیک شده و آبروی خاصی به دست می آورد.

ثالثاً: صلوات، مایه توجه کردن قلب آدمی به انسان های برتر و محبوب درگاه خداست. بدیهی است آنگاه که قلب آدمی متوجه کسی باشد در واقع آدمی نوعی ارتباط قلبی با او برقرار کرده است و این ارتباط که به نوبه خود، نوعی مجالست با آن طرف، محسوب می شود تأثیر خاصی را در قلب آدمی بر جای می نهد.

در واقع آدمی از راه صلوات، همنشین با پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله ، علی مرتضی امیرالمؤمنین علیه السلام ، فاطمه زهرا علیهاالسلام ، و امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام و سایر آل محمد صلی الله علیه و آله گشته، لحظاتی را در محضر آنان به سر می برد و دقایقی را با آنان سپری می کند که بسیار سرنوشت ساز و حیات بخش است.

رابعاً: ذکر صلوات آدمی را به دیار محبوبان درگاه خدا می برد و آدمی از این راه از چنگ احساس غربت و نیز احساس بی پشتوانگی آزاد می شود و احساس می کند که با کسانی در ارتباط است که در روز دشوار و موارد خطر، دست وی را می گیرند. بر این اساس همواره، در زندگی احساس غرور و توانمندی کرده، هنگام بروز ناملایمات دچار اضطراب و آشفتگی نمی شوند.

علامه نهاوندی در کتاب خزینة الجواهر حکمت هایی را درباب صلوات ذکر می کند. او می نویسد:

1. حکمت اول در صلوات حق تعالی بر آن حضرت آن است که به امت بفهماند که حق تعالی با وجود بی نیازی و استغنای ذاتش، بر آن حضرت صلوات می فرستد. پس مؤمنان با حاجت به شفاعت آن حضرت علیه السلام اولی هستند که صلوات بر آن جناب بفرستند.

2. حکمت دیگر صلوات این است که امت، ادای بعضی از حقوق آن حضرت را کرده باشند.

3. حکمت دیگر آن است که روح انسان به واسطه ضعف، استعداد قبول انوار الاهیة را ندارد، مگر وقتی که یک سنخیت میان خود و ارواح انبیا ایجاد کند تا انوار فایضه از عالم غیب بر ارواح انبیا منعکس بر وی شود و استحکام علاقه ایشان به روح مقدّس نبوی صلی الله علیه و آله به واسطه استفاضه انوار مقدس، موقوف به واسطه صلوات است که بر آن حضرت می فرستد. این جاست که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند:

«نزدیک ترین افراد به من در روز قیامت کسی است که بیش تر بر من صلوات بفرستد».

4. حق تعالی چون به رسول خود صلوات فرستاد، یعنی این که بزرگان خود را فراموش نکرد «هُوَ الَّذِی یصَلِّی عَلَیکمْ وَمَلاَئِکتُهُ» تا بدانید وقتی که در دنیا به صلوات یاد کرد، فردا نیز در قیامت امید آن است که به رحمت و مغفرت نیز یاد کند و ما را به برکت آن حضرت، فرو نگذارد.(65)

نتیجه

نتیجه ای که از توجه به مطالب این نوشته و اهتمام به «ذکر برتر الهی» یعنی صلوات به دست می آید آن است که:

الف) ذکر از جمله ذکر صلوات، همواره از عوامل تقویت ایمان به خدا بوده و مایه توجه انسان به پروردگار متعال می شود.

ب) برخوردار شدن از الطاف گران سنگ الهی، روش هایی دارد که ذکر صلوات آسان ترین آن ها است.

ج) از راه توجه به ذکر صلوات است که آدمی از اعجاز مختلف ذکر صلوات بر محمد و آل محمد صلی الله علیه و آله برخوردار می گردد.

د) پرداختن به ذکر الهی، از جمله صلوات را باید در جامعه به ویژه برای نسل جوان ترویج کنیم.

فهرست منابع

1. احتجاج، احمد بن علی بن أبی طالب طبرسی (548 ه) دار النعمان، نجف اشرف، 1386ه.

2. اختصاص، شیخ مفید (413 ه) جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، چاپ دوم، 1414 ه.

3. اربعین البلدانیة، ابن عساکر (571 ه) دار الفکر المعاصر، بیروت، 1411 ه.

4. اربعین، شیخ بهائی (1031 ه) دفتر نشر نوید اسلام، قم، چاپ سوم.

5. ارشاد القلوب، الحسن بن أبی الحسن دیلمی (قرن 8 هجری) دار الاسوة، تهران، چاپ اول، 1417 ه.

6. اعلام الدین، الحسن بن الحسن دیلمی (قرن 8 هجری)، مؤسسة آل البیت علیهم السلام ، قم، چاپ اول، 1408 ه.

7. اقبال الاعمال، سید ابن طاووس (664 ه) دفتر تبلیغات اسلامی، قم، چاپ اول، 1414 ه.

8. الادب المفرد، محمد بن اسماعیل بخاری (256 ه) مؤسسة الکتب الثقافیة، بیروت، چال اول، 1406 ه.

9. الارشاد الی سبیل الرشاد، القاسم بن محمد بن علی (1029 ه) دار الحکمة الیمانیة صنعاء، چاپ اول، 1417 ه.

10. الأمالی، شیخ صدوق، (381 ه)، بنیاد بعثت، قم، چاپ اوّل، 1417 ه.

11. الأمالی، شیخ طوسی، (460 ه)، بنیاد بعثت، قم، چاپ أوّل، 1414 ه.

12. الأمالی، شیخ مفید، (413 ه)، جامعه مدرسین حوزه علمیه، قم، 1403 ه.

13. بحارالانوار، محمد باقر مجلسی، (1111 ه)، مؤسسة الوفاء بیروت، چاپ دوم، 1403 ه.

14. بدایة والنهایة، ابن کثیر (774 ه) دار احیاء التراث العربی، بیروت، 1408 ه.

15. بشارة المصطفی، محمد بن أبی القاسم طبری (قرن 6 هجری) مؤسسة النشر الاسلامی، قم، چاپ دوم، 1422 ه.

16. پرورش روح، سید محمد شفیعی مازندرانی، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی.

17. تاریخ الیعقوبی، احمد بن جعفر بن وهب (284 ه) دار صادر، بیروت.

18. تاریخ مدینه دمشق، ابن عساکر (571 ه) دار الفکر، بیروت، 1415 ه.

19. تأویل الآیات، شرف الدین حسینی استر آبادی (قرن 10 هجری)، مدرسة الامام المهدی علیه السلام ، قم، چاپ اول، 1407 ه.

20. تتمة المنتهی، شیخ عباس قمی، انتشارات بصیرتی قم.

21. تحف العقول، ابن شعبة حرّانی، (قرن 4 هجری)، موسسة النشر الاسلامی، قم، چاپ دوم، 1404 ه.

22. تفسیر ابن کثیر، اسماعیل بن کثیر دمشقی (774 ه) دار المعرفة، بیروت، 1412 ه.

23. تفسیر الاصفی، مولا محسن فیض کاشانی، (1091 ه)، سال چاپ 1353 ه.

24. تفسیر الامام العسکری، امام حسن بن علی عسکری علیه السلام ، (260 ه) مدرسة الامام المهدی، قم، چاپ اول، 1409 ه.

25. تفسیر الدر المنثور، جلال الدین سیوطی (911 ه) دار المعرفة، بیروت، چاپ اول، 1365 ه.

26. تفسیر القرآن العظیم، ابن ابی حاتم رازی، (327 ه)، المکتبة العصریة، بیروت، 1419 ه.

27. تفسیر الکشاف، جار اللّه محمود بن عمر زمخشری (538 ه) مصطفی البابی الحلبی، مصر، 1385 ه.

28. تفسیر الکنز الدقائق، میرزا محمد مشهدی، (1125 ه) چاپخانه علمیه، قم، 1409 ه.

29. تفسیر ثعلبی، ثعلبی، (875 ه)، دار احیاء التراث العربی، بیروت، چاپ اول، 1418 ه.

30. تفسیر جوامع الجامع، شیخ طبرسی، (قرن 6 هجری)، مؤسسة النشر الاسلامی، قم، چاپ اول، 1418 ه.

31. تفسیر صافی، مولی محسن فیض کاشانی، (1091 ه)، مؤسسة الاعلمی، بیروت، چاپ اول، 1406 ه.

32. تفسیر عیاشی، محمد بن مسعود عیاشی، (320 ه)، المکتبة الاسلامیة، تهران.

33. تفسیر فخر الرازی، فخر الدین محمد بن عمر رازی، (606 ه)، المطبعة البهیة، مصر.

34. تفسیر فرات، فرات بن ابراهیم کوفی، (352 ه)، وزارت ارشاد اسلامی، تهران، چاپ اول، 1410 ه.

35. تفسیر قرطبی، محمد بن احمد انصاری قرطبی، (671 ه)، دار احیاء التراث العربی، بیروت، چاپ دوم، 1405 ه.

36. تفسیر نسقی، علاء الدین علاء بغدادی، (725 ه) دار الفکر، بیروت.

37. تفسیر نور الثقلین، عبد علی بن جمعه عروسی حویزی، (1112 ه) مؤسسه اسماعیلیان، قم، چاپ چهارم، 1412 ه.

38. تفیسر تبیان، شیخ طوسی، (460 ه)، مکتب الاعلام الاسلامی، قم، چاپ اول، 1409 ه.

39. تنبیه الغافلین عن فضائل الطالبین، ابو البدر محسن بن کرامة جشمی بیهقی، (494 ه) مرکز الغدیر، قم، 1420 ه.

40. توحید، شیخ صدوق، (381 ه)، جامعه مدرسین حوزه علمیه، قم.

41. تهذیب الاحکام، شیخ طوسی (460 ه) دار الکتب الاسلامیه، تهران، چاپ چهارم، 1365 ش.

42. ثاقب فی المناقب، ابن حمزة محمد بن علی طوسی، (قرن 6 هجری)، مؤسسة انصاریان، قم، چاپ اول، 1411 ه.

43. ثواب الاعمال، شیخ صدوق، (381 ه)، منشورات شریف رضی، قم، چاپ دوم، 1368 ش.

44. جامع الاحادیث الشیعه، آیت اللّه العظمی سید حسین بروجردی، المطبعة العلمیة، قم، 1399 ه.

45. جامع السعادات، محمد مهدی نراقی، (1209 ه) مؤسسة الاعلمی، بیروت، چاپ چهارم.

46. جامع الصغیر، جلال الدین سیوطی (911 ه) دار الفکر، بیروت، چاپ اول، 1401 ه.

47. جلاء الافهام، ابن قیم جوزیه (751 ه) القاهره، 1972 م.

48. جمال الاسبوع، سید ابن طاووس (664 ه) أختر شمال، چاپ اول، 1371 ش.

49. جواهرات السنیة، حر عاملی، (1104 ه) مطبعة النعمان، نجف اشرف، 1384 ه.

50. جواهر الکلام، محمد حسن نجفی، (1266 ه) دار الکتب الاسلامیة، تهران، چاپ دوم، 1365 ش.

51. خزینة الجواهر، علامه نهاوندی از انتشارات طوس

52. خصائص الائمة، شریف رضی، (406 ه)، مجمع البحوث الاسلامیة، مشهد، 1406 ه.

53. خصال، شیخ صدوق، (381 ه)، انتشارات جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، چاپ دوم، 1403 ه.

54. دعائم الاسلام، النعمان بن محمد بن منصور تمیمی مغربی، (363 ه)، دار المعارف، مصر، 1383 ه.

55. دلائل الامامة، محمد بن جریر طبری، (قرن 4 هجری)، بنیاد بعثت، قم، چاپ اول، 1413 ه.

56. ذخائر العقبی، محب الدین طبری، (694 ه) مکتبة القدسی، القاهره، 1356 ه.

57. رجال الکشی، شیخ طوسی، (460 ه) مؤسسة آل البیت علیهم السلام ، قم، 1404 ه.

58. روضة الواعظین، محمد بن الفتّال نیسابوری، (508 ه)، منشورات شریف رضی، قم، 1396 ه.

59. روضة، شاذان بن جبرئیل قمی، (660 ه) مکتبة الامین، قم، چاپ اول، 1423 ه.

60. سراج القلوب، ابو علی زین الدین بن علی معیری.

61. سعد السعود، سید ابن طاووس، (664 ه)، انتشارات شریف رضی، قم، 1363 ش.

62. سفینة البحار، شیخ عباس قمی، (1359 ه)، کتابخانه سنائی، تهران.

63. سنن الترمذی، محمد بن عیسی بن سوره ترمذی، (279 ه)، دار الفکر، بیروت، 1403 ه.

64. سنن الکبری، أحمد بن الحسین بن علی بیهقی (458 ه) دارالفکر، بیروت.

65. سنن أبی داود، سلیمان بن الاشعث سجستانی، (275 ه)، دار الفکر، بیروت، چاپ اول، 1410 ه.

66. سنن دارمی، عبداللّه بن بهرام دارمی، (255 ه)، مطبعة الاعتدال، دمشق، 1349 ه.

67. سیدة فاطمة الزهرا، محمد بیومی، چاپخانه سفیر، اصفهان، چاپ دوم، 1418 ه.

68. شرح الاخبار، ابو حنیفة نعمان بن محمد تمیمی، (363 ه) مؤسسة النشر الاسلامی، قم.

69. شرح نهج البلاغه، ابن أبی الحدید معتزلی، 656 ه، دار احیاء التراث العربی، بیروت، چاپ اوّل، 1378 ه.

70. صحیح ابن حبان، علاء الدین علی بن بلبان فارسی، (739 ه)، مؤسسة الرسالة، بیروت، چاپ دوم، 1414 ه.

71. صحیح البخاری، محمد بن اسماعیل بخاری، (256 ه)، دار الفکر، بیروت، 1401 ه.

72. صحیح مسلم، مسلم بن الحجاج نیسابوری، (261 ه)، دار الفکر، بیروت.

73. صفات الشیعه، شیخ صدوق، (381 ه)، کانون انتشارات عابدی، تهران.

74. صواعق المحرقه، ابن حجر هیثمی، چاپ مصر.

75. عدّة الداعی، أحمد بن فهد حلی، (841 ه)، مکتبة الوجدانی، قم.

76. عقد النضید، محمد بن الحسن قمی، (قرن 7 هجری)، دار الحدیث، قم، چاپ اول، 1423 ه.

77. علل الشرایع، شیخ صدوق، (381 ه)، المکتبة الحیدریه فی النجف الاشرف، 1386 ه.

78. عوالی اللئالی، ابن ابی جمهور احسائی، (880 ه)، مطبعة سید الشهداء علیه السلام ، قم، چاپ اول، 1403 ه.

79. عیون اخبار الرضا علیه السلام ، شیخ صدوق (381 ه) مؤسسه الاعلمی، بیروت، چاپ اول، 1404 ه.

80. عیون اخبار الرضا علیه السلام ، شیخ صدوق، (381 ه)، مؤسسة الاعلمی، بیروت، چاپ اول، 1404 ه.

81. عیون الحکم و المواعظ، علی بن محمد اللیثی الواسطی، (قرن 6 هجری)، دار الحدیث، قم، چاپ اول، 1376 ش.

82. غابة المرام، سید هاشم بحرانی، (1107 ه)، دار احیاء التراث العربی، بیروت، 1421 ه.

83. غیبة، محمد بن ابراهیم نعمانی، (360 ه)، انتشارات انوار الهدی، قم، چاپ اول، 1422 ه.

84. فصول المهمة، حر عاملی، (1104 ه)، مؤسسة معارف اسلامی امام رضا علیه السلام ، قم، چاپ اول، 1418 ه.

85. فضائل الشیعه، شیخ صدوق، (381 ه)، انتشارات عابدی، تهران.

86. فضائل، شاذان بن جبرئیل قمی، (660 ه)، انتشارات زائر، قم، چاپ اول، 1381 ش.

87. فضایل صلوات

88. فلاح السائل، سید ابن طاووس، (664 ه).

89. قرب الاسناد، عبداللّه بن جعفر حمیری قمی، (300 ه)، مؤسسة آل البیت علیهم السلام ، قم، چاپ اول، 1413 ه.

90. قصص الانبیاء، سید نعمة اللّه الجزائری، (1112 ه)، انتشارات هاد، تهران، چاپ سوم، 1377 ه.

91. قصص الانبیاء، قطب الدین راوندی، (573 ه)، مؤسسة الهادی، قم، چاپ اول، 1418 ه.

92. کافی، محمد بن یعقوب کلینی رازی، (329 ه)، دارالکتب الاسلامیة، تهران، چاپ سوم، 1388 ه.

93. کامل الزیارات، ابو القاسم جعفر بن محمد بن قولویه قمی، (368 ه)، مؤسسة النشر الاسلامی، قم، 1417 ه.

94. کتاب المؤمن، حسین بن سعید اهوازی، (قرن 3 هجری)، مدرسة الامام المهدی علیه السلام ، قم، چاپ اول، 1404 ه.

95. کشف الخفاء، اسماعیل بن محمد عجلونی، (1162 ه)، دار الکتب العلمیة، بیروت، چاپ سوم، 1408 ه.

96. کشف الغمه، علی بن عیسی اربلی، (687 ه)، دارالکتاب الاسلامی، بیروت، چاپ اول، 1401 ه.

97. کشف الیقین، علامه حلی، (726 ه)، مجمع احیاء الثقافة الاسلامیة، قم، چاپ اول، 1413 ه.

98. کمال الدین و تمام النعمة، شیخ صدوق، (381 ه) مؤسسة النشر الاسلامی، قم، 1405 ه.

99. کنز العمال، متقی هندی، (975 ه)، مؤسسة الرسالة، بیروت، چاپ دوازدهم، 1409 ه.

100. لسان العرب، ابن حجر عسقلانی، (852 ه)، مؤسسة الاعلمی، بیروت، چاپ دوم، 1390 ه.

101. لمعات الانوار

102. مأة منقبه، ابن شاذان محمد بن أحمد قمی، (413 ه)، مدرسة الامام المهدی علیه السلام ، قم، چاپ اول، 1407 ه.

103. مجموعة ورام، ورام بن ابی فراس مالکی اشتری، (605 ه)، دار الکتب الاسلامیة، تهران، 1388 ش.

104. محاسبة النفس، ابراهیم بن علی کفعمی، (قرن 9 هجری)، مؤسسة قائم آل محمد صلی الله علیه و آله ، قم، چاپ اول، 1413 ه.

105. محاسن، احمد بن محمد بن خالد برقی، (274 ه)، دار الکتب الاسلامیة، تهران، 1370 ه.

106. محتضر، حسن بن سلیمان بن محمد حلّی، (قرن 8 هجری)، المکتبة الحیدریة، نجف اشرف، 1498 ه.

107. مدینة المعاجز، سید هاشم بحرانی، (1107 ه) بنیاد معارف اسلامی، قم، چاپ اول، 1413 ه.

108. مزار، محمد بن محمد بن النعمان بغدادی، (413 ه) دار المفید، بیروت، چاپ دوم، 1414 ه.

109. مستدرک علی الصحیحین، حاکم نیسابوری، (405 ه)، دار المعرفة، بیروت.

110. مستدرک وسائل الشیعه، محقق میرزا حسین نوری طبرسی، (1320 ه)، مؤسسه آل البیت علیهم السلام ، قم، چاپ اوّل، 1408 ه.

111. مسند ابن المبارک، عبداللّه بن المبارک، (181 ه)، دار الکتب العلمیة، بیروت، چاپ اول، 1411 ه.

112. مسند أحمد، احمد بن حنبل، (241 ه)، دار صادر، بیروت.

113. مسند زید بن علی، الامام الشهید زید بن علی بن الحسین علیه السلام ، دار مکتبة الحیاة، بیروت.

114. مشکاة الانوار، ابوالفضل علی طبرسی، (قرن 7 هجری)، دار الکتب الاسلامیة، تهران، چاپ دوم، 1385 ه.

115. مصابیح الدجی

116. مصادقة الاخوان، شیخ صدوق، (381 ه)، مکتبة الامام صاحب الزمان علیه السلام ، العامه، کاظیمه، عراق، 1402 ه.

117. مصباح الشریعه، منسوب به امام صادق علیه السلام ، مؤسسة الاعلمی، بیروت، چاپ اول، 1400 ه.

118. مصباح المتهجد، شیخ صدوق، (381 ه)، مکتبة الامام صاحب الزمان علیه السلام ، عامة، کاظمین، عراق.

119. معارج الوصول، محمد بن یوسف زرندی، (750 ه).

120. معانی الاخبار، شیخ صدوق، (381 ه)، انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین، قم، 1361 ش.

121. معجم الاوسط، ابوالقاسم سلیمان بن احمد طبرانی، (360 ه)، دار الحرمین، 1415 ه.

122. معجم الکبیر، سلیمان بن أحمد لخمی طبرانی (360 ه) دار إحیاء التراث العربی، بیروت، چاپ دوم، 1404 ه.

123. مقنع، شیخ صدوق، (381 ه)، مؤسسة الهادی، قم، چاپ اول، 1415 ه.

124. مقنعه، شیخ مفید (413 ه) جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، 1410 ه.

125. مکارم الاخلاق، رضی الدین الحسن بن الفضل طبرسی، (قرن 6 هجری)، انتشارات شریف رضی، قم، چاپ ششم، 1392 ه.

126. مناقب ابن شهر آشوب، محمد بن علی بن شهر آشوب، (588 ه)، المکتبة الحیدریة، نجف اشرف، 1376 ه.

127. مناقب الامام امیرالمؤمنین علیه السلام ، محمد بن سلیمان کوفی، (300 ه)، مجمع اخیاء الثقافة الاسلامیة، قم، چاپ اول، 1412 ه.

128. مناقب، موفق بن أحمد بن محمد بن مکی خوارزمی (568 ه) مؤسسه النشر الاسلامی، قم، چاپ دوم، 1411 ه.

129. من لا یحضره الفقیه، شیخ صدوق، (381 ه)، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، چاپ دوم، 1404 ه.

130. میزان الاعتدال، محمد بن احمد بن عثمان ذهبی، (748 ه) دار المعرفة، بیروت، چاپ اول، 1382 ه.

131. نظم درر السمطین، محمد بن یوسف زرندی، (750 ه)، مکتبة الامام أمیر المؤمنین علیه السلام ، اصفهان، چاپ اول، 1377 ه.

132. نهج البلاغه، شرح محمد عبده.

133. نهج الفصاحه، ترجمه ابو القاسم پاینده، انتشارات جاویدان، تهران.

134. وسائل الشیعه، محمد بن الحسن حرّ عاملی، (1104 ه)، مؤسسه آل البیت علیهم السلام ، قم، چاپ دوم، 1414 ه.

135. ینابیع المودة، سلیمان بن ابراهیم حنفی قندوزی (1294 ه) دار اسوه، قم، چاپ اول، 1416 ه.

 

« انتظارات قرآن از ما در باره ي خودش»


1-      ايمان به كتاب خدا : آمن الرسول بما انزل اليه من ربه و المومنين - بقره  285

2-      احترام  به قرآن : وَ اِذا قُرِئَ القُرآنُ فَاستَمِعوا لَه وَ اَنصِتوا لَعَلَّکُم تُرحَمون – اعراف 204

3-     قرائت به قرآن : فَاقرَئوا ما تَيَسَّرَ مِنَ القُرآنِ – مزمل 20

4-     استعاذه : فَاِذا قَرَاتَ القُرآنُ فَاستَعِذ بِاللهِ مِنَ الشَّيطانِ الَّجيمِ – نحل 98

5-     بسم الله : اقرا باسم ربك الذي خلق

6-     تلاوت : الَّذينَ آتَيناهُمُ الکِتابَ يَتِلونَهو حَقَّ تِلاوَتِهی اُولئِکَ يُؤمِنونَ بِه - بقره 121

7-     تدبر :اَفَلا يَتَدَبِّرونَ القُرآن  - محمد (ص) 24  و   نساء 82

8-      خشوع : اِنَّماَ المُؤمِنونَ الَّذينَ اِذا ذُكِرَ اللهُ وَ جِلَت قُلوبُهُم وَ اِذا تُلِيَت عَلَيهِم آياتُهو زادَتُهُم ايماناً - انعام 2

9-      تأثير پذيري :  الم يأن الّذين و آمنوا ان تخشع قلوبهم ذكر الله - حديد ١٦

10-   عمل به آيات : اَتَأمُرونَ النّاسَ بِالبِرِّ وَ تَنسَونَ اَنفُسَكُم وَ اَنتُم تَتلونَ الكِتاب، اَفَلا تَعقِلون – بقره 44

11-   آموزش قرآن: هو الذی بعث فی الاميين رسولاً مِنهم يتلوا عليهم آياته و يزكهم و يعلمهم الكتاب و الحكمه - جمعه  2  

12-    رعايت قواعد : وَ رَتِّل القرآنَ ترتيلا  - مزمل 4

13-   وحدت بر محور قرآن : و اعتصموا بحبل الله و لا تفرقوا- آل عمران 103

14-   اقامه قرآن : لستم علی شیء حتی تقيموا التورات والانجيل  - مائده  68 


کاروان اسرای کربلا از کدام منازل گذشتند

کاروان اسرای کربلا از کدام منازل گذشتند

با استفاده از دانشنامه امام‌حسین (ع)


پيشگفتار

از نظر تاریخی بعد از واقعه عاشورا اخبار چندانی از ماجرای سفر کاروان اسرا در دسترس نیست. مرحوم شیخ عباس قمی در «نفس المهموم» نیز بدین نکته تصریح می‌کند.
در چند نقل آمده است که کاروان اسرا روز اول صفر به شام رسیده‌اند، اما اینکه دقیقاً چند روز در راه بوده‌اند و از چه مسیری خود را به شام رسانده‌اند، مشخص نیست.
بر این اساس، بین شام و کوفه حداقل سه مسیر اصلی وجود داشته است و احتمالاً کاروان اسرا از یکی از این سه مسیر خود را به شام رسانیده‌اند. کوتاه‌ترین مسیر موجود، مسیر «بادیة‌الشام» است که تقریباً 800 کیلومتر است.
مسیر دوم مسیر کناره فرات است که به آب نیز دسترسی داشته و حدود یک‌هزار و 200کیلومتر مسافت آن بوده است. اما طولانی‌ترین مسیر، یک‌هزار و 600 کیلومتر درازا دارد و از شهرهایی مثل تکریت، موصل، نصیبین و حلب عبور می‌کند. در واقع اگر نقشه امروزی این مسیر را ملاحظه کنیم از چندین کشور عبور می‌کند.

حجت‌الاسلام سیدمحمود طباطبایی‌نژاد، سرپرست گروه تحقیقات دانشنامه 14 جلدی امام حسین (ع) در موسسه دارالحدیث قم، احتمال عبور کاروان از «بادیة‌الشام» را بیشتر می‌داند و می‌گوید: با توجه به اینکه روایات اندکی از مواجهه مردم با کاروان اسرا نقل شده، به احتمال قوی «بادیة‌الشام» مسیر عبور کاروان بوده است. البته در برخی منابع متأخر نظیر «مقتل ابی مخنف» ماجراهایی نقل شده است که برای ما سندیت ندارد.
طباطبایی‌نژاد در پاسخ به این سؤال که برگشت اسرا از شام چند روز به طول انجامیده است، می‌گوید: اگر بنا را بر این بگذاریم که اسرا برای اربعین به کربلا رفته باشند، مسیر برگشت بادیه نزدیک به دو برابر می‌شود.
وی ادامه می‌دهد: درباره اربعین بین علما اختلاف است. عده‌ای با وجود مسیر طولانی امکان حضور کاروان اسرا در کربلا در روز اربعین را منتفی می‌دانند. عده‌ای نیز این امکان را میسر دانسته و معتقدند اگر کاروان اسرا روز اول صفر در شام بوده باشد، می‌توانسته از مسیر بادیه خود را در اربعین به کربلا برساند.

برای پی‌بردن به مسیر حرکت کاروان اسرا به معتبرترین و کامل‌ترین منبع موجود یعنی «دانشنامه امام‌حسین (ع)» که حاوی 4هزار و 191 حدیث و گزارش تاریخی درباره سیدالشهداء (ع) است؛ رجوع می‌کنیم.
این دانشنامه به همت مؤسسه علمی ـ فرهنگی دارالحدیث و تحت نظر آیت‌الله ری‌شهری تهیه شده و حاصل 10 سال کار پژوهشی است. همراه با این کتاب، 5 نقشه ابتکاری نیز منتشر شد که یکی از آن‌ها به «خط سیر کاروان حسینی از مدینه به مدینه» اختصاص دارد.

توضیحى درباره مسیر کاروان اسیران کربلا از کوفه به شام و از شام تا مدینه

کاروان اسیران کربلا را پس از انتقال به کوفه، اندکى نگاه داشتند و سپس به سوى دمشق، پایتخت حکومت اُمویان، فرستادند. مسیر حرکت این کاروان، در کتب تاریخ و سیره، معیّن نشده است. از این رو، پیموده شدن هر کدام از مسیرهاى میان کوفه و دمشقِ آن روزگار، محتمل است.
برخى خواسته‌اند با ارائه شواهدى، حرکت آنان را از یکى از این چند راه، قطعى نشان دهند؛ ولى مجموع قرائن، ما را به اطمینان کافى نمى رساند. [1] ما ابتدا راه‌هاى موجود آن روزگار را بر مى شمریم و سپس، قرائن ارائه شده را بررسى مى کنیم. ذکر این نکته پیش از ورود به بحث، لازم است که میان کوفه و دمشق، فقط سه راه اصلى بوده است. البتّه هر کدام از این راه ها، در بخشى از مسیر، فرعى‌هاى متعدّد کوتاه و بلندى هم داشته اند که طبیعى است. [2]

مسیر حرکت کاروان اسیران کربلا، از کوفه به شام

راه نخست:راه بادیه
کوفه، در عرض جغرافیایىِ حدود 32 درجه و دمشق، در عرض جغرافیایىِ حدود 33 واقع است. این، بدان معناست که مسیر طبیعى میان این دو شهر، تقریبا بر روى یک مدار، قرار دارد و نیازى به بالا رفتن و پایین آمدن بر روى زمین، جز در حدّ کسرى از یک درجه نیست. بر روى این مدار، راهى واقع بوده که به «راه بادیه» مشهور بوده است. این مسیر، کوتاه ترین راه بین این دو شهر است و حدود 923 کیلومتر [3] مسافت داشته است.
مشکل اصلى این راه کوتاه، گذشتن آن از صحراى بزرگ میان عراق و شام است که از روزگاران کهن، به «بادیة الشام» مشهور بوده است. این مسیر، براى افرادى قابل استفاده بوده که امکانات کافى (بویژه آب) براى پیمودن مسافت هاى طولانى میان منزل هاى دور از همِ صحرا را داشته اند، هر چند، گاهى شتاب مسافر، او را وادار به پیمودن این مسیر مى کرده است.
گفتنى است در صحراها، شهرهاى بزرگ، وجود ندارند؛ امّا این به معناى نبودن راه یا چند آبادى کوچک نیست.

راه دوم: راه کناره فرات
فرات، یکى از دو رود بزرگ عراق است که از ترکیه سرچشمه مى گیرد و پس از گذشتن از سوریه و عراق، به خلیج فارس مى پیوندد. کوفیان، براى مسافرت به شمال عراق و شام، از کناره این رود، حرکت مى کردند تا هم به آب، دسترس داشته باشند و هم از امکانات شهرهاى ساخته شده در کناره فرات، استفاده کنند. گفتنى است لشکرهاى انبوه و کاروان هاى بزرگ که به آب فراوان نیاز داشتند، ناگزیر از پیمودن این مسیر بودند. [4]
این مسیر، ابتدا از کوفه به مقدار زیادى به سوى شمال غرب مى رود و سپس از آن جا به سوى جنوب، بر مى گردد و با گذر از بسیارى از شهرهاى شام، به دمشق مى رسد. این راه، انشعاب هاى متعدّد داشته و با طول تقریبى 1190 تا 1333 کیلومتر، جاى گزین مناسبى براى راه کوتاه، امّا سختِ بادیه بوده است. مجموع این راه و راه بادیه را مى توان به یک مثلّث، تشبیه کرد که قاعده آن، راه بادیه است.

راه سوم: راه کناره دجله
دجله، دیگر رود بزرگ عراق است و آن نیز مانند فرات، از ترکیه سرچشمه مى گیرد؛ امّا از شام نمى گذرد و درگذشته، براى رفتن به شمال شرق عراق، از مسیر کناره آن، استفاده مى کرده اند. این راه، مسیر اصلى میان کوفه و دمشق، نبوده است و باید پس از پیمودن مقدار کوتاهى از آن، کم کم به سمت غرب پیچید و پس از طىّ مسیر نه چندان کوتاهى، به راه کناره فرات پیوست و از آن طریق، وارد دمشق شد. این مسیر را مى توان سه ضلع از یک مستطیل دانست که ضلع دیگر طولىِ آن را راه بادیه و سه ضلع یاد شده آن را: مسافت پیموده شده از کوفه به سمت شمال، راه پیموده شده به سمت غرب، و راه پیموده شده به سمت جنوب ـ که بازگشت به بخشى از مسیر پیموده شده قبلى است ـ، تشکیل مى دهند. از این رو، از همه راه هاى دیگر، طولانى تر است و طول آن، حدود 1545 کیلومتر است. این راه را «راه سلطانى» نامیده اند.

چند نکته قابل توجّه

ما دلیل روشن و گزارش تاریخى معتبر و کهنى براى اثبات عبور کاروان اسیران کربلا از یکى از این سه راه، در دست نداریم و حدیثى نیز از اهل بیت علیهم السلام در این باره به ما نرسیده است. آنچه در دسترس ماست، برخى نشانه هاى جزئى و ناکافى اند که به صورت پراکنده، در برخى کتاب ها آمده اند، و نیز قصّه‌پردازى‌ها و شرح حال هاى بى سند و نامعتبرى که در کتاب هاى غیر قابل استناد (مانند مقتل ساختگى منسوب به ابو مِخنَف)، آمده و سپس در کتاب هاى دیگر، تکرار شده اند. [5] اینک، نشانه هاى جزئىِ پیش گفته را بررسى مى‌کنیم:

1. در معجم البلدان ـ که یک کتاب کهن جغرافیایى است ـ در معرّفى بخشى از شهر حَلَب در شام، آمده است: «در غرب شهر و در دامنه کوه جوشن، قبر محسن بن حسین علیه السلام است که گمان دارند وقتى اسیران [کربلا] را از عراق به دمشق مى بردند، او از مادرش سقط شده است و یا کودکى بوده است همراه آنان که در حَلَب، در گذشته و همان جا دفن شده است.»[6]
معلوم است که این گزارش، در صورت درستى، عبور کاروان از راه بادیه را نفى مى کند (زیرا حَلَب، در آن مسیر قرار ندارد)؛ امّا به تنهایى نمى تواند یکى از دو مسیر سلطانى (کناره دجله) و یا کناره فرات را تأیید کند؛ زیرا این دو راه، در مسافتى طولانى، با هم مشترک هستند و منطقه حَلَب، در مسیر هر دو راه قرار دارد.
از سوى دیگر، به کار رفتن واژه «یزعمون (گمان دارند)» از سوى مؤلّف معجم البلدان، بر قابل استناد نبودن این پندار، دلالت دارد، بویژه آن که فرزندى به نام محسن و یا همسر باردارى از امام حسین علیه السلام در وقایع کربلا، سراغ نداریم و سخنى از آنها در کتاب هاى در دسترس، نیامده است، و وجود شهرت محلّى، بر فرض درستى گزارش، از حدّ یک عقیده عمومىِ معمولى، فراتر نمى رود. [7]

2. ممکن است برخى بر اساس یکى بودن مسیر بردن سرِ امام حسین علیه السلام و حرکت کاروان اسیران واقعه کربلا، با استناد به گزارش ابن شهرآشوب ـ که به نقل از نطنزى، به ماجراى برخورد راهب صومعه با سرِ امام حسین علیه السلام، در منزل قِنَّسرین (در شمال شام) پرداخته است ـ،[8] بخواهند عبور از راه سلطانى را اثبات کنند.
پاسخ این گروه، آن است که پیش فرض این استدلال، یعنى یکى بودن مسیر حرکت کاروان اسیران و سرِ مبارک امام حسین علیه السلام، مسلّم نیست [9] و این احتمال، وجود دارد که سر را در شهرها چرخانده باشند؛ امّا اسیران را از راهى کوتاه تر برده باشند. حتّى در برخى اخبار، آمده است که سر مطهّر امام علیه السلام را پس از ورود اسرا به شام، در شهرهاى شام نیز گردانیدند، چنان که در شرح الأخبار آمده است: «آن گاه یزید ملعون، دستور دارد که سرِ حسین علیه السلام را در شهرهاى شام و دیگر شهرها بگردانند.»[10]
مطابق این نقل، این امکان وجود دارد که سر مطهّر امام علیه السلام، پس از رسیدن به شام، به مناطقى چون موصل و نَصیبین هم ـ که در راه سلطانى قرار دارند ـ، رسیده باشد.
از این رو، احتمال دارد که این گونه حوادثِ گزارش شده، مربوط به روزگار چرخاندن سر پس از رسیدن اسیران به شام بوده و یا در مسیر حرکت آنان به سوى شام، اتّفاق افتاده باشد.
همین احتمال، در باره مکان هایى که به «رأس الحسین علیه السلام » موسوم اند، وجود دارد. ابن شهرآشوب، در ذکر مناقب امام علیه السلام آورده است: «از فضیلت هاى ایشان (امام حسین علیه السلام )، کراماتى است که از مکان هایى که به آنها «رأس الحسین علیه السلام » گفته مى شود و از کربلا تا عَسقَلان و در میان آن دو (موصل و نَصیبین و حَماه و حِمْص و دمشق و جز اینها) قرار دارند، دیده شده است.» [11]
در باره این مناطق، علاوه بر این که ابن شهرآشوب، تصریح نکرده که اسیران یا سر مطهّر، از آنها گذر داده شده اند، این احتمال وجود دارد که چون سالیان درازى در قلمرو حکومت هاى شیعى یا دوستدار اهل بیت علیهم السلام (مانند: آل حَمْدان و فاطمیان) بوده اند، در آنها به هر دلیل یا انگیزه اى (چه واقعیت، چه یادبود و چه خواب و...)، «رأس الحسین» هایى ایجاد شده باشد، چنان که رأس الحسینِ موجود در قاهره، در زمان فاطمیان، ایجاد شد. افزون بر این، ماجراى راهب و سر، براى برخى مکان هاى دیگر هم ذکر شده که به دلیل بعید بودن تکرار این ماجرا، گزارش ابن شهرآشوب، [12] دست خوشِ تعارض مى گردد؛ زیرا یکى از مکان هاى ذکر شده، دِیْرى در اوایل راه است [13] و با قِنَّسرین ـ که در اواخر راه واقع است ـ، همخوان نیست.
گفتنى است بر فرض صحّت گزارش ابن شهرآشوب نیز، گذشتن کاروان اسیران از راه سلطانى اثبات نمى شود؛ زیرا بخشى از راه سلطانى، با راه فرات، مشترک است و منطقه قِنَّسرین، در مسیر کناره فرات نیز قرار دارد. البتّه این گزارش، در صورت درستى، عبور از راه بادیه را نفى مى کند.

3. به گمان ما و بر خلاف آنچه در عصر اخیر رواج یافته، گذشتن کاروان اسیران کربلا از راه سلطانى، کمترین احتمال را دارد؛ زیرا دورترین راه است و اساسا راهى نیست که براى کاروانى کوچک ـ که به اسارت مى روند، نه براى گردشگردى ـ، انتخاب شود. افزون بر این که پیموده شدن این راه، مدرک معتبرى ندارد و مستند این قول، مقتل منسوب به ابو مِخنَف است. [14]
از سوى دیگر، پذیرش عبور از راه طولانىِ سلطانى، با ماجراى «اربعین» و این که اسیران در بازگشت از شام، در اوّلین اربعین واقعه عاشورا بر سرِ مزار حسین علیه السلام حاضر شده باشند نیز ناسازگار است. [15]
ممکن است گفته شود که قدرت نمایىِ دستگاه حاکم، اقتضا مى کرده که اسیران را از درون شهرها عبور دهند و از این رو، آنان را از راه سلطانى برده اند؛ امّا این دلیل با بردن اسیران از مسیر کناره فرات نیز سازگار است؛ زیرا در این مسیر هم شهرهاى مهمّى واقع بوده است. افزون بر این، با چرخاندن سرهاى شهدا نیز این قدرت نمایى به انجام مى رسیده و به چرخاندن گروهى اندک (در حدّ یک خاندان کوچک و متشکّل از چند زن و کودک)، نیازى نبوده است؛ زیرا این کار، اگر نشانه ضعف حکومت نباشد، نشانه قدرت آن هم شمرده نمى شود، بویژه که دستگاه حاکم، شجاعت و سخنورىِ امام زین العابدین علیه السلام و زینب کبرا علیهاالسلام و دیگر اسیران را در کوفه، شاهد بوده است. از این رو، سیاست، اقتضا داشته که اسیران را از بیراهه ببرند و در شهرها نچرخانند.

4. بر اساس آنچه گفته شد، تنها نکته اى که مى تواند حرکت کاروان اسیران از راه سلطانى و یا راه کناره فرات را بر راه بادیه ترجیح دهد، دسترس داشتن به آب رودخانه است که این نیز با توجّه به کوچک بودن کاروان و امکان حمل آب با شتر، چندان وجه استوارى نیست. مؤیّد این نکته، عدم ذکر جزئیّات سفر و نبودن گزارشى در باره رسیدن کاروان به شهرها و یا دست کم، یکى دو شهر مهمّ سرِ راه است، که خود، نشان از پیمودن مسیر بیابانى و یا حتّى بیراهه است.

5. برخى شواهد که مى توانند موجب ترجیح راه بادیه بر دو راه دیگر گردند، عبارتند از:
یک. راه کناره فرات و راه سلطانى، هر دو، داراى شهرهاى بسیارى بوده اند و اگر این راه ها، مسیر حرکت اسیران مى بود، بایستى نقل هایى از مواجهه مردم این شهرها با کاروانیان یا مشاهده شدن آنان در آن شهرها، در منابع معتبر مى آمد ـ چنان که در کربلا و کوفه و شام، چنین گزارش هایى وجود دارد ـ، در حالى که در این باره، هیچ نقلى نیامده است. بنا بر این، به نظر مى رسد که مسیر حرکت اسیران، از جایى بوده که کمترین حضور مردمى را داشته که همان مسیر بادیه است.
دو. اعتراض هایى که از لحظه شهادت امام حسین علیه السلام علیه حکومت اُمَوى، حتّى به وسیله برخى طرفداران حکومت و خانواده جنایتکاران، انجام یافت و بازتابى که واقعه عاشورا در کوفه به وجود آورد، قاعدتا حکومت را از این که اسیران و سر مطهّر امام علیه السلام را از مسیر شهرها و آبادى‌هاى پُرجمعیت عبور دهند، باز مى داشت. متن کامل بهایى نیز مؤیّد این مسئله است: «مَلاعین که سرِ حسین علیه السلام [را] از کوفه بیرون آوردند، خائف بودند از قبائل عرب که غوغا کنند و از ایشان، باز ستانند. پس راهى [را] که به عراق است، ترک کردند و بیراه مى رفتند.» [16]
سه. سرعت انجام گرفتن کار، در کارهاى حکومتى، یک اصل است. لازمه رعایت این اصل، گذر از کوتاه ترین و سریع ترین مسیر بوده است.

نتیجه نهایى
به دلیل نبودِ دلایل روشن و قابل اعتماد نمى‌توان اظهار نظر قطعى کرد؛ ولى با توجّه به نکاتى که گذشت، عبور کاروان اسیران کربلا از مسیر بادیه احتمال بیشترى را به خود اختصاص مى‌دهد.

مسیر حرکت کاروان اسیران کربلا، از شام به مدینه
بر اساس نقشه ویژه دانش‌نامه امام حسین علیه السلام [15] فاصله میان دمشق تا مدینه، تقریبا 1229 کیلومتر است و با احتساب دمشق و مدینه، شامل 32 منزل بوده است.
کاروان اسیران، در بازگشت از شام، قطعا این مسیر را پیموده اند و چنانچه در ضمن حرکت، به کربلا هم رفته باشند، مسیرِ بسیار طولانى ترى را سپرى کرده اند. حرکت پُررنج خانواده امام علیه السلام و همراهان، از مدینه آغاز شد و به مدینه نیز ختم گردید و حدّاقل مسیرى که این بزرگواران طى کرده اند (با فرض رفتن از کوفه به دمشق از کوتاه ترین مسیر، یعنى راه بادیه، و عدم احتساب رفتنِ مجدّد به کربلا)، حدود 4100 کیلومتر است، با این محاسبه:
431 کیلومتر (از مدینه به مکّه) + 1447 کیلومتر (از مکّه به کربلا) + 70 کیلومتر (از کربلا به کوفه) + 923 کیلومتر (از کوفه به دمشق از راه بادیه) + 1229 کیلومتر (از دمشق به مدینه) = 4100 کیلومتر.


پی‌نوشت‌ها:
1. مرحوم حاج شیخ عبّاس قمّى در نَفَسُ المهموم (ص 388) مى گوید: بدان که ترتیب منزلگاه هایى که آنان در هر سفر، در آنها پیاده شدند و خوابیدند و یا [بدون خوابیدن] از آنها گذشتند، مشخّص نیست و در کتاب هاى معتبر نیز چیزى گفته نشده است؛ بلکه در بیشتر آنها، از سفر اهل بیت [ـِ امام علیه السلام] به شام، سخنى به میان نیامده است.
2. رجوع کنید به نقشه «خط سیر کاروان حسینی از مدینه به مدینه».
3. فاصله کوفه تا شام به خط کاملاً مستقیم 867 کیلومتر است.
4. لشکر امیر مؤمنان علیه السلام هم براى نبرد صفّین، همین مسیر را پیمود.
5. از جمله، ر.ک: طریق الکرام من الکوفة إلى الشام.
6. معجم البلدان: ج 2 ص 284 و 186. این مطلب، در بغیة الطلب فى تاریخ حلب (ج1 ص 411 - 414)، مفصّل تر آمده است.
7. صِرفِ مطرح بودن یک ماجرا یا انتسابْ در افواه، بدون این که پیشینه روشنى داشته باشد، نمى تواند اطمینان بخش باشد، بویژه در گذشته که ثبت وقایع، چندان متداول نبوده است و قبور، معمولاً سنگ نوشته اى نداشته اند و امکان خلط و اشتباه، بسیار بوده است.لذا گاه قبرهایى در چند جا به یک نفر منسوب شده اند، نظیر آنچه در مورد زینب کبرا علیهاالسلام اتّفاق افتاده است. این بحث، دراز دامن است و در این جا، تنها به آوردن نمونه اى که شیخ طوسى در کتاب الغیبة (ص 358) آورده، بسنده مى کنیم: «ابو نصر هبة اللّه بن محمّد، گفته است: قبر عثمان بن سعید، در قسمت غربى شهر بغداد، در خیابان میدان و در ابتداى جایى است که به درب جبله مشهور است، در قسمت راستِ داخل مسجدِ درب، و قبر، در سمت قبله مسجد قرار دارد. رحمت خدا بر او! محمّد بن حسن [طوسى]، نویسنده این کتاب، مى گوید: من قبر او را ـ در جایى که ابو نصر، یاد کرده ـ دیدم و در جلوى آن، دیوارى ساخته شده بود و محراب مسجد، در آن قرار داشت و در کنارش درى بود که از آن به مقبره ـ که در اتاقى کوچک و تاریک قرار داشت ـ وارد مى شدند. ما وارد آن مى شدیم و علنى، آن را زیارت مى کردیم. از زمان ورود من به بغداد، به سال چهارصد و هشت تا چهارصد و سى و چند، همچنان بود تا این که رئیس ابو منصور محمّد بن فرج، آن دیوار را خراب کرد و قبر در فضایى باز، واقع شد و براى آن، ضریحى ساخته شد و سقفى بر روى آن، زده شد. هر کس مى خواست، وارد مى شد و او را زیارت مى کرد و همسایه هاى آن محلّه، به زیارت قبر عثمان، تبرّک مى جستند و مى گفتند که وى، مرد صالحى بوده است. گاهى هم مى گفتند که او، پسر دایه حسین علیه السلام بوده است(!) و از واقعیتِ حال وى، اطّلاعى نداشتند. این قبر تا امروز (یعنى سال 447) همان گونه هست». مى بینیم که گروهى در باره قبر مشخّص عثمان بن سعید ـ که یکى از نوّاب خاصّ امام زمان علیه السلام است ـ بحث قبر فرزند دایه امام حسین علیه السلام بودن را مطرح کرده اند، در حالى که زمان طولانى اى هم از درگذشت عثمان، نگذشته بوده است.
8. المناقب، ابن شهرآشوب: ج 4 ص 60.
9. بر پایه گزارش تاریخ طبرى، تاریخ دمشق و الإرشاد مفید، پس از واقعه کربلا، ابتدا سر مقدّس سیّد الشهدا علیه السلام و سایر شهیدان را به شام فرستادند و پس از آن، اسیران را اعزام کردند؛ لیکن طبق شمارى دیگر از گزارش ها، سرهاى شهدا، همراه با اسیران به شام فرستاده شده اند. برخى گزارش ها هم حاکى از آن اند که سرهاى شهیدان، همراه اسیرانْ اعزام شدند؛ لیکن سر مقدّس سیّد الشهدا علیه السلام، پیش از کاروان به دمشق رسید.
10. شرح الأخبار: ج 3 ص 159.
11. المناقب، ابن شهرآشوب: ج 4 ص 82. در باره «رأس الحسین»هاى موجود در مناطق مورد اشاره و حتّى خارج از این مناطق و ارزیابى تاریخى آنها، ر.ک: نگاهى نو به جریان عاشورا: ص355 (مقاله «رأس الحسین و مقام هاى آن»، به قلم مصطفى صادقى).
12. المناقب، ابن شهرآشوب: هنگامى که سر حسین علیه السلام را آوردند و در منزلى به نام قِنَّسرین 1 فرود آمدند، راهبى از دِیْرش به سوى سر، حرکت کرد و نورى را دید که از دهان آن، ساطع بود و به آسمان مى رفت. راهب، 10هزار درهم به آنان (نگهبانان) داد و سر را گرفت و به درون دِیرش برد و بدون آن که شخصى را ببیند، صدایى شنید که مى گفت: «خوشا به حالت ! خوشا به حال آن که قَدر این سر را شناخت!». راهب، سرش را بلند کرد و گفت: پروردگارا! به حقّ عیسى، به این سر بگو که با من، سخن بگوید. سر به سخن آمد و گفت: «اى راهب ! چه مى خواهى؟». گفت: تو کیستى؟ گفت: «من، فرزند محمّدِ مصطفى و پسر علىِ مرتضى هستم. پسر فاطمه زهرا و مقتول کربلایم. من، مظلوم و تشنه کامم» و ساکت شد. راهب، صورت به صورتش نهاد و گفت: صورتم را از صورت تو بر نمى دارم تا بگویى: «من، شفیع تو در روز قیامت هستم». سر به سخن در آمد و گفت: «به دین جدّم محمّد، درآى». راهب گفت: گواهى مى دهم که خدایى جز خداوند نیست و گواهى مى دهم که محمّد، پیامبر خداست. آن گاه حسین علیه السلام پذیرفت که شفاعتش کند. صبحدم، آن قوم، سر و دِرهم ها را گرفتند و چون به وادى رسیدند، دیدند که درهم ها سنگ شده است.
13. مثیر الأحزان ـ به نقل از سلیمان بن مهران اَعمَش ـ: هنگامى که ایّام حج در طواف بودم، دیدم که مردى مى گوید: خدایا ! مرا بیامرز و مى دانم که نمى آمرزى. دلیلش را از او پرسیدم. گفت: من، یکى از چهل تنْ حاملانِ سر حسین به سوى یزید در راه شام بودم. پس از حرکت از کربلا، در نخستین منزل، بر دِیْر (صومعه) مسیحیان، فرود آمدیم و سر هم بر سر نیزه بود. خوراک آوردیم و سرگرم خوردن بودیم که ناگهان، کفِ دستى از دیوارِ دیر [بیرون آمد و]با قلمى آهنین و به خطّى خونین نوشت: {0 آیا امّتى که حسین را کشته اند شفاعت جدّش را در روز حساب، امید مى برند ؟! 0} ما بى تاب شدیم و شکیب از دست دادیم. یکى از ما خم شد تا آن کفِ دست را بگیرد که ناپدید شد. پس یارانم باز گشتند. همچنین از پیران بنى سُلَیم، نقل شده است که چون با رومیان جنگیدند و به برخى کلیساهایشان وارد شدند، این بیت شعر را در آن جا دیدند. از آنان پرسیدند: از کِى این شعر در این جا نوشته شده است؟ آنان گفتند: سیصد سال پیش از بعثت پیامبرتان!
14. مقتل الحسین علیه السلام المنسوب إلى أبى مخنف: ص 180.
15. بویژه آن که این مقتل، ماجراهاى مفصّل و زمانبَرى را در ضمن حرکت کاروان اسیران، آورده است.
16. کامل بهایى: ج 2 ص 291.
17. رجوع کنید به نقشه «خط سیر کاروان حسینی از مدینه به مدینه».

برای دیدن اندازه اصلی نقشه «خط سیر کاروان حسینی از مدینه به مدینه» از اینجا اقدام کنید.