اعتدال در سیره معصومین علیهم السلام

واژه اعتدال از باب افتعال برگرفته از واژه عدل به معنای دوری از افراط و تفریط است، زیرا هرگونه گرایشی به هر طرف موجب خروج از میزان عدالت و ورود به مرزهای ظلم و انحراف خواهد بود. اینکه در فارسی اعتدال را به میانه‌روی و حرکت درجاده وسطا معنا کرده‌اند هرگز به معنای آن نیست که انسان میان حق و باطل قرار گیرد و هر از گاهی به یکی از آنها متمایل شود، زیرا حرکت در میان حق و باطل هرگز به معنای عدالت و اعتدال نخواهد بود، بلکه این گونه نوسان موجب می‌شود که در نهایت از عدالت و حق زاویه گرفته و دور شویم.
فرهنگ نویسان درباره مفهوم اعتدال گفته‌اند که اعتدال حالتی بین دو طرف از لحاظ کم یا کیف است و به معنای تناسب، استقامت، قوام پیدا کردن و موزون بودن نیز آمده است. (لسان العرب، ابن منظور، ذیل واژه عدل)
در آیات قرآنی برای بیان این مفهوم غیر از واژه عدل، واژه‌های دیگری چون «بین ذلک»، «حنیف»، «سوی»، «عفو»، «قصد»، «وسط»، «وزن» و مشتقات آن‌ها استفاده شده است.
از نظر قرآن، هستی بر مدار عدالت و اعتدال آفریده شده و مساله تسویه و تناسب و میزان در آن به شدت مراعات شده است. (اعلی، آیه۲، حجر، آیه ۱۹)
همین مساله درباره انسان و نیز احکام اسلامی که مطابق فطرت (روم، آیه ۳۰) است مراعات شده تا به دور از هرگونه افراط وتفریطی در چارچوب اعتدال و عدالت، امتی شکل گیرد که نمونه و اسوه جهانیان باشد. از این روست که امت اسلام را به عنوان امت وسط و میانه معرفی می‌کند (بقره، آیه ۱۴۳) که درچارچوب اعتدال زندگی خود را سامان می‌دهند و از هر گونه ظلم به خود و دیگران در امان هستند. (فاطر، آیه ۳۲)
این میانه‌روی به معنای آن است که در مدار حق و عدل حرکت می‌کنند و هرگز متمایل به باطل و ظلم نمی‌شوند. با نگاهی به مصادیق و مواردی که قرآن برای اعتدال بیان می‌کند می‌توان به سادگی معنا و مفهوم میانه‌روی را درک کرد. به عنوان نمونه در آیات ۶۳ تا ۷۵ سوره فرقان درباره رفتارهای اقتصادی مومنان می‌فرماید که آنان بندگان خدایی هستند که نه اسراف می‌کنند و نه بخل می‌ورزند، بلکه در احسان و انفاق طریق میانه و مستقیم را در پیش می‌گیرند. پس آنچنان انفاق نمی‌کنند که چیزی برای خودشان نماند و آن طور هم بخل نمی‌ورزند که دست از انفاق بردارند. (اسراء، آیه ۲۹)
امیرمومنان(ع) براساس همین حکم و قانون الهی در خطبه ۱۲۶ نهج‌البلاغه می فرمایند: الا و ان اعطاء المال فی غیرحقه تبذیر و اسراف، آگاه باشید که بخشیدن مال در غیر موردش تبذیر و اسراف است.
حضرت علی(ع) در نامه‌ای به زیاد می‌نویسد: فدع الاسرف مقتصدا، اسراف راکنار بگذار و میانه‌روی را پیشه کن. (نهج‌البلاغه، نامه‌ها)
امامان(ع) نمادهای اعتدال
از آنجایی که عدالت و اعتدال، اصل بنیادین در هستی و رفتارهای صالحان و مومنان است، پیشوایان دین نیز این گونه هستند و هرگز از دایره اعتدال بیرون نرفته و نمی‌روند (اسراء، آیه ۲۹ و آیات دیگر) آنان در تمامی سلوک و سبک زندگی خود اعتدال را مراعات می‌کنند و اسوه و الگوهای عینی معتدلان هستند. علی(ع) در توصیف خود به عنوان پیشوایان دین می‌فرماید: نحن النمرقه الوسطی بها یلحق التالی و الیها یرجع الغالی، «ما تکیه‌گاهی هستیم در میانه، آن که عقب ماند خود را به آن برساند و آن که پیشی گرفته به سوی آن بازگشت نماید». (نهج‌البلاغه فیض الاسلام ص ۱۱۳۷، ترجمه شرح نهج‌البلاغه (ابن‌میثم)، ج ۵، ص ۵۰۴)
در همین رابطه امام رضا(ع) می‌فرمایند: ما اهل بیت محمد(ص)، امتی میانه هستیم که درک نمی‌کنند ما را و به ما نمی‌رسند افرادی که غلو و افراط و زیاده‌روی می‌کنند و افرادی هم که دنبال رو ما هستند از ما جلو نمی‌افتند و سبقت نمی‌گیرند.(کافی، ج۱، ص۱۰۰)
اعتدال در سلوک فردی و اجتماعی از منظر امیرمومنان(ع)
علی(ع) که تمام زندگی خود را بر مدار عدالت و انصاف سامان داده است، در زندگی فردی و اجتماعی خود آن را مراعات کرده و دیگران را بدان تشویق و ترغیب می‌کرد. آن حضرت(ع) گوشزد می‌کند که عدالت در مقام مفهوم و بیان، وسیع است ولی در مقام عمل بسیار تنگ و سخت است. به این معنا که کمتر کسی توان آن را دارد که عدالت را نسبت به خود وخویشان مراعات کند. بنابراین، اینکه انسان بتواند در همه سلوک و رفتار خویش اعتدال را مراعات کند و به سمت افراط و تفریط کشیده نشود بسیار سخت است. لذا پیامبر(ص) بارها بر میانه روی و اعتدال تاکید می‌کند و الزام آن را خواهان می‌شود و می‌فرماید: یا ایها الناس علیکم بالقصد، علیکم بالقصد، علیک بالقصد، ای مردم بر شما باد میانه روی و اعتدال.(نهج‌الفصاحه، حدیث ۱۰۵۷)
از نظر امیرمومنان اصولا کسی نمی‌تواند مدعی ایمان باشد در حالی که معتدل نیست. ایشان در بیان صفات مومن می‌فرماید: المومن سیرته القصد، شیوه مومن، اعتدال و میانه‌روی است. (غرر الحکم و درر الکلم، ج۱، ص ۳۸۸) و در صفات متقین نیز می‌فرماید: فالمتقون… ملبسهم الاقتصاد، پوشش پرهیزگاران اعتدال و میانه‌روی است. (نهج‌البلاغه، صفات متقین)همچنین حضرت در خطبه‌ای دیگر، میانه‌روی در هنگام دارایی را از نشانه‌های پرهیزگاران می‌داند و می‌فرماید: فمن علامه احدهم، انک تری له قصدا فی غنی؛ … پس علامت یکی از آنها (پرهیزکاران) واقعی این است که تو او را درعین دارایی در حالت اعتدال می‌بینی.
این مطلب برگرفته از آیه قرآن است؛ زیرا قرآن در بیان عبادالرحمن و صفات مومن می‌فرماید که ایشان امتی معتدل و مقتصد هستند که در همه امور زندگی خود میانه‌روی و اعتدال را مراعات می‌کنند. (مائده، آیه ۶۶؛ لقمان، آیه ۳۲؛ فاطر، آیه ۳۲؛ بقره آیه ۱۴۳)
اصولا از نظر امیرمومنان علی(ع) این که انسانی بتواند سبک زندگی خود را مبتنی بر اعتدال قرار دهد، این خود نشانه‌ای از خیر در زندگی اوست که خداوند به او عنایت فرموده است. ایشان می‌فرماید: زمانی که خداوند متعال اراده کند به بنده‌اش خیری برساند، میانه روی و تدبیر را به او الهام می‌کند و بی‌تدبیری و زیاده‌ر‌وی را از او دور می‌سازد. (همان، ج ۳، ص ۱۷۵)
خداوند در آیه ۹ سوره نحل، خود را موظف به این دانسته که راه میانه و معتدل را به بندگانش نشان دهد و این کار را نیز انجام داده و در آموزه‌های قرآنی این را به درستی تبیین و توضیح داده است.
انسان مومن به سبب همان پیروی از عقل و وحی، همواره در مسیر اعتدال حرکت می‌کند و مشی او در گفتار و رفتار، میانه‌روی است (لقمان، آیه ۱۹)؛ اما کسانی که دچار ناتوانی عقل هستند از مسیر اعتدال به دامن افراط و تفریط می‌غلتند و همین کم خردی سبب اصلی افراط و تفریط است. کسانی که اینچنین می‌شوند، عموما دچار نوعی عدم تعادل و توازن هستند و اگر درهمان حال بتوانند به وجدان و عقل خود مراجعه کنند، درمی‌یابند که هرجا دست خوش ضعف عقل گردیده‌اند، به عدم تعادل مبتلا شده، راه افراط و تفریط پیموده‌اند. امام علی(ع) می‌فرماید: «العاقل من وضع الاشیاء مواضعها و الجاهل ضد ذلک؛ عاقل کسی است که هرکاری را به وقت و درجای خود انجام می‌دهد و جاهل کسی است که ضد این عمل می‌کند.» (میزان الحکمه، ج ۶، ص۴۱۷)
آن حضرت(ع) همچنین جهالت را عامل دیگری برای گرایش به افراط و تفریط و خروج از دایره اعتدال معرفی می‌کند و می‌فرماید: لایری الجاهل الا مفرطا او مفرطا؛ جاهل جز افراط و تفریط دیده نمی‌شود. (نهج‌البلاغه، حکمت (۷۰)
انسان‌ها عادت کرده‌اند که وقتی چیزی را دوست بدارند درباره آن غلو کنند؛ زیرا محبوبیت و محبت موجب می‌شود که شخص، کور و کر شود و از حالت اعتدال خارج شود. از سوی دیگر همین مساله، عامل تملق‌گویی و چاپلوسی می‌شود. از این‌رو امیرمومنان علی(ع) می‌فرماید: «الثناء باکثر من الاستحقاق ملق و التقصیر عن الاستحقاق عی او حسد، ثنا گفتن بیش از حد شایستگی، تملق است و کمتر از آنچه سزاوارند، یا ناشی از عجز است یا منشأ آن حسد است. (نهج‌البلاغه، کلمات قصار ۳۴۷) مومن باید در همه امور زندگی به ویژه امور مهم اساسی و اجتماعی معتدل باشد، به عنوان نمونه وقتی به کسی نزدیک می‌شود نباید آنچنان نزدیک شود که همه اسرارش را بداند تا بتواند وقتی به هر علتی از او دور شد از شرش در امان باشد. امام صادق(ع) رعایت جانب احتیاط و اعتدال را توصیه نموده و می‌فرماید: لاتثقن باخیک کل الثقه فان صرعه الاسترسال لاتستقال، به برادرت زیاد اطمینان و اعتماد مکن که در این صورت، قابل جبران نیست. (بحارالانوار، ج ۷۱، ص ۱۷۴)
از امام صادق(ع) در شرح روش امام علی(ع) نقل شده که فرمود: یکی از اشراف عرب نزد امام آمد. حضرت پرسیدند: آیا در بلاد شما کسانی هستند که خود را به کار خیر شهرت داده‌اند و جز به آن شناخته نمی‌شوند؟ گفت بلی. فرمودند: آیا گروهی هستند که خود را به شر شناسانده‌اند و جز به آن شناخته نمی‌شوند؟ گفت: آری. حضرت فرمودند: آیا در میان شما کسانی هستند که از بدیها دوری می‌کنند و کارهای نیک انجام می‌دهند؟ گفت: بلی. حضرت فرمودند: اینها بهترین‌های امت محمد(ص) هستند، همان گروه میانه که تندروها باید به سوی آنها برگردند و کندروها به آنان بپیوندند. (بحارالانوار، ج۵۶، ص ۱۷۸)
در این حدیث از نظر امام علی(ع) تندروها کسانی هستند که می‌خواهند صرفا خود را به کار خیر بشناسانند و امام با تاکید بر اعتدال، پرهیز از بدی و تمایل به خوبی را ملاک می‌داند.
امام علی(ع) در سخن دیگری نیز باز تندروی و کندروی را نادرست خوانده و با تاکید بر اینکه «الیمین و الشمال مضله» تاکید نمودند که «و الطریق الوسطی هی الجاده» و سپس فرمودند این راهی است که قرآن و نبوت روی آن تاکید دارند. مسیری که منفذ سنت است و مسیر عاقبت. سپس فرمودند: جهالت در یک شخص به این است که قدر و اندازه خویش را نشناسد. (نهج‌البلاغه، ص ۵۹)
حضرت علی(ع) در وصایای خود به امام حسن مجتبی(ع) می‌فرماید: واقتصد بنی فی معیشتک و اقتصد فی عبادتک و علیک فیه بالامر الدائم الذی تطیقه، فرزند عزیزم، در تلاش معاش و انجام دادن عبادات، میانه‌رو و معتدل باش و از زیاده‌روی بپرهیز. در این امر، به اندازه‌ای که توان داری، پیوسته کوشا باش. (نهج‌البلاغه نامه ۳۱)
در سنت و سیره امیرمومنان(ع) است که ایشان اعتدال را نسبت به دشمن نیز مورد توجه و تاکید قرار می‌دهد و در حالی که در بستر شهادت بود نسبت به قاتل خود سفارش عدالت و اعتدال می‌کرد و می‌فرمود: ای فرزندان عبدالمطلب! مبادا بعد از شهادت من، در خون مسلمانان غوطه‌ور شوید و بگویید: علی کشته شد و به بهانه آن، خون‌هایی را بریزید. آگاه باشید! تنها قاتل من کشته خواهد شد. هنگامی که من از این ضربه‌ای که بر من زده است، شهید شدم، تنها یک ضربه کاری بر او بزنید و پس از کشتن، بدن او را مثله نکنید. (نهج‌البلاغه، نامه ۴۷)اینها تنها گوشه‌ای از سخنان و سلوک و سیره امیرمومنان علی(ع) است که تمامی زندگی‌اش بر مدار عدالت و اعتدال سامان یافته است. اما هرگز اعتدال به معنای حرکت میان حق و باطل و گرایش به باطل در شرایط خاص و یا سخت نبوده است بلکه به معنای پرهیز از افراط و تفریط و حرکت در خط مستقیم میانه‌روی است.





 

 

 

دعای قنوت نماز عید فطر

 

اینك او را بدرود می‏گوییم

 

اینك او را بدرود می‏گوییم؛ همچون كسی كه رفتنش برای ما دشوار است و ما را دچار اندوده می‏كند ...

بدرود بر تویی كه از گرامی ‏ترین اوقاتی بودی كه با ما همنشین شد ...

بدرود بر تو ای همنشینی كه تا هستی پر قدر منزلتی و چون جدا شوی، فراق تو دردناك است...

بدرود بر تو ای همدمی كه وقتی آمدی، آرامش برای دل ‏ها آوردی و شادمانمان كردی وچون سپری شدی ما را در وحشت تنهایی گذاشتی و درد فراق افزودی.

سلام بر تو ای مددكاری كه ما را در مقابله با شیطان یار بودی و ای رفیقی كه راه ‏های نیكی كردن را پیش پای ما هموار نمودی.

بدرود بر تو كه چه بسیار گناهان ما را نابود كردی و چه بسا عیب‏ها ی گوناگون ما را پوشاندی!

بدرود بر تو كه كه برای گناهان ‏كاران چه طولانی بودی و در دل‏ها ی مومنان چه پرشكوه بودی!

بدرود بر تو كه با بركت بسیار به ما روی آوردی و ما را از چرك‏های گناهان شستشو دادی!

بدرود بر تو كه دیروز چون با ما بودی، به سختی دلبسته‏ات بودیم و فردا كه از میان ما خواهی رفت، از جان و دل آرزومندت هستیم.

‌‌[خدایا] پوزش ما را بپذیر كه در این ماه در در ادای حق تو كوتاهی كردیم و عمر ما را به ماه رمضان آینده برسان ...  

خدایا، اكنون كه این ماه به پایان رسید و جامه‏ ی زمان را به دور افكند، تو نیز جامه ‏ی گناهان ما را درآور و به دو بیفكن و با رفتن این ماه، بدی‏های ما رانیز ببر و ما را به سبب آن از نیك‏بخت‏ترین روزه‏ داران و پرنصیب‏ترین و بهرمندترین‏ آنان قرار ده.

خدایا اگر كسی از روزه ‏داران، چنان كه باید، حق این ماه و حرمتش را پاس داشته و به احكام آن عمل كرده و از گناهان دوری ورزیده است یا به وسیله‏ای به تو تقرب جسته كه خشنودی و رحمتت را برای او در پی داشته است، همانند آنچه به او می‏بخشی از خوان بی‏نیازی ‏ات به ما نیز ببخش و چندین برابر آن را از فضل خود به ما ارزانی كن كه فضل تو كاستی نمی‏گیرد و گنجینه‏ های تو نقصان نمی‏پذیرد ...

خدایا، ما در این روز فطر كه آن را برای مومنان روز عید و شادی و برای دینداران هنگامه ‏ی اجتماع و همكاری قرار دادی، از هر گناهی كه مرتكب شده‏ایم، از هر زشتی كه پیش از این كرده‏ایم و از هر اندیشه‏ ی بد كه در دل خود نهان داشتیم، دست برمی‏داریم و به سوی تو می‏آییم؛ همچون كسی كه دیگر خیال بازگشت به گناه را ندارد و دیگر مرتكب هیچ گناهی نخواهد شد؛ خالصانه و بدون ذره‏ ای شك و تردید. پس بر بازگشت ما آغوش گوشای و از ما خشنود باش و ما را بر ترك گناه استوار بدار! » 

 

«السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا شَهْرَ اللَّهِ الْأَکْبَرَ وَ یَا عِیدَ أَوْلِیَائِهِ الْأَعْظَمَ»،

ماه رمضان رو به پایان است و اندوه را برای همگان، چه کسانی که آنرا قدر دانسته‌اند و چه افرادی که این فرصت را سوزانده‌اند به همراه دارد. امام سجاد(ع) برای وداع با این ماه دعایی دارد که آیت‌الله مجتبی تهرانی به بخشهایی از آن اشاره‌هایی داشته است.

معنای دیگر «السلام علیک» یعنی «خداحافظ»

در محاورات عربی، چه بسا در آداب شرعیه ما هم این‏طور باشد؛ هم در هنگام ورود به شخص سلام می‏کنند و هم هنگام خروج و وداع؛ یعنی دو نفر وقتی که به هم می‏رسند، به هم سلام می‏کنند و وقتی که می‏خواهند از هم جدا شوند نیز سلام می‏کنند. ولی ما در محاورات، هنگام برخورد «سلام» می‏کنیم و هنگامی که می‏خواهیم جدا شویم، می‏گوییم: «خداحافظ» عرب زبانان به جای «خداحافظ» مثل هنگام برخورد، می‏گویند: «السلام علیک».

خداحافظ ای ماه بزرگ خدا

«السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا شَهْرَ اللَّهِ الْأَکْبَرَ وَ یَا عِیدَ أَوْلِیَائِهِ الْأَعْظَمَ»، این عبارت «السلام علیک» را دیگر خودتان می‏توانید ترجمه کنید. الآن گفتم: یعنی خداحافظ! خداحافظ ای ماه بزرگ خدا و عید بزرگ اولیای خدا! «السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا أَکْرَمَ مَصْحُوبٍ مِنَ الْأَوْقَاتِ وَ یَا خَیْرَ شَهْرٍ فِی الْأَیَّامِ وَ السَّاعَاتِ» خداحافظ ای بزرگ‏ترین همراه از میان زمان‏ها و اوقات؛ و بهترین ماه‏ها در ایّام و ساعات.

زین‏العابدین چه تعبیراتی می‏کند، «السَّلَامُ عَلَیْکَ مِنْ شَهْرٍ قَرُبَتْ فِیهِ الْآمَالُ وَ نُشِرَتْ فِیهِ الْأَعْمَالُ» خداحافظ ای ماهی که آرزوهایمان در تو نزدیک شد؛ یعنی امیدمان این بود که ماه رمضان بیاید و بتوانیم خودمان را اصلاح کنیم و گرفتاری‏هایمان را برطرف کنیم. خداحافظ ای ماهی که اعمال نیک در تو منتشر شد؛ واقعاً هم همین بود که هر کسی در حد خودش اعمال صالح انجام می‏داد.

دوری تو برایم سخت است، ای مونس من

«السَّلَامُ عَلَیْکَ مِنْ قَرِینٍ جَلَّ قَدْرُهُ مَوْجُوداً وَ أَفْجَعَ فِرَاقُهُ مَفْقُوداً» خداحافظ ای همراه من که ارزش تو بالا بود و اکنون که می‏روی دلم را به درد می‏آوری. فراق تو برای من بسیار دردناک است.

تعبیر زین‏العابدین این است که: «وَ أَفْجَعَ فِرَاقُهُ مَفْقُوداً» فراق تو بسیار دردناک است. «السَّلَامُ عَلَیْکَ مِنْ أَلِیفٍ آنَسَ مُقْبِلًا فَسَرَّ» خداحافظ ای مونس من، که وقتی آمدی من را خوشحال ‏کردی، «وَ أَوْحَشَ مُنْقَضِیاً فَمَضَی» و اکنون که می‏روی، من را به وحشت می‏اندازی، که بدون تو چه کنم. آن موقع خوشحال شدم، اما الآن چه؟ از دوری تو هراسانم.

خداحافظ ای ماه دوری از زشتی‏ها

«السَّلَامُ عَلَیْکَ مِنْ مُجَاوِرٍ رَقَّتْ فِیهِ الْقُلُوبُ وَ قَلَّتْ فِیهِ الذُّنُوبُ» خداحافظ ای همراه من که تا بودی، دل من رقیق بود و از آن سر سختی هایش، بیرون آمده بود. من در این ماه لطیف شده بودم و به سراغ خدا می رفتم، « قَلَّتْ فِیهِ الذُّنُوبُ »، وقتی که تو آمدی، گناهانم کم شد. «السَّلَامُ عَلَیْکَ مِنْ نَاصِرٍ أَعَانَ عَلَى الشَّیْطَانِ وَ صَاحِبٍ سَهَّلَ سَبِیلَ الْإِحْسَانِ» خداحافظ ای یاوری که کمک کردی تا من بر شیطان غلبه کنم و ای همراهی که راه‏های نیکی را بر من آسان کردی.

خداحافظ ای ماه آزادی از دوزخ

«السَّلَامُ عَلَیْکَ مَا أَکْثَرَ عُتَقَاءَ اللَّهِ فِیکَ وَ مَا أَسْعَدَ مَنْ رَعَى حُرْمَتَهُ بِکَ» خداحافظ ای ماهی که تعداد آزادشده‏گان از آتش جهنم در تو زیاد شد. این اشاره به همان روایتی است که خداوند در هر شب، به هنگام افطار هزار، هزار کس را از آتش جهنم نجات می‏داد؛ در شب‏های جمعه هر یک ساعت، این‏طور می‏کرد و در شب آخر ماه رمضان به مقدار تمام کسانی که در کلّ این ماه از آتش نجات داده است را نجات می‏دهد. ای خدا! آیا می‏شود که امشب ما هم یکی از این آزاد شده‏ها باشیم؟ سعادتمند شد کسی که حریم احترام تو را رعایت کرد.

«السَّلَامُ عَلَیْکَ مَا کَانَ أَمْحَاکَ لِلذُّنُوبِ وَ أَسْتَرَکَ لِأَنْوَاعِ الْعُیُوبِ» خداحافظ ای ماهی که گناهان را پاک کردی و محو نمودی و همه عیب‏ها را، هر چه که بود، پوشاندی. « السَّلَامُ عَلَیْکَ مَا کَانَ أَطْوَلَکَ عَلَى الْمُجْرِمِینَ وَ أَهْیَبَکَ فِی صُدُورِ الْمُؤْمِنِینَ» خداحافظ ای ماه! چه‏قدر برای گناه‏کاران طولانی بودی و چه‏قدر برای مؤمنین عظمت داشتی!

خوشا به حال کسانی که قدر دانستند

تمام این جملاتی که زین‏العابدین(ع) در این خداحافظی بیان می‏فرماید، گویای این مسأله است که این ماه چه ارزش و عظمتی دارد. بدانید که دارید از چه گوهر گرانبهای زمانی، خارج می‏شوید! شما در چه مقطع زمانی بودید که بهترین فرصت‏ها را برای اصلاح دین و دنیایتان داشتید! خوشا به حال کسانی که استفاده کردند! خوشا به حال کسانی که قدر این زمان را دانستند! خوشا به حال آنانی که قدر این ماه رمضان را دانستند و توانستند گره‏هایشان را باز کنند! چه گره‏های دنیایی، چه اخروی.

«السَّلَامُ عَلَیْکَ مِنْ شَهْرٍ لَا تُنَافِسُهُ الْأَیَّامُ» خداحافظ اى ماهى که هیچ ماه دیگری از تو برتر نیست. «السَّلَامُ عَلَیْکَ مِنْ شَهْرٍ هُوَ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ سَلَامٌ» خداحافظ اى ماهى که تا تو بودى، امن و سلامت بود.

«السَّلَامُ عَلَیْکَ غَیْرَ کَرِیهِ الْمُصَاحَبَةِ وَ لَا ذَمِیمِ الْمُلَابَسَةِ» خداحافظ اى ماهی که نه در همنشینی با تو ناراحتی وجود داشت و نه بدی و ناپسندی در حضور تو بود. «السَّلَامُ عَلَیْکَ کَمَا وَفَدْتَ عَلَیْنَا بِالْبَرَکَاتِ وَ غَسَلْتَ عَنَّا دَنَسَ الْخَطِیئَاتِ» ماهم در بعضی موارد برای خداحافظی می‏گوییم به سلامت! خوش آمدی! حضرت می‏فرمایند: ای ماه رمضان خداحافظ و به سلامت! همان‏گونه که تو بر ما با برکات فراوان و سلامتی فرود آمدی و ناپاکی‏های گناه را از ما زدودی و ما را از خطاها شست و شو دادی!

ناراحت از رفتن تو و چشم انتظار آمدن دوباره‏ات

«السَّلَامُ عَلَیْکَ غَیْرَ مُوَدَّعٍ بَرَماً وَ لَا مَتْرُوکٍ صِیَامُهُ سَأَماً» خداحافظ که در این وقت وداع، نه از تو ناراحتیم و نه از روزه‏داری‏ات خسته شده‏ایم. «السَّلَامُ عَلَیْکَ مِنْ مَطْلُوبٍ قَبْلَ وَقْتِهِ وَ مَحْزُونٍ عَلَیْهِ قَبْلَ فَوْتِهِ» خداحافظ از جانب من که خواستار تو بودم و پیش از آمدنت خوشحال بودم که تو خواهی آمد و اکنون هم که می‏خواهی بروی، اندوهگین شده‏ام که از دوری‏ات چه کنم! «السَّلَامُ عَلَیْکَ کَمْ مِنْ سُوءٍ صُرِفَ بِکَ عَنَّا، وَ کَمْ مِنْ خَیْرٍ أُفِیضَ بِکَ عَلَیْنَا» خداحافظ که چه بدی‏هایی را از ما دور کردی و چه خیراتی را با آمدنت نصیبمان کردی!

خداحافظ ای ماه مبارک! خداحافظ شب قدر

«السَّلَامُ عَلَیْکَ وَ عَلَى لَیْلَةِ الْقَدْرِ الَّتِی هِیَ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ» خداحافظ و درود بر تو و شب قدر که از هزار ماه برتر است. «السَّلَامُ عَلَیْکَ مَا کَانَ أَحْرَصَنَا بِالْأَمْسِ عَلَیْکَ وَ أَشَدَّ شَوْقَنَا غَداً إِلَیْکَ.» خداحافظ که تا بودی، مشتاق آن بودیم که بیشتر بمانی و اکنون که می‏روی، دل‏هایمان برای دیدار دوباره‏ات پَر می‏کشد. «السَّلَامُ عَلَیْکَ وَ عَلَى فَضْلِکَ الَّذِی حُرِمْنَاهُ، وَ عَلَى مَاضٍ مِنْ بَرَکَاتِکَ سُلِبْنَاهُ» خداحافظ و درود بر تو و درود بر فضل و کرمت که از آن محروم گشتیم و برکات گذشته‏ات را از کف دادیم. «اللَّهُمَّ إِنَّا أَهْلُ هَذَا الشَّهْرِ الَّذِی شَرَّفْتَنَا بِهِ» خداوندا ما «اهلِ» این ماه بودیم و تو ما را به آن شرافت بخشیدی و با آن، بر سر ما منّت گذاشتی! ...

خدایا! تو کوتاهی ما را جبران کن

من فقط یک جمله می‏خواهم به خدا بگویم: خدایا اگر ما کوتاه آمدیم، تو کوتاهی‏های ما را نادیده بگیر! اگر ما کوتاه آمدیم، ما را به این کوتاهی‏ها مؤاخذه نکن! ما را با این کوتاهی‏ها از برکات و غفران خود در این ساعات محروم نساز! بیا به آن‏هایی که محبت داری و لطف و مرحمت کردی، ما را دست خالی از سر این سفره رد نکن! یک طوری نشود که ما از سر این سفره استفاده نکرده، بلند شویم و برویم. بیا و در این مهمانی خود که برای ما برپا کرده بودی، مثل بقیه که از آنها پذیرایی کرده‏ای از ما هم پذیرایی کن!

حاشا به کرمت یا الله

جملات عجیبی است که از زین‏ العابدین(ع) نقل شده است و همه بر عظمت این ماه دلالت می‏کند. روایتی از امام صادق (ع) بود که حضرت فرمودند: «مَنْ لَمْ یُغْفَرْ لَهُ فِی شَهْرِ رَمَضَانَ لَمْ یُغْفَرْ لَهُ إِلَى قَابِلٍ إِلَّا أَنْ یَشْهَدَ عَرَفَةَ» اگر کسی در ماه رمضان مورد غفران قرار نگیرد، بعید است که بعد از این ماه مشمول لطف و رحمت خدا قرار گیرد. به حسب ظاهر برای ما، چند ساعت بیشتر از این ماه باقی نمانده است. چند ساعت بیشتر نداریم، بیایید از این ساعات استفاده کنیم. خود من امشب فکر می‏کردم و می‏گفتم: خدایا! مگر می‏شود که ما را دست خالی برگردانی؟! مگر می‏شود کسی را دعوت کنی و او را بر سر سفره بنشانی و به او غذا ندهی؟! حاشا به کرمت یا الله!...

 

 

 

 

!

امام علی علیه السلام

 

 

 

 

1 ماجراي شهادت علي عليه السلام
2 امام علي (ع) از ديدگاه انديشمندان غيرمسلمان
3 علي(ع) از زبان پيامبر اكرم(ص) در منابع اهل سنت
4 راز تنهايي علي عليه السلام
5 چند كتاب مفيد در رابطه با اميرمؤمنان (عليه السلام)
6 راز محبوبيت علي عليه السلام

 

1 اعلميت علي(علیه السلام) - يکي از شرايط خليفه و امام، آگاهي او از شريعت اسلام است
حبل المتین
2 شهادت حضرت علي (عليه السلام)
3 انحراف ذهبي از اميرمومنان عليه السلام
حبل المتين
4 منزلت هاي حضرت علي (ع) در حديث منزلت
5 چرا حضرت علي (عليه السلام) قيام نكرد؟
شبکه سلام
 
 

 

1 آرامگاه امير مؤمنان (ع) در گذر تاريخ
2 امام علي عليه السلام و قبول حكومت
3 نخستين يار پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم
4 اميرالمومنين عليه السلام، نخستين مسلمان
5 حضرت خديجه(عليها السلام) مادر امّت
6 احادیث «علي مع الحق والحق مع علي»
1 آيا قرآن روي سر گرفتن و دعا كردن بدعت است + تصوير كتاب
2 آيا روايت معتبري در منابع اهل سنت وجود دارد كه ثابت كند، اميرمؤمنان عليه السلام، تمام اتفاقات آينده را تا قيامت مي دانست؟
3 آيا امير مؤمنان عليه السلام از انبياء افضل است ؟
4 آيا جبرئيل و ميكائيل، خادمان اميرمؤمنان عليه السلام  بوده اند؟ (+ تصوير)
5 آيا امير مؤمنان (عليه السلام) پيشگام اولين و آخرين است؟
6 آيا حضرت علي عليه السلام در نهج البلاغه خلافت را حق خود نمي دانند؟
7 آيا نخستين مسلمان بودن حضرت علي (عليه السلام) فضيلت محسوب ميشود؟
8 آيا روايت معتبر از طريق عايشه بر اولين مسلمان بودن حضرت علي (ع) نقل شده است؟
9 آيا روايت علي «امام المتقين وسيد المسلمين» با سند معتبر وارد شده؟ (+ تصوير)
10 آيا روايت «نگاه كردن به چهره علي (ع) عبادت است» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
11 آيا در قبر و قيامت از ولايت علي و ائمه عليهم السلام سؤال مي شود؟
12 ديدگاه اميرمؤمنان عليه السلام در باره ابوبكر و عمر+ تصوير كتاب ها
13 آيا روايت «من أطاع عليا فقد أطاعني» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
14 آيا روايت «علي مع الحق» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
15 آيا روايت «من سبّ عليا فقد سبني» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
16 آيا حديث «ضربة علي يوم الخندق افضل من عبادة الثقلين» سنديت دارد؟
17 آيا روايت معتبري در باره كندن در قلعه خيبر توسط اميرمؤمنان عليه السلام وجود دارد؟
18 آيا عمر بن خطاب، آرزوي فضائل اميرمؤمنان عليه السلام را داشته است؟
19 آيا امير المؤمنين عليه السلام ، از خلفا تمجيد كرده است ؟
20 آيا اجماعي بر اولين مسلمان بودن امير المؤمنين (عليه السلام) در بين علماي اهل سنت وجود دارد؟
21 آيا روايت نام گذاري فرزند امير مؤمنان (عليه السلام) به اسم عثمان، صحيح است؟
22 آيا آيه «ومن عنده علم الكتاب» در باره امام علي (ع) نازل شده ؟
23 آيا روايت «علي أولي الناس بعدي» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
24 آيا روايت «من فارق عليا فقد فارقني» با سند معتبر در منابع اهل سنت نقل شده است؟
25 آيا اميرمؤمنان و حسنين عليهم السلام از عثمان طرفداري كرده اند؟
26 چرا حضرت علي (ع) نام سه فرزند خود را عمر ، ابوبكر و عثمان گذاشت؟
27 اگر ابوبكر و عمر، غاصب خلافت بودند ، چرا امام علي (ع) با خلفا همكاري مي  كرد؟
28 چرا شما نيز همانند علي (عليه السلام) كوتاه نمي آييد؟
 
 

 

1 ویژه نامه شهادت امام علی (ع)
2 تصاویر ویژه شهادت امام علی علیه السلام
3 ویژه نامه صوتی امام علی (ع)
4 تصاویر ویژه حرم امام علی (ع)
5 ویژه نامه ماه مبارک رمضان (شهر الله)
6 تصاویر ویژه ماه مبارک رمضان (2)
تصاویر ویژه ماه مبارک رمضان - تصاویر پس زمینه
7 تصاویر ویژه ماه مبارک رمضان (1)
تصاویر ویژه ماه مبارک رمضان - تصاویر عمومی

صلوات در اشعار

اوّل خوانیم خدا را ، سید انبیا را ،علی مرتضی را،
صلِّ علی محمد صلوات برمحمد
صلوات را خدا گفت جبرئیل بارها گفت در شان مصطفی گفت
صلِّ علی محمد صلوات برمحمد
شاه نجف علی است سر ور دین علی است شیر خدا علی است
صلِّ علی محمد صلوات برمحمد
یارب به حق زهرا شفیع روز جزا یعنی که خیر النساء
صلِّ علی محمد صلوات برمحمد
بعد از علی حسن بود چون غنچه در چمن بود ،نور دو چشم من بود
صلِّ علی محمد صلوات برمحمد
بوی حسین شنیدیم چون گل شکفته دیدیم به مدعا رسیدیم
صلِّ علی محمد صلوات برمحمد
زین العباد ، سجاد است و مظهر عبادت ،آن  اسیر شهر کربلا
صلِّ علی محمد صلوات برمحمد
باقر امام دین است نور خدا یقین است فرزند عابدین است
صلِّ علی محمد صلوات برمحمد
جعفر امام ششم ، هست ناشر دین احمد و  حیدر
صلِّ علی محمد صلوات برمحمد
موسای با سعادت با ذکر و با عبادت سر دار با جلالت
صلِّ علی محمد صلوات برمحمد
هشتم رضا امام است از ضامنی تمام است شاه غریب بنام است
صلی علی محمد صلوات برمحمد
ما شیعه تقی ایم خاک ره نقی ایم محتاج عسکری ایم
صلِّ علی محمد صلوات برمحمد
مهدی به تاج و نورش با احمد ورسولش نزدیک شد ظهورش
صلِّ علی محمد صلوات برمحمد
________________________________________
اگرخواهي شوي رهبر
برو در مسجد و منبر 
کــلام الله بخوان از بَر
بگو صلوات به پيغمبر
به حکم خالق داور
گذشت از نه فلک برسر
مـحمد شافع مــحشر
بگو صلوات به پيغمبر
اگر تو مرد هشياري
به سوزدل کني زاري
زبـانت را بـکن جــاري
بگو صلوات به پيغمبر
اگرخواهي‌جمال‌اي‌دوست
شفاعت‌برسرآن‌کوست
نجات اندر حضور اوست
بگو صلوات به پيغمبر
مـحمد شـافع محشر
 به درگاه خـدا رهبر
اگر خواهي شوي برتر
بگو صلوات به پيغمبر
اگـر تو مـرد دينداري
 ز راه ديـن خبر داري
به هر گــامي که برداري
 بگوصلوات به پيفمبر
ازاين دنيا مشو غافل
که پرمکرست و بي‌حاصل
ز من بشنو دمي اي دل
 بگو صلوات به پيغمبر
کـجا رفتند عزيزانت
پدر با اهل و خويشانت
ز بــهر نور ايـــــــمانــت
 بگو صلوات به پيغمبر
مشو در بند سيم و زر
 بکن خوفي تو از محشر
بسوز چون عود درمجمر
بگو صلوات به پيغمبر
چه در فصل بهار و گل
بشو مستانه چون بلبل
بر آر از سينه ات غلغل
بگو صلوات به پيغمبر
مـحمد سـيد الانـور
 شـفيع الامـتان يک سر
دهــانت کن پر از شـکر
 بگو صلوات به پيغمبر
________________________________________
بر احمد و جمال حیدر صلوات
بر فاطمه پاک و مطهر صلوات
بر مِهر وجود یازده نور جلی صلوات
بر جمله شافعین محشر صلوات
________________________________________
اول به نبی حضرت خاتم صلوات
دوم به علی شیر دو عالم صلوات
سوم به گل وجودِ پاک زهرا
چهارم به حسن خونجگر غم صلوات
از بهر حسین آن شه کرب و بلا
وآن تشنه‌ی در مقتلِ ماتم صلوات
________________________________________
شاهنشه لامکان ، مکان را صلوات
آن جان جهان ، جهان را صلوات
زیبنده زندگی جاوید علی ع است
آن مظهر حی مستعان را صلوات
________________________________________
از عرش صداي ربنا مي آيد
آواي خوش خدا خدا مي آيد
گفتست نبي خدا گناهش بخشد
هر کس که به فاطمه فرستد صلوات
________________________________________
بر چهره زیبای محمد صلوات
برگنبد خضرای محمد صلوات
سر تا به قدم آینه او زهراست
تقدیم به زهرای محمد صلوات
________________________________________
با نام حسن به قلبها گل بزنید
با یک صلوات تا بقیع پُل بزنید
فرمود که هر وقت گرفتار شدید
بر دامن ما دست توسل بزنید
________________________________________
بی حبّ علی و آل او در عرصات
هرگز نخرند از کسی صوم و صلاة
در حشر نتیجه می دهد عشق حسین
دیگر همه هیچ ، برمحمد صلوات
________________________________________
هر که دارد به دلش آرزوي کربلا صلوات
 يا شود زائر آن دشت پر بلا صلوات
 از سه ساله حسين گيرد برات صلوات
 گويد بر دل سوخته ي زينب صلوات
________________________________________
از بهر حسین آن شه کرب و بلا صلوات
وآن تشنه‌ی در مقتلِ ماتم صلوات
بر ساقي تشنه لب ابا الفضل صلوات
________________________________________
بر ساقي تشنه لب مشك به دهن صلوات
بر دو  دست قطع شده عباس صلوات
بر فرق شكافته خونين شبهه حيدري
بر معرفت و عشق برادري ابوالفضل صلوات
________________________________________
بر حضرت سجاد و صفایش صلوات
او روح دعاست بر دعایش صلوات
از پرده غیب جلوه گر شد رخ او
بفرست برای رو نمایَش صلوات
________________________________________
آنکه ز مهر  چهارده محروم است
محرومی او به نزد حق معلوم است
در نزد خدا وسیله، روز جزا
ما را ، صلوات چهارده معصوم است
________________________________________
مذهب جعفری و ایده احمد دارم
لِلّه الحمد که این دولت سرمد دارم
من ز خود هیچ ندارم که بدان فخر کنم
هر چه دارم همه از آل محمد ص دارم
________________________________________
بابی است به دنیای کرامت صلوات
رازی است ز اسرار امامت صلوات
فرمود خداوند به موسی که کند
رفع عطش از اهل قیامت با صلوات
________________________________________
به روی رضا ، شمس امامت صلوات
بر شافع ما روز قیامت صلوات
در پناه نگه اش که شادند همه
بفرست بر این روح کرامت صلوات
________________________________________
هر که دارد به دلش آرزوي قبر رضا
هر كه خواهد در گدائي توانگر شود و غنا
هر كه خواهد كه شود گره كار شيعه باز
بر غريب الغربا شاه خراسان  فرستد صلوات
________________________________________
شد باز به روی ما باب برکات
ای غرق گنه رسید کشتی نجات
زن دست به دامان جواد و بفرست
بر احمد و آل او دمادم صلوات
________________________________________
جان را تو صفا ده ، به صفای صلوات
هم راز ملک شو ، به نوای صلوات
بر هر چه خدای ، قیمتی داده ولی
گلزار بهشت است بهای صلوات
________________________________________
خوانند فرشتگان مکرر صلوات
چون هست ز هر ذکر نِکوتر صلوات
توحید و نبوت و امامت هر سه
چون در نگری جمع بُوَد در صلوات
________________________________________
بر جلوه ی روی  مهدی  صلوات
بر جذبه ی هر نگاه مهدی صلوات
ما را نوبد چو هدیه یی در  خور او
بفرست به پیشگاه مهدی صلوات
________________________________________
زبان گشا تو اى عبدخدا بگو صلوات
 به وقت صبح و به وقت مسا بگو صلوات
حبيب خالق يكتا بُوَد رسول اَنام
به روى انور آن مصطفا بگو صلوات
على وصىّ  بلافصل احمد مختار
به عشق شيرخدا مرتضا بگو صلوات
شفيعه دوسرا مادر حسين و حسن
به نام فاطمه خيرالنّسا بگو صلوات
زحُسن روى حَسن مهرُخان همه شده  مات
به يادگارعلى مجتبا بگو صلوات
چو شمع گريه كن و همچو نى بسوز و بنال
به شاه بى كفن كربلا بگو صلوات
چهارمين شه شيعه امام زين العباد
به اشك ديده آن پارسا بگو صلوات
محمدبن على باقرالعلوم جهان
به علم و مرتبتش بى ريا بگو صلوات
امام جعفر صادق رئيس مذهب ما
به صدق آن ششمين پيشوا بگو صلوات
امام موسى كاظم انيس گوشه مَحبس
به روح اقدس او بارها بگو صلوات
رضاست ضامن آهو اميد بى كس و يار
به ياد شاه خراسان رضا بگو صلوات
جواد معدن جود است و سرو باغ سخا
به جود و قامت آن مه لقا بگو صلوات
امام دهّم علىّ‏النّقى چراغ هُدى
به نور چهره آن رهنما بگو صلوات
امام عسگرى آن دستگيرقوم عنود
به دوّمين حسن دلربا بگو صلوات
گرعاشقى به امام زمان هميشه صلوات
به حجّت بن حسن كن دعا بگو صلوات
________________________________________
بشنو سخنی اگر که خواهی حسنات
 فرمود پیمبر آن بهار برکات
 هر کس صلواتی بفِرستد بر من
 ده مرتبه حق بر او فرستد صلوات ..
________________________________________
نشود ناطقه اش لال به هنگام ممات
هر زبانی که فرستد به محمد صلوات
________________________________________
صحبتي شد كه خدا باب نجاتي بفرست
تلخي ذائقه را شاخه نباتي بفرست
مي‏رسد با علم سبز، امامت بر دوش
از چه خاموش نشستي صلواتي بفرست  
________________________________________
بر نور جمال پاک احمد صلوات
برعطر وجود حی سر مد صلوات
بر وجه نکوی وخلق نکوی رسول
بر خاتم انبیاء محمد و آل محمد صلوات
________________________________________
آن دم که حق جمله عالم آفرید
صدايي از حق برگوش عرشيان رسيد
گفت حق اين ذكر را دائم بگوئيد
صلوات بر محمد  و آل محمد شد پديد
________________________________________
بر محمد تو بگو از دل‌ و جان‌ صلوات‌
به‌ علی‌ حیدر صفدر شه‌ خوبان‌ صلوات‌
به‌ رخ‌ انور آن‌ سرو خرامان‌ صلوات‌
به‌ قد سرو چمان‌ ماه‌ درخشان‌ صلوات‌
به‌ لب‌ خشک‌ حسین‌ شاه‌ شهیدان‌ صلوات‌
به‌ علی‌ بن‌ حسین‌ عابد دانا صلوات‌
به‌ همان‌ باقر و آن‌ علم‌ فراوان‌ صلوات‌
به‌ همان‌ مذهب‌ پاک‌ از سر ایمان‌ صلوات‌
بر سر تربت‌ آن‌ مظهر ایمان‌ صلوات
به‌ غریب‌الغربا شاه‌ خراسان‌ صلوات‌
به‌ همان‌ گنبد پُر نور زرافشان‌ صلوات‌
عسکری‌ را تو به‌ لعل‌ لب‌ خندان‌ صلوات
به‌ همان‌ مهدی‌ غایب‌ شه‌ خوبان‌ صلوات
________________________________________
اول به وجود پاک آن یکّه پناه
با نیت قرب او بگو یا الله
دوم به رسول حق جمیع حسنات
بفرست مسلمان به محمّد صلوات
سوم به علی مخزن اسرار حیات
بر حضرت فاطمه نگارش صلوات
چهارم به حسن منشاء خیر و برکات
بفرست به خون دل دمادم صلوات
پنجم به حسین دین قتل العبرات
بر کرب و بلا و اهل بیتش صلوات
بر هشت امام کرم و وجود و برات
بر گل رخ صاحب الزمان گو صلوات
________________________________________
خوش رحمتي است ياران، صلوات بر محمد
گوئيم از دل و جان، صلوات بر محمد
گر مؤمني و صادق، با ما شوي موافق
کوري هر منافق، صلوات بر محمد
در آسمان فرشته، مهرش بجان سرشته
بر عرش خوش نوشته صلوات بر محمد
صلوات اگر بگوئي، يابي هر آنچه جويي
گر تو ز خيل اوئي صلوات بر محمد
اي نور ديده ما، خوش مجلسي بيارا
ميگو خوشي خدا را، صلوات بر محمد
مانند گل شکفتيم، در لطيف سفتيم
خوش عاشقانه گفتيم، صلوات بر محمد
والله ديده من از نور اوست روشن
جان من است و من تن، صلوات بر محمد
گفتيم با دل و جان با عاشقان خوبان
شادي روي ياران، صلوات بر محمد
بي شک علي ولي بود، پرورده نبي بود
شاه همه علي بود، صلوات بر محمد
گويم دعاي سيد، خوانم ثناي سيد
جانم فداي سيد، صلوات بر محمد
خوش گفت نعمت الله رمزي زلي مع الله
خوش گو به عشق الله، صلوات بر محمد
________________________________________
حق داده به ما وعده خير و حسنات
هم وعده جنات سراسر نعمات
خواهي كه شود نصيب تو اين بركات
بفرست مدام بر محمد (ص) صلوات
________________________________________
از ازل بر ذرات جهان تا عرصات
رسد از آبروي آل محمد (ص) بركات
چه بدبخت باشد هر كس ز جهل
بشنود نام محمد (ص) نفرستد صلوات
________________________________________
اگرخواهي شوي رهبر
برو در مسجد و منبر 
کــلام الله بخوان از بَر
بگو صلوات به پيغمبر
به حکم خالق داور
گذشت از نه فلک برسر
مـحمد شافع مــحشر
بگو صلوات به پيغمبر
اگر تو مرد هشياري
به سوزدل کني زاري
زبـانت را بـکن جــاري
بگو صلوات به پيغمبر
اگرخواهي‌جمال‌اي‌دوست
شفاعت‌برسرآن‌کوست
نجات اندر حضور اوست
بگو صلوات به پيغمبر
مـحمد شـافع محشر
 به درگاه خـدا رهبر
اگر خواهي شوي برتر
بگو صلوات به پيغمبر
اگـر تو مـرد دينداري
 ز راه ديـن خبر داري
به هر گــامي که برداري
 بگوصلوات به پيفمبر
ازاين دنيا مشو غافل
که پرمکرست و بي‌حاصل
ز من بشنو دمي اي دل
 بگو صلوات به پيغمبر
کـجا رفتند عزيزانت
پدر با اهل و خويشانت
ز بــهر نور ايـــــــمانــت
 بگو صلوات به پيغمبر
مشو در بند سيم و زر
 بکن خوفي تو از محشر
بسوز چون عود درمجمر
بگو صلوات به پيغمبر
چه در فصل بهار و گل
بشو مستانه چون بلبل
بر آر از سينه ات غلغل
بگو صلوات به پيغمبر
مـحمد سـيد الانـور
 شـفيع الامـتان يک سر
دهــانت کن پر از شـکر
 بگو صلوات به پيغمبر
________________________________________
از اول دهــر تــا قيــامت برکـــات
 تعـداد هـمه خلق جهان و ذرات
از اهل بهشت وقدسيان وملکوت 
 بر احمد وال او هميشه صلوات
________________________________________
روی زمین و آسمان ها و کرات
در بین مناجات و تمام کلمات
زیبا تر از این دعا ندیده است کسی   
بر خاتم انبیاء محمد صلوات
________________________________________
بر خلق خوش و خوي محمد (ص) صلوات
بر عطر گل روي محمد (ص) صلوات
در گلشن سر سبز رسالت گوييد
بر چهره گل بوي محمد (ص) صلوات
________________________________________
گرديده شعار هر مسلمان صلوات
تاريخچه عترت و قرآن صلوات
بر شيعه بود نشانه مهر علي
ازازل تا به ابد بر محمد و علي صلوات
________________________________________
شد باز به روي خلق باب بركات
خواهي تو اگر ز درگه دوست برات
بفرست ز جان و دل به آواي جلي
بر خاتم انبياء محمد (ص) صلوات
________________________________________
بيرون ز عدد بگو و بي حد صلوات
بر آل محمد و محمد صلوات
ز انجا كه دعا استجابت شده است
بر جمله اذكار سرامد صلوات
________________________________________
گفتم كه لبت، گفت لبم آب حيات
گفتم دهنت، گفت زهى حب نبات
گفتم سخن تو، گفت حافظ گفتا
شادى همه لطيفه گويان صلوات
________________________________________
بر چهرۀ پر ز نور مهدی صلوات
بر جان و دل صبور مهدی صلوات
تا امر فرج شود میسر ، بفرست
بهر فرج و ظهور مهدی صلوات
________________________________________
يارب از غيب به ما برگ و براتي بفرست
تلخي ذائقه را شهد و نباتي بفرست
تو هم اي بنده اگر شکر گذاري به خداي
بر خود و آل محمد صلواتي بفرست
________________________________________
بر خاتم انبياء محمد مصطفي(ص) صلوات
بر علي حيدر كرار داماد پيامبر  صلوات
بر فاطمه بنت پيامبر همسر حيدر صلوات
 بر حسن و حسين  آل مطهر صلوات
________________________________________
بر ساقي تشنه لب مشك به دهن صلوات
بر دو  دست قطع شده عباس صلوات
بر فرق شكافته خونين شبهه حيدري
بر معرفت و عشق برادري ابوالفضل صلوات
________________________________________
بر سجده و سجاده عشق محمد (ص)صلوات
ر قار حرا و نماز و مقام محمد(ص) صلوات
بر آخرين دين رحمت و پيامبر آن صلوات
بر علی و فاطمه و آل مُطَهَّر صلوات
________________________________________
برخیز و بیا! شبِ نجات آمده است
از عالم غیب برات امده است
شادی روی محمد، يك  باغ گل است
گل خنده به لب، در صلوات امده است
________________________________________
گر فکر رهایی ز غم و راه نجاتی
در روز و شب خواهی ثمراتی
باید به کوری دو چشمان حسودان
بر احمد و آلش بفرستی صلواتی
________________________________________
خواهم كه شوم معتكف كوي محمد
 بر ديده نهم تربت خوش بوي محمد
اي اهل نظر كن نظر از روي حقيقت
تا آنكه به بيني همه جا روي محمد
در دير و حرم رفتم و ديدم كه به صد ناز
در گوش رسد بانگ هياهوي محمد
افتاد گذارم ز قضا سوي گلستان
ديدم كه زهر طرف رسد بوي محمد
دل برده ز كف و ز سر مردان خدا
هوش مستانه صف نرگس جادوي محمد
در عالم توحيد به تحقيق نديدم
مردي به يدو خلق خوش و خوي محمد
دل گشته ز شوق رخ آن شمع دل افروز
آشفته تر از طرة گيسوي محمد
ژوليده مخور غم كه شود درد تو درمان
از نگهت جان پرور و از بوي محمد
________________________________________
چو تكوين جهان را ساز كردند
نخست از نور او آغاز كردند
محمد (ص) مصطفاي آفرينش
محمد (ص) نور چشم اهل بينش
شب اسرا چو در عرش خدا گشت
فكان قاب قوسينش سزا گشت
محمد(ص) شافع روز پسين است
محمد(ص) رحمة للعالمين است
محمد(ص) فاتح بدر و حنين است
محمد (ص) مرشد راه حسين است
محمد (ص) هم بشير و هم نذير است
محمد(ص) در دو عالم بي نظير است
محمد(ص) محرم اسرار عشق است
محمد (ص) مطلع انوار عشق است
محمد (ص) صاحب دختي چو زهراست
محمد (ص) زينت ام ابيـهاسـت
محمد (ص) معجزه خلق الهي است
كه بي نورش سياهي در سياهي است
چو درياي وجودش بي كران است
در اوصافش سخن بس ناتوان است.
________________________________________
كتابم قرآن است و دين محمد [ص]
همين بود ازيرا گزين محمد [ص]
يقينم كه من هر دوان را بورزم
يقينم شود چون يقين محمد [ص]
كليد بهشت و دليل نعيم
حصار حصين كيست؟ دين محمد [ص]
________________________________________
در وقت اذان صلواتي بفرست
در شروع هر كاري صلواتي بفرست
در وقت نماز و هر كاري
وقت و بي وقت صلواتي بفرست

مفهوم اعتدال در قرآن

مفهوم اعتدال در قرآن
اعتدال از واژه عدل و عدالت، حالتی بین دو طرف از لحاظ کم یا کیف است. این واژه در فرهنگ‌های عربی و مصطلحات قرآنی به معنای تناسب، استقامت، قوام پیدا کردن و موزون بودن نیز آمده است. (لسان‌العرب، ابن منظور، ذیل وازه عدل)
این مفهوم در آیات قرآنی با استفاده از واژه‌هایی چون «بین ذلک»، «حنیف»، «سوی»، «عفو» «قصد»، «وسط»، «وزن» و مشتقات آنها به کار رفته است.
در فرهنگ فارسی اعتدال به معنای میانه‌روی به کار می‌رود و به رفتار و حالتی می‌گویند که به دور از هرگونه افراط و تفریطی باشد. بنابراین با اصطلاحات قرآنی چون وسط، بین ذلک، لاالی هولاء و لاالی هولاء، استواء، سوی و مانند آن نزدیک است.
در فرهنگ قرآن و آموزه‌های اسلام، معنای اصطلاحی اعتدال که در فرهنگ فارسی متداول است، به عنوان وسط و میانه‌روی مورد تأکید قرارگرفته و اصولا سبک زندگی اسلامی و مولفه و شاخص اصلی تمدن اسلامی و جامعه مدنی قرآنی، همین مفهوم میانه‌روی و اعتدال است. خداوند به صراحت در وصف امت اسلام و جامعه ایمانی و قرآنی که باید اسوه جوامع دیگر بشری باشد می‌فرماید: «و کذلک جعلناکم امه وسطا لتکونوا شهداء علی‌الناس؛ و این گونه شما را امتی میانه و معتدل قرار دادیم تا گواهان بر مردمان باشید. (بقره، آیه ۱۴۳)
از آموزه‌های قرآنی به دست می‌آید که اعتدال و میانه‌روی امت زمانی تحقق می‌یابد که همه شاخص‌ها و مولفه‌های آن مراعات شود. پس همان گونه که در زندگی فردی و شخصی انسان باید نخست در شخص و شخصیت خود اعتدال برقرار کند و اجازه ندهد تا قوای نفسانی به سمت افراط و تفریط بروند و مثلا در مسائل نفسانی افراط کرده و اجازه داده شود تا شهوت وغضب چیره شده و عقل به کناری گذاشته شود یا آنکه تفریط کرده و شهوت سرکوب شود، بلکه باید با مدیریت عقل، رفتاری عقلانی در پیش گرفت که همان ایجاد تعادل در بهره‌مندی همه قوای انسانی است؛ همچنین باید در زندگی اجتماعی، به دور ازهرگونه افراط و تفریطی اجازه داده شود که عدالت برقرار گردد.
از نظر آموزه‌های معرفتی قرآن، عقل می‌تواند به عنوان حاکم معتدل به ایجاد عدالت و تعادل و اعتدال کمک کند، پس باید مدیریت جامعه را به عقل سپرد؛ چرا که انسان موجودی است که از ترکیب قوای متضاد پدید آمده است و زمانی می‌تواند به اعتدال و تعادل و تناسب موزون و منطقی برسد که هر چیزی در جای مناسب خود قرار گرفته و حق هر چیزی به خوبی و درستی ادا شود که همان مفهوم عدالت واقعی است. این عدالت واقعی می‌بایست نخست در نظام شخصیت فردی و باطنی شکل گرفته و سپس از طریق افراد در جامعه تحقق یابد و نهادینه شود.
براساس همین رویکرد و نظریه قرآنی و وحیانی است که در اخلاق اسلامی همواره در هر حوزه و در موضوع و مسئله‌ای، به تبیین اعتدال اشاره شده است تا از دو سویه افراط و تفریط برحذر باشیم. در کتب اخلاقی بخش مهمی از آموزه‌ها به ایجاد اعتدال و میانه‌روی در رفتارهای فردی و اجتماعی اختصاص یافته است و تلاش می شود تا مثلا از دو رفتار افراطی و تفریطی تهور و ترسویی پرهیز داده و بر شجاعت به عنوان رفتاری عقلانی، معتدلانه و عادلانه تأکید شود. از همین‌رو گفته شده که مثلا اعتدال در «غضب»، «شجاعت»، اعتدال در «شهوت»، «عفت» و اعتدال در «عقلانیت»، «حکمت» است.
در حوزه رفتارهای اقتصادی نیز بر عناوینی چون قوام و قصد تأکید می‌شود که همان میانه‌روی است. پس همان‌گونه که از هرگونه اسراف و تبذیر پرهیز داده می شود، همچنین از خساست نهی شده است؛ زیرا خساست، مصرف نکردن و بخل‌ورزی در حق خود است. در انفاق نیز بر میانه‌روی تأکید می‌شود و از اینکه گشاده‌دستی شود یا بخل و تنگدستی نسبت به دیگران روا شود نهی شده است.
خداوند در آیه ۶۹ سوره فرقان درباره اعتدال در انفاق می‌فرماید: «والذین اذا انفقوا لم یسرفوا؛ کسانی که وقتی انفاق می‌کنند، زیاده‌روی نمی‌کنند؛ چنان‌که «ولم یقتروا» یعنی دست خود را هم نمی‌بندند. بعضی از افراد آن‌قدر دست سفتی دارند که آب از دست آنها نمی‌چکد و این افراد آدم‌های خوبی نیستند و بعضی‌ها هم همین‌طور ریخت و پاش دارند که این هم خوب نیست و حد اعتدال آن یعنی «و کان بین ذلک قواما» خوب است. به این معنا که آن روشی خوب است که حد اعتدال را رعایت
کند.
اعتدال در تکوین و تشریع
از نظر آموزه‌های قرآنی اصل اعتدال و میانه‌روی مبتنی بر عدالت، اصل حاکم بر نظام تکوین و تشریع است. به این معنا که هستی بر مدار عدالت و اعتدال متوازن سامان یافته و تناسب میان اجزاء رعایت شده است. همین اصل در نظام تشریع و قانونگذاری نیز مراعات شده است؛ زیرا تشریع در چارچوب نظام احسن هستی است و بر اینکه قانونگذاری و تشریع در چارچوب فطرت است تاکید شده است. (روم، آیه ۳۰)
خداوند در آیه ۲ سوره اعلی می‌فرماید که آفرینش موجودات به صورت معتدل از سوی خداوند انجام گرفته است و همین اعتدال در آفرینش آسمان و زمین (بقره، آیه ۲۹؛ نازعات، آیات ۲۷ و ۲۸) و آفرینش موجودات زمینی از گیاهان و غیرگیاهان به صورت معتدل از جانب خداوند مراعات شده است؛ چرا که «أنبتنا» شامل همه موجودات زمینی است (حجر، آیه ۱۹؛ مجمع‌البیان، ذیل آیه) و مراد از «موزون»، به معنای رعایت اعتدال وتناسب میان اجزاء آنهاست. (روح المعانی، ذیل آیه)
خداوند درباره اعتدال در آفرینش انسان نیز با عنوان تسویه واستواء بر آن تاکید می‌کند. (کهف، آیه ۳۷؛ حجر، آیات ۲۸ و ۲۹؛ سجده، آیه ۹؛ ص، آیات ۷۱ و ۷۲) خداوند در آیاتی می‌فرماید که نفس انسانی را به حالت اعتدال آفریده و اجازه نداده تا بخشی از قوا بر بخشی دیگر چیره و غالب باشند (شمس، آیه ۷) ولی به دلایل درونی و بیرونی این مسیر منحرف می‌شود و نفس دچار افراط و تفریط شده و گرفتار فسق و کفر و فجور و اسراف اعتقادی و رفتاری و اقتصادی و مانند آن شده و از جاده عدالت و اعتدال به جاده ضلالت کشیده می‌شود. (شمس، آیات ۷ تا ۱۰؛ بقره، آیات ۱۰۸ و ۲۷۵؛ مائده، آیه ۷۷ و آیات دیگر)
خداوند در آیه ۹ سوره نحل خود را ملتزم به بیان صراط مستقیم و راه میانه دانسته است. از همین رو، دین اسلام به عنوان یک حقیقت از آغاز وحی تا فرجام آن، دینی معتدل بوده و در همه شرایع آسمانی نیز این اصل مراعات شده است.
به عنوان نمونه حضرت ابراهیم(ع) آیین حنیف خود را به دور از افراط و تفریط معرفی کرده است. (بقره، آیه ۱۳۵؛ آل عمران، آیه ۹۵؛ نساء، آیه ۱۲۵؛ نحل، آیات ۱۲۰ و ۱۲۳)
همچنین آیین موسوی و مسیحی، آیینی معتدل و میانه است (مائده، آیات ۱۲ و ۵۹ و ۶۰ و ۷۷) اما برخی از پیروان در سیر و سلوک عبادی گرایش به افراط داشته و مثلا مذهب رهبانیت را اختراع و بدعت‌گذاری کردند که جزو آیین مسیحیت نبوده است. (حدید، آیه ۲۷) چنان‌که در مسایل اعتقادی و رفتاری نیز گرفتار وسوسه‌های شیطانی و هواهای نفسانی شده و از جاده اعتدال خارج می‌شدند (مائده، آیات ۷۲ و ۷۷) اما در همین امت‌ها افراد مقتصد و متعادل و میانه‌روی نیز بودند که در همان چارچوب دین و آیین رفتار می‌کردند.(مائده، آیه ۶۶)
مومنان در اسلام مکلف شده‌اند تا همانند پیامبر(ص) که موظف به اعتدال بود (اعراف، آیه ۱۹۹؛ اسراء، آیات ۲۶ و ۲۹) مراعات اعتدال و میانه‌روی را بکنند و از هرگونه افراط و تفریط پرهیز نمایند. (ملک، آیه ۲۲)
از نظر اسلام اصولا شاخص امت و ایمان آن است که افراد در همه حوزه‌ها و موضوعات اعتدال را مراعات کنند و از هرگونه افراط و تفریط در امان باشند. از همین رو شاخصه اسلام را در اعتدال دانسته و امت اسلام را امت میانه و معتدل معرفی می‌کند. (بقره، آیه ۱۴۳)
البته بسیاری از مردم به دلایل گوناگون از جمله ضعف ایمان و شکست در امتحان‌های الهی از مسیر اعتدال ذاتی و ماهیتی و شخصیتی خود خارج می‌شوند و گرایش به افراط و تفریط پیدا می‌کنندو تنها شماری اندک هستند که همواره بر مدار عدالت و اعتدال زندگی خود را شکل می‌دهند. (لقمان، آیه ۳۲) در حالی که اگر بخواهیم مهمترین شاخصه هر مسلمان و مومنی را بیان کنیم باید نخست به شاخصه اصلی یعنی عدالت و اعتدال در عقاید و افکار و رفتار اشاره کنیم؛ چرا که براساس آموزه‌های قرآنی، رعایت میانه‌روی در همه امور زندگی از ویژگیهای بندگان خداست که از جمله آنها پرهیز از کفر به عنوان ظلم و بی‌عدالتی و خروج از اعتدال و نوعی اسراف (مائده، آیه ۱۲؛ بقره، آیه ۱۰۸ و آیات دیگر) و پرهیز از خساست و بخل و یا تبذیر و تقدیر و مانند آن است که در آیات قرآنی به آن اشاره شده است.
به هر حال دین اسلام از آدم (ع) تا خاتم(ص) آیینی مبتنی بر اعتدال و میانه‌روی است تا هماهنگی میان تکوین و تشریع وجود داشته باشد. خود قرآن و آموزه‌های آن می فرماید کتابی معتدل و به دور از هرگونه انحراف و کژی است (انعام، آیه ۱۱۵؛ کهف، آیات ۱ و ۲) و تنها بر مدار عدالت و اعتدال مردم را تعلیم و تزکیه می‌کند تا توده‌های مردم به عدالت قیام کنند و اعتدال و میانه‌روی را اصل در زندگی خود قرار دهند. (حدید، آیه ۲۵)
شاخصه‌های میانه‌روی و اعتدال
اگر بخواهیم مهمترین مولفه‌های اعتدال را در همه ابعاد و موضوعات بررسی کنیم شاید بیرون از حوصله این مطلب باشد ولی در اینجا به مهمترین آنها در برخی از حوزه‌ها و موضوعات اشاره می‌شود.
۱- اعتدال در حوزه عقاید: در حوزه عقاید، توحید مهمترین شاخص در اعتدال شخص است. از همین رو کفر و شرک به عنوان خروج از عدالت و اعتدال و اسراف معرفی شده است. خداوند در آیه ۱۰۸ سوره بقره، کفر را سبب خروج از راه معتدل یعنی همان اسلام توحیدی می‌داند و شرک مسیحیان را موجب خروج مسیحیان از حد اعتدال معرفی می‌کند؛ زیرا با اعتقاد به الوهیت مسیح(ع)، مسیحیان از دایره اعتدال توحیدی بیرون رفته‌اند (مائده، آیات ۷۲ و ۷۷) از نظر قرآن کسی که از دایره حق خارج شود و گرفتار باطل و ضلالت شود در حقیقت از حالت اعتدال و عدالت بیرون رفته است. (مائده، آیه ۷۷) عقاید و رفتارهای باطل فرعونی از همین نظر به عنوان اسراف معرفی می‌شود. (یونس، آیه ۸۱؛‌ غافر، آیه ۴۳)
۲- اعتدال در شخصیت: از نظر آموزه‌های قرآنی انسان در شخصیت خود موجودی مستوی و معتدل است و قوای موجود در انسان به گونه‌ای است که او را در حالت طبیعی و فطری‌اش در اعتدال نگه می‌دارد. در این میان عقل به عنوان مدیری که توانایی برقراری این اعتدال را دارد نقش مهم و ارزنده‌ای ایفا می‌کند. پس انسان معتدل و متعادل از نظر شخصیت کسی است که بتواند عاقلانه و خردمندانه زندگی کند و میان قوای نفسانی گوناگون براساس مدیریت و تدبیر عقل، اعتدال را مراعات کند. (شمس، آیات ۷ تا ۱۰ و آیات دیگر) البته برخی از رفتارهای اقتصادی و اعتقادی موجب می‌شود که انسان تعادل شخصیتی خود را از دست دهد و از دایره اعتدال خارج شود. از آیه ۲۷۵ سوره بقره چنین برمی‌آید که رفتار غلط اقتصادی چون ربا موجب می‌شود که شخص از نظر روانی نیز دچار مشکل شود و از حالت تعادل و اعتدال بیرون رود. خداوند در آیه ۷۷ سوره مائده به این نکته مهم در انسان اشاره می‌کند که تمایلات نفسانی موجب خروج از حد اعتدال در دین می‌شود. پس نباید تحت تاثیر تمایلات نفسانی زندگی کرد؛ زیرا چنین رفتاری در نهایت منجر به دین گریزی و خروج از عدالت و اعتدالی می‌شود که دین بدان دعوت می‌کند و فطرت، آن را می‌سازد.
۳- اعتدال اقتصادی: از نظر قرآن، رفتار اقتصادی می بایست معتدل و مبتنی بر قوامیت اقتصادی برای جامعه (نساء، آیه ۵) و به دور از هرگونه افراطی چون تبذیر و ریخت و پاش و اسراف، یا تقتیر، بخل، خساست و مانند آن باشد. (فرقان، آیات ۶۳ و ۶۷ و ۷۵؛ بقره، آیه ۲۱۹؛ اسراء، آیه ۲۹) همچنین آموزه‌های اسلامی بر عدالت و اعتدال در تولید ثروت، توزیع و مصرف آن تاکید دارد به گونه‌ای که به محیط زیست آدمی و نیز منابع، ضرر و زیان و فسادی نرسد. پس در مصرف لازم ‌است به گونه‌ای رفتار کرد که منابع و نعمتهای الهی تباه نشود. (اسراء، آیه ۲۹؛ مائده، آیه ۸۷) خداوند در آیه اخیر می‌فرماید که از حلال‌ها استفاده کنید؛ ولی نه به گونه‌ای که از حد بگذرانید. (المیزان، ذیل آیه)
۴- اعتدال عبادی: در حوزه عبادت نیز بر اموری که موجب میانه‌روی می‌شود تاکید شده است. از جمله هنگام عبادت و دعا و نماز می‌فرماید که صوت نه زیاد بلند باشد و نه بی‌صدا، بلکه میانه‌روی در آهنگ صدا باید مراعات شود (اسراء، آیه ۱۱۰) پس خواندن نماز با صدای معتدل به دور از آواز بلند یا صدای بسیار آهسته دردستور عبادت‌های اسلامی قرار گرفته است.
۵- اعتدال در رفتار اجتماعی و سیاسی: خداوند به صراحت در آیه ۱۹ سوره لقمان لزوم رعایت میانه‌روی در رفتارها و گفتارها و مناسبات اجتماعی را مورد تاکید قرار می‌دهد؛ زیرا آیه به گونه‌ای به قصد و اعتدال در مشی توجه می‌دهد که شامل تمام اقوال و افعال بشود. به سخن دیگر، واژه مشی تنها اختصاص به راه رفتن ندارد، بلکه مراد، مشی و رفتار شخص در تمام رفتارها و گفتارها و مناسبات اجتماعی است. (المیزان، ‌‌‌ذیل آیه) خداوند در آیه ۱ سوره ممتحنه به صراحت درباره شاخص‌های اعتدال در عملکرد سیاسی مردم و جامعه اسلامی می‌فرماید که رابطه دوستانه مؤمنان با دشمنان خود و خدا، سبب خروج آنان از راه معتدل می‌شود. این بدان معناست که شاخصه اعتدال در حوزه عمل سیاسی عدم ارتباط‌گیری به‌ویژه ولایت‌مدارانه (محبت و سرپرستی) با کافران و دشمنان اسلام است. پس اگر کسی یا جامعه‌ای بخواهد با دشمنان ارتباط ولایت‌مدارانه با دشمنان و کافران و مشرکان برقرار کند از دایره اعتدال اسلامی خارج شده است. از نظر قرآن، مراعات عرف عقلانی و شرعی در جوامع، مهم‌ترین عامل در ایجاد اعتدال و بقای رفتارهای هنجاری و معروف خواهد بود.

 

 

ماه رمضان

 

 

 

 

!

ماه رمضان سال 1394

برنامه روزانه ماه مبارك رمضان 1436 (به اضافه شب های قدر)
تقويم تبليغى ماه مبارك رمضان
مائده جان رسيد
خطبه شعبانيه
دعا هاي معصومين هنگام رويت هلال رمضان
مبارك باد آمد ماه روزه
سلام بر رمضان
فضيلت و اعمال ماه مبارك رمضان
آداب ماه ضيافت الهي
چگونه به استقبال ضيافت الهي برويم؟
سر سفره كرامت خدا
نامه دردمندانه درباره مهجوریت قرآن
خودسازي برآيند روزه
روزه : فتح قله تقوا
شناخت ماه خدا
در معنای مبارك
رمضان؛ ماه خودسازی
امام و رمضان
سيره‏ عملى امام خمينى (ره) در ماه مبارك رمضان
هويت شرعي رويت هلال ماه و طرق احراز آن
مبنا و چگونگي رؤيت هلال
نگرشى بر تقويم قمرى و رؤيت هلال ماه
رؤيت هلال و ثبوت ماه
معيار آغاز و انجام ماههاى قمرى
مباحثي پيرامون ماه مبارك رمضان
ره توشه ‏هايى از عيد فطر


 روزه از نظر قرآن
 تفسير جامع سوره ي قدر
 اختيار انسان و شب قدر
 منزلت شب قدر
 شب قدر درنگاه علامه طباطبايى (رحمه الله)‏
 شب قدر كوتاه‌ترين راه براي معراج انسان‏
 تحليلي بر شب قدر و ادعيه حضرت علي(ع) در نهج البلاغه
 قطره‌ای از دريای قدر
 امام و شب قدر
 اعمال ويژه شب نوزدهم ماه مبارك رمضان
 اعمال ويژه شب بيست و سوم‏ ماه مبارك رمضان
 معراج پيامبر اكرم صلی عليه و آله
 معراج؛ سير و سلوك پيامبر به ملكوت
 نيايش امام سجاد عليه السلام در وداع از ماه مبارک رمضان
 اعمال شب آخر ماه مبارك رمضان
 عيد فطر در قرآن كريم
 تحليلي بر مقام و منزلت عيد سعيد فطر
 عيدفطر، جشن اطاعت و تسليم
 عيد فطر و نقش آن در تحولات فردي و اجتماعي


دعاي افتتاح
دعای ابوحمزه ثمالی
شرح دعای ابوحمزه ثمالی
دعای سحر
دعای رَبّنا
دعای اللَّهُمَّ أَدْخِلْ
مفاهيم دعاهاي ماه رمضان
اسم اعظم خدا در دعاي سحر
دعای اللهم ادخل و تعهدات انسان روزه دار و نيازهاي قشر محروم
یک خُم هنوز در بسته است ...
تأملي در مسئله دعا
شرحي بر دعاي وداع با ماه مبارك رمضان

 


روزه قضا و کفاره آن
چهل حديث روزه
آثار و بركات روزه 
اسرار روزه
روزه، روزگار پيوستن به اصل خويش
چرا مسافر روزه‏اش باطل است ؟
روزه در عصر اضطراب
نه واژه براى يك رمضان
حوادث تاريخ در ماه رمضان
فلسفه وجوب روزه
فوايد روزه
روزه كودكانه
توصيه هاي پزشكي بهداشتي در ماه رمضان
تغذیه در ماه رمضان
مراسم ماه رمضان در تهران‌قديم
نگاهی به مناسک و مراسم مسلمانان کشورهای مختلف در ماه رمضان

سفره افطاری ايراني

انا انزلناه فی لیلة القدر

علائم و منزلت ليلة القدر

قال الباقر عليه السلام:

سالته عن علامة ليلة القدر، فقال: علامتها ان يطيب ريحها، و ان كانت فى برد دفئت، و ان كانت فى حر بردت فطابت. (1)

ترجمه: (محمد بن مسلم) از علامت ليلة القدر پرسيد؟ پس امام (ع) فرمود: علامت ليلة القدر اين است كه بوى خوشى از آن پخش مى‏شود، اگر در سرماى (زمستان) باشد گرم و ملايم مى‏گردد، و اگر ليلة القدر در گرماى (تابستان) باشد خنگ و معتدل و نيكو مى‏گردد.

توضيح:

علامه طباطبائى در علايم شب قدر مى‏گويد: روايات در معنى و خصايص و فضايل شب قدر بسيار است، در بعضى از آن روايات علامتهايى براى شب قدر ذكر كرده از قبيل اينكه شب قدر، صبح آن شب آفتاب بدون شعاع طلوع مى‏كند و هواى آن روز معتدل است. (الميزان، ج 40، ص 332)

قال ابو عبد الله عليه السلام:

ليلة القدر فى كل سنة و يومها مثل ليلتها. (2)

ترجمه: شب قدر در هر سال است و روز آن مثل شب آن مى‏باشد.

قال النبى (صلى الله عليه و آله):

ان انا ادركت ليلة القدر فما اسال ربى؟ قال (ص): «العافية‏». (3)

ترجمه: به پيامبر(ص) گفته شد: اگر شب قدر را دريابم از خدا چه چيزى را مسئلت كنم؟ فرمود: «عافيت را».

قال موسى (عليه السلام):

الهى اريد قربك، قال: قربى لمن استيقظ ليلة القدر، قال:

الهى اريد رحمتك، قال: رحمتى لمن رحم المساكين ليلة القدر، قال:

الهى اريد الجواز على الصراط، قال: ذلك لمن تصدق بصدقة فى ليلة القدر، قال:

الهى اريد من اشجار الجنة و ثمارها، قال: ذلك لمن سبح تسبيحه فى ليلة القدر، قال:

الهى اريد النجاة من النار، قال: ذلك لمن استغفر فى ليلة القدر، قال:

الهى اريد رضاك، قال: رضاى لمن صلى ركعتين فى لية القدر. (4)

ترجمه:

خداوندا! مى‏خواهم به تو نزديك شوم، فرمود: قرب من از آن كسى است كه شب قدر بيدار شود، گفت: خداوندا! رحمتت را مى‏خواهم، فرمود: رحمتم از آن كسى است كه در شب قدر به مسكينان رحمت كند: گفت: خداوندا! جواز گذشتن از صراط را از تو مى‏خواهم فرمود: آن، از آن كسى است كه در شب قدر صدقه‏اى بدهد. گفت‏خداوندا! از درختان بهشت و از ميوه‏هايش مى‏خواهم، فرمود: آنها از آن كسى است كه در شب قدر تسبيحش را انجام دهد گفت: خداوندا! رهايى از جهنم را مى‏خواهم، فرمود: آن، از آن كسى است كه در شب قدر استغفار كند: گفت‏خداوندا خشنودى تو را مى‏خواهم، فرمود: خشنودى من از آن كسى است كه در شب قدر دو ركعت نماز بگذارد.

توضيح:

ليلة القدر شبى است كه قرآن نازل شده است و ظاهرا مراد به قدر، تقدير و اندازه‏گيرى است، خداى تعالى در آن شب حوادث يكسال را يعنى از آن شب تا شب قدر سال آينده را تقدير مى‏نمايد، زندگى و مرگ، رزق، سعادت، و شقاوت و چيزهايى از اين قبيل را مقدر مى‏سازد.


پى‏نوشت‏:

1- وسائل الشيعه، ج 7 صفحه 256. 
2- وسائل الشيعه، ج 7 صفحه 262. 
3- مستدرك الوسائل، ج 7 صفحه 458. 
4- مستدرك الوسائل، ج 7 صفحه 456.

رمضان، تجلى معبود (ره توشه راهيان نور) ص 95

جمعى از نويسندگان