X
تبلیغات
صلوات( هدیه الهی به انسان)
آموزشی

ياران شهيد امام حسين عليه السلام در واقعه كربلا اشاره مى نماييم و آن هايى كه در كوفه به شرف شهادت نايل آمده اند با علامت * مشخص مى شوند:
الف ) شهداى بنى هاشم  
1 - عباس بن على (ابوالفضل العباس عليه السلام )
2 -
عبدالله بن على عليه السلام
3 -
جعفر بن على عليه السلام
4 -
عثمان بن على عليه السلام
5 -
عبدالله (اصغر) بن على عليه السلام
6 -
ابوبكر بن على عليه السلام
7 -
على بن الحسين ، معروف به على اكبر عليه السلام
8 -
على بن الحسين معروف به على اصغر عليه السلام
9 -
قاسم بن الحسن عليه السلام
10 -
عبدالله بن الحسن عليه السلام
11 -
ابوبكر بن الحسن عليه السلام
12 -
محمد بن عبدالله بن جعفر عليه السلام
13 -
عون بن عبدالله بن جعفر عليه السلام
14 -
عبدالله بن عقيل عليه السلام
15 -
جعفر بن عقيل عليه السلام
16 -
عبدالرحمن بن عقيل عليه السلام
17 -
محمد بن ابى سعيد بن عقيل عليه السلام (237)
18 -
عبدالله بن مسلم بن عقيل عليه السلام
19 -
محمد بن مسلم بن عقيل عليه السلام
20 -
مسلم بن عقيل عليه السلام
21
و 22 - دو طفل مسلم بن عقيل عليه السلام
ب ) شهداى غير بنى هاشم  
1 - ابراهيم بن حصين اسدى
2 -
ابوثمامه صيداوى
3 -
بوالحتوف بن حارث
4 -
ابوامر نهشلى
5 -
ادهم بن اميه عبدى
6 -
اسلم بن عمرو (غلام امام حسين عليه السلام )
7 -
امية بن سعد طائى
8 -
انس بن حارث اسدى كاهلى
9 -
انيس بن معقل اصبحى
10 -
ام وهب بنت عبد (همسر عبدالله بن عمير كلبى )
11 -
برير بن خضير همدانى
12 -
بشر بن عمرو حضرمى
13 -
بكر بن حى تيمى
14 -
جابر بن حجاج (غلام عامر بن نهشل تيمى )
15 -
جبلة بن حارث سلمانى
16 -
جبلة بن على شيبانى
17 -
جنادة بن حارث سلمانى
18 -
جندة بن كعب انصارى
19 -
جند بن حجير خولانى
20
جون (غلام ابوذر غفارى )
21 -
جوين بن مالك تميمى
22 -
حارث بن امرؤ القيس كندى
23 -
حارث بن بنهان
24 -
حباب بن حارث
25 -
حباب بن عامر تميمى
26 -
حبشى بن قيس نهمى
27 -
حبيب بن عبدالله نهشلى
28 -
حبيب بن مظاهر اسدى
29 -
حجاج بن بدر سعدى
30 -
حجاج بن مسروق جعفى
31 -
حر بن يزيد رياحى
32 -
حلاس بن عمرو ازدى
33 -
حنظلة بن اسعد شبامى
34 -
حنظلة بن عمرو شيبانى
35 -
خالد بن عمرو ازدى
36 -
رافع بن عبيدالله (غلام مسلم ازدى )
37 -
زاهر بن عمرو كندى
38 -
زهير بن بشر خثعمى
39 -
زهير بن سليم ازدى
40 -
زهير بن قين بجلى
41 -
زياد بن عريب صائدى
42 -
زياد بن معقل جعفى
43 -
سالم (غلام بنى مدينه )
44 -
سالم (غلام عامر عبدى )
45 -
سعد بن حارث انصارى
46 -
سعد (غلام اميرمؤ منان عليه السلام )
47 -
سعد (غلام عمرو بن خالد)
48 -
سعيد بن عبدالله حنفى
49 -
سليمان بن مضارب بجلى
50 -
سليمان بن رزين (غلام امام حسين عليه السلام ) (238)
51 -
سوار بن منعم نهمى
52 -
سويد بن عمرو خثعمى
53 -
سيف بن حارث جابرى
54 -
سيف بن مالك عبدى
55 -
شبيب (غلام حارث بن جابرى )
56 -
شوذب (غلام بنى شاكر)
57 -
ضر غامة بن مالك عائذى
59 -
عابس بن ابى شبيب شاكرى
60 -
عامر بن حسان طائى
61 -
عامر بن مسلم عبدى
62 -
عباد بن مهجر جهنى
63 -
عبدالله بن بشر خثعمى
64 -
عبدالله بن عمير كلبى
65 -
عبدالله بن عروه غفارى
66 -
عبدالله بن عفيف ازدى
67 -
عبدالله بن يقطر
68 -
عبدالله بن يزيد عبدى
69 -
عبيدالله بن يزيد عبدى
70 -
عبدالاعلى بن يزيد كلبى
71 -
عبدالرحمن بن عبدالرب انصارى
72 -
عبدالرحمن بن عبدالله بن يزنى
73 -
عبدالرحمن بن عروه غفارى
74 -
عبدالرحمن بن عبدالله ارحبى
75 -
عبدالرحمن بن مسعود تيمى
76 -
عقبة بن صلت جهنى
77 -
عمران بن كعب اشجعى
78 -
عمر بن جناده انصارى
79 -
عمر بن ضبيه ضبعى
80 -
عمر بن خالد صيداوى
81 -
عمرو بن خالد صيداوى
82 -
عمرو بن عبدالله جندعى
83 -
عمرو بن قرضه انصارى
84 -
عمرو بن كعب صائدى
85 -
عمرو بن مطاع جعفى
86 -
عمار بن حسان طائى
87 -
عمار بن سلامه دالانى
88 -
عمار بن طلخب ازدى
89 -
عمير بن عبدالله مذحجى
90 -
قارب (غلام امام حسين عليه السلام )
91 -
قاسم بن حبيب ازدى
92 -
قاسط بن زهير تغلبى
93 -
قرة بن ابى قرة غفارى
94 -
قعنب بن عمر نمرى
95 -
قيس بن مسهر صيداوى
96 -
كردوس بن زهير تغلبى
97 -
كنانة بن عتيق تغلبى
98 -
مالك بن سريع جابرى
99 -
مجمع بن عبدالله عائذى
100 -
مجمع بن زياد جهنى
101 -
مسلم بن عوسجه اسدى
102 -
مسلم بن كثير ازدى
103 -
مسعود بن حجاج تيمى
104 -
مقسط بن زهير تغلبى
105 -
منجح (غلام امام حسين عليه السلام )
106 -
موقع بن ثمامه اسدى
107 -
نافع بن هلال جملى
108 -
نصر (غلام اميرمؤ منان عليه السلام )
109 -
نعمان بن عمرو راسبى
110 -
نعيم بن عجلان انصارى
111 -
واضح (غلام حارث سلمانى )
112 -
وهب بن عبدالله كلبى
113 -
هانى بن عروه مرادى
114 -
يحيى بن سليم مازنى
115 -
يزيد بن ثبيط عبدى
116 -
يزيد بن حصين همدانى
117 -
يزيد بن زياد كندى
118 -
يزيد ين مغفل جعفى (239)

+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 آذر1388ساعت 1 قبل از ظهر  توسط صفر غريبي  | 

- زمينه‌هاي‌ قيام‌ امام‌ حسين‌ (ع)، به‌ دوران‌ خلافت‌ خليفة‌ سوم‌ (عثمان‌) وقدرت‌گيري‌ بني‌ اميه‌ و تسلط‌ آنان‌ بر بخش‌هايي‌ از جهان‌ اسلام‌ باز مي‌گردد.

 

2 - امام‌ براي‌ خودداري‌ از بيعت‌ با يزيد بن‌ معاويه‌ كه‌ مردي‌ فاسق‌، فاجر و نالايق‌بود، قيام‌ كرد.

 

3 - حسين‌ (ع) به‌ منظور عمل‌ به‌ امر به‌ معروف‌ و نهي‌ از منكر قيام‌ كرد؛ زيراتسلط‌ يزيد بر مسلمانان‌ و ادعاي‌ خلافت‌، منكري‌ روشن‌ بود كه‌ امام‌ نمي‌توانست‌ درمقابل‌ آن‌ ساكت‌ باشد.

 

4 - جواب‌ مثبت‌ امام‌ به‌ مردم‌ كوفه‌، و تلاش‌ براي‌ تشكيل‌ حكومت‌ اسلامي‌ وجمع‌ آوري‌ نيرو براي‌ انجام‌ يك‌ قيام‌ مسلحانه‌ عليه‌ يزيد از ديگر انگيزه‌هاي‌ قيام‌ بود.

 

نهضت‌ حسين‌ (ع) آثار و نتايج‌ مهمي‌ بر جا گذاشت‌ كه‌ به‌ اختصار مي‌توان‌ به‌موارد زير اشاره‌ كرد:

 

1 - رسوا ساختن‌ ماهيت‌ يزيد و حزب‌ بني‌ اميه‌.

 

2 - احياي‌ فرهنگ‌ شهادت‌ و ايثار در ميان‌ مسلمانان‌.

 

3 - قيام‌ امام‌ حسين‌ (ع) الگويي‌ براي‌ قيام‌ها و انقلاب‌هاي‌ جهان‌ اسلام‌ شد وحتي‌ در قيام‌ غير مسلمانان‌ نيز آثار مثبتي‌ بر جاي‌ گذاشت‌ .

 

4 - تغيير افكار و جايگزين‌ نمودن‌ اخلاق‌ بلند نظرانه‌ و عالي‌ انساني‌ به‌ جاي‌اخلاق‌ جاهلي‌ حاكم‌ در آن‌ روزگار.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 آذر1388ساعت 1 قبل از ظهر  توسط صفر غريبي  | 

طفلان مسلم بن عقیل

چون حسین بن على علیه‏السلام شهید گردید، دو پسر كوچك از لشكرگاهى اسیر شدند)48( و آنها را نزد عبیدالله آوردند، او زندانبان را احضار كرد و به او گفت: این دو كودك را به زندان ببر و خوراك خوب و آب سرد به آنها مده و بر آنها سخت‏گیرى كن.

این دو كودك در زندان روزها روزه مى‏گرفتند و شب دو قرص نان جو و یك كوزه آب براى آنها مى‏آوردند. یك سال بدین منوال گذشت، یكى از آنها به دیگرى مى‏گفت: اى برادر! مدتى است ما در زندانیم و عمر ما تباه و تن ما رنجور شده است، امشب كه زندانبان آمد ما خود را به او معرفى مى‏كنیم شاید دلش به حال ما بسوزد و ما را آزاد كند.

شب هنگام كه زندانبان پیر نان و آب آورد، برادر كوچكتر به او گفت: اى شیخ! آیا محمد صلى الله علیه و آله و سلم را مى‏شناسى؟

جواب داد: چگونه نشناسم؟! او پیامبر من است.

گفت: جعفر بن ابى طالب را مى‏شناسى؟

در جواب گفت: چگونه جعفر را نشناسم؟! او پسر عمو و برادر پیامبر من است.

گفت: ما از خاندان پیامبر تو محمد صلى الله علیه و آله و سلم و فرزندان مسلم بن عقیل بن ابى طالب هستیم كه یك سال است در دست تو اسیریم و در زندان به ما سخت مى‏گیرى.

زندانبان پیر به شدت ناراحت شد و براى جبران بى مهری هاى خود، بر پاى آن دو بوسه مى‏زد و مى‏گفت: جانم به قربان شما اى عترت پیامبر خدا صلى الله علیه و آله و سلم، این در زندان به روى شما باز است هر كجا كه مى‏خواهید بروید. و دو قرص نان جو و یك كوزه آب در اختیار آنها قرار داد و بعد راه فرار را به آنها نشان داد و گفت: شب ها راه رفته و روزها پنهان شوید تا خدا اسباب نجات شما را فراهم سازد.

آن دو كودك(49) از زندان بیرون آمده و به در خانه پیرزنى رسیدند، پس به او گفتند: ما دو كودك غریب و ناآشنائیم، امشب ما را میهمان كن و چون صبح شود خواهیم رفت.

پیرزن گفت: عزیزانم! شما كی هستید كه از هر گلى خوشبوترید؟

گفتند: ما از خاندان پیغمبریم كه از زندان عبیدالله بن زیاد گریخته‏ایم.

پیرزن گفت: عزیزانم! من داماد بدكارى دارم كه در واقعه كربلا به طرفدارى از این زیاد حضور داشته و مى‏ترسم شما را ببیند و پس از شناختن به قتل برساند.

گفتند: ما همین امشب را نزد تو خواهیم بود و صبح به راه خود ادامه مى‏دهیم.

پیر زن براى آنها شام آورد و آن دو پس از خوردن شام، خوابیدند، برادر كوچك به برادر بزرگتر گفت: بیا امشب پیش هم بخوابیم، مى‏ترسم مرگ، ما را از هم جدا كند!

پاسى از شب گذشته بود كه داماد آن پیرزن در خانه را به صدا درآورد، پیرزن پرسید: كیستى؟

گفت: داماد تو.

گفت: چرا اینقدر دیر آمدى؟

گفت: واى بر تو، پیش از آن كه از خستگى از پاى در افتم در را باز كن.

پرسید: مگر چه اتفاق افتاده؟!

گفت: دو كودك از زندان عبیدالله گریخته‏اند و امیر فرمان داده است به هر كس كه سر یكى از آنها را بیاورد هزار درهم جایزه بدهند، و براى دو سر، دو هزار درهم خواهد داد. و من خیلى تلاش كردم تا آنها را پیدا كنم ولى متأسفانه نتوانستم!

پیرزن گفت: از رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم بترس كه در روز قیامت دشمن تو باشد.

گفت چه مى‏گویى؟ باید دنیا را به دست آورد!

گفت: دنیاى بى آخرت به چه دردى مى‏خورد؟

گفت: تو از آنها طرفدارى مى‏كنى مثل این كه از آنها اطلاع دارى، باید تو را نزد امیر ببرم.

گفت: امیر از من پیرزن كه در گوشه بیابان زندگى مى‏كنم چه مى‏خواهد؟!

گفت: در را باز كن تا امشب را استراحت كرده و صبح به جستجوى آنها برخیزم.

پیرزن در را به روى او باز كرد و او وارد خانه شد و پس از خوردن شام به استراحت پرداخت. نیمه شب بود كه صداى آن دو كودك به گوشش خورد، از جا جست و در تاریكى شب به جستجوى آنها پرداخت و چون به نزدیكى آنها رسید، پرسیدند: كیستى؟ گفت: من صاحب خانه‏ام شما كیستید؟ برادر كوچكتر كه زودتر بیدار شده بود، برادر بزرگتر را بیدار كرد و به او گفت: از آنچه مى‏ترسیدیم به سراغمان آمد، سپس به او گفتند: اگر با تو به راستى سخن گوییم، در امان تو خواهیم بود؟

گفت: آرى.

گفتند: امانى كه خدا و رسولش محترم مى‏دارند؟

گفت: آرى.

گفتند: بر امان خود، خدا و رسول را گواه مى‏گیرى؟

گفت: آرى.

گفتند: ما از عترت پیامبر تو هستیم كه از زندان عبیدالله گریخته‏ایم.

او كه از فرط خوشحالى سر از پاى نمى شناخت گفت: از مرگ گریخته و به مرگ گرفتار شدید! سپاس خداى را كه شما را به دست من اسیر كرد. سپس آن دو كودك یتیم را محكم بست تا فرار نكنند.

در سپیده دم، غلام سیاهى را كه «فلیح» نام داشت، صدا كرد و گفت: این دو كودك را گردن بزن و سر آنها را برایم بیاور تا نزد ابن زیاد برده و دو هزار دینار درهم جایزه بگیرم!

غلام، شمشیر برداشت و آنها را جلو انداخت تا در كنار فرات ایشان را به شهادت برساند، و چون از خانه دور شدند یكى از آنها گفت: اى غلام سیاه! تو به بلال مؤذن پیغمبر شباهت دارى.

گفت: به من دستور داده شده تا گردن شما را بزنم، شما مگر كیستید؟!

گفتند: ما از خاندان پیامبریم و از ترس جان از زندان ابن زیاد گریخته و این پیرزن ما را میهمان كرد و اینك دامادش مى‏خواهد ما را بكشد.

ن غلام سیاه دست و پاى آنها را بوسید و گفت: جانم به قربان شما اى عترت پیامبر؛ سپس شمشیر را به دور انداخت و خود را به فرات افكند و گریخت، و در پاسخ اعتراض صاحب خود گفت: من به فرمان توام تا تحت فرمان خدا باشى، و چون نافرمانى خدا كنى من از تو اطاعت نمى كنم.

داماد پیرزن بعد از این جریان پسرش را خواست و گفت: من اسباب آسایش تو را از حلال و حرام فراهم مى‏كنم و دنیاى تو را آباد خواهم كرد، فوراً این دو كودك را گردن بزن و سرهاى آنها را بیاور تا نزد عبیدالله بن زیاد برده جایزه بگیرم. فرزندش شمشیر بر گرفت و كودكان را جلو انداخت و به طرف فرات روانه گشت، یكى از آنها گفت: اى جوان! من از عذاب دوزخ براى تو بیمناكم.

گفت: شما كیستید؟

گفتند: ما از عترت پیامبر محمد رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم هستیم، پدرت مى‏خواهد ما را بكشد.

آن پسر هم پس از آگاهى، آنان را بوسید و همانند غلام سیاه شمشیرش را به دور انداخت و خود را به فرات افكند، پدرش فریاد زد: تو هم نافرمانى كردى؟ گفت: فرمان خدا بر فرمان تو مقدم است.

آن مرد گفت: جز خودم كسى آنها را نكشد؛ شمشیر بر گرفت و آن دو كودك را به كنار فرات برده تیغ بر كشید و چون چشم كودكان به شمشیر برهنه او افتاد گریسته و گفتند: اى مرد! ما را در بازار بفروش و مخواه كه روز قیامت پیامبر خدا دشمن تو باشد.

گفت: سر شما را براى ابن زیاد مى‏برم و جایزه مى‏گیرم.

گفتند: خویشى ما با رسول خدا را نادیده مى‏گیرى؟

گفت: شما با رسول خدا پیوندى ندارید!

گفتند: اى مرد! ما را نزد عبیدالله ببر تا خودش درباره ما حكم كند.

گفت: من باید با ریختن خون شما خود را به او نزدیك كنم.

گفتند: اى مرد! به كودكى ما رحم كن!

گفت: خدا در دلم رحمى نیافریده است.

گفتند: پس بگذار ما چند ركعت نماز بخوانیم.

گفت: به حال شما سودى ندارد، بخوانید.

آنها چهار ركعت نماز خوانده و چشم به آسمان گشودند و فریاد بر آورند كه: یا حى یا حكیم یا احكم الحاكمین میان ما و او به حق حكم كن.(50)

سپس آن مرد برخاست و اول گردن برادر بزرگتر را زد و سرش را در پارچه‏اى گذارد؛ پس برادر كوچك، خود را در خون برادر بزرگتر غلطاند و گفت: مى‏خواهم رسول خدا را ملاقات كنم در حالى كه آغشته به خون برادرم باشم. آن مرد گفت: عیب ندارد، تو را هم به او مى‏رسانم! او را هم كشت و سرش را در همان پارچه گذاشت و بدن هر دو را به آب فرات انداخت و سر آن دو را نزد ابن زیاد برد.

ابن زیاد بر تخت نشسته و عصاى خیزرانى به دست داشت، سرها را جلوى ابن زیاد گذاشت، ابن زیاد همین كه چشمش به آنها افتاد، سه بار برخاست و نشست و گفت: واى بر تو! كجا آنها را پیدا كردى؟!

گفت: پیرزنى از خویشان من آنها را میهمان كرده بود.

گفت: از میهمان بدینگونه پذیرایى كردى؟

سپس از او پرسید: به هنگام كشته شدن با تو چه گفتند؟ و آن مرد تمامى جریان را براى ابن زیاد بازگو كرد.

ابن زیاد پرسید: چرا آنها را زنده نیاوردى تا به تو چهار هزار درهم جایزه دهم؟

گفت: دلم راه نداد جز آن كه با خون آنها خود را به تو نزدیك كنم.

ابن زیاد گفت: آخرین حرف آنان چه بود؟

گفت: دست ها را به طرف آسمان برداشتند و گفتند: یا حى یا حكیم یا احكم الحاكمین! میان ما و این مرد به حق حكم كن.

ابن زیاد گفت: خدا در میان تو و آن دو كودك به حق حكم كرد. پس رو به حاضران در مجلس كرده گفت: كیست كه كار این نابكار را بسازد؟

مردى شامى از جاى برخاست و گفت: من!(51)

عبیدالله گفت: او را به همان جایى كه این دو كودك را كشته ببر و گردن بزن، ولى خون او را مگذار كه با خون آنها در هم آمیزد، و سر او را نزد من بیاور.

آن مرد شامى فرمان برد و طبق دستور ابن زیاد آن مرد را در كنار فرات به سزاى عمل ننگینش رسانید و سرش را براى ابن زیاد برد.

نوشته‏اند كه: سر او را بر نیزه كرده و در كوچه‏ها مى‏گرداندند و كودكان با پرتاب سنگ و تیر آن را نشانه مى‏رفتند و مى‏گفتند: این است كشنده عترت رسول خدا.(52)

حجم خسارات و تلفات دشمن به غایت سنگین و زیاد بود. یاران امام علیه‏السلام با وجود كمى تعدادشان دشمن را تار و مار كرده و ضربات مهلكى بر آنها وارد آورده بودند به گونه‏اى كه بعضى از مورخین گفته‏اند: خانه‏اى در كوفه نبود مگر آن كه از آن صداى نوحه و گریه بلند بود. در بعضى از مقاتل تعداد كشتگان لشكر عمر بن سعد را هشت هزار و هشتاد نفر ذكر نموده‏اند.(53) البته با توجه به شجاعت فوق العاده امام علیه‏السلام و برادران و فرزندان و دیگر عزیزان او، و نیز ایثار و فداكارى اصحاب آن حضرت، این تعداد مبالغه‏آمیز به نظر نمى رسد، به عنوان نمونه تنها امام علیه‏السلام یك هزار و نهصد و پنجاه تن را به قتل رسانیده است(54)؛ همچنین حضرت عباس بن على علیه‏السلام وقتى یك تنه حمله نمود به شریعه كه از آن چهار هزار نفر محافظت مى‏نمودند همه از هم گسیختند و تعداد زیادى از آنان به خاك مذلت غلطیدند(55) كه تعداد مقتولین را قبل از ورود به شریعه بر حسب آنچه روایت شده است هشتاد نفر ذكر كرده‏اند(56)؛ و لشكر دشمن در برابر حضرت على اكبر علیه‏السلام ناتوان و حیران مانده بود و با آن كه تشنه كام بود صد و بیست نفر را به قتل رساند(57)، كه بعضى این تعداد را دویست نفر ذكر كرده‏اند.(58) و همینطور دیگر عزیزان از اهل بیت و اصحاب شجاع و فداكار امام علیه‏السلام.

درباره سن آن بزرگوار گفته شده است كه در روز شهادت پنجاه و هشت سال داشت كه هفت سال در كنار جدش رسول خدا و سى سال با پدرش امیرالمؤمنین و ده سال نیز با برادرش امام حسن علیه‏السلام و مدت امامت و خلافت حضرت بعد از برادرش یازده سال بوده است.(59)

عمر بن سعد، سر مقدس امام علیه‏السلام را در همان روز (روز عاشورا) به وسیله خولى بن یزید اصبحى و حمیدبن مسلم ازدى نزد عبیدالله بن زیاد فرستاد(60) پس خولى بن یزید با آن سر مقدس به كوفه آمد و به جانب قصر عبیدالله رفت، چون در قصر را بسته یافت به سوى خانه خود آمد و آن سر مقدس را زیر طشتى قرار داد!

هشام مى‏گوید: پدرم براى من از نوار، دختر مالك (همسر خولى) نقل كرد كه گفت: شب هنگام دیدم خولى چیزى را به خانه آورد زیر طشت پنهان مى‏كند، از او سؤال كردم این چیست؟

گفت: چیزى براى تو آوردم كه همیشه بى نیاز باشى! اینك سر حسین در سراى توست. نوار گفت: به او گفتم: واى بر تو! مردم زر و سیم به خانه مى‏آورند و تو سر پسر دختر پیامبر؟! به خدا سوگند هرگز با تو در یك خانه زندگى نمى كنم، و از بستر برخاستم و به صحن خانه رفتم، به خدا سوگند كه نورى را دیدم همانند ستون از آسمان تا آن طشت پیوسته بود و مرغان سفیدى را نیز دیدم كه برگرد آن طشت تا بامداد مى‏چرخیدند، و چون صبح شد خولى آن سر را نزد عبیدالله بن زیاد برد.(61)

به خولى گفت آن زن پارسا را باز از پا در آورده‏اى؟! كه در این دل شب چو غارتگران برایم زر و زیور آورده‏اى به همراهت امشب چه بوى خوشى ستمگر بار مشك‏تر آورده‏اى؟! چنان كوفتى در، كه پنداشتم ز میدان جنگى، سر آورده‏اى؟! چو دانست آورده سر، گفت: آه! كه مهمان بى پیكر آورده‏اى چو بشناخت سر را، بگفت: اى عجب! سرى با شكوه و فرآورده‏اى بمیرم، در این نیمه شب از كجا سر سبط پیغمبر آورده‏اى؟! چه حقى شده در میان پایمان كه تو رفته‏اى داور آورده‏اى؟! گل آتش ست این، كه از كوه طور تو با خاك و خاكستر آورده‏اى (نگارنده)! با گفتن این رثا خروش از ملایك بر آورده‏اى(62)

پی نوشت ها

48- همانطور كه از این نقل ظاهر است این كودك به همراه امام حسین علیه‏السلام بوده‏اند، ولى قزوینى از روضة الشهدا نقل نموده كه این دو كودك همراه پدرشان مسلم بن عقیل به كوفه آمدند و عبیدالله بن زیاد آنها را اسیر و زندانى نمود. (ریاض الاحزان، 5).

49- نام آن دو كودك محمد و ابراهیم بود كه محمد از ابراهیم بزرگتر بوده است. (ریاض الاحزان، 6).

50- از متنخب نقل شده است كه: آن مرد چون خواست كودكان را به قتل برساند همسر او پیش آمد و گفت: از این دو كودك یتیم درگذر و از خدا طلب كن آنچه را از عبیدالله آرزو دارى، خداوند در عوض آن جایزه كه عبیدالله به تو دهد چندین برابر روزى تو گرداند، ولى مؤثر نیفتاد. (ریاض الاحزان، 6).

51- در منتخب نام این مرد را «نادر» و بعضى نام او را «مقاتل» و از دوستان اهل

بیت ذكر كرده‏اند. (ریاض الاحزان، 8).

52- امالى شیخ صدوق، مجلس 19، حدیث 2.

53- حیاة الامام الحسین، 3/315.

54- مناقب ابن شهر آشوب، 4/110.

55- مقتل الحسین مقرم، 268.

56- بحار الانوار، 45/41.

57- نفس المهموم، 309.

58- مقتل الحسین مقرم، 259.

59- ارشاد شیخ مفید 2/133 / انساب الاشراف 3/219. و اقوال دیگرى در سن مبارك آن حضرت وجود دارد كه به برخى از آنها اشاره مى‏كنیم:

مسعودى مى‏گوید: حسین مقتول شد در حالى كه از عمرش پنجاه و پنج سال گذشته بود.(مروج الذهب 3/62).

طبرى شیعى مى‏گوید: امام حسین علیه‏السلام در هنگام شهادت، پنجاه و هفت سال از عمر شریفش گذشته بود. (دلائل الامامة، 70).

ابن جوزى مى‏گوید: امام حسین صلوات الله علیه روز عاشورا كه مصادف با جمعه بود، در محرم سال شصت و یك هجرت شهید شد در حالى كه از عمرش پنجاه و شش سال و پنج ماه گذشته بود (صفة الصفوة 1/387).

و ابوالفرج اصفهانى نیز سن مبارك آن حضرت را پنجاه و شش ساله و چند ماه ذكر كرده است كه قبلا در قسمت «تاریخ شهادت» به آن اشاره كردیم. (مقاتل الطالبیین، 78).

60- الملهوف، 60.

61- تاریخ طبرى، 5/445. بعضى نوشته‏اند: حامل سر امام به نزد عبیدالله بن زیاد مردى بنام بشر بن مالك بود و چون آن سر مقدس را نزد عبیدالله نهاد و گفت:

املأ ركابى فضة و ذهبا             فقد قتلت الملك المحجبا

«مركبم را از سیم و زر سنگین بار كن، كه من پادشاه با فرو شكوهى را كشتم.»

ابن زیاد از كلام او در غضب شد و گفت: اگر مى‏دانستى كه او چنین است، پس چرا او را كشتى؟! به خدا سوگند چیزى به تو ندهم و تو را به او ملحق كنم. پس گردن او را بزد. (كشف الغمه، 2/232).

62- شعر از آقاى عبدالعلى نگارنده است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 آذر1388ساعت 1 قبل از ظهر  توسط صفر غريبي  | 

 با نوجوانان و كودكان در قيام عاشورا آشنا شويد

 

 

 

 

 

،

كودك و نوجوان و عاشورا

يكى از جلوه‏هاى باشكوه حركت كاروان امام حسين عليه‏السلام ، حضور كودكان همراه امام حسين عليه‏السلام و خاندان مكرم ايشان است. اين حضور شورانگيز به شكوه حركت امام حسين عليه‏السلام رنگ و بوى خاصى بخشيد. برخى از اين جلوه‏ها عبارتند از:

على اصغر عليه‏السلام

يكى از فرزندان امام حسين عليه‏السلام نوزاد شيرخوارى بود كه از تشنگى در روز عاشورا بى‏تاب شده بود. امام، خطاب به دشمن فرمود: «از ياران و فرزندانم، كسى جز اين كودك نمانده است. نمى‏بينيد كه چگونه از تشنگى بى‏تاب است؟» در «نفس المهموم» آمده است كه فرمود: «اِنْ لَمْ‏تَرْحَمُوُنى فَاْرحَمُوا هَذَا الطِّفْل» و در حال گفت‏وگو بود كه تيرى از كمان حرمله آمد و گوش تا گوش حلقوم على اصغر را دريد. امام حسين عليه‏السلام خون گلوى او را گرفت و به آسمان پاشيد.

رقيه

دختر سه يا چهار ساله ابا عبداللّه‏الحسين عليه‏السلام است كه در سفر كربلا، همراه اسيران اهل‏بيت بود و در شام، شبى، پدر را به خواب ديد و پس از بيدار شدن بسيار گريست و بى‏تابى كرد. خبر به يزيد رسيد. به دستور او، سر مهطر امام عليه‏السلام را نزد او بردند. رقيه از اين منظره، بيشتر ناراحت و رنجور شد و همان روزها در خرابه شام (كه محل اقامت موقت اهل‏بيت عليهم‏السلام بود) جان داد.

امام محمدباقر عليه‏السلام

تنها فرزند امام سجاد عليه‏السلام بود. مادر بزرگوارش، فاطمه دختر امام حسن مجتبى عليه‏السلام معروف به ام عبدالله است. در كربلا، سه سال و نيم بيشتر نداشت و حوداث خونين عاشورا و دوران اسارت را در حافظه خويش ثبت كرد.

قاسم بن الحسن

نوجوانى نابالغ بود كه روز عاشورا در كربلا حضور داشت. وى فرزند امام‏حسن عليه‏السلام بود و برخى مادرش را رمله و برخى نفيله مى‏دانند. وى با اصرار زياد، عمويش حسين عليه‏السلام را راضى كرد تا به ميدان برود.

حميد بن مسلم مى‏گويد:

«در اين گير و دار بوديم كه ديدم پسركى به سوى ما مى‏آيد كه چهره‏اش همانند پاره ماه بود. در دستش، شمشيرى و در تنش، پيراهنى و اِزارى و نعلينى پوشيده بود كه بند يكى از آن دو پاره بود و فراموش نمى‏كنم كه آن بند كفش پاى چپش بود. عمرو بن سعيد بن نفيل ازدى از وى چون او را ديد، گفت: «به خدا سوگند! اكنون بر او حمله مى‏برم.» به او گفتم: «سبحان الله! تو از اين كار چه هدفى دارى؟ همان كسانى كه دور او را گرفته‏اند و حتى يك نفر از ايشان را باقى نمى‏گذارند، او را كفايت مى‏كنند.» گفت: «به خدا سوگند! من بر او حمله خواهم كرد». سپس بر او حمله كرد و پيش از آنكه اين نوجوان روى برگرداند، با شمشير چنان بر سرش كوبيد كه فرقش شكافته شد. پسرك با صورت به زمين افتاد و فرياد زد: «اى عمو جان!» و با اين كلمه از حسين عليه‏السلام يارى خواست.

در زيارت ناحيه مقدسه درباره وى چنين آمده است:

«سلام بر قاسم، پسر امام حسن عليه‏السلام ، آن نوجوانى كه دشمن فرقش را شكافت و لباس جنگى‏اش را ربود. آن‏گاه كه عمويش، حسين عليه‏السلام را به كمك طلبيد، مانند بازِ تيزپروازى بر بالين او حاضر شد. در اين هنگام، امام فرمود: «از رحمت خدا دور باشند قومى كه تو را كشتند. آنان كه جد و پدر بزرگوار تو در روز قيامت، دشمنشان است».

سپس حسين عليه‏السلام پيكر او را از زمين برداشت و به سينه چسبانيد و به جانب خيمه‏ها برد، درحالى‏كه پاهاى آن نوجوان، به زمين كشيده مى‏شد و در كنار فرزند جوانش على اكبر و ديگر شهيدان خاندان خويش بر زمين نهاد.

عبد اللّه‏ بن حسن بن على عليه‏السلام

وى نوجوان 11 ساله و فرزند امام حسن مجتبى عليه‏السلام بود كه روز عاشورا وقتى ديد سيد الشهداء عليه‏السلام بر زمين افتاده است، براى دفاع از عموى مظلومش به سوى ميدان شتافت و جنگيد و عده‏اى را كشت و با تيغ بحر بن كعب به شهادت رسيد. برخى هم نقل كرده‏اند، حرمله با شمشير، دست او را كه در آغوش عمويش حسين عليه‏السلام قرار گرفته بود، بريد و همان‏جا شهيدش كرد.

عون بن عبدا...

عون، فرزند حضرت زينب عليهاالسلام در كربلا و روز عاشورا همراه مادرش، حضورى فعال داشت و به شهادت رسيد. اين نوجوان شجاع نزد امام آمد و با اصرار مادرش، حضرت اجازه فرمود كه به ميدان برود. وى شمارى از دشمنان را به هلاكت رساند و سرانجام به شهادت رسيد. رجزى كه در ميدان جنگ مى‏خواند، چنين بود: «اگر مرا نمى‏شناسيد من پسر عبداللّه‏ جعفرم همان كه در بهشت با دو بال پرواز مى‏كند...».

در زيارت ناحيه مقدسه آمده است:

«سلام بر عون فرزند عبدالله بن جعفر، همان طيّار بهشت، هم‏پيمان ايمان، هماورد همگنان، ياور خداى رحمان و تلاوت كنندگان قرآن. خداوند، قاتل او عبدالله بن قطبه طايى را لعنت كند.

محمد بن عبداللّه‏

محمد بن عون عبداللّه‏ نيز شجاعانه قدم به ميدان گذاشت و خود را معرفى كرد و در يك نبرد سنگين، سه سوار و هجده پياده از دشمنان خدا را به دوزخ فرستاد و سرانجام به شهادت رسيد.

در زيارت ناحيه مقدسه آمده است:

«سلام بر محمد بن عبدالله بن جعفر كه جايگاه جدش را در بهشت ديد و پس از برادرش، به شهادت رسيد و نگه‏دار بدن برادر بود. خداوند، قاتل او عامر بن نهشل تميمى را لعنت كند».

طفلان مسلم

محمد و ابراهيم، دو فرزند مسلم بن عقيل بودند كه در حادثه كربلا اسير شدند. ابن زياد دستور داد آن‏دو را زندانى كردند. اين دو نوجوان نابالغ، مدت يك سال در زندان بودند. سپس با كمك «مشكور»، پيرمرد زندان‏بان كه هوادار اهل‏بيت بود، شبانه از زندان گريختند. شب به خانه زنى پناه بردند كه شوهرش در سپاه ابن‏زياد بود. حارث، آن دو را كنار رود فرات برد و بى‏رحمانه سر از تنشان جدا كرد و پيكرشان را در فرات افكند و سرهاى آن دو را براى دريافت جايزه نزد ابن زياد برد.

عمرو بن جُناده انصارى

از شهيدان نوجوان كربلا است كه پدرش در ركاب سيدالشهداء عليه‏السلام شهيد شد. او هنگامى كه خواست به ميدان برود، امام فرمود: «پدر اين جوان كشته شد، شايد مادرش راضى نباشد كه به ميدان رود.» گفت: مادرم دستور داده كه به ميدان بروم و لباس جنگ بر من پوشانده است. او كه 9 يا 11 ساله بود، به ميدان رفت و رجز خواند و جنگيد تا كشته شد. نام او در زيارت ناحيه مقدسه آمده است.

عبداللّه‏ بن مسلم

عبداللّه‏، فرزند مسلم بن عقيل، نوجوانى بود كه همراه دايى و مادرش در كربلا حضور داشت. مادر او رقيه، دختر على عليه‏السلام است. عبداللّه‏ در روز عاشورا، با اجازه حسين عليه‏السلام به ميدان نبرد رفت و اين رجز را خواند: «امروز پدرم، مسلم و جوانانى را كه در راه دين رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله شهيد شده‏اند، ملاقات مى‏كنم».

عبدالله شمارى از مردان جنگىِ دشمن را در سه حمله از پاى درآورد و سرانجام به دست عمرو بن صبيح صيداوى و اسد بن مالك به شهادت رسيد.

محمد بن مسلم

نوجوانى 12 يا 13 ساله بود كه روز عاشورا در كربلا با امام حسين عليه‏السلام شهيد شد. پس از شهادت عبدالله بن مسلم، جوانان بنى‏هاشم به طور دسته‏جمعى، بى‏اجازه بر دشمن حمله كردند. امام حسين عليه‏السلام فريادى كشيد و آنان را از حمله گروهى بازداشت و با صدايى رسا فرمود: «اى پسر عموهاى من! براى مرگ، شكيبا باشيد.» جوانان اهل‏بيت، دست از حمله برداشتند و بازگشتند، ولى در اين فاصله، محمد بن مسلم (فرزند ديگر مسلم بن عقيل) به دست ابومرهم ازدى و لقيط بن اياس جُهنى به شهادت رسيد.

عمروبن الحسن

يكى ديگر از كودكانى است كه در كربلا حضور داشت و پس از حادثه عاشورا اسير شد. نقل شده است روزى يزيد به او گفت: آيا با پسرم عبدالله كشتى مى‏گيرى؟ عمروبن الحسن گفت: نيرويى براى كشتى ندارم ولى با يك چاقو به من و يك چاقو هم به او بده تا با هم بجنگيم. اگر او مرا كشت، من به جدم رسول‏خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله و پدرم على بن ابى‏طالب عليه‏السلام مى‏پيوندم و اگر من او را بكشم، او به جدش ابوسفيان و پدرش معاويه خواهد پيوست.

يزيد گفت: «اين خويى است كه من مى‏شناسم. مار جز مار نمى‏زايد؟». كنايه از اينكه عمرو بن الحسن، شجاعت و دلاورى را از پدران و اجداد خود به ارث برده است.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 آذر1388ساعت 1 قبل از ظهر  توسط صفر غريبي  | 

قال الحسينُ عليه السّلام :
اَنا قَتيلُ الْعَبْرَةِ
لا يَذْكُرُنى مؤ مِنٌ اِلاّ بَكى .
ترجمه :
حسين بن على عليه السّلام فرمود:
من كُشته اشكم . هيچ مؤ منى مرا ياد نمى كند مگر آنكه (بخاطر مصيبتهايم ) گريه مى كند.
بحارالانوار، ج 44، ص 279
+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 آذر1388ساعت 10 قبل از ظهر  توسط صفر غريبي  | 

قالَ رَسُولُ اللّهِ صلّى اللّه عليه و آله :
اِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَيْنِ عليه السّلام حَرارَةً فى قُلُوبِ الْمُؤ منينَ لا تَبْرَدُ اَبَداً.
ترجمه :
پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله فرمود:
براى شهادت حسين عليه السلام ، حرارت و گرمايى در دلهاى مؤ منان است كه هرگز سرد و خاموش نمى شود.
جامع احاديث الشيعه ، ج 12، ص 556
+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 آذر1388ساعت 6 قبل از ظهر  توسط صفر غريبي  | 

قال الرّضا عليه السّلام :
انَ اَبى اِذا دَخَلَ شَهْرُ الْمُحَرَّمِ لا يُرى ضاحِكاً وَ كانَتِ الْكِاَّبَةُ تَغْلِبُ عَلَيْهِ حَتّى يَمْضِىَ مِنْهُ عَشْرَةُ اَيّامٍ، فَاِذا كانَ الْيَوْمُ العْاشِرُ كانَ ذلِكَ الْيَوْمُ يَوْمَ مُصيبَتِهِ وَ حُزْنِهِ وَ بُكائِهِ ... .
ترجمه :
امام رضا عليه السّلام فرمود:
هرگاه ماه محرّم فرا مى رسيد، پدرم (موسى بن جعفرعليه السّلام ) ديگر خندان ديده نمى شد و غم و افسردگى بر او غلبه مى يافت تا آن كه ده روز از محرّم مى گذشت ، روز دهم محرّم كه مى شد، آن روز، روز مصيبت و اندوه و گريه پدرم بود.
امالى صدوق ، ص 111
+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 آذر1388ساعت 6 قبل از ظهر  توسط صفر غريبي  | 

اعظم الله اجورنا بمصابنا بالحسین (ع) و جعلنا        

وایاکم من الطالبین بثاره مع ولیه الامام المهدی

 من آل محمد علیهم السلام

+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 آذر1388ساعت 5 قبل از ظهر  توسط صفر غريبي  | 

زنان در کربلا

زنان در نهضت عاشورا

پيرامون زنان در حادثه كربلا در دو محور سخن مى‏توان گفت:يكى آنكه آنان چند نفر و چه كسانى بودند،ديگر آنكه چه نقشى داشتند.زنانى كه در كربلا حضور داشتند،برخى از اولاد على«ع»بودند،و برخى جز آنان،چه از بنى هاشم يا ديگران.زينب،ام كلثوم، فاطمه،صفيه،رقيه و ام هانى،از اولاد«ع»بودند،فاطمه و سكينه،دختران سيد الشهدا«ع»

بودند،رباب،عاتكه،مادر محسن بن حسن،دختر مسلم بن عقيل،فضه نوبيه،كنيز خاص امام حسين«ع»و مادر وهب بن عبد الله نيز از زنان حاضر در كربلا بودند.(1) 5 نفر زن كه از خيام حسينى به طرف دشمن بيرون آمدند،عبارت بودند از:كنيز مسلم بن عوسجه،ام وهب زن عبد الله كلبى،مادر عبد الله كلبى،مادر عمر بن جناده،زينب كبرى«ع».زنى كه در عاشورا شهيد شد،مادر وهب بود،بانوى نميريه قاسطيه،زن عبد الله بن عمير كلبى كه بر بالين شوهر آمد و از خدا آرزوى شهادت كرد و همانجا با عمود غلام شمر كه بر سرش فرود آورد،كشته شد.

در عاشورا دو زن از فرط عصبيت و احساس،به حمايت از امام برخاستند و جنگيدند:

يكى مادر عبد الله بن عمر كه پس از شهادت فرزند،با عمود خيمه به طرف دشمن روى كرد و امام او را برگرداند.ديگرى مادر عمرو بن جناده كه پس از شهادت پسرش،سر او را گرفت و مردى را به وسيله آن كشت،سپس شمشيرى گرفت و با رجزخوانى به ميدان رفت،كه امام حسين«ع»او را به خيمه‏ها برگرداند.(2) دلهم،دختر عمر(همسر زهير بن قين)

نيز در راه كربلا به اتفاق شوهرش به كاروان حسينى پيوست.زهير بيشتر تحت تأثير سخنان همسرش حسينى شد و به امام پيوست.رباب،دختر امرء القيس كلبى،همسر امام حسين«ع»نيز در كربلا حضور داشت،مادر سكينه و عبد الله.زنى از قبيله بكر بن وائل نيز حضور داشت،كه ابتدا با شوهرش در سپاه ابن سعد بود،ولى هنگام حمله سپاهيان كوفه به خيمه‏هاى اهل بيت،شمشيرى برداشت و رو به خيمه‏ها آمد و آل بكر بن وائل را به يارى طلبيد.

زينب كبرى و ام كلثوم،دختران امير المؤمنين«ع»،همچنين فاطمه دختر امام حسين«ع»

نيز جزو اسيران بودند و در كوفه و...سخنرانيهاى افشاگر داشتند.(توضيح بيشتر پيرامون اين زنان را تحت عنوان نام هر يك در اين مجموعه مطالعه كنيد).مجموعه اين بانوان، همراه كودكان خردسال،كاروان اسراى اهل بيت را تشكيل مى‏دادند كه پس از شهادت امام و حمله سپاه كوفه به خيمه‏ها،ابتدا در صحرا متفرق شدند،سپس بصورت گروهى و اسير به كوفه و از آنجا به شام فرستاده شدند.

اما در باره حضور اين زنان در حادثه عاشورا بيشتر به محور«پيام رسانى»بايد اشاره كرد (آنگونه كه در بحث«اسارت»گذشت).البته جهات ديگرى نيز وجود داشت كه فهرست وار به آنها اشاره مى‏شود كه هر كدام مى‏تواند به عنوان«درس»مورد توجه باشد:

ـمشاركت زنان در جهاد.شركت در جبهه پيكار و همدلى و همراهى با نهضت مردانه امام حسين و مشاركت در ابعاد مختلف آن از جلوه‏هاى اين حضور است.چه همكارى طوعه در كوفه با نهضت مسلم،چه همراهى همسران برخى از شهداى كربلا،چه حتى اعتراض و انتقاد برخى همسران سپاه كوفه به جنايتهاى شوهرانشان مثل زن خولى.

آموزش صبر.روحيه مقاومت و تحمل زنان به شهادتها در كربلا درس ديگر نهضت بود.اوج اين صبورى و پايدارى در رفتار و روحيات زينب كبرى«ع»جلوه‏گر بود.

ـپيام رسانى.افشاگريهاى زنان و دختران كاروان كربلا چه در سفر اسارت و چه پس از بازگشت به مدينه.پاسدارى از خون شهدا بود.سخنان بانوان،هم به صورت خطبه جلوه داشت،هم گفتگوهاى پراكنده به تناسب زمان و مكان.

ـروحيه بخشى.در بسيارى از جنگها حضور تشويق آميز زنان در جبهه،به رزمندگان روحيه مى‏بخشيد .در كربلا نيز مادران و همسران بعضى از شهدا اين نقش را داشتند.

ـپرستارى.رسيدگى به بيماران و مداواى مجروحان از نقشهاى ديگر زنان در جبهه‏ها، از جمله در عاشوراست.نقش پرستارى و مراقبت حضرت زينب از امام سجاد«ع»يكى از اين نمونه‏هاست (3).

ـمديريت.بروز صحنه‏هاى دشوار و بحرانى،استعدادهاى افراد را شكوفا مى‏سازد.

نقش حضرت زينب در نهضت عاشورا و سرپرستى كاروان اسرا،درس«مديريت در شرايط بحران»را مى‏آموزد .وى مجموعه بازمانده را در راستاى اهداف نهضت،هدايت كرد و با هر اقدام خنثى كننده نتايج عاشورا از سوى دشمن،مقابله نمود و نقشه‏هاى دشمن را خنثى ساخت.

ـحفظ ارزشها.درس ديگر زنان قهرمان در كربلا،حفظ ارزشهاى دينى و اعتراض به هتك حرمت خاندان نبوت و رعايت عفاف و حجاب در برابر چشمهاى آلوده است.زنان اهل بيت،با آنكه اسير بودند و لباسها و خيمه‏هايشان غارت شده بود و با وضع نامطلوب در معرض ديد تماشاچيان بودند،اما اعتراض كنان،بر حفظ عفاف تأكيد مى‏ورزيدند.ام كلثوم در كوفه فرياد كشيد كه آيا شرم نمى‏كنيد براى تماشاى اهل بيت پيامبر جمع شده‏ايد؟

وقتى هم در كوفه در خانه‏اى بازداشت بودند،زينب اجازه نداد جز كنيزان وارد آن خانه شوند .در سخنرانى خود در كاخ يزيد نيز بر اينگونه گرداندن بانوان شهر به شهر،اعتراض كرد:«امن العدل يابن الطلقاء تخديرك حرائرك و امائك و سوقك بنات رسول الله سبايا قد هتكت ستورهن و ابديت وجوههن يحدو بهن الأعداء من بلد الى بلد و يستشرفهن اهل المناهل و المعاقل و يتصفح وجوههن القريب و البعيد و الغائب و الشهيد...» (4)و نمونه‏هاى ديگرى از سخنان و كارها كه همه درس‏آموز عفت و دفاع از ارزشهاست.

ـتغيير ماهيت اسارت.اسارت را به آزادى بخشى تبديل كردند و در قالب اسارت،به اسيران واقعى درس حريت و آزادگى دادند.

ـعمق بخشيدن به بعد عاطفى و تراژديك كربلا.گريه‏ها،شيونها،عزادارى بر شهدا و تحريك عواطف مردم،به ماجراى كربلا عمق بخشيد و بر احساسات نيز تأثير گذاشت واز اين رهگذر،ماندگارتر شد.

پى‏نوشتها

1ـزندگانى سيد الشهدا،عمادزاده،ج 2،ص 124،به نقل از لهوف،كبريت احمر و انساب الأشراف .

2ـهمان،ص .236

3ـدر اين زمينه ر.ك:مقاله«درسهاى امدادگرى در نهضت عاشورا»از مؤلف(مجله پيام هلال،شماره 26،شهريور1369).

4ـعوالم(امام حسين)،ص 403،حياة الامام الحسين،ج 3،ص .378

فرهنگ عاشورا صفحه 195

جواد محدثى‏

 

  سایت مرکز امور زنان و خانواده - پیرامون زنان در حادثه کربلا در دو محور سخن می توان گفت : یکى آن که آنان چند نفر و چه کسانى بودند، دیگر آن که چه نقشى داشتند .

به گزارش ایونا ، زنانى که در کربلا حضور داشتند، برخى از اولاد على(ع) بودند و برخى جز آنان، چه از بنى هاشم یا دیگران. زینب، ام کلثوم، فاطمه، صفیه، رقیه و ام هانى، از اولاد(ع) بودند، فاطمه و سکینه، دختران سید الشهدا (ع) بودند، رباب، عاتکه، مادر محسن بن حسن، دختر مسلم بن عقیل، فضه نوبیه، کنیز خاص امام حسین(ع) و مادر وهب بن عبد الله نیز از زنان حاضر در کربلا بودند (1)

پنج زن که از خیام حسینى به طرف دشمن بیرون آمدند ، عبارت بودند از: کنیز مسلم بن عوسجه، ام وهب زن عبد الله کلبى، مادر عبد الله کلبى، مادر عمر بن جناده، زینب کبرى(س). زنى که در عاشورا شهید شد، مادر وهب بود، بانوى نمیریه قاسطیه، زن عبد الله بن عمیر کلبى که بر بالین شوهر آمد و از خدا آرزوى شهادت کرد و همان جا با عمود غلام شمر(ل) که بر سرش فرود آورد، کشته شد .

در عاشورا دو زن از فرط عصبیت و احساس، به حمایت از امام برخاستند و جنگیدند:
یکى مادر عبد الله بن عمر که پس از شهادت فرزند، با عمود خیمه به طرف دشمن روى کرد و امام او را برگرداند. دیگرى مادر عمرو بن جناده که پس از شهادت پسرش، سر او را گرفت و مردى را به وسیله آن کشت، سپس شمشیرى گرفت و با رجزخوانى به میدان رفت، که امام حسین(ع) او را به خیمه ‏ها برگرداند(2)


دختر عمر (همسر زهیر بن قین) نیز در راه کربلا به اتفاق شوهرش به کاروان حسینى پیوست. زهیر بیشتر تحت تأثیر سخنان همسرش حسینى شد و به امام پیوست .رباب، دختر امرء القیس کلبى، همسر امام حسین(ع) نیز در کربلا حضور داشت، مادر سکینه و عبد الله .
زنى از قبیله بکر بن وائل نیز حضور داشت، که ابتدا با شوهرش در سپاه ابن سعد بود، ولى هنگام حمله سپاهیان کوفه به خیمه‏ هاى اهل بیت، شمشیرى برداشت و رو به خیمه ‏ها آمد و آل بکر بن وائل را به یارى طلبید .


زینب کبرى و امّ کلثوم (س)، دختران امیر المؤمنین(ع)، همچنین فاطمه دختر امام حسین (ع) نیز جزو اسیران بودند و در کوفه و... سخنرانی هاى افشاگرانه داشتند. مجموعه این بانوان، همراه کودکان خردسال، کاروان اسراى اهل بیت را تشکیل مى‏ دادند که پس از شهادت امام و حمله سپاه کوفه به خیمه ‏ها، ابتدا در صحرا متفرق شدند، سپس به صورت گروهى و اسیر به کوفه و از آنجا به شام فرستاده شدند .


--------------------------------------------------------------------------------

پی ‏نوشتها
1ـ زندگانى سید الشهدا، عمادزاده، ج 2،ص 124، به نقل از لهوف، کبریت احمر و انساب الأشراف .
2ـ همان،ص 236
جواد محدّثی

سكينه: دختر بزرگوار سيدالشهدا (ع) ، كه در علم ، معرفت ، ادب ، توجه به حق و جذبه پروردگار، كم نظير و مورد توجه خاص پدرش ابا عبدالله الحسين (ع) بود. نام اصلي اورا آمنه، امينه يا امامه هم نوشته‌اند. لقب سكينه، از طرف مادرش رباب به او داده شد. او در كربلا حضور داشت و در عاشورا، ده تا سيزده ساله بوده‌است. اين را از آنجا گفته‌اند كه امام حسين (ع) روز عاشورا به او لقب «خيره النسوان» داده است و اين با كودك بودنش نمي سازد.

 

 

طوعه : بانويي با ايمان و موالي اهل بيت كه در لحظات تنهايي و سرگرداني مسلم بن عقيل در كوچه‌هاي كوفه، به او آب داد و به خانه برد و پذيرايي كرد.

 

فاطمه ، دختر امام حسين (ع) : بانوئي با شرافت و دانش كه اهل ذكر و شب زنده‌داري و عبادت بود و روزها روزه مي‌گرفت و از جمال ظاهر و باطن برخوردار و اهل روايت و نقل حديث بود . در سفر كربلا در جمع اسيران اهل بيت بود و در كوفه نيز به سخنراني افشاگرانه و فصيح و رسا بر ضدّ جنايت‌هاي ابن زياد پرداخت و همه را به گريه انداخت . در كاخ يزيد ، چشم يكي از وابستگان حكومت كه به او اقتاد ، از يزيد خواست كه او را به وي ببخشد . حضرت زينب به شدت اعتراض كرد و مخالفت كرد و كار آنان  را كفر به حساب آورد . وي همسر عموزاده‌ي خويش ، حسن بن حسن (ع) بود . پس از فوت شوهر ، يك سال خيمه‌اي افراشت و براي او به سوگ و ماتم نشست . وي تا زمان امام صادق (ع) را درك كرده در سال 117 هـ . در حالي كه هفتاد سال داشت در مدينه درگذشت و در بقيع به خاك سپرده‌ شد .

 

 

ليلي ‍: دختر ابومرّه ثقفي ، همسر امام حسين (ع)‌ و مادر علي اكبر ، از زنان فاضل عصر خويش بوده‌است . بر خلاف آن‌چه مشهور است ، در كتاب‌هاي معتبر و مقتل‌ها ، نامي از ايشان در جريانات كربلا ، كوفه و شام نيست .

 

 

ماريه ، بنت سعد : ماريه ، به معناي سپيد درخشان ، رنگ تابان بدن . ماريه دختر سعد ، بانوي شجاع و شيعي از مردم بصره بود كه خانه‌اش پايگاه تجمّع شيعه در اين شهر محسوب مي‌شد . فضائل و تعاليم اهل بيت از آن‌جا منتشر گشت . در ايام نهضت كربلا ، عدّه‌اي كه به اين خانه تردّد داشتند ، براي ياري امام حسين (ع ) به كوفه رفتند .

 

 

همسر زهير بن القين :  زهير بن قين از عثمانيان بود و در بين راه كربلا، گوشه‌اي دور از خيمه‌ي امام ، چادر زده و سرگرم زندگي بود . امام خيمه‌اش را ديد و كسي را فرستاد و او را به حضور خود فرا خواند . زهير پاسخ رد داد و گفت كه حاضر نيست امام را ملاقات كند . همسرش به او گفت: پسر رسول خدا به دنبال تو مي‌فرستد و تو در رفتن كوتاهي مي‌‌كني؟ چه اشكالي دارد كه بروي و سخن او را بشنوي و باز آيي؟

خلاصه، زهير را به نزد امام فرستاد او رفت و برگشت ولي سخن زن كارش را كرده‌بود و او را در رديف شهداي اسلام قرار داد و اين، بزرگ‌ترين خدمت زني به شوهر خويش است.

 

ليلي دختر ميمونه بنت ابي سفيان و مادر علي اكبر بود. در كربلا به او گفتند : تو با امير المؤمنين يزيد خويشاوندي داري، اگر مايلي، ترا به محل امني برسانيم؟ اين زن دلير و بلند همت گفت: اگر در چنين امري راست مي‌گوئيد خويشاوندي رسول خدا را مراعات كنيد.

 

 

همسر جناره بن حارث :  هنگامي كه جناره بن حارث به ميدان رفت و كشته شد، همسرش پسر خود را تشويق كرد كه به ميدان برود و جان فشاني كند. پسر براي رفتن به ميدان به حضور امام آمد و اذن خواست. امام اجازه نداد و گفت : شايد مادرش راضي نباشد. جوان گفت: اي امام، مادرم خود مرا به سوي ميدان فرستاد.

 

 

همسر وهب:  هنگامي كه وهب در ميدان كارزار به خون افتاد و در حال جان دادن بود. همسرش به بالين او رفت، خون را از سر و صورتش زدود و گفت: بهشت گوارايت باد. در همين زمان، به دستور شمر، يكي از سربازان عمودي بر سر وي زدو او را نيزبه شهادت رساند.

 

 

فكيهه زوجه‌ي عبدالله بن اريقط :  فكيهه زوجه‌ي عبدالله بود كه براي او پسري آورد به نام قارب كه در كربلا شهادت يافت و مادرش نيز بارباب، همراه ديگر اسيران به شام رفت.

 

 

ام اسحاق: دختر طلحه بن عبيدالله و همسر امام حسن مجتبي بود و پسرانش حسين بن حسن و طلحه بن حسن در كربلا حضور داشتند.

 

ام عمرو : ام عمرو بن جناده از ديگر زنان كربلا بود كه پسرش را به ميدان جنگ فرستاد و تا شربت شهادت به‌نوشد و هنگامي كه سر پسرش را به لشگرگاه حسين انداختند، آن را به سينه چسبانيد و بوسيد و گفت: احسنت اي پسر من و اي مايه روشني چشم من. سپس سر را با تمام غضب به سوي دشمن پرتاب كرد. آنگاه عمرو خيمه بر گرفت و بر لشگر ابن سعد حمله برد و دو تن را هلاك كرد و به فرمان امام حسين (ع) بازگشت.

 

 

  ام التغر:ام التغر بنت عمرو ، همسر عقيل بن ابي طالب بود و جعفر بن عقيل ا ز او متولد گرديد كه هر سه در زمين كربلا حضور داشتند.

 

 

فاطمه‌ي صغري (س): فاطمه صغري بنت الحسين (ع)، فرزند ديگر امام حسين و دختري كوچك بود كه به سند تاريخ ، چون حسين را شهيد كردند و فاطمه از شهادت پدر آگاه شد، به زاري و سوگواري پرداخت و به روايتي در ابلاغ قتل حسين، كسي از آن غراب پيشي نگرفت.

 

 

شهربانو:  زني از نژاد ايراني و همسر امام حسين (ع) بود. او يكي از بانوان دشت كربلاست كه كودكش در دشت كربلا « هاني بن ثبيت» شهيد گشت. گفته‌اند كه در كربلا طفلي از ميانه برون رفت و از وحشت و حيرت به اين سو و آن سو نگاه مي‌كرد. در اين حال، ناگهان « هاني بن ثبيت » او را شهيد نمود و گفته‌اند كه در وقت شهادت آن طفل،  مادرش شهر بانو ايستاده و ياراي سخن گفتن و حركت كردن نداشت. ناگفته نماند كه شهر بانو، غير از او  مادرامام زين العابدين است.

 

 

ام كلثوم بنت عبدلله:  وي دختر زينب (س) كه به قاسم بن محمد بن جعفر بن ابي طالب ترويج شد و از ديگر زنان كربلا بود.

 

 

ليلي بنت مسعود:  او بانوي حرم امير المؤمنين بود كه پسرش عبدلله اصغر در ركاب سيد الشهدا شهيد شد.

 

 

پس از واقعه كربلا، زينب در كوفه خطبه‌اي قرائت نمود: اي اهل كوفه، قبيح باد روهاي شما، چه پيش آمد شما را كه از نصرت حسين دست برداشتيد تا اين‌كه او را شهيد كردندو اموال او را غارت كرديد؟

اُف بر شما ، آيا مي‌دانيد خون طاهري را ريختيد و كسي را كشتيد كه بهتر از همه جهانيان بود؟ مادرهاي‌تان به عزايتان بنشينند كه به زودي جزا خواهيد شد به آتشي

 خاموش شدني ندارد. من تا زنده هستم بر برادرم مي‌گريم و بعد از اين ، چشمانم به اشكي كه چون سيل جاري به صورت من متراكم مي‌باشد، خشك نخواهد‌شد. سپس با سنگ بر اهل كوفه زد، صدقه بر ما اهل بيت روا نيست. اي اهل كوفه، مردان شما مردان ما را مي‌كشند و زنان شما بر ما گريه مي‌كنند، فرداي قيامت خداوند متعال ميان ما و شما حكم خواهد فرمود.

 

 

هنگامي كه فاطمه كبري بنت حسين(ع) ، وارد كوفه گرديد اين خطبه را قرائت كرد: خاك بر دهان آن قاتل كه افتخار مي جوبد علي را كشتيم و فرزندانش را اسير گرفتيم.

 

هنگامي كه حضرت زينب و امام سجاد (ع) وارد قصر عبيدلله شدند، پس از سخنان محكم زينب (س) كه عبيدلله را به خشم آورد ،  امام سجاد (ع) نيز سخنان كوبنده‌اي در حقانيت خاندان طهارت گفت. ابن زياد كه بسيار عصباني شده‌بود، دستور داد جلاد گردن امام سجاد را بزند. در اين وقت، زينب(س) از جا بلند شد علي بن الحسين (ع) را در آغوش گرفت و گفت : به خدا قسم ، گردن اين را نخواهيد زد، مگر اين‌كه اول گردن زينب را بزنيد. ابن زياد ، مدتي به اين دو نفر نگاه كرد و بعدگفت : به خدا قسم، الآن مي‌بينم كه اگر بخواهيم اين جوان را بكشيم اول بايد اين زن را بكشيم.

 

  

زينب (س) دو فرزندش محمد و عون را با خود به كربلا آورده بود و اين دو نوجوان در راه حسين(ع) به شهادت رسيدند. هنگام وداع آن دو نوجوان از مادر، حضرت زينب بسيار استئار بود و نگريست تا برادرش حسين (ع) متاثر نشود. او با سخناني گرم، فرزندان خود را به سوي ميدان روانه كرد.

 

 

هنگامي كه اسراي كربلا وارد شام شدند، مردم شام به جشن و پايكوبي پرداختند و شهدا آذين بسته بودند، اما سخنان كوبنده زينب در بارگاه يزيد ، چشم مردم شام را به حقيقت گشود. خطبه حضرت زينب در شام، يزيد را به لرزه انداخت، طوري كه اودر ظاهر، اظهار پشيماني كرد و جنايت كربلا را برگردن عبيدلله بن زياد مي‌انداخت.

 

 

خديجه:  از دختران اميرالمؤمنين (ع) بود كه از حادثه كربلا حضور داشت و از ترس و عطش شهيد شد.

 

فاطمه:  از دختران اميرالمؤمنين (ع) بود كه از حادثه كربلا حضور داشت و از ترس و عطش شهيد شد.

 

  ام لقمان : دختر عقيل ، اين زن شجاع ، هنگامي‌كه خبر شهادت پسر عموي خود حسين (ع) را شنيد ، به اتفاق چند خواهر ديگرش بيرون آمد و به جنايت‌كاران اعتراض كرد . ام لقمان از زنان شجاع و دليري بود كه اعتنائي به حكومت اموي مدينه نكرد و به همراه گروهي از زنان به ياد مظلوميت و قيام مقدس حسين (ع)‌، شعر خواند و اشك ريخت و افكار مردم مدينه را روشن كرد و احساسات آن‌ها را عليه حكومت بيدادگر و جبار بني‌اميه برانگيخت .

 

  فضّه : وي كنيز فاطمه‌ي زهرا (س) بود ، كه البته در خانه‌ي دختر پيامبر ، به عنوان يكي از اعضاي خانواده ، مورد احترام بود و هرگز به چشم كنيزي و خدمتكاري به او نگاه نمي‌شد . تا فاطمه‌ي زهرا در حيات بود ، فضّه به او خدمت كرد . پس از وفات او در خدمت دخترش زينب باقي ماند . وي يكي از زناني بود كه در كربلا به همراه اهل بيتت بود . اين زن علاوه بر مقام علمي و احاطه‌ي بر قرآن و فضائل اخلاقي ، همچون ديگر زنان اهل بيت ـ مخصوصأ زينب كبري ـ مصايب بزرگي را متحمل شد .

 

  رقيّه ، دختر علي بن ابي‌طالب (ع) : كه همسر مسلم بن عقيل بود و فرزندش ، عبدالله بن مسلم در نبرد كربلا به شهادت رسيد .

 

« ام ولد » : همسر عقيل بن علي طالب مادرِ عبدالرحمان بن عقيل و عبدالله بن عقيل بود كه در نبرد كربلا به شهادت رسيدند .

 

زنان قبيله  بني اسد : هنگامي‌كه در دشت كربلا ، شهداي كربلا را يافتند ، پس از شيون و زاري ، به سراغ مردان قبيله‌ي خود رفتند و آن‌ها را ترغيب كردند كه شهداي كربلا رادفن كنند . اين امر در روز يازدهم محرم اتفاق افتاد .

 

 

درباره زينب (س) : مختار مي‌گويد : از روزي كه خطبه‌س زينب (س) را در دروازه‌ي كوفه شنيدم ، بر آن شدم كه دست به قيام زده و قاتلان حسين (ع) را كيفر دهم .

 

 

   حميده ، دختر مسلم بن عقيل : وي كه دختري سيزده ساله بود ، به همراه مادرش رقيه ، دختر امير المؤمنين علي (ع) و دايي خود امام حسين (ع) به كربلا رفت و تمام حوادث وناگوار عاشورا و پس از آن را با چشم خود ديد .

حميده با پسر عمو و پسر خاله‌ي خود يعني عبدالله بن محمّد بن عقيل بن ابي طالب ازدواج كرد . مادر عبدالله ، زينب صغري ، دختر علي (ع) است . 

عاتكه : دختر حضرت مسلم و مادرش رقيه ، دختر حضرت علي (ع)‌ بود ، در روز عاشورا ، در كربلا حضور داشت . وي كه در آن  هنگام هفت ساله بود ، زير دست و پا به شهادت رسيد .

 

 

هنده : همسر يزيد بن معاويه بود . وي زماني كنيز زينب (س) بود . هنگامي‌كه اسيران كربلا را  به دمشق آوردند ، وي با لباس‌هاي فاخر ، در ميان جمعيت بود . زينب (س) ، بلافاصله او را شناخت ، اما چون زينب (س)‌ بسيار فرتوت شده‌بود ، هنده وي را نشناخت . بعد از اين‌كه زينب (س)‌ خود را معرفي كرد ، هندو از سر ناراحتي ، شيون و زاري سر داد و در كاخ ، يزيد را بسير سرزنش كرد ، چرا كه هنده ، از اهل بيت محبت‌هاي بسيار ديده‌بود .  

                        

+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 آذر1388ساعت 5 قبل از ظهر  توسط صفر غريبي  | 

 

 

 

 

چهل حديث عزادارى
تدوين : جواد محدّثى
مقدّمه
عزادارى ، احياء خط خون و شهادت
زندانى كردن ((نور)) در حصار شب ، شيوه كهن ستمگران حاكم ، در برخورد و مقابله با ((حق )) بوده است . خطّ فكرى و سياسى امامان شيعه ، از همين رو همواره از سوى قدرتها، مورد تضييق و محدويت و انزواى تحميلى قرار گرفته بود.
طبيعى است كه در چنان شرايط، نوشتن و گفتن و سرودن و نشر تفكر و راه و خطّ آنان ، از اسلوبهاى مؤ ثّر شيعه به حساب مى آمد و پيروان حق ، با زبان و قلم و شعر و مرثيه و اشك و عزادارى ، در ((احياء امرائمّه )) و زنده نگهداشتن حماسه ها و بيان فضايلشان تلاش مى كردند.
در آن عصر خفقان ، طرح ((خط امامان ))، نوعى مبارزه سياسى - اجمتاعى بود و خطرها در پى داشت .
ذكرها و يادها، جهاد بود.
جلسات انس و ديدار شيعيان ، وسيله اى براى الهام گيرى و يافتنِ محورهاى ((وحدت مكتبى )) به حساب مى آمد و شعر و مرثيه و نوحه و گريستن و عزادارى بر شهيدان كربلا و سيدالشهدا و مظلوميّت اهل بيت عليهم السّلام در آن عصرِ ((نتوانستن ))ها، ابعادى از مساءله زنده نگهداشتن مشعل حق و دعوت به ((نور)) و ((ايمان )) بود.
سروده هاى موضعدار شاعران شيعى ، آنچه كه به اهل بيت مربوط مى شد، بطورعمده دو محور اساسى داشت :
1 - مدايح
2 - مراثى
استفاده ازمدح و مرثيه ، همواره بعنوان اهرمى در دفاع ازحق ومبارزه باحكومتهاى جور، مورداستفاده قرار مى گرفت .
برپايى مراسم سوگوارى براى ائمّه و احياى خاطره شكوهمند و الهام بخش حيات و جهاد و شهادتشان ، همواره در تاريخ ، حركت آفرين و بيدارگر بوده است .
سنّت شعر گفتن و مرثيه خواندن و گريستن و گرياندن در مجالس سوگ اهل بيت نيز، مورد تشويق و دستور امامان بود، چرا كه عزادارى ، رساندن صداى مظلوميّت آل على به گوش مسلمانان بود و رسالتى عظيم داشت . اقامه مجالس به ياد آنان ، بيان رنجهاى جانكاه پيشوايان حق و خون دلهاى ائمه عدل ، فاش ساختن و آشكار كردنِ ناله مظلومانه آنان در هياهوى پرفريب اغواگران بود و عزادارى براى شهيد، انتقالِ فرهنگ شهادت به نسلهاى آينده تلقّى مى شد ... و اين خط همچنان ادامه يافت ، تا اكنون (1).
در اينگونه مجالس ، احساس و عاطفه ، به كمك شعور مى آيد و مكتب عاشورا زنده مى ماند و اشك ، زبان گوياى احساسهاى عميق يك انسان متعهّد و پاى بند به خطّ حسينى و كربلايى است .
اشك ، دليل عشق است و نشانه پيوند.
اشك ، زبان دل است و شاهد شوق .
دلى كه به حسين عليه السّلام و اهل بيت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله عشق دارد، بى شك در سوگ آنان مى گريد و با اين گريه ، مهر و علاقه درونى خود را نشان مى دهد و گريه بر حسين عليه السّلام تجديد بيعت با ((كربلا)) و فرهنگ شهادت است و امضاى راه خونين شهيدان .
اشك ، خون مى سازد و مجاهد و شهيد مى پرورد.
جبهه هاى گرم ايران اسلامى در سالهاى ((دفاع مقدس ))، گوياترين و زنده ترين سندى است كه نشان مى دهد چگونه عشق عاشورايى و مراسم نوحه خوانى و اشك ريختن بر سالار شهيدان ، محرّم را ماه ((پيروزى خون بر شمشير)) مى سازد و اشك را به سلاحى كارى و مؤ ثّر تبديل مى كند.
سابقه عزادارى و سوگوارى بر مظلوميت خاندان پيامبر عليهم السّلام بسيار ديرينه است و خود پيامبر و على و فاطمه و... عليهم السّلام و فرشتگان و كرّوبيان و جنّ و انس بر مظلوميّت ((آل اللّه )) گريسته و مجالس عزا و گريه برپا كرده اند. حتى انبياى گذشته هم اشكى ريزان و دلى سوزان و توسّل و توجّهى به خاندان عصمت و اسوه هاى شهادت داشته اند(2).
شبهه آفرينيهاى كج فهمان يا مغرضان نسبت به مساءله گريستن وعزادارى و توسّل و اقامه مراسم و شعائر دينى در سوگ امامان مظلوم و شهيد، جز از بى خبرى آنان از تعاليم اسلام و دستورها و سنتهاى پيامبر اسلام ، نشاءت نمى گيرد(3).
اين مجموعه چهل حديث كه پيش رو داريد، برخى از احاديث مربوط به اين سنّت ارزشمند و سازنده را در بردارد. اميد است كه آشنايى با فرهنگ دينى و عمل به آن ، وسيله نجات ما و سبب شفاعت ((اهل بيت )) از ما در روز قيامت گردد.
قم - جواد محدثى
فروردين 1375
آتش عشقِ حسينى
قالَ رَسُولُ اللّهِ صلّى اللّه عليه و آله :
اِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَيْنِ عليه السّلام حَرارَةً فى قُلُوبِ الْمُؤ منينَ لا تَبْرَدُ اَبَداً.
ترجمه :
پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله فرمود:
براى شهادت حسين عليه السلام ، حرارت و گرمايى در دلهاى مؤ منان است كه هرگز سرد و خاموش نمى شود.
جامع احاديث الشيعه ، ج 12، ص 556
عاشورا، روز غم
قال الرّضا عليه السّلام :
مَنْ كانَ يَوْمُ عاشورا يَوْمَ مُصيبَتِهِ وَ حُزْنِهِ وَ بُكائِهِ جَعَلَ اللّهُ عَزّوَجَلّ يَوْمَ القيامَةِ يَوْمَ فَرَحِهِ وَ سُرُورِهِ.
ترجمه :
امام رضا عليه السّلام فرمود:
هر كس كه عاشورا، روز مصيبت و اندوه و گريه اش باشد، خداوند روز قيامت را براى او روز
شادى و سرور قرار مى دهد.
لبحارالانوار، ج 44، ص 284
محرّم ، ماه سوگوارى
قال الرّضا عليه السّلام :
انَ اَبى اِذا دَخَلَ شَهْرُ الْمُحَرَّمِ لا يُرى ضاحِكاً وَ كانَتِ الْكِاَّبَةُ تَغْلِبُ عَلَيْهِ حَتّى يَمْضِىَ مِنْهُ عَشْرَةُ اَيّامٍ، فَاِذا كانَ الْيَوْمُ العْاشِرُ كانَ ذلِكَ الْيَوْمُ يَوْمَ مُصيبَتِهِ وَ حُزْنِهِ وَ بُكائِهِ ... .
ترجمه :
امام رضا عليه السّلام فرمود:
هرگاه ماه محرّم فرا مى رسيد، پدرم (موسى بن جعفرعليه السّلام ) ديگر خندان ديده نمى شد و غم و افسردگى بر او غلبه مى يافت تا آن كه ده روز از محرّم مى گذشت ، روز دهم محرّم كه مى شد، آن روز، روز مصيبت و اندوه و گريه پدرم بود.
امالى صدوق ، ص 111
ديده هاى خندان
قالَ رسولُ اللّه صلّى اللّه عليه و آله :
يا فاطِمَةُ! كُلُّ عَيْنٍ باكِيَهٌ يَوْمَ الْقيامَةِ اِلاّ عَيْنٌ بَكَتْ عَلى مُصابِ الْحُسَينِ فَاِنِّها ضاحِكَةٌ مُسْتَبْشِرَةٌ بِنَعيمِ الْجَنّةِ.
ترجمه :
پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله فرمود:
فاطمه جان !روز قيامت هر چشمى گريان است ؛ مگر چشمى كه در مصيبت و عزاى حسين گريسته باشد، كه آن چشم در قيامت خندان است و به نعمتهاى بهشتى مژده داده مى شود.
بحارالانوار، ج 44، ص 293
سالگرد سوگ حسين عليه السّلام
عَنِ الصّادق عليه السّلام :
نيحَ عَلَى الْحُسَينِ بْنِ عَلي سَنَةً فى كُلِّ يَوْمٍ وَ لَيْلَةٍ وَ ثلاثَ سِنينَ مِنَ الْيَوْمِ الَّذى اُصيبَ فيهِ.
ترجمه :
حضرت صادق عليه السّلام فرمود:
يك سال تمام ، هر شب و روز بر حسين بن على عليه السّلام نوحه خوانى شد و سه سال ، در روز شهادتش سوگوارى برپا گشت .
بحارالانوار، ج 79، ص 102
بودجه عزادارى
قالَ الصّادق عليه السّلام :
قالَ لى اَبى : يا جَعْفَرُ! اَوْقِفْ لى مِنْ مالى كَذا وكذا النّوادِبَ تَنْدُبُنى عَشْرَ سِنينَ بِمنى اَيّامَ مِنى .
ترجمه :
امام صادق عليه السّلام مى فرمايد:
پدرم امام باقر عليه السّلام به من فرمود:
اى جعفر! از مال خودم فلان مقدار وقف نوحه خوانان كن كه به مدّت ده سال در ((منا)) در ايام حجّ، بر من نوحه خوانى و سوگوارى كنند.
بحارالانوار، ج 46، ص 220
نوحه خوانى سنّتى
عَن اَبى هارونَ المكفوفِ قال :
ترجمه :
دَخَلْتُ عَلى ابى عَبْدِاللّه عليه السّلام فَقالَ لى : اَنْشِدْنى ، فَاءَنْشَدْتُهُ فَقالَ: لا، كَما تُنْشِدوُنَ وَ كَما تَرْثيهِ عِنْدَ قَبْرِه ...
ابو هارون مكفوف مى گويد:
خدمت حضرت صادق عليه السّلام رسيدم . امام به من فرمود: ((برايم شعر بخوان )). پس برايش اشعارى خواندم . فرمود: اينطور نه ، همان طور كه (براى خودتان ) شعرخوانى مى كنيد و همانگونه كه نزد قبر حضرت سيدالشهدا مرثيه مى خوانى .
بحارالانوار، ج 44، ص 287
پاداش شعر گفتن براى حسين عليه السّلام
قال الصّادق عليه السّلام :
ما مِنْ اَحَدٍ قالَ فى الحُسَينِ شِعْراً فَبَكى وَ اَبكْى بِهِ اِلاّ اَوْجَبَ اللّهُ لَهُ الْجَنّةً وَ غَفَرَ لَهُ.
ترجمه :
امام صادق عليه السّلام به جعفربن عفان فرمود:
هيچ كس نيست كه درباره حسين عليه السّلام شعرى بسرايد و بگريد و با آن بگرياند مگر آن كه خداوند، بهشت را بر او واجب مى كند و او را مى آمرزد.
رجال شيخ طوسى ، ص 289
سرودن براى اهل بيت عليهم السّلام
قال الصّادق عليه السّلام :
مَنْ قالَ فينا بَيْتَ شِعْرٍ بَنَى اللّهُ لَهُ بَيْتاً فىِ الْجَنَّةِ.
ترجمه :
امام صادق عليه السّلام فرمود:
هركس در راه ما و براى ما يك بيت شعر بسرايد، خداوند براى او خانه اى در بهشت ، بنا مى كند.
وسائل الشيعه ، ج 10، ص 467
اصحاب مدح و مرثيه
قال الصّادق عليه السّلام :
اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى جَعَلَ فىِ النّاسِ مَنْ يَفِدُ اِلَيْنا وَ يَمْدَحُنا وَ يَرْثى لَنا.
ترجمه :
امام صادق عليه السّلام فرمود:
خدا را سپاس كه در ميان مردم ، كسانى را قرار داد كه به سوى ما مى آيند و بر ما وارد مى شوند و ما را مدح و مرثيه مى گويند.
وسائل الشيعه ، ج 10، ص 469
شعر خوانى در ايّام عزا
قالَ الرّضا عليه السّلام :
يا دِعْبِلُ! اُحِبُّ اَنْ تُنْشِدَنى شِعْراً فَاِنَّ هذِهِ الا يّامَ اَيّامُ حُزْنٍ كانتْ عَلَينا اَهْلِ الْبَيْتِعليهم السّلام .
ترجمه :
امام رضا عليه السّلام به دعبل (شاعر اهل بيت ) فرمود.
اى دعبل ! دوست دارم كه برايم شعرى بسرايى و بخوانى ، چرا كه اين روزها (ايام عاشورا) روز اندوه و غمى است كه بر ما خاندان رفته است .
جامع احاديث الشيعه ، ج 12، ص 567
مرثيه ، نصرت اهل بيت عليهم السّلام
عَن الرّضا عليه السّلام :
يا دِعبِلُ! اِرْثِ الحُسَيْنَعليه السّلام فَاَنْتَ ناصِرُنا وَ مادِحُنا ما دُمْتَ حَيّاً فَلا تُقصِرْ عَنْ نَصْرِنا مَا اسْتَطَعْتَ.
ترجمه :
امام رضا عليه السّلام فرمود:
اى دعبل ! براى حسين بن على عليه السّلام مرثيه بگو، تو تا زنده اى ، ياور و ستايشگر مايى ، پى تا مى توانى ، از يارى ما كوتاهى مكن .
جامع احاديث الشيعه ، ج 12، ص 567
قال علىُّ عليه السّلام :
اِنَّ اللّهَ ... اِخْتارَ لَنا شيعَةً يَنْصُرُونَنا وَ يَفْرَحُونَ بِفَرَحِنا وَ يَحْزَنُونَ لِحُزْنِنا.
ترجمه :
على عليه السّلام فرمود:
خداوند براى ما، شيعيان و پيروانى برگزيده است كه ما را يارى مى كنند، با خوشحالى ما خوشحال مى شوند و در اندوه و غم ما، محزون مى گردند.
غررالحكم ، ج 1، ص 235
كُشته اشك
قال الحسينُ عليه السّلام :
اَنا قَتيلُ الْعَبْرَةِ
لا يَذْكُرُنى مؤ مِنٌ اِلاّ بَكى .
ترجمه :
حسين بن على عليه السّلام فرمود:
من كُشته اشكم . هيچ مؤ منى مرا ياد نمى كند مگر آنكه (بخاطر مصيبتهايم ) گريه مى كند.
بحارالانوار، ج 44، ص 279
يك قطره اشك
قالَ الحسينُ عليه السّلام :
مَنْ دَمِعَتْ عَيناهُ فينا قَطْرَةً بَوَّاءهُ اللّهُ عَزَّوَجَلّ الجَنَّةَ.
ترجمه :
حسين بن على عليه السّلام فرمود:
چشمان هر كس كه در مصيبتهاى ما قطره اى اشك بريزد، خداوند او را در بهشت جاى مى دهد.
احقاق الحق ، ج 5، ص 523
بهشت ، پاداش عزادارى
قال على بن الحسين السجّاد عليه السّلام :
اَيُّما مُؤ مِنٍ دَمِعَتْ عَيْناهُ لِقَتْلِ الْحُسَيْنِ وَ مَنْ مَعَه حَتّى يَسيلَ عَلى خَدَّيْهِ بَوَّاءَهُ اللّهُ فىِ الْجَنَّةِ غُرَفاً.
ترجمه :
امام سجّاد عليه السّلام فرمود:
هر مؤ منى كه چشمانش براى كشته شدن حسين بن على عليه السّلام و همراهانش اشكبار شود و اشك بر صورتش جارى گردد، خداوند او را در غرفه هاى بهشتى جاى مى دهد.
ينابيع الموده ، ص 429
به ياد فرزندان فاطمه عليها السّلام
قالَ السجّادُ عليه السّلام :
اِنّى لَمْ اَذْكُرْ مَصْرَعَ بَنى فاطِمَةَ اِلاّ خَنَقَتْنى لِذلِكَ عَبْرَةٌ.
ترجمه :
امام سجاد عليه السّلام فرمود:
من هرگز شهادتِ فرزندان فاطمه عليها السّلام را به ياد نياوردم ، مگر آنكه بخاطر آن ، چشمانم اشكبار گشت .
بحارالانوار، ج 46، ص 109
سوگوارى در خانه ها
قال الباقرُ عليه السّلام :
ْكيهِ وَ يَاءْمُرُ مَنْ فى دارِهِ بِالْبُكاءِ عَلَيْهِ وَ يُقيمُ فى دارِهِ مُصيبَتَهُ بِاِظْهارِ الْجَزَعِ عَلَيْهِ وَ يَتَلاقُونَ بِالبُكاءِ بَعضُهُمْ بَعْضاً فِى البُيُوتِ وَ لِيُعَزِّ بَعْضُهُمْ بَعْضاً بِمُصابِ الْحُسَيْنِ عليه السّلام .
ترجمه :
امام باقر عليه السّلام نسبت به كسانى كه در روز عاشورا نمى توانند به زيارت آن حضرت بروند، اينگونه دستور عزادارى دادند و فرمودند:
عليه السّلام ندبه و عزادارى و گريه كند و به اهل خانه خود دستور دهد كه بر او بگريند و در خانه اش با اظهار گريه و ناله بر حسين عليه السّلام ، مراسم عزادارى برپا كند و يكديگر را با گريه و تعزيت و تسليت گويى در سوگ حسين عليه السّلام در خانه هايشان ملاقات كنند.
كامل الزيارات ، ص 175
اشك على عليه السّلام در سوگ شهداى كربلا
قالَ الباقر عليه السّلام :
بَلا فى اِثْنَيْنِ مِنْ اَصْحابِهِ قالَ: فَلمّا مَرَّبِها تَرَقْرَقَتْ عَيْناهُ لِلْبُكاءِ ثُمَّ قالَ: هذا مَناخُ رِكابِهِمْ وَ هذا مُلْقى رِحالِهِمْ وَهيهُنا تُهْراقُ دِماؤُهُمْ، طوبى لَكِ مِنْ تُرْبَةٍ عَلَيْكِ تُهْراقُ دِماءُ الا حِبَّةِ.
ترجمه :
امام باقر عليه السّلام فرمود:
اميرالمؤ منين عليه السّلام با دو تن از يارانش از ((كربلا)) گذر كردند، حضرت ، هنگام عبور از آنجا، چشمهايش اشك آلود شد، سپس فرمود:
اينجا مركبهايشان بر زمين مى خوابد، اينجا محلّ بارافكندنشان است و اينجا خونهايشان ريخته مى شود، خوشا به حال تو اى خاكى كه خون دوستان برروى تو ريخته مى شود!
بحارالانوار، ج 44، ص 258
اشك ، حجاب دوزخ
قال الباقر عليه السّلام :
ما مِنْ رَجُلٍ ذكَرَنا اَوْ ذُكِرْنا عِنْدَهُ يَخْرُجُ مِنْ عَيْنَيْهِ ماءٌ ولَوْ مِثْلَ جَناحِ الْبَعوضَةِ اِلاّ بَنَى اللّهُ لَهُ بَيْتاً فى الْجَنَّةِ وَ جَعَلَ ذلِكَ الدَّمْعَ حِجاباً بَيْنَهُ وَ بَيْنَ النّارِ.
ترجمه :
امام باقر عليه السّلام پس از شنيدن سروده هاى ((كميت )) درباره اهل بيت ، گريست و سپس فرمود:
هيچ كس نيست كه ما را ياد كند، يا نزد او از ما ياد شود و از چشمانش هر چند به اندازه بال پشه اى اشك آيد، مگر آنكه خداوند برايش در بهشت ، خانه اى بنا كند و آن اشك را حجاب ميان او و آتش دوزخ قرار دهد.
الغدير، ج 2، ص 202
بيست سال گريه
قالَ الصّادقُ عليه السّلام :
بَكى عَلىُّ بْنُ الحُسَينِ عليه السّلام عِشْرينَ سَنَةً وَ ما وُضِعَ بَيْنَ يَدَيْهِ طَعامٌ اِلاّبَكى .
ترجمه :
امام صادق عليه السّلام فرمود:
امام زين العابدين عليه السّلام بيست ساله (به ياد عاشورا) گريست و هرگز طعامى پيش روى او نمى گذاشتند مگر اينكه گريه مى كرد.
بحارالانوار، ج 46، ص 108
ادب سوگوارى
قالَ الصّادقُ عليه السّلام :
لَمّا ماتَ اِبراهيمُ بْنُ رَسُولِاللّهِ صلّى اللّه عليه و آله حَمَلَتْ عَيْنُ رَسُولِاللّهِ بِالدُّمُوعِ ثُمَّقالَ النّبىُّصلّى اللّه عليه و آله :
تَدْمَعُ الْعَيْنُ وَ يَحْزَنُ الْقَلْبُ وَ لا نَقُولُ ما يُسْخِطُ الرَّبَّ وَ اِنّا بِكَ يا اِبراهيمُ لَمَحْزُونُونَ.
ترجمه :
امام صادق عليه السّلام فرمود:
چون ابراهيم - پسر رسول خدا - از دنيا رفت ، چشم پيامبر پر از اشك شد. سپس پيامبر فرمود:
چشم ، اشكبار مى شود و دل غمگين مى گردد، ولى چيزى نمى گوييم كه خدا را به خشم آورد، و ما در سوگ تو - اى ابراهيم - اندوهناكيم .
بحارالانوار، ج 22، ص 157
چشمهاى اشكبار
قالَ الصّادقُ عليه السّلام :
مَنْ ذُكِرْنا عِنْدَهُ فَفاضَتْ عَيْناهُ حَرَّمَ اللّهُ وَجْهَهُ عَلَى النّارِ.
ترجمه :
امام صادق عليه السّلام فرمود:
نزد هر كس كه از ما (و مظلوميت ما) ياد شود و چشمانش پر از اشك گردد، خداوند چهره اش را بر آتش دوزخ حرام مى كند.
بحارالانوار، ج 44، ص 285
احياء خط اهل بيت عليهم السّلام
قال الصّادق عليه السّلام :
تَزاوَرُوا وَ تَلاقُوا وَ تَذاكَرُوا و اَحْيُوا اَمْرَنا.
ترجمه :
امام صادق عليه السّلام فرمود:
به زيارت و ديدار يكديگر برويد، با هم به سخن و مذاكره بنشينيد و امر ما را (:كنايه از حكومت و رهبرى ) زنده كنيد.
بحارالانوار، ج 71، ص 352
مجالس حسينى
قال الصّادق عليه السّلام لِلفُضَيل :
تَجْلِسُونَ وَ تُحَدِّثُونَ؟ فَقالَ: نَعَمْ، قالَ: اِنَّ تِلْكَ الْمَجالِسَ اُحِبُّها فاءَحْيُوا اَمْرَنا، فَرَحِمَ اللّهُ مَنْ اَحْيى اَمْرَنا.
ترجمه :
امام صادق عليه السّلام از ((فُضيل )) پرسيد:
آيا (دور هم ) مى نشينيد و حديث و سخن مى گوييد؟
گفت : آرى
فرمود: اينگونه مجالس را دوست دارم ، پس امرِ (امامت ) ما را زنده بداريد. خداى رحمت كند كسى را كه امر و راه ما را احيا كند.
وسائل الشيعه ، ج 10، ص 392
اشكهاى ارزشمند
قال الصّادق عليه السّلام :
... رَحِمَ اللّهُ دَمْعَتَكَ، اَما اِنَّكَ مِنَ الَّذينَ يُعَدُّوَنَ مِنْ اَهْلِ الْجَزَعِ لَنا وَالَّذينَ يَفْرَحُونَ لِفَرَحِنا و يَحْزَنُونَ لِحُزْنِنا، اَما اِنّكَ سَتَرى عِنْدَ مَوْتِكَ حُضُورَ آبائى لَكَ... .
ترجمه :
امام صادق عليه السّلام ، به ((مسمع )) كه از سوگواران و گريه كنندگان بر عزاى حسينى بود، فرمود:
خداى ، اشك تو را مورد رحمت قرار دهد. آگاه باش ، تو از آنانى كه از دلسوختگان ما به شمار مى آيند، و از آنانى كه با شادى ما شاد مى شوند و با اندوه ما غمگين مى گردند.
آگاه باش ! تو هنگام مرگ ، شاهد حضور پدرانم بر بالين خويش خواهى بود.
وسائل الشيعه ، ج 10، ص 397
دلهاى سوخته
قال الصّادق عليه السّلام :
اَللّهم ... وَ ارْحَمْ تِلْكَ الاَعْيُنَ الَّتى جَرَتْ دُمُوعُها رَحْمَةً لَنا وَ ارْحَمْ تِلْكَ الْقُلُوبَ الَّتى جَزَعَتْ وَ احْتَرَقَتْ لَنا وَ ارْحَمِ الّصَرْخَةَ الّتى كانَتْ لَنا.
ترجمه :
امام صادق عليه السّلام بر سجّاده خود نشسته و بر زائران و سوگواران اهل بيت ، چنين دعا مى كرد و مى فرمود:
خدايا ... آن ديدگان را كه اشكهايش در راه ترحّم و عاطفه بر ما جارى شده و دلهايى را كه بخاطر ما نالان گشته و سوخته و آن فريادها و ناله هايى را كه در راه ما بوده است ، مورد رحمت قرار بده .
بحارالانوار، ج 98، ص 8
گريه برمظلوميّت شيعه
قالَ الصّادقُ عليه السّلام :
مَنْ دَمِعَتْ عَيْنُهُ فينَا دَمْعَةً لِدَمٍ سُفِكَ لَنا اَوْ حَقٍّ لَنا نُقِصْناهُ اَوْ عِرْضٍ اُنْتُهِكَ لَنا اَوْلاَِحَدٍ مِنْ شيعَتِنا بَوَّاءهُ اللّهُ تَعالى بِها فِى الْجَنَّةِ حُقُباً.
ترجمه :
امام صادق عليه السّلام فرمود:
هر كس كه چشمش در راه ما گريان شود، بخاطر خونى كه از ما ريخته شده است ، يا حقى كه از ما گرفته اند، يا آبرويى كه از ما يا يكى از شيعيان ما برده و هتك حرمت كرده اند، خداى متعال به همين سبب ، او را در بهشت جاودان ، براى ابد جاى مى دهد.
امالى شيخ مفيد، ص 175
ثواب بى حساب
قالَ الصّادقُ عليه السّلام :
لِكُلّ شَيْئٍ ثَوابٌ اِلا الدَمْعَةٌ فينا.
ترجمه :
امام صادق عليه السّلام فرمود:
هر چيزى پاداش و مزدى دارد، مگر اشكى كه براى ما ريخته شود (كه چيزى با آن برابرى نمى كند و مزد بى اندازه دارد).
جامع احاديث الشيعه ، ج 12، ص 548
كوثر و اشك
قالَ الصّادقُ عليه السّلام :
ما مِنْ عَيْنٍ بَكَتْ لَنا اِلاّ نُعِّمَتْ بَالنَّظَرِ اِلَى الْكَوْثَرِ وَ سُقِيَتْ مِنْهُ.
ترجمه :
امام صادق عليه السّلام فرمود:
هيچ چشمى نيست كه براى ما بگريد، مگر اينكه برخوردار از نعمتِ نگاه به ((كوثر)) مى شود و از آن سيرابش مى كنند.
جامع احاديث الشيعه ، ج 12، ص 554
گريه آسمان
عَنِ الصّادقُ عليه السّلام :
يا زُرارَةُ! اِنَّ السَّماءَ بَكَتْ عَلَى الْحُسَيْنِ اَرْبَعينَ صَباحاً.
ترجمه :
امام صادق عليه السّلام فرمود:
اى زراره ! آسمان چهل روز، در سوگ حسين بن على عليه السّلام گريه كرد.
جامع احاديث الشيعه ، ج 12، ص 552
گريه و اندوه مطلوب
قالَ الصّادقُ عليه السّلام :
ترجمه :
كُلُّ الْجَزَعِ وَ الْبُكاءِ مَكْرُوهٌ سِوَى الْجَزَعُ وَ الْبُكاءُ عَلَى الحُسَينِ عليه السّلام
امام صادق عليه السّلام فرمود:
هر ناليدن و گريه اى مكروه است ، مگر ناله و گريه بر حسين عليه السّلام .
بحارالانوار، ج 45، ص 313
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و گريه بر شهيد
قالَ الصّادقُ عليه السّلام :
اِنَّ النَّبىَّ لَمّا جائَتْهُ وَفاةُ جَعْفَرِ بنِ اَبى طالبٍ وَ زَيْدِ بنِ حارِثَةَ كانَ اَذا دَخَلَ بَيْتَهُ كَثُرَ بُكائُهُ عَلَيْهِما جِدّاً وَ يَقولُ: كانا يُحَدِّثانى وَ يُؤ انِسانى فَذَهَبا جَميعاً.
ترجمه :
امام صادق عليه السّلام فرمود:
وقتى خبر شهادت جعفر بن ابى طالب و زيد بن حارثه به پيامبر خدا رسيد، از آن پس هرگاه وارد خانه مى شد، بر آن دو شهيد بشدّت مى گريست و مى فرمود:
آن دو شهيد، با من هم سخن و همدم و انيس بودند، و هر دو رفتند! ...
من لايحضره الفقيه ، ج 1، ص 177
نَفَسهاى تسبيح
قالَ الصّادقُ عليه السّلام :
نَفَسُ الْمَهْمُومِ لِظُلْمِنا تَسْبيحٌ
وَ هَمُّهُ لَنا عِبادَةٌ وَ كِتْمانُ سِرّنا جِهادٌ فى سَبيلِ اللّهِ. ثَمَّ قالَ اَبُو عَبدِاللّهِ عليه السّلام :
يَجِبُ اَنْ يُكْتَبَ هذا الْحَديثُ بِالذَّهَبِ.
ترجمه :
امام صادق عليه السّلام فرمود:
نَفَس كسى كه بخاطر مظلوميّت ما اندوهگين شود، تسبيح است و اندوهش براى ما، عبادت است و پوشاندن راز ما جهاد در راه خداست .
سپس امام صادق عليه السّلام افزود:
اين حديث را بايد با طلا نوشت !
امالى شيخ مفيد، ص 338
فرشتگان سوگوار
قالَ الصّادقُ عليه السّلام :
اَرْبَعَةُ الا فِ مَلَكٍ عِنْدَ قَبْرِ الْحُسَيْنِ عليه السّلام شُعْثٌ غُبْرٌيَبْكُونَهُ اِلى يَوْمِ القِيامَةِ.
ترجمه :
امام صادق عليه السّلام فرمود:
چهار هزار فرشته نزد قبر سيدالشهدا عليه السّلام ژوليده و غبارآلود، تا روز قيامت بر آن حضرت مى گريند.
كامل الزيارات ، ص 119
گريه بر حسين عليه السّلام
قالَ الرّضا عليه السّلام :
يَا ابنَ شَبيبٍ! اِنْ كُنْتَ باكِياً لِشَئٍ فَاْبكِ لِلْحُسَيْنِ بْنِ عَلىّ بْنِ اَبى طالبٍ عليه السّلام فَاِنَّهُ ذُبِحَ كَما يُذْبَحُ الْكَبْشُ.
ترجمه :
امام رضا عليه السّلام به ((ريّان بن شبيب )) فرمود:
اى پسر شبيب ! اگر بر چيزى گريه مى كنى ، بر حسين بن على بن ابى طالب عليه السّلام گريه كن ، چرا كه او را مانند گوسفند سر بريدند.
بحارالانوار، ج 44، ص 286
مجالسى به ياد اَئمّه عليهم السّلام
قالَ الرّضا عليه السّلام :
مَنْ جَلَسَ مَجْلِساً يُحْيى فيهِ اَمْرُنا
لَمْ يَمُتْ قَلْبُهُ يَوْمَ تَمُوتُ الْقُلُوبُ.
ترجمه :
امام رضا عليه السّلام فرمود:
هر كس در مجلسى بنشيند كه در آن ، امر (و خطّ و مرام ما) احيا مى شود، دلش در روزى كه دلها مى ميرند، نمى ميرد.
بحارالانوار، ج 44، ص 278
آثار گريستن بر حسين عليه السّلام
قالَ الرّضا عليه السّلام :
فَعَلى مِثْلِ الْحُسَينِ فَلْيَبْكِ الْباكُونَ
فَاِنَّ البُكاءَ عَلَيهِ يَحُطُّ الذُّنُوبَ الْعِظامَ.
ترجمه :
امام رضا عليه السّلام فرمود:
گريه كنندگان بايد بر كسى همچون حسين عليه السّلام گريه كنند، چرا كه گريستن براى او، گناهان بزرگ را فرو مى ريزد.
بحارالانوار، ج 44، ص 284
اشگ و آمرزش گناه
قالَ الرّضا عليه السّلام :
يَا بْنَ شَبيبٍ! اِنْ بَكَيْتَ عَلَى الحُسَينِ عليه السّلام حَتّى تَصيرَ دُمُوعُكَ عَلى خَدَّيْكَ غَفَرَ اللّهُ لَكَ كُلَّ ذَنْبٍ اَذْنَبْتَهُ صَغيرا كانَ اَوْ كَبيراً قَليلا كانَ اَوْ كثيراً.
ترجمه :
امام رضا عليه السّلام فرمود:
اى پسر شبيب ! اگر بر حسين عليه السّلام آن قدر گريه كنى كه اشگهايت بر چهره ات جارى شود، خداوند همه گناهانت را كه مرتكب شده اى مى آمرزد؛ كوچك باشد يا بزرگ ، كم باشد يا زياد.
امالى صدوق ، ص 112
همدلى با عترت
قالَ الرّضا عليه السّلام :
اِنْ سَرَّكَ اَنْ تَكُونَ مَعَنا فىِ الدَّرَجاتِ الْعُلى مِنَ الجِنانِ فَاحْزَنْ لِحُزْنِنا وَ افْرَحْ لِفَرَحِنا.
ترجمه :
امام رضا عليه السّلام به ريّان بن شبيب فرمود:
اگر تو را خوشحال مى كند كه در درجات والاى بهشت با ما باشى ، پس در اندوه ما غمگين باش و در شادى ما خوشحال باش .
جامع احاديث الشيعه ، ج 12، ص 549

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 آذر1388ساعت 5 قبل از ظهر  توسط صفر غريبي  | 

سخن پروردگار
إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَإِذَا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آيَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِيمَاناً وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ[الأنفال: 2]
همانا مومنان آنانی هستند که هنگامی که الله یاد می شود قلب هایشان به لرزه می افتد و آن هنگام که آیات او بر آنان تلاوت شود ایمانشان افزون شده و بر پروردگار خویش توکل می کنند
+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 آذر1388ساعت 5 قبل از ظهر  توسط صفر غريبي  | 

 

درس اول : بیداری

 

1- قیام امام حسین علیه السلام علیه ستمگران با کدامیک از نیازهای بنیادین انسان ارتباط دارد؟

2- آیا به حکم عقل در موارد زیر می توان اعتماد کرد؟

    الف- سعادت انسان در دنیا وآخرت

    ب- تدوین یک برنامه جامع برای زندگی

3- اگر کسی در پاسخ به سوال « چگونه باید زیست؟ » بگوید: « تنها باید از لذتهای مادی بهره مند شد » به پاسخ او چه اشکالاتی وارد است؟

4- برای این که پاسخ به نیازهای بنیادین صحیح با شد ، باید چه ویژگیهایی داشته باشد؟

5- آیا عقل می تواند پاسخ مناسبی به نیاز های بنیادی انسان باشد؟ چرا؟

6- آیا عقل انسان می تواند پاسخگوی مناسبی برای نیازهای بنیادی باشد؟

7- چه راهی برای پاسخ گویی به نیازهای بنیادی انسان وجود دارد؟چرا؟

8- این شعر یادآور کدام خصوصیت انسانی است؟

هر كه او بيدارتر ، پردردتر                               هر كه او هشيارتر ، رخ زردتر          

9- چرا دستاوردهای علمی انسان نمی توانند پاسخ گوی نیازهای بنیادین انسان باشد؟

11- چه موقع زندگی آدمی معنای انسانی خود را پیدا می کند؟(این مساله را با توجه به نیازها پاسخ دهید)

12- چرا نمی توان پاسخ به نیازها ی بنیادی را به سلیقه فردی واگذار نمود؟

13- در چه شرایطی عقل کارایی کامل در پاسخ گویی به سوال را دارد؟

14- چرا انسان نمی تواند از پاسخ گویی به نیاز های بنیادین فرار کند واز آن غافل بماند؟

15- آیا هر انسانی همواره به نیازهای اساسی خود آگاهی دارد؟ چه موقع این نیازها به دغدغه جدی وسوالهای اصلی او تبدیل می شوند؟

16- در چه صورتی زندگی انسان معنای صحیح پیدا می کند؟

17- منظور از« درد متعالی » چیست؟

18- چرا انسان در پاسخ گویی به نیازهای بنیادی ، ناتوان است؟

19- پاسخ گویی به کدام نیاز اساسی ، پاسخگویی به سایر نیاز ها نیز هست؟ توضیح دهید.

 

 


 

درس دوم: لطف الهی

 

1- بر مبنای این که هدایت هر موجودی با خلقت خاص او ارتباط دارد ، تناسب میان خلقت وهدایت زنبور عسل با انسان را مقایسه کنید.

2- کدام ویژگی ها در انسان زمینه ساز نوع هدایت اوست؟ این ذمینه سازی را توضیح دهید.

3- در باره نمودار زیر توضیح دهید ومثال مناسبی برای آن ذکر کنید.

 

                                   ___   هدایت خاص ___

   مخلوق خاص ------------------------------- هدف خاص

 

 4- برخی از نتایج ارزشمند تعقل در معارف دین چیست؟ این نتایج را در ارتباط با نیاز ها توضیح دهید.

5- چرا می گوییم هدایت یک اصل عام و همگانی است؟

6- خداوند کدام هدف را به عنوان مقصد نهایی انسان اعلام کرده است؟

7- چه تناسبی میان خلقت ، هدف و هدایت موجو دات وجود دارد؟

8- بنا برسخن امام کاظم «علیه السلام» دو حجتی که خدا بر مردم قرار داده است چیست؟ (نمونه طرح سوال از حدیث )

9- بنا بر سخن امام کاظم « علیه السلام» درباره حجت ظاهر  و باطن  رتبه ی چه کسانی در دنیا و آخرت بالاتر است؟

10- کدامیک از گزینه های زیر درست نیست؟

      بنابرسخن امام کاظم« علیه السلام» درلاره ی دو حجت ظاهر وباطن :

      الف – کسی که عقلش کاملتر است ، رتبه اش در دنیا و آخرت بالا تر است.

      ب – رسولان ، انبیا و ائمه حجتهای ظاهر هستند.

      ج – اگر انسان به یکی از حجتها توجه کند ، به رستگاری می رسد.

11- کدام یک از ویژ گیهای انسان سبب شده که هدایت او در قالب ارسال پیامبران انجام پذیرد؟

12- وسیله ی فهم پیام و معرفت به پیام الهی .................. است.

13- .......................تنها پاسخ صحیح و مطمئن به نیاز انسان است.

14- معنای آیه زیر را تکمیل کنید و توضیح دهید که چگونه این آیه بیانگر هدایت ویژه ی انسان است؟

      انا انزلنا علیک الکتاب                                    .......................................................

       للناس بالحق                                                   برای مردم  ، به راستی و درستی

       فمن اهتدی  فلنفسه                                         …....................................................  

       ومن ضل                                                          و هر کس که گمراه شود

       فانما یضل علیها                                              جز این نیست که به زیان خود گمراه می شود

      وما انت علیهم بوکیل                                      و تو وکیل و مدافع آن ها نیستی.

                                                                  

15- چگونگی رابطه ی « عقل واختیار » و «نوع هدایت انسان » را تبیین کنید.

16- حجتهای ظاهر و باطن کدامند و چه رابطه ای با هم دارند؟

17- در ترجمه ی آیات 42 و43 یونس دقت کنید:

   « کسانی از آنان فقط سخنان تو را می شنوند ( ولی گوش دل نمی سپارند) آیا تو می توانی کران را به شنیدن وادار کنی گر چه عقل را به کار نبندند؟ و از آنان کسی هست که فقط به تو می نگرد (ولی نه با چشم دل) آیا تو می توانی به کوران راه نشان دهی؟»

       اکنون توضیح دهید که این دو آیه درباره حجت های ظاهر وباطن چه می فرماید؟

18- چرا پاسخ به نیازهای اساسی انسان تنها با بهره گیری از عقل میسر نیست؟

19- منظور از « هدایت یک اصل عام است » چیست؟

 

 


 

درس سوم : هدایت مستمر

 

1 -  دلایل آمدن پیامبران متعدد را نام ببرید .

   – دلایل ختم نبوت را ذکر کنید.

   – این دلایل را با هم مقایسه کنید وارتباط میان آنها را تو ضیح دهید.

2 -  ویژ گیهای فطری یعنی چه؟

3 -  کدامیک از ویژگیهای زیر فطری هستند؟

      1- شعردوستی                      2- عدالت طلبی                      3- بی نهایت طلبی در زیبایی

     4- علاقه به نویسندگی              5- گرایش به علم و آگاهی     6- ذوق مدیریت

4- وجود امام معصوم پس از پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم ) کدام یک از عوامل آمدن پیامبران جدید را از بین می برد؟

5- با وجود این که خداوند یک دین برای هدایت انسان ها فرستاده است ، چرا اکنون ادیان مختلفی در جهان وجود دارد؟

6- دو مورد از ویژگیهای اسلام را که سبب شده است پاسخگوی نیاز های زمان باشد ، تو ضیح دهید و برای هر کدام یک نمونه ذکر کنید.

7- اگر پیامبران ، معصوم نبودند  چه مشکلاتی پیش می آ مد؟

8- یکی از ویژ گیهایی که سبب شده اسلام پاسخ گوی نیازهای  متغیر زمان با شد ، « تقدم روح و حقیقت تعالیم دینی بر شکل و ظاهر آن » است . این ویژ گی را با ذکر نمونه توضیح دهید.

9- آیا «مسیحیت» و «یهودیت» نام دو دین جداگانه است که خود حضرت موسی و حضرت عیسی (علی نبینا وآله وعلیهما السلام) بر دین خود گذاشته اند؟ دلایل خود را بیان کنید.

10- چرا خداوند فقط در دورانهای گذشته پیامبران خود را فرستاده است؟

11- از بین رفتن تعلیمات پیامبران پیشین یکی از دلایل آمدن پیامبربعدی است. این دلیل را بررسی کنید و توضیح دهید که کدام ویژگی اسلام در مقابل این دلیل قرار دارد؟

12-  اسلام چه ویژگی  هایی دارد که مانع از محدود شدن آن به زمان خاص می گردد ؟  

13 - الف : معنای آیه شریفه ی زیر را تکمیل کنید.

        ان الدین عندالله الاسلام                             ..................................................................

         و ماختلف الذین اوتواالکتاب                         وکسانی که به آنان   کتاب داده شد اختلاف نکردند

         الا من بعد ما جاءهم العلم                               مگر بعد از آنکه به حقیقت آگاه شدند

         بغیا بینهم                                                 ( اختلافی) از روی ستم و تجاوز

        ومن یکفر بایات الله                                          ....................................................................

         فان الله سریع الحساب                                     ....................................................................  

  ب : این آیه ، زمینه ی پیدایش تعدد و اختلاف در ادیان را چه می داند؟

12- عوامل وجود ادیان مختلف در جهان چیست؟

 

 


 

درس چهارم : معجزه ای از نوع کتاب

 

 1- یکی از نشانه های محتوایی معجزه بودن قرآن کریم انسجام و وحدت درونی در عین نزول تدریجی است. توضیح دهید که این امر چگونه بر معجزه بودن قرآن کریم اشاره دارد؟

2-  قرآن کریم را با دیگر کتاب های آسمانی مقایسه کنید:

الف ) شباهت ها                                 ب ) تفاوت ها

3- قرآن کریم را با آثار دانشمندان مقایسه

کنید:                                                                                                                                           

      (الف ) از لحاظ لفظی و ظاهری ( سه مورد

      ب )  از نظر معنوی و محتوایی

4-  آیا میان ختم نبوت و نوع معجزه ی پیامبر اکرم (ص) رابطه ای وجود دارد؟ توضیح دهید

 5-  چرا پیامبران به داشتن معجزه نیازمندند؟

6-  تحدی قرآن کریم را توضیح دهید.

7-  معنای آیه ی شریفه ی زیر را تکمیل کنید، سپس توضیح دهید که این آیه بیانگر کدام یک از ویژگی های قرآن کریم است؟

افلا یتدبرون القرآن                ............................................................................

و لو کان من عند غیر الله                    اگر از نزد غیر خدا می بود

لوجدوا فیه اختلافاّ کثیراّ                    در آن ناسازگاری بسیار می یافتند            (نساء 82 )

8-  اگر معجزه ی پیامبر اکرم (ص) به گونه ای بود که فقط اختصاص به زمان خودش داشت، چه مشکلی پیش می آمد؟

9- اولین آیات نازل شده بر پیامبر اکرم (ص) پنج آیه ی اول سوره ی علق بود  که معنای آن چنین است:

 بخوان به نام پروردگارت که آفرید* آدمی را از خون بسته آفرید* بخوان و پروردگار تو بزرگوارترین است* آن که با قلم بیاموخت* آدمی را آن چه نمی دانست آموخت*

توضیح دهید:         الف) در این آیات خداوند بر چه موضوعی تاکید کرده است؟

                                ب ) چگونه می توان این آیات را تاییدی بر الهی بودن قرآن دانست؟

 10-  رابطه ی امی بودن پیامبر اکرم(ص) را با اعجاز قرآن کریم توضیح دهید.

11-  آیا استفاده از قرآن کریم از عناصر فرهنگ زمانه به معنای تاثیر پذیری از آن هاست؟ توضیح دهید.

 

 


 

 

درس پنجم : گستره رسالت پیامبر

 

1-  با یک استدلال ثابت کنید که چرا ولایت و رهبری جامعه ( ولایت ظاهری ) از پایه های دین اسلام است.

2- این سخن امام علی علیه السلام که فرمودند: « رسول خدا بابی از علم بر روی من گشود که از آن هزار باب دیگر گشوده می شد» ، بیانگر کدام قلمرو رسالت پیامبر اکرم (ص) است؟ چگونه؟

     3- بنا بر سخن امام باقر علیه السلام که برای اسلام پنج پایه  شمرده اند ، کدام پایه را مهمتر برشمرده اند؟

4- این جمله ی امام خمینی (ره) که می فرماید: «مجموعه ی  قانون برا ی اصلاح جامعه کافی نیست. برای این که قانون مایه ی اصلاح بشر شود، به قوه ی اجرائیه و مجری احتیاج دارد» ، چگونه ضرورت حکومت اسلامی را ثابت می کند؟

5- مطابق با کدام ولایت ، وجود پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم واسطه ی همه ی خیرات و برکات مادی و معنوی انسان هاست؟

6-  به ترجمه ی آیات زیر دقت کنید و توضیح دهید که این آیات بر کدام یک از قلمروهای رسالت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم دلالت دارد؟

 

                           ترجمه ی آیات                                                                              قلمرو رسالت     

   

  بدینگونه تو را در میان امتی که پیش از ایشان مردمان

دیگری بودند، فرستادیم تا آن چه را به تو وحی کردیم بر

آنان بخوانی...................                    ( رعد / 13)

 

 بگو از خدا و رسول اطاعت کنید، پس اگر روی بگردانید،

 همانا که خداوند کافران را دوست ندارد.    ( آل عمران / 32)

 

 به یقین ، خدا بر مومنان منت نهاد که رسولی از خودشان

 در میانشان بر انگیخت تا آیات خود را بر ایشان بخواند و

 پاکشان گرداند و کتاب و حکمت به آنان بیاموزد، قطعاّ پیش

 از آن در گمراهی آشکاری بودند.             (آل عمران / 164)

 

 

7-  چگونه می توان از «ضرورت پذیرش ولایت الهی و دوری از حکومت طاغوت» برای اثبات ولایت و سرپرستی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بر جامعه استفاده کرد؟

8-  «طاغوت » چه کسی است؟ چرا پذیرش ولایت طاغوت در اسلام منع شده است؟

9-  دلائل ضرورت تشکیل حکومت اسلامی را بنویسید.

 

 


 

 

درس ششم : تداوم رسالت

 

1-  کدام یک از قلمروهای رسالت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم پس از ایشان ادامه نمی یابد؟ چرا؟

2-  نکات مهمی را که از آیه تطهیر به دست می آید ، بنویسید.(سه مورد)

3-  با استناد به حدیث غدیر ولایت و جا نشینی حضرت علی « علیه السلام » را ثابت کنید.

4-  چرا انتخاب پیامبر بر عهده ی مردم نیست واز جانب خدا صورت می گیرد؟

5-  تداوم کدام یک از قلمروهای مربوط به رسالت پیامبر اکرم «صلی الله علیه و آله و سلم» ضروری است؟ این تداوم در چه شکلی انجام می گیرد؟

6-  چرا تعیین امام باید از جانب خدا و با اعلام پیامبر صورت گیرد و مردم نمی توانند امام تعیین کنند؟

7-  چگونه از آیه ی ولایت برای تعیین امامت حضرت علی « علیه السلام» استفاده می شود؟

8-  پیامبر اکرم «صلی الله علیه و آله وسلم»در اولین دعوت خویشان به اسلام جانشین خود را معین فرمود و انجام این کار در ابتدای دعوت در بر دارنده ی چه پیامی است؟

9-  ترجمه ی حدیث ثقلین را بنویسید و سه پیام درباره ی قرآن و عترت از آن استخراج کنید.

10-  الف – این سخن پیامبر را تکمیل کنید و ترجمه ی آن را در مقابل آن بنویسید.

          من کنت مولاه                         .......................................

         ..............................                    ......................................

 ب – پیامبر اکرم «صلی الله علیه و آله وسلم» این عبارت را در چه واقعه ای بیان کرد؟

 ج – آیا می توان گفت کلمه ی «مولا» در این عبارت به معنی دوستی است؟ چرا؟

 

 


 

 

درس هفتم : مبارزه ی مستمر (قسمت اول)

 

1-  چه عاملی باعث شد که احادیث پیامبر اکرم «صلی الله علیه وآله وسلم» پس از رحلت ایشان به درستی حفظ و نگه داری نشود؟ آیا این شکل برای پیروان ائمه نیز پیش آمد؟

2-  چگونه حکومت عدل نبوی به سلطنت کسرایی تبدیل شد؟

 3- تر جمه ی آیه ی 144 سوره ی آل عمران  چنین است : « ومحمد نیست مگر رسولی که پیش از او رسولانی دیگری بودند. پس اگر او بمیرد یا کشته شود ، آیا شما به عقب بر خواهید گشت؟هرکس به عقب باز گردد به خدا هیچ گزندی نرساند و خداوند به زودی پاداش سپاسگزاران را میدهد.»

با توجه به این آیه توضیح دهید که :

    الف – مهم ترین خطری که پس از رحلت رسول خدا مسلمانان را تهدید میکرد چه بو د؟

    ب – سپاسگزاران واقعی نعمت وجود رسول خدا «صلی الله علیه و آله وسلم» پس از رحلت ایشان چه گسانی هستند؟ 

4-  مهمترين مسائل ومشكلات اجتماعي وفرهنگي عصر پس از پيامبر اکرم «صلی الله علیه و آله وسلم» چه چيزهايي بود؟

5-  چرا فرآن كريم مردم را به مطالعه ي سرگذشت ملت ها دعوت كرده است؟

6- تفاوت اساسي حكومت بني اميه وبني عباس با رهبري پیامبر اکرم «صلی الله علیه و آله وسلم»

درچه چيزهايي بود؟

 

 


 

درس هشتم: مبارزه ي مستمر

 1- الف: ترجمه ي آيات را تكميل كنيد:

ذلك الذي يبشرالله               اين است آن چه خداوند مژده مي دهد 

عباده الذين امنوا                 بندگان خود را كه ايمان آورده اند. 

و عملوا الصالحات               .................................

قل لا اسالكم عليه اجرا         بگو براي اين از شما مزد نمي خواهم

الا الموده في الفربي           .................................              

 شوري/ 23

 

قل ما سالتكم من اجر           بگو هر مزدي كه از شما خواستم

فهو لكم                            براي خود شماست

ان اجري الا علي الله            مزد من نيست مگر بر خدا

و هو علي كل شيء شهيد     و او بر هر چيزي گواه است 

ب: سه پيام در ارتباط با مزد رسالت رسول خدا كه از اين آيات به دست مي آيد بنويسيد.

ائمه ي اطهار (ع )  در حوزه ي مرجعيت علمي خود چه اقداماتي را انجام دادند؟

3-  چرا ائمه اطهار در حوزه ي زندگي سياسي و اجتماعي خود از برخي روش هاي متفاوت بهره مي بردند؟

 4-  ائمه اطهار در مبارزه عليه حاكمان جور چه اصولي را مراعات مي كردند؟

  5- ائمه اطهار از دو جهت مبارزه با حاكمان جور را بر خود لازم مي دانستند آن دو جهت را توضيح دهيد.

  6- اصل تقيه چيست و چرا ائمه اطهار از اين اصل بهره مي بردند؟

7-  يكي از درس هاي مهمي كه مي توان از روش هاي متفاوت ائمه ي اطهار در مواجهه با مسائل گرفت چيست؟ آن را توضيح دهيد.

8-     كدام يك از قلمروهاي مربوط به رسالت پيامبر اكرم (ص) نيازمند به پيگيري پس از ايشان است؟ چرا؟

 


درس نهم: خورشيد پنهان

1- آيا تحقق انتظار در جامعه بدون حضور انسان هاي منتظر امكان پذير است؟ چرا؟

2- چه كساني مي توانند در هنگام ظهور امام عصر(عج) ويژگي هاي لازم براي ياري و همراهي آن حضرت را داشته باشند؟

3- بنا بر سخن امام صادق عليه السلام يكي از ويژگي هاي ياران حضرت مهدي (عج) محكم تر از صخره ها بودن است. چه كسي مي تواند اين خصوصيت را در هنگام ظهور داشته باشد؟

4- آيا كسي كه در نبرد حق و باطل زمان خود در عرصةي حق عليه باطل حضور فعال نداشته باشد مي تواند در ركاب امام عصر (عج) باشد و او را ياري كند؟

5- علت غيبت امام عصر (عج) چيست؟

6- چرا امام عصر (عج) بهره مندي مردم از ايشان را در عصر غيبت به بهره مندي از خورشيد پشت ابر تشبيه كرده اند؟ سه مورد از اين شباهت ها را ذكر كنيد.

7- غيبت در مقابل ظهور است يا حضور؟ تفاوت اين دو در چيست؟

8- چه تفاوتي ميان انتظار مثبت و سازنده با انتظار منفي و مخرب وجود دارد؟

9- بنا بر آيه ي 11 سوره ي رعد كه مي فرمايد: « خداوند وضع هيچ گروهي را تغيير نمي دهد مگر آن كه آن ها خود وضع خويش را دگرگون سازند» علت اصلي غيبت امام زمان (عج) چيست؟

10- چگونگي رهبري و امامت حضرت ولي عصر (عج) در قلمرو ولايت معنوي را توضيح دهيد.

 


درس دهم: در انتظار طلوع

1- آيا مي توان گفت كه آينده ي تاريخ انسان به چه سرنوشتي خواهد انجاميد؟ چگونه؟

2- خداوند در آيه ي 17 سوره ي رعد مي فرمايد:

«همو از آسمان آبي فرو فرستاد پس رود خانه هايي به اندازه ي گنجايش خودشان روان شدند و سيل كفي بلند روي خود برداشت و از آن چه براي به دست آوردن زينتي يا كالايي در آتش گدازند هم نظير آن كفي بر مي آيد. خداوند حق و باطل را چنين مثل مي زند اما كف بيرون افتاده از ميان مي رود. ولي آن چه به مردم سود مي رساند در زمين باقي مي ماند خداوند مثل ها را چنين مي زند»

الف) چه شباهت هايي ميان آب رودخانه و كف با حق و باطل وجود دارد؟

ب ) آيا مي توان از اين مثال آينده ي تاريخ انسان ها را مشخص كرد

3-  آيا موضوع موعود و منجي خاص دين اسلام است؟ توضيح دهيد.

 4- امتياز ديدگاه شيعه درباره ي موعود با ديگران در چيست؟ (ذكر دو مورد)

 5- جواب مبنايي درباره ي مساله ي طول عمر امام زمان (عج) چيست؟

 6- انتظار ظهور امام زمان (عج) چه تاثيري در شخص منتظر مي گذارد؟

 7- پويايي جامعه ي شيعه ناشي از چه عامل هايي است؟

 8- معناي آيه ي زير را تكميل كنيد و پيام آن درباره ي آينده ي تاريخ را بنويسيد.

 و لقد كتبنا في الزبور               همانا نوشتيم در زبور

من بعد الذكر                         پس از ذكر (تورات)

ان الارض يرثها                 .......................................

عبادي الصالحون              .......................................

 


 

درس يازدهم: تداوم امامت در عصر غيبت

1- فقيه چه كسي است؟

2- نقش فقها را در عصر غيبت و در زمان حضور ائمه ي اطهار(ع) با يكديگر مقايسه كنيد.

3- چرا مرجع تقليد بايد «عادل» و «زمان شناس» باشد؟

4- جملات زير را تكميل كنيد:

الف) در عصر غيبت مقام مرجعيت علمي در شكل ........................ادامه مي يابد.

ب ) يكي از راه هاي آسان به دست آوردن حكم مرجع تقليد مراجعه به ..................است.

ج) يكي از راه هاي شناخت مرجع تقليد پرسش از ...........................است.

د)تقليد در احكام دين به معناي ............................است.

5- بنا بر پاسخ امام عصر(عج) به محمد بن اسحاق وظيفه ي شيعه در هنگامي كه به امام معصوم دسترسي ندارند چيست؟

6- در عصر غيبت بنا به فرمان امام عصر(عج) مرجعيت علمي و ولايت ظاهري مسلمانان چگونه انجام مي گيرد؟

7- آيا در عصر غيبت ولايت معنوي امام عصر(عج) بر عهده ي شخص ديگري قرار مي گيرد؟ چرا؟

8- راه بهره مندي از نور ولايت الهي و خروج از ظلمت ها به نور در زمان غيبت امام عصر(عج) چيست؟

9- اصطلاحات زير را توضيح دهيد:

الف) تفقه          ب) فقيه          ج) مرجع تقليد            د) ولي فقيه

10- الف: معناي آيه ي زير را تكميل كنيد:

الله ولي الذين امنوا                              خداوند سرپرست مؤمنان اسـت

يخرجهم من الظلمات الي النور              ......................................................

و الذين كفروا اولياؤهم الطاغوت            و كافران اوليائشان طاغوت هايند

يخرجونهم من الظلمات الي النور            ......................................................

اولئك اصحاب النار                            ......................................................

هم فيها خالدون                                .....................................................

ب: بر اساس اين آيه پيام هاي زير را تكميل كنيد:

كسي مي تواند از تاريكي به نور در آيد كه........................................................................................

كساني كه فرمان الهي را نپذيرند.......................................................................................................

چه عاملي سبب شده كه رابطه ي عميقي ميان مراجع و مردم پديد آيد؟

 


 

درس دوازدهم: ولايت فقيه

1- جدول زير را تكميل كنيد:

 

 

مرجع تقليد

ولي فقيه

نوع انتخاب

شخصي

عمومي

تعدداشخاص

 

 

شرايط عمومي

 

 

2- فقيهي مي تواند رهبري جامعه ي اسلامي را بر عهده گيرد كه «مشروعيت» و «مقبوليت» داشته باشد. اين دو اصطلاح را توضيح دهيد.

3- تفاوت اساسي نظام اسلامي با ساير حكومت هاي دمكراتيك چيست؟

4- آيا مسؤوليت مردم در نظام اسلامي با انتخاب رهبر و ساير مسؤولان جامعه خاتمه مي يابد؟

5- نقش زمينه سازي حكومت اسلامي براي حكومت جهاني حضرت مهدي(عج) را توضيح دهيد.

6- انتخاب ولي فقيه بنا بر قانون اساسي در كشور ما به چه صورت انجام مي گيرد؟

7- با توجه به نامه ي حضرت علي(ع) به مالك اشتر توضيح دهيد:

الف) چرا نبايد سخن افراد سخن چين را با شتاب پذيرفت؟

ب ) چرا نبايد با افراد ترسو مشورت كرد؟

ج ) چرا نبايد افراد نيكوكار و بد ار در نظر رهبر يكسان باشند؟

د ) چه كساني در حكومت اسلامي بيش از ديگران به عدالت نياز دارند؟

ه ) چرا مهرباني و محبت رهبر بايد شامل حال همه ي افراد جامعه باشد؟

و ) چرا رهبر بايد عيب جويان را از خود دور كند؟

 


 درس سيزدهم: كرامت نفس

1- برخي شرايط اجتماعي يا اقتصادي را عامل گناه و خطاي خود معرفي مي كنند. چنين نظري تا چه اندازه مي تواند درست باشد؟

2- چرا انسان كريم از انجام گناه پروا دارد؟

3- عامل اصلي ناتواني برخي انسان ها در كنترل شهوت و تحريكات بيروني چيست؟

4- برخي از آثار كرامت نفس را توضيح دهيد؟

5- جملات زير را تكميل كنيد:

كسي كه در بيرون تن به ذلت تن مي دهد ابتدا.......................................................................................

قدر و منزلت هر كس به ميزان ..................................................................................................................

6- چگونه مي توان كرامت و عزت نفس را پرورش داد و تقويت كرد؟

7- الف: ترجمه ي آيه ي شريفه ي زير را تكميل كنيد:

ولله العزه جميعا                               ............................................

و لرسوله                                      ............................................

و للمؤمنين                                   ...........................................

 لكن المنافقين لا يعلمون                 ...........................................

ب ) از اين كه عزت را ابتدا براي خدا و سپس براي رسول و بعد از آن براي مؤمنين اعلام مي كند چه نتيجه اي مي توان گرفت؟

ج ) آيا منافقين مي توانند به ميزاني هر چند اندك بهره مند از عزت باشند؟

8-  بنا بر سخن حضرت علي(ع) اگر خداوند در نظر كسي بزرگ شد ثمره و نتيجهي آن چيست؟

 9- بنا بر سخن امام سجاد(ع) از همه ي مردم گرامي تر چه كسي است؟

 10- بنا بر سخن امام علي(ع) در چه صورتي شهوت ها نزد انسان پست و حقير مي شود؟

 11- امام صادق(ع) قيمت و بهاي نفس خود را چه چيزي مي داند؟

 12- خود عالي و اصيل با خود داني و غير اصيل چه تفاوتي دارد؟

 13- سه مثال از تقابل و رويايي ميان خود عالي و خود داني ذكر كنيد.

 14- چرا انسان صاحب كرامت اهل پيمان شكني نيست؟

 


 

درس چهاردهم: زمينه هاي پيوند مقدس

1- نگاه ويژه ي دين به زن و مرد چگونه است؟

شباهت ها:

تفاوت ها:

2- ترجمه ي آيه ي شريفه ي زير را تكميل كنيد آنگاه بر اساس اين آيه ‘ ديدگاه اسلام درباره ي زن و مرد را توضيح دهيد.

من عمل صالحاْْْْ                          ........................................................

من ذكر او انثي                         .........................................................

و هو مؤمن                             ...........................................................

فلنحيينّه حياه طيّبه                     او را با يك زندگي پاك حيات بخشيم

ولنجزينهم اجرهم                     و مسلما به آنان پاداش مي دهيم

باحسن ما كانوا يعملون              مطابق با بهترين اعمالشان

3- جواناني كه تشكيل خانواده مي دهند در مقايسه با جوانان مجرد به كدام فضيلت هاي اخلاقي دست مي يابند؟ (چهار مورد)

4- چه زمينه هايي سبب تشكيل خانواده مي شود؟

5- كدام يك از زمينه هاي تشكيل خانواده ارزشمندتر و برتر است؟ چرا؟

6- چرا مي گوييم خانواده يك نهاد طبيعي و متفاوت با ساير نهادهاي اجتماعي است؟

7- چگونه مي توان خانواده را به عامل گسترش مهرباني و دوستي در جامعه تبديل كرد؟

8- به ترجمه ي آيه ي 21 سوره ي روم توجه كنيد:

9- از نشانه هاي او اين كه از (نوع) خودتان همسراني براي شما آفريد تا بدان ها آرامش يابيد و ميانتان دوستي و رحمت نهاد . آري در اين (نعمت) براي مردمي كه مي انديشند قطعا نشانه هايي است.»

10- اين آيه بيانگر كدام يك از زمينه هاي تشكيل خانواده است؟

11- از ديدگاه قرآن كريم ارج و منزلت زن و مرد به چه اموري بستگي دارد؟

 


 

درس پانزدهم: پيوند مقدس

1- چرا پيشوايان ما توصيه كرده اند كه در انتخاب همسر با پدر و مادر خود مشورت كنيم و به نظرات آنان توجه نماييم؟

2- با توجه به آموزه هاي پيشوايان دين در مورد هر يك از موارد زير توضيح دهيد:

الف) زمان مناسب براي ازدواج

ب ) دو راه مناسب براي شناخت همسر

ج ) سه معيار مناسب براي انتخاب همسر

 3- تاخير در زمان ازدواج چه مشكلاتي در پي دارد؟

 4- جملات زير را تكميل كنيد:

پيشوايان ما فرموده اند : الف - .................................................. نصف دين خود را حفظ كرده است.

ب – دو ركعت نماز شخص متاهل برابر با .......................................... است.

 5- با توجه به زمينه هاي طبيعي تشكيل خانواده هدف اصلي از ازدواج را ذكر كنيد.

 


 

درس شانزدهم: كانون مهر

1- شرايط صحيح بودن پيمان ازدواج را ذكر كنيد.

2- نفقه چيست و بر عهده ي كيست؟

3- آيا نقش هايي را كه اسلام بر عهده ي اعضاي خانواده قرار داده مي توان جا به جا كرد؟ چرا؟

4- نقش هايي كه اسلام بر عهده ي هر يك از اعضا قرار داده چه تفاوتي با نقش هاي افراد در مؤسسات و سازمان هاي اداري دارد؟

5- از نظر اسلام كدام يك از وظايف مربوط به خانواده بر عهده ي مرد است؟

6- از نظر اسلام كدام يك از وظايف مربوط به خانواده بر عهده ي زن است؟

7- مهم ترين وظيفه ي مشترك زن و مرد در خانواده چيست؟

8- چرا خداوند وظيفه ي تامين را از دوش مادران برداشته است؟

9- مقدس ترين نقش زن در خانواده چيست؟ چرا؟

10- بنا بر آموزه هاي پيشوايان دين:

جهاد زن ................................. براي شوهر است.

مرد مديريت عمومي خانواده را بر عهده دارد و زن .................................... را نشستن در كنار همسر و هم صحبتي با او از................................................ پيش خداوند بهتر است.

11- الف) معناي آيه ي شريفه زير را تكميل كنيد:

و قضي ربك                                        .............................................

ان لا تعبدوا الا اياه                                .............................................

و بالوالدين احسانا                                 ............................................

اما يبلغن عندك الكبر                            اگر آن ها نزد تو به پيري رسيدند

احدهما او كلاهما                              .................................................

فلا تقل لهما اف                                ................................................

و لا تنهر هما                                   و ايشان را از خود مران

و قل لهما قولا كريما                         و با آن دو كريمانه سخن بگو

و اخفض لهما                                  و برا ي آنان بگستران

جناح الذل من الرحمه                        پر و بال مهرباني را از سر رحمت

و قل رب ارحمهما                           و بگو: پروردگارا آن دو را ببخش

كما ربياني صغيرا                            همان طور كه مرا در كودكي تربيت كردند

(اسراء 23 و 24)

ب ) وظيفه ي اصلي ما نسبت به پدر و مادر چيست؟

ج ) پنج وظيفه اي كه در هنگام پيري پدر و مادر بر عهده ي فرزندان است كدام است؟

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 آذر1388ساعت 5 قبل از ظهر  توسط صفر غريبي  | 

دوم دبيرستان

درس اول : جلوه هاي حكمت و تدبير

1 - از ديدگاه قرآن انسان هاي متفكر هرگاه به خلقت آسمان ها و زمين مي انديشند چه مطلبي را اظهار  مي دارند ؟

2 - ويژگي هاي « عالم خيالي » را بيان كنيد .

3 - خصوصيات « جهان واقعي » را ذكر كنيد .

4 - شاخصه ي اصلي هر مجموعه منظم را بيان كنيد و به اختصار شرح دهيد .

5 - نقش « هدف » و « غايت » در يك مجموعه را توضيح دهيد .

6 - حالات مختلفي كه در يك پديده منظم ( با همكاري خاص و تقسيم كار معين ) قابل فرض است را بيان   كنيد .

7 - با مطالعه و مشاهده ي نمونه هاي منظم در جهان هستي چه چيزهايي را در مي يابيم ؟

8 - اهميت و نقش ، هدف و غايت را در يك مجموعه بنويسيد .

9 - چگونه اجزاي يك مجموعه ، در كنار هم با تقسيم كار معين به هدف خود مي رسند ؟

درس دوم : با كاروان هستي

1 - ويژگي هاي نظام واحد جهاني را به طور مختصر بيان كنيد .

2 - آيا انهدام و فروپاشي موجودات و نظام هاي دنيوي به معناي نابودي است ؟ توضيح دهيد .

3 - منشاء و مبدأ دانش بشري را به طور مختصر معرفي كنيد .

4 - چه رابطه اي ميان علم به قوانين خلقت و ساخت مصنوعات بشري وجود دارد ؟

5 - چرا خداوند سزاوار « آفرين » بزرگ تر و برتر است ؟

6 - نمودار ساخته اي دست انسان را با توجه به آنچه آموخته ايد رسم كنيد .

7 - بيت : « گفت پيغمبر ركوع است و سجود          بر در حق كوفتن حلقه ي وجود » را با توجه به مطالب اين درس توضيح دهيد .

درس سوم : سرمايه هاي رشد

1 - ارزش هر انساني به چه چيزي بستگي دارد ؟

2 - انسان در جهان آفرينش از چه شأن و منزلتي برخوردار است ؟

3 - امام علي ( ع ) رحمت الهي را براي چه كسي طلب مي كند ؟ توضيح دهيد .

4 - برخي از ارزشمندترين سرمايه هاي خدا دادي وجود انسان را نام ببريد .

5 - خداوند از ميان مخلوقات كدام يك را به صورت اختصاصي براي خود برگزيده ؟ و چرا ؟

6 - از ديدگاه قرآن نتيجه و لازمه رسيدن به نفس مطمئنه « اطمينان يافته » چيست ؟

7 - منظور قرآن از اين كه انسان صاحب اراده و اختيار آفريده شده چيست ؟

8 - سرشت خدا آشنا در انسان را توضيح دهيد .

9 - چرا برخي از انسان ها بت پرست شده اند ؟

10 - گرايش به نيكي ها و زيبايي ها ( به عنوان يكي از سرمايه هاي ارزشمند ) در انسان را توضيح دهيد .

11 - وجدان اخلاقي چه نقشي در انتخاب راه درست در زندگي انسان دارد ؟

12 - تعبير قرآن كريم از نفس لوامه را بيان نمائيد .

13 - نقش عقل در زندگي انسان براي انتخاب راه درست را شرح دهيد .

14 - امام علي ( ع ) عقل انسان را چگونه توصيف مي كند ؟

15 - امام كاظم ( ع ) در مورد اهميت عقل چه مي فرمايد ؟

16 - در چه صورت زيبايي هاي عقل و عمل صالح در انسان متجلي مي شود ؟

17 - انواع حجت از ديدگاه امام كاظم ( ع ) را بيان كنيد .

18 - نتيجه ي استفاده از عقل و قبولي دعوت انبيا چيست ؟ توضيح دهيد .

19 - آيه ي شريفه ي « وَ سَخر لكم ما في الارضِ جميعاً منه ان في ذلك لاياتٍ لِقوم يتفكرو ن » را ترجمه كنيد .

درس چهارم : روزنه هاي خطا

1 - با وجود سرمايه ارزشمند در درون انسان چرا برخي از افراد مرتكب گناه مي شوند ؟

2 - عوامل دعوت كننده به گناه در انسان را نام برده و هر يك را بطور مختصر توضيح دهيد .

3 - نتايج كشف رمز و راز عوامل سرشكستگي ها و انحراف ها در زندگي انسان را بنويسيد .

4 - نحوه ي استفاده ي انسان از نعمت هاي الهي را بيان كنيد .

5 - روح چيست و ويژگي هاي آن كدام است ؟

6 - ابعاد وجودي انسان را نام برده و خصوصيات هر يك را بيان كنيد .

7 - دو دليل بر وجود بعد غير مادي ( روح ) در وجود انسان را بيان كنيد .

8 - چگونه « ثبات شخصيت » اثبات كننده ي « روح » در وجود انسان است ؟

9 - چگونه مي توان اثبات كرد كه شخصيت و هويت انسان مستقل از جسم اوست ؟

10 - اين كه گفته مي شود « روح » انسان ثابت است ، آيا به اين معناست كه هيچ تغييري نمي كند ؟ در اين باره توضيح دهيد .

11 - چه نوع خوابي را « روياي صادقه » گويند ؟

12 - تعبير قرآن كريم از نفس لوامه را بيان نمائيد .

13 - نقش نفس اماره در كشاندن انسان به گناه را توضيح دهيد .

14 - جهل از حقيقت ها به عنوان يكي از موانع رشد و رستگاري را شرح دهيد .

15 - امام صادق ( ع ) در مورد عقل و جهل چه مي فرمايند ؟

16 - نقش جهل را در لغزش انسان و گناه تبيين كنيد .

17 - غفلت و بي توجهي به خدا و آخرت در زندگي انسان چه آثاري به جا مي گذارد ؟

18 - امام خميني ( ره ) درباره عدم غفلت از خدا چه مي فرمايند ؟

19 - نقش شيطان در گمراهي انسان و ميزان تأثير وسوسه هاي او را بيان كنيد .

20 - كار شيطان چيست ؟ واقعي ترين راه نفوذ او در انسان كدام است ؟

21 - شيطان معمولاً از چه راههايي انسان را به نافرماني از خدا فرا مي خواند ؟

22 - گفتگوي شيطان با انسان بد كار در روز قيامت را به اختصار بنويسيد . از اين گفتگوها چه عبرتي مي توان گرفت ؟

23 - نظر قرآن كريم و پيشوايان دين درباره عامل اصلي گناه چيست ؟

24 - آيه ي شريفه ي « اِنّ الذين لا يرجون لقاء نا و رضوا بالحياه الدنيا و اطمانوا بها والذينَ هم عن آياتنا غافلون » را ترجمه كنيد .

درس پنجم : پنجره اي به روشنايي 

1 - حتمي ترين حادثه در زندگي انسان كدام است ؟ توضيح دهيد .

2 - ديدگاه انسان ها در برخورد با پديده ي مرگ را شرح دهيد .

3 - واكنش گروهي كه « مرگ را پايان زندگي مي دانند » چگونه است ؟

4 - پيامدهاي اعتقاد به « بسته شدن دفتر زندگي انسان با مرگ » را در چند سطر بنويسيد .

5 - ديدگاه پيروان اديان الهي نسبت به پديده مرگ چيست ؟

6 - از رسول خدا ( ص ) و امام علي ( ع ) احاديثي درباره حيات بعد از مرگ بيان كنيد .

7 - پيامد اعتقاد به ، « مرگ بسته شدن دفتر زندگي نيست » را ذكر كنيد .

8 - رفتار امام علي ( ع ) و امام حسين ( ع ) درباره پديده مرگ را بررسي كنيد .

9 - چرا حضرت قاسم فرزند امام حسن ( ع ) در حادثه عاشورا مرگ را شيرين تر از عسل براي خود دانست ؟

10 - چند نمونه از پيشرفت هاي انسان عصر جديد را را بيان نمائيد .

11 - بيشترين مشكلات انسان عصر جديد چه چيزهايي است ؟ ذكر كنيد .

12 - قرآن كريم سرنوشت كساني كه مرگ و زندگي برتر را فراموش مي كنند ، چگونه ترسيم مي كند ؟

13 - چرا خداپرستان واقعي مرگ را ناگوار نمي دانند ؟

14 - مؤمنان واقعي چه زمان به استقبال شهادت مي روند ؟

15 - آيه ي شريفه ي « ... مَن ءامنَ بالله واليومِ الاخر وَ عَمل صالحا لا خوفً عليهم و لا هم يحزنون » را ترجمه كنيد .

درس ششم : آينده ي روشن

1 - چگونه به وسيله ي « قاعده ي دفع خطر احتمالي » معاد را اثبات مي كنيم ؟

2 - پيامبران الهي بعد از توحيد و يكتاپرستي مردم را به چه چيزي دعوت كرده اند ؟ توضيح دهيد .

3 - از راه هاي عقلي كه قرآن كريم در اثبات ضرورت معاد بر آن ها تأكيد دارد ، دو مورد را نام ببريد .

4 - معاد را در پرتو حكمت الهي توضيح دهيد .

5 - كار حكيمانه چگونه كاري است ؟

6 - حكيم به چه كسي گفته مي شود ؟

7 - « گرايش به بقاء و جاودانگي » در پرتو حكمت الهي را توضيح دهيد .

8 - « ميل به كمالات بي نهايت » در انسان را شرح دهيد .

9 - معاد در پرتو عدل الهي را شرح دهيد .

10 - قرآن در جواب كساني كه امكان معاد را انكار مي كند چه فرموده است ؟

11 - ديدگاه پيامبر اكرم ( ص ) درباره ي عدل الهي را بيان كنيد .

12 - آيه ي شريفه ي « وَ ما خلقنا السماء والارضَ و ما بَينَهما باطلاً ذالك ظَنُ الذين كفروا فويلُ للذينَ كَفروا من النار اَم نَجعلَ الذينَ امنوا و عملوا صالحاتِ ... » را ترجمه كنيد .

درس هفتم : منزلگاه بعد

1 - آيا انسان ها پس از مرگ وارد قيامت مي شوند ؟ چرا ؟

2 - تفاوت عالم برزخ و عالم دنيا را در چند سطر بيان كنيد .

3 - از ويژگي هاي عالم برزخ دو مورد را شرح دهيد .

4 - آثار اعمال انسان بر چند دسته است آن ها را با ذكر مثال تعريف كنيد .

5 - ويژگي هاي « بهشت برزخي » و « جهنم برزخي » چيست ؟ توضيح دهيد .

6 - امام كاظم ( ع ) درباره وضعيت انسان پس از مرگ چه فرموده است ؟

7 - ديدگاه امام صادق ( ع ) درباره ارواح مؤمنان پس از مرگ را بيان كنيد .

8 - امام علي ( ع ) حال انسان ها را در عالم برزخ چگونه توصيف مي كند ؟

9 - پيامبر اكرم ( ص ) درباره پرونده اعمال در برزخ و آثار اعمال چه مي فرمايند ؟

10 - از ديدگاه امام صادق ( ع ) شش موردي كه انسان بعد از مرگ ( ماتاخر ) از آن بهره مند مي شود كدام اند ؟

11 - ديدگاه قرآن درباره آثار اعمال انسان را بنويسيد .

12 - پيام آيه « ينَبا الانسانَ يومئذٍ بِما قَدَّم وَ اَخر » را بيان كنيد .

13 - رابطه ي سخنان پيشوايان دين و قرآن كريم را ذكر كنيد .

14 - آيه ي شريفه ي « اِنَّ الذينَ توفاهم الملائكهُ ظالمي اَنفُسِهم قالوا فيمَ كنتم قالوا الم تكن الارضُ اللهِ واسعه فتهاجروا فيها فاولئكَ مَاواهم جَهَنّمَ و ساءت مصيرا » را ترجمه كنيد .

درس هشتم : واقعه بزرگ

1 - برپايي حادثه عظيم قيامت در چند مرحله صورت مي گيرد ؟

2 - در مرحله اول چه حوادثي رخ مي دهد كه باعث پايان يافتن كار دنيا مي شود ؟

3 - مرحله دوم آغاز قيامت شامل چه حوادثي است ؟ فقط نام ببريد .

4 - چرا نوراني شدن زمين در قيامت اتفاق مي افتد ؟

5 - ويژگي هاي كتاب اعمال را نام ببريد .

6 - انواع شاهدان روز قيامت را معرفي نمائيد .

7 - خصوصيات « نامه اعمال » هر فرد را توضيح دهيد .

8 - سنجشگر اعمال در روز قيامت كيست و داراي چه ويژگي است ؟

9 - چرا پيامبران و امامان را معيار سنجش اعمال انسان ها قرار داده اند ؟ توضيح دهيد .

10 - امام صادق ( ع ) درباره ي خواندن نامه ي عمل ، در قيامت چه فرمودند ؟

11 - ترازوي اعمال در قيامت داراي چه ويژگي هايي است ؟

12 - سنجش اعمال از ديدگاه امام صادق ( ع ) را شرح دهيد .

13 - ترجمه آيه « والوَزنُ يَومئذٍ الحَق » را بنويسيد .

14 - معيار و وسيله سنجش در قيامت را بيان كنيد .

15 - عبارت قرآني « وَ اَشرَقت الارضُ بنور رَبّها وَ وَضعً الكتاب و جيء بالنّبيين وَ الشهداء وَ قضي بَينَهم بالحقِ وَ هُم لا يظلمون » را ترجمه كنيد .

16 - آيا در قيامت اعمال وزن مي شوند ؟ پاسخ امام صادق ( ع ) را در اين زمينه بنويسيد .

17 - منظور از خواندن نامه ي اعمال در روز قيامت چيست ؟

درس نهم : فرجام كار

1 - بر اساس آيات قرآن چگونگي راندن جهنميان به سوي دوزخ را بيان كنيد .

2 - بر اساس آيات قرآن اهل بهشت به چه شكل به سوي بهشت فرا خوانده مي شوند ؟

3 - ويژگي هاي جهنم را در چند سطر شرح دهيد .

4 - اينكه اهل جهنم شيطان را مقصر مي دانند آيا اين استدلال درست است ؟ چرا ؟

5 - بهشت و اهل بهشت را در چند سطر معرفي نمائيد .

6 - امام علي ( ع ) بهشت را چگونه توصيف مي كند ؟ ( بطور مختصر توضيح دهيد . )

7 - پاداش اعمال دنيوي ما در قيامت چگونه مجسم مي شود ؟

8 - جنبه هاي مختلف يك عمل را شرح دهيد .

9 - از ديدگاه پيامبر اكرم ( ص ) همنشين انسان در قيامت كيست ؟

10 - همنشين اخروي انسان ، در دنيا داراي چه ويژگي هايي بايد باشد ؟

11 - هر يك از روابط ميان عمل و پاداش و كيفر را در يك سطر بيان كنيد .

12 - اينكه گفته مي شود پاداش و كيفر محصول طبيعي خود عمل است يعني چه ؟

13 - چه تفاوتي ميان پاداش و كيفر كه محصول طبيعي عمل است با پاداش و كيفر قرار دادي وجود دارد ؟ 

14 - ويژگي هاي پاداش و كيفري كه عين عمل است را شرح دهيد .

15 - آيه شريفه « فَذوقوا ما كُنتُم تَكنِزونَ » را ترجمه كنيد .

16 - ابيات ذيل نشان دهنده ي كدام رابطه ميان عمل و پاداش و كيفر است ؟

اي دريده پوستين يوسفان                                گرگ برخيزي از اين خواب گران

گشته گرگان يك به يك خوهاي تو                     مي درانند از غضب اعضاي تو

زآنچه مي بافي همه روزه بپوش                 زآنچه مي كاري همه روزه بنوش 

17 - آيه ي شريفه « فَمن يعمل مثقالَ ذرّه خيرا يره وَ مَن يعمل مثقالَ ذرّه شَرا يره » را ترجمه كنيد .

درس دهم : اعتماد بر او

1 - انسان چه موقع به سوي هدف زندگي حركت مي كند ؟

2 - چهار مورد از عوامل تقويت كننده ي عزم را بيان كنيد .

3 - خداوند چه دستوري به پيامبر اكرم ( ص ) در مورد « توكل » مي دهد ؟

4 - « توكل و اعتماد بر خداوند » را توضيح دهيد .

5 - چه رابطه اي بين « توكل » با « معرفت خدا و ايمان » به او وجود دارد ؟

6 - چرا انسان متوكل نسبت به آينده كار خود اميدوار است ؟

7 - فردي كه در زندگي توكل بر خدا ندارد دچار چه نوع مشكلاتي مي شود ؟

8 - حضرت هود ( ع ) و حضرت زينب ( ع ) چگونه درس توكل داشتن به ما مي دهند ؟

9 - چرا فقط مي توان بر خداوند توكل كرد ؟

10 - از نظر امام صادق ( ع ) نتيجه ي « كسي كه با نيت خالص به خداوند پناه آورد » چيست ؟

11- توكل چه موقع معنا دارد ؟

12 - توكل كننده اي كه اهل معرفت باشد براي انجام عمل از چه راهي وارد مي شود ؟

13 - ويژگي هاي نوجوانان و جوانان را از زبان امام علي ( ع ) بيان كنيد .

14 - « برنامه در زندگي » كه لازمه ي رفتن به سوي كمال است چگونه تكميل و اصلاح مي شود ؟

15 - آيه شريفه ي « اِني تَوَكّلت علي الله ربي و ربكم » را ترجمه كنيد .

درس يازدهم : دوستي با حق

1 - اهميت و تأثير محبت به خدا در زندگي انسان را به اختصار توضيح دهيد .

2 - رابطه ي ايمان و محبت را بنويسيد .

3 - آثار محبت به خدا را نام برده و هر يك را به اختصار شرح دهيد .

4 - چرا خداوند به پيامبرش دستور مي دهد مزد و پاداش مجاهدت هاي خود را دوستي و مهرورزي با     خانواده ات قرار ده ؟ 

5 - چرا دوستي با پيامبر خدا ( ص ) و اهل بيت آن حضرت براي نجات و رستگاري به تنهايي كافي نيست ؟

6 - دين داري چگونه آغاز مي شود و چه چيزي را به دنبال دارد ؟

7 - دين داري بر چه چيزهايي استوار است ؟

8 - خداوند اسم « رحمان » و « غفار » خود را چگونه به نمايش گذاشته است ؟

9 - نشانه ي صداقت در دوستي چيست ؟ حديث امام صادق ( ع ) را در اين مورد بيان كنيد .

10 - پايه و اساس بناي اسلام چيست ؟

11 - دين داري را تعريف كنيد .

12 - امام خميني ( ره ) درباره تولي و تبري چه فرمودند ؟ و چه سفارشي به مسلمانان دارند ؟

13 - آفرينش با چه چيزي آغاز مي شود ؟

14 - با ذكر مثالي جلوه اي كوچك از محبت هاي خالق به مخلوقاتش را نشان دهيد .

15 - نقش محبت را در زندگي انسان توضيح دهيد .

16 - رابطه ي محبت به حق و ايمان را بنويسيد .

17 - آثار محبت به خدا را نام برده و هر يك را به اختصار شرح دهيد .

18 - آيه ي شريفه ي « قَل ما سَاَلتُكُم مِن اَجرٍ فَهُوَ لَكُم اِن اَجرِي اِلا عَلَي الله وَ هُوَ عَلَي كُلِّ شَيءٍ شَهيدٌ » را ترجمه كنيد .

19 - دوستي با دوستان خدا را به عنوان يكي از آثار محبت به خدا در زندگي انسان را توضيح دهيد .

20 - آيه ي شريفه ي « قُل اِن كُنتُم تُحِبُّونَ اللهَ فَاتَّبِعوني يحبِبكُمُ اللهُوَ يغفِر لَكُم ذُنوبَكُم وَاللهُ غَفورٌ رَحيم » را ترجمه كنيد . 

21 - آيا اين مطلب را كه بعضي گفته اند « اعمال ظاهري انسان مهم نيست ، آن چه اهميت دارد درون و باطن انسان است » با پيروي از خدا به عنوان يكي از آثار محبت به حق سازگاري دارد ؟ توضيح دهيد .

22 - از آثار محبت به حق ، پيروي از خداوند را توضيح دهيد .

23 - محبت به راهي كه ما را به خدا مي رساند را به عنوان يكي از آثار محبت به حق توضيح دهيد .

24 - لازمه ي حضور خدا در قلب انسان چيست ؟

25 - مبارزه با دشمنان خدا را به عنوان يكي از آثار محبت به خدا توضيح دهيد .

درس دوازدهم : فضيلت آراستگي 

1 - حديث شريف پيامبر اكرم كه فرمودند : « اِنَ الله جَميل وَ يُحِبُ الجَمال » را ترجمه كنيد . 

2 - پيشوايان ديني در مورد آراستگي ظاهري چه فرمودند ؟ دو حديث در اين مورد ذكر كنيد .

3 - يك حديث از امام صادق ( ع ) در مورد رابطه آراستگي و ثواب در نماز بيان كنيد .

4 - منظور از آراستگي در عبادت كه پيشوايان دين به آن سفارش نموده اند چيست ؟

5 - چرا بايد بين ظاهر و باطن شخص تناسب در آراستگي باشد ؟

6 - آيا استدلال افرادي كه بيان مي كنند « دل بايد پاك باشد ، ظاهر چندان اهميتي ندارد » درست است ؟ توضيح دهيد .

7 - عفاف را تعريف كنيد .

8 - توصيه امامان ( عليهم السلام ) در مورد نپوشيدن لباس بدن نما چيست ؟ ( دو حديث ذكر كنيد )

9 - آيا « عفاف » مخصوص زنان است ؟ شرح دهيد .

10 - « عزت » يعني چه ؟ و اين كه گفته مي شود فرد داراي « عزت نفس » است منظور چيست ؟

11 - چگونه انسان مي تواند خود را عزتمند كند ؟

12 - براي تعالي معنوي و روحي انسان ، اسلام چه برنامه هايي ارائه مي دهد ؟

13 - از رموز نيازهاي بشر يك مورد را بيان كنيد .

14 - امام صادق ( ع ) درباره ي آراستگي چه فرموده اند ؟

15 - سفارش پيامبر اكرم ( ص ) درباره آراستگي چيست ؟

16 - آراستگي ، شيوه ي پيشوايان دين است . اين مطلب را توضيح دهيد .

17 - آيا آراستگي ، اختصاص به زمان حضور در اجتماعات و معاشرت ها دارد ؟

18 - تناسب ميان ظاهر و باطن در آراستگي را توضيح دهيد .

19 - آيا استدلال افرادي كه مي گويند « دل بايد پاك باشد ، ظاهر چندان اهميتي ندارد » درست است ؟ توضيح دهيد .

20 - تأثير عفاف در زندگي انسان را بنويسيد .

21 - ويژگي هاي انسان عفيف را بيان كنيد .

22 - رابطه ي عفاف ، عزتمندي و آراستگي را با يكديگر توضيح دهيد .

23 - چرا انسان عزتمند ، عفيف است ؟

24 - عزت در مقابل چه چيزي قرار دارد ؟ و عزت نفس به چه معناست ؟

25 - چه رابطه اي بين عرضه ي نابجاي زيبايي ها و عفت و حيا وجود دارد ؟

26 - چگونه عفاف سبب عزتمندي در زن مي شود ؟

27 - آيه ي شريفه ي « مَن كانَ يريدُ العِزَّهَ فَلِلهِ العِزَّهُ جَميعاً » را ترجمه كنيد .

28 - آثار و نتايج وجود روح شكست ناپذير و عزتمند در افراد چيست ؟

29 - نياز به مقبوليت و رابطه ي آن با آراستگي را توضيح دهيد .

درس سيزدهم : زيبايي عفاف 

1 - آيا در اديان ديگر نيز پوشش و حجاب وجود داشته است ؟ در اين باره به اختصار توضيح دهيد .

2 - ديدگاه آئين مسيحيت در مورد مسئله پوشش چيست ؟

3 - آيا در قرآن كريم درباره ي عفاف و پوشش دستور خاصي وجود دارد ؟ در اين باره توضيح دهيد .

4 - كنترل نگاه توسط مردان چه تأثيري در جامعه دارد ؟

5 - پيامبر اكرم ( ص ) درباره كنترل نگاه چه مي فرمايد ؟

6 - آيا اسلام نحوه و شكل پوشش را معين كرده است ؟ در اين باره توضيح دهيد .

7 - مسئوليت هاي انسان در مقابل نعمت ها و موهبت هاي خداوند را بيان كنيد .

8 - چرا ميان پوشش زنان و مردان تفاوت وجود دارد ؟

9 - آيا پوشش زنان ، موجب سلب آزادي و حضور آنان در جامعه است ؟ توضيح دهيد .

10 - آثار مراعات پوشش و حجاب در جامعه را از لحاظ فردي و اجتماعي شرح دهيد .

11 - چه رابطه اي بين حجاب و عفاف و عزت نفس وجود دارد ؟

12 - آيا حجاب مخصوص دين اسلام است يا در ديگر اديان وجود دارد ؟ توضيح دهيد .

13 - ارتباط بين حجاب و اخلاق و فرهنگ هر جامعه را بنويسيد .

14 - وظايف مردان در باب پوشش را طبق آيات قرآني بنويسيد .

15 - بر اساس آيات قرآن وظايف زنان نسبت به پوشش خود چيست ؟

16 - امام كاظم ( ع ) درباره حد پوشش زن چه مي فرمايند ؟

17 - امام صادق ( ع ) درباره حد پوشش زن چه مي فرمايند ؟ 

18 - علت تعيين حدود پوشش زنان از ديدگاه قرآن كريم را بنويسيد .

درس چهاردهم : نظارت همگاني

1 - پيامبر اكرم ( ص ) مردم جامعه را به چه چيزي تشبيه نمودند ؟ از اين تشبيه چه مطلبي استنباط مي شود ؟ 

2 - چه شباهتي ميان سرنشينان يك كشتي و مردم جامعه وجود دارد ؟

3 - عبارت قرآني « وَاعتَصِموا بِحَبلِ اللهُ جَميعاً وَ لا تَفَرِّقول وَاذكُروا نِعمتَ اللهَ عَلَيكُم اِذ كُنتُم اَعداءً فَاَلَّفَ بَينَ قُلوبِكُم ... » را ترجمه كنيد .

4 - آيا يك فرد به بهانه ي استقلال در حوزه ي زندگي مي تواند هر كاري در جامعه انجام دهد ؟ چرا ؟ 

5 - هدف مشترك امت اسلامي چيست ؟

6 - با توجه به پيوند امت اسلامي و هدف مشترك آنان خداوند چه وظايفي را براي مسلمانان معين كرده است ؟

7 - آثار و ويژگي هاي دعوت به خير و نيكي را در جامعه بنويسيد .

8 - امام صادق ( ع ) مؤثرترين راه فراخواني به خير و نيكي را چه مي داند ؟ توضيح دهيد .

9 - ويژگي ها و نتايج دعوت عملي را بنويسيد .

10 - مراتب دعوت به خير را بيان كنيد .

11 - چرا با وجود دعوت به خير و نيكي بعضي مواقع لازم است امر به معروف و نهي از منكر كنيم ؟

12 - نتايج ترك امر به معروف و نهي از منكر را از ديدگاه امام ( ع ) بنويسيد .

13 - محاسن امر به معروف و نهي از منكر در جامعه را از نظر امام صادق ( ع ) بيان كنيد .

14 - پيامبر اكرم ( ص ) در بيان مقام امر كننده به معروف و نهي كننده از منكر چه فرمودند ؟

15 - امام علي ( ع ) درباره ي اهميت امر به معروف و نهي از منكر چه مي فرمايند ؟

16 - شرايط وجوب امر به معروف و نهي از منكر را بنويسيد .

17 - مراحل امر به معروف و نهي از منكر را توضيح دهيد .

18 - اهميت انتخاب روش هاي درست براي انجام امر به معروف و نهي از منكر را بيان كنيد .

19 - چهار مورد از توصيه هاي امام خميني ( ره ) درباره ي انجام امر به معروف و نهي از منكر را ذكر كنيد .

درس پانزدهم : كار ، گوهر زندگي 

1 - وقتي از كار سخن مي گوييم مقصود چيست ؟ 

2 - ذكر نمونه هايي از نعمت ها و بخشش هاي بي شمار خداوند در زمين و آسمان و محيط زندگي ما ، براي چيست ؟

3 - راز سربلندي اشخاص و ملت ها در چيست ؟

4 - رسول خدا ( ص ) درباره ي اهميت تلاش و كار چه مي فرمايد ؟

5 - از ديدگاه پيامبر اكرم ( ص ) ملعون چه كسي است ؟

6 - از نظر امام علي ( ع ) فقر چگونه حاصل مي شود ؟

7 - چند مورد از آثار كار در تربيت انسان را نام برده و به اختصار توضيح دهيد .

8 - چگونه كار در تمركز قوه ي خيال مؤثر است ؟

9 - عزت نفس چگونه در سايه كار حاصل مي شود ؟

10 - آيه ي شريفه ي « هُوَ الَذي اَنزَلَ مِنَ السَّماء ماءً لَكُم مِنهُ شَرابٌ وَ شَجَرٌ فيهِ تُسيمون » را ترجمه كنيد .

11 - اهميت و جايگاه كار در زندگي انسان را بنويسيد .

12 - انسان ها چگونه مي توانند به فضل و نعمت هاي خداوند در زمين بهتر دست يابند ؟

13 - تأثير كار را بر انسان بنويسيد .

14 - ارزش كار از چه جهت است ؟

15 - يكي از نتايج كار ، شكوفائي استعدادهاست ، آن را توضيح دهيد .

16 - لطافت احساس به عنوان يكي از نتايج كار در زندگي انسان را شرح دهيد .

17 - منظور از اتقان در كار چيست ؟

18 - نتايج و آثار اهل كار و تلاش بودن را بنويسيد .

19 - آيه ي شريفه ي « يُنبِتُ لَكُم بِهِ الزَّيتونَ وَ النَّخيلَ وَ الاَعنابَ وَ مِن كُلَّ الثَّمَراتِ اِنَّ في ذلِكَ لَايه لِقومٍ يَتَفَكَّرُون » را ترجمه كنيد .

20 - آيه ي شريفه ي « وَلتَكُن مِنكُم اُمَّهُ يدعونَ اِلَي الخَيرِ وَ يأمُرونَ بِالمَعروفِ وَ ينهَونَ عَنِ المُنكَرِ وَ اُولئِكَ هُمُ المُفلِحون » را ترجمه كنيد . 

درس شانزدهم : كار در نظام اقتصادي

1 - منشاء اصلي توليد چيست ؟

2 - از چه جهت ، مالك اصلي و حقيقي همه ي موجودات خداست ؟

3 - در بينش و تفكر اسلامي منشاء اصلي كسب مال و درآمد چه چيزي است ؟

4 - حضرت پيامبر ( ص ) درباره ي كار رابطه ي آن با مالكيت چه مي فرمايد ؟

5 - ويژگي هاي كار حقيقي را بنويسيد .

6 - منظور از كار كاذب و دروغين چيست ؟

7 - امام كاظك ( ع ) درباره ي كار كاذب چه فرموده اند ؟

8 - فقها و عالمان دين چه معامله اي را مكروه دانسته اند ؟

9 - عالمان دين و فقها از مردم خواسته اند كه از طريق چه كار هايي زندگي خود را اداره كنند ؟

10 - ربا را تعريف كنيد .

11 - پيامدهاي منفي ربا را در جامعه بنويسيد .

12 - رابطه ي ربا با تقسيم شدن جهان ب دو قطب غني و فقير و مسلط و زير سلطه را توضيح دهيد .

13 - آيه ي شريفه ي « يا ايها الذين ءامنوا اِتقوا الله و ذروا ما بقي من الربا اِن كُنتم مُومنين » را ترجمه كنيد . 

14 - از ديدگاه قرآن كريم راه درست افزايش ثروت چيست ؟

15 - چرا قرآن كريم راه درست افزايش ثروت را پرداخت زكات و انفاق مي داند ؟

16 - علت حرام شدن « ربا » را از ديدگاه امام رضا ( ع ) بنويسيد .

17 - عواملي را كه در هر فعاليت اقتصادي دخالت دارند را نام برده و توضيح دهيد .

18 - برنامه ي اسلام را درباره ي ثروت و سرمايه چيست ؟

19 - يكي از راههاي برقراري عدالت بنويسيد .

20 - چگونگي فعاليت بانك ها در نظام اسلامي را به اختصار شرح دهيد .

21 - وام هايي را كه بانك ها به افراد مي پردازند به چه شكل قابل توجيه است ؟

22 - اساس بانك داري در نظام اسلامي بر چه چيزي است ؟ آن را توضيح دهيد .

23 - نياز هاي عمومي جامعه از چه راه هايي تأمين مي شود ؟ در اين باره توضيح دهيد .

24 - انفاق در چه راه هايي هزينه مي شود ؟

25 - انواع انفاق را بنويسيد .

26 - انفاق واجب بر چند صورت انجام مي پذيرد ؟ آن ها را بيان كنيد .

27 - زكات را تعريف كنيد .

28 - اهميت زكات را بنويسيد .

29 - قرآن كريم درباره ي مصرف زكات چه مي فرمايند ؟

30 - زكات بر چه اموالي تعلق مي گيرد ؟

31 - منظور از حد نصاب در زكات چيست ؟

32 - شرط وجوب زكات طلا و نقره چيست ؟

33 - به چه كساني زكات فطره تعلق مي گيرد ؟

34 - به چه كساني زكات فطره تعلق نمي گيرد ؟  

35 - فقير چه كسي است ؟

36 - خمس به عنوان يكي از انفاق هاي واجب را تعريف كنيد .

37 - آيه ي شريفه ي « وَ اعلَموا اَنَّما غَنِمتُم مِن شَيء فَاَنَّ للهِ خُمُسَه ، وَ لِلرَّسولِ وَ لِذِي القُربي وَ اليَتامي وَ ابنِ السَّبيل » را ترجمه كنيد .

38 - منظور از حساب سال چيست ؟

39 - به چند نكته مهم درباره خمس اشاره كنيد .

40 - منظور از ماليات چيست ؟

41 - چرا بايد افراد ماليات بپردازند ؟

42 - وظيفه ي نظام اسلامي درباره ي خمس ، زكات و ماليات را بنويسيد .

43 - امام علي ( ع ) در نامه ي معروف خود به مالك اشتر درباره ي ماليات ( خراج ) چه فرموده اند ؟ به طور مختصر بيان كنيد .

44 - آيا پرداخت كننده ماليات بايد منتي بر كسي داشته باشد ؟ چرا ؟

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 آذر1388ساعت 5 قبل از ظهر  توسط صفر غريبي  | 

 

 

 

    باسمه تعالي                            سوالا ت آزمون در س دين و زندگي

 

 نام و نام خانوادگي                  شعبه              دبيرستان امام جواد عليه السلام



1-
حضرت ابراهیم (ع) کدام جهت را برای زندگی خود انتخاب کرد؟ چرا ؟
2-
حضرت ابراهیم در پاسخ به قوم خود که با او ستیزه میکردند چه فرمود؟
3-
 كمال ما در چيست و غايت ما كدام است
4-
 عبارت دين و زندگي را شرح دهيد

5 استعداد انسان را با استعداد گیاهان و حیوانات مقایسه کنید.

6-  تدبر را تعريف كنيد
7
پیام آیه مقابل را بنویسید:" کل نفس بما کسبت رهینه "  

8چرا برای انتخاب صحیح هدف ها نیازمند به معیار و ملاک هستیم ؟  
9
اگر هدف های پایان پذیر به عنوان هدف اصلی انتخاب شوند نتیجه آن برای انسان چیست؟ 1 نمره
10
تفاوت میان دل بستگی ها بیشتر تحت تاثیر چه عاملی است؟  
11
تلاش چه کسانی در زندگی نتیجه خواهد داد؟وآنها را به هدف خواهد رساند؟  

12 این عبارت قرآنی به چه موضوعی اشاره دارد ؟
"
هذا بیان للناس وهدی و موعظه للمتقین" 5/0 نمره

13
ترجمه ی عبارات قرآنی زیر را بنو یسید.
اتف-"افلا یتد برون القرآن . . . . . . . . . . . . .. 5/0نمره
ب "ان هو الا ذکر وقرآن مبین" . . . . . . . . . . . 75/0 نمره

14
چهار مورد از اثرات ونتایج هدایت قرآن رابنویسید .1 نمره




 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

درس چهارم:


1-
با یک مثال توضیح دهید که چرا هدف های پایان پذیر ارزش و اهمیت یکسانی ندارند؟ 5/1 نمره
2-
قرآن برترین هدف زندگی را در چه می داند؟ 1 نمره
3-
حضرت ابراهیم از بیات این جمله " من آنچه را که افول می کند دوست ندارم " چه درسی را به مردم آموخت؟ 1 نمره
4-
ترجمه آیه زیر را بنویسد:
وعد الله المومنین و المومنات . . . . . . . . . . . .
جنات تجری من تحتها الانهار . . . . . . . . . . .
خالدین فیها . . . . . . . . . . . .





درس پنجم:
1-
چرا خداوند را آنگو نه که شا یسته است نمی توان شنا خت ؟ 1 نمره
2-
چرا انسان نیازها و خواستهای خود را از خدا می خواهد؟ توضیح دهید. 1نمره
3-
ُمضمون کدام عبارت با آیه ی زیر مطا بقت دارد؟ 5/0 نمره

اتف- به درگاه چه کسی جز تو پناه برم .
"
ایا ک نستعین " ب- از چه کسی جز تو مد د طتبم .
ج- از چه کسی جز تو روزی بخواهم .



درس ششم

1-
ترجمه ی آیه ی زیر را کامل کنید وبنو یسید آیه به کدام یک از صفا ت الهی اشاره دارد؟ 2 نمره

"
سبحان الذی خلق الا زواج کلها" . . . . . . . . . . .. .
"
مما تنبت الارض " از آنچه زمین می رو یاند.
"
ومن انفسهم " . . . . . . . . . . .
"
و مما لا یعلمون" واز آنچه نمی دانید .
2-
صفات ثبوتی را از سلبی مشخص نمایید. 1 نمره
مختوق ......... حکیم ......... شریک...... غفا ر ..........


درس هفتم :

1-
چه صفا تی را می توان به خدا نسبت داد؟ چرا؟ 5/1 نمره
2-
چرا باید برخی از صفات را از خداوند سلب کرد با ذکر نمونه توضیح دهید ؟ 5/1 نمره
3-
منظور از اینکه میگوییم خداوند صفات مختو قات رادارا ست چیست ؟ 5/1 نمره
4-
تفاوت صفات خداوند و صفات انسانها در چیست ؟ 5/1 نمره
5-
صفات ثبوتی خدا را با یک مثال تعریف کنید. 1 نمره
6 -
صفات سلبی خدا را با یک مثال تعریف کنید . 1 نمره



درس هشتم:

1-
ایمان چیست و ار دیدگاه قرآن جا یگاه آن کجاست؟ 5/1 نمره
2-
ایمان را تعریف کنید ؟ 1 نمره
3-
عمل صالح وکار شایسته وقتی ارزشمند است که بر اساس ......... انجام گرفته باشد .25/0 نمره
4-
درحقیقت عمل شایسته ثمره ومیوه ی.......... است.25/0 نمره
5-
چه زمانی در انسان حرکت به سوی عمل آغاز می شود . 1 نمره
6-
از دیگاه قرآن کریم قلب زیبایی ها وآلودگیهایی دارد چهار مورد از آن را بنویسید ؟2 نمره



درس نهم :

1-
پیام آیات ریر را بنویسید .1 نمره
الف- الذین فی صلا تهم خاشعون " ب- "الذین هم للزکوه فاعلون "

2-
چرا پاکی در دوران نوجوانی وجوانی از اهمیت خاصی برخوردار است ؟ 1 نمره
3-
راههای رسیدن به ایمان را نام ببرید. 1 نمره
4-
تفکر پیرامون " آیات خدا در گستره ی هستی یکی از راههای رسیدن به ایمان است آن را توضیح دهید ؟ 1 نمره
5-
توجه دائم به خداو ذکراو در گستره ی هستی یکی از راههای رسیدن به ایمان است آن را توضیح دهید ؟ 1 نمره
6-
چه کارهها یی مانع یاد خدا میشود ؟ 1نمره
7-
از دیدگاه امام خمینی چه زمانی انسان می تواند خودش را اصلاح کند چرا ؟ 1 نمره





درس دهم :

1- "
عزم" از نظر لفوی به چه معناست ؟ 5/0 نمره
2-
چرا عزم موجب ظهور گوهر انسانیت ( اختیار ) می شود ؟ 5/0 نمره
3-
چهار مورد از آ ثار عزم را بنویسید 0 1نمره
4-
از کجا بدانیم آنچه خداوند در مسیر بندگی و تکلیف از ما میخواهد فقط برای سعادت ما ست؟ توضیح دهید ؟. 2نمره
5-
عبارت زیر راکامل کنید : 5/0 نمره
الف) دین همان راه ......... یعنی رضایت خداست 0
ب) میزان دین داری ما به میزان .......... به این عهد وپیمان است .
6-
عهد ومیثاق انسان وخدا معمولا در چند مرحله صورت میگیرد ؟ نام ببرید. 5/1 نمره
7-
واژه های زیر را با ذکر یک مثال تعریف کنید .1 نمره
اتف- واجب ب- حرام
8-
اصطلاحات زیر را با ذکر یک مثال تعریف کنید 5/1نمره
الف-مستحب ب-مکروه ج-مباح
9-
چرا لقمان حکیم به فرزندش سفارش می کند که "بر آنچه به تو می رسد صبرکن که این نشانه ی عزم در کارهاست"؟ 1 نمره
10-
تجدید عهد چه آثاری را به دنبال دارد ؟ 5 /0 نمره
11-
چرا انسانها به تکمیل عهد نیازمندند ؟ 5/0 نمره


درس یازدهم:

1-
چهار مورد از عوامل تقویت کننده ی عزم را بنویسید. 1 نمره
2-
عبارت قرآنی را ترجمه کنید0 "وسارعوا الی مغفره من ربکم " 75/0 نمره
3-
چرا میان تصمیم وعمل نباید فاصله بیفتد ؟ 1 نمره
4 -
تاثیر احساس حضور در پیشگاه خدا و فرشتگان را در اعمال انسان بنویسید . 1نمره
5 -
چه تفاوتی میان شخص فراموشکار وغافل وجود دارد ؟ 1 نمره
6-
چه عاملی موجب تداوم عمل می شود ؟ 5/0 نمره
7-
منظور از رعایت " اصل اغتدال " ازعوامل تقویت کننده ی عزم را توضیح دهید .1 نمره
8 -
براساس آیات قرآن کریم در چه کسانی ترس و حزن واندوه راه ندارد ؟ 5/0 نمره




درس دوازدهم:

1-
مراقبت را که "از راههای وفای به عهد است " با ذکر مثالی بنویسید . 1 نمره
2-
ا عمال و رفتارهای ما چند جنبه دارد نام ببرید .75/0 نمره
3 -
تفاوت میان رکن و غیر رکن را با ذکر مثالی بنویسید .1 نمره
4-
ارکان نماز را نام ببرید. 25/1 نمره
5-
مهمترین جنبه ی هرعمل چیست توضیح دهید 1 نمره
6-
چرا محاسبه بعد از مراقبت از اهمیت خاصی برخوردار است .5/1 نمره
7-
بهترین زمان محاسبه از اعمال چه موقع است ؟ چرا ؟ 5/1 نمره
8-
پیا م حدیث مقابل را بنویسید "ثمره المحاسبه صلاح النفس " 5/0 نمره
9-
آسان گرفتن وگذشت در چه صورتی پسندیده ودر چه صورتی نا پسند است ؟ 1 نمره



درس سیزدهم:

1-
حضرت تقمان چه سفارش های به فرزند خود کرد تا دربرنامه ی زندگی ما قرارگیرد؟ (چهار مورد)1 نمره
2-
ا سوه را تعریف کرده وچه کسی می تواند برای ما اسوه باشد . 1نمره
3-
وظایف وبرنامه های زندگی که برای انجام آنها با خداعهد می بندیم به چند دسته تقسیم می شود؟ با مثال بنویسید .5/1 نمره
4-
چهار مورد از آداب خوردن وآشامیدن درزندگی پیامبر را بنویسید .1 نمره
5-
اهمیت ورزش و تندرستی از دیدگاه پشوایان اسلام را بنویسید .1 نمره


درس چهاردهم :

1 -
این عبارت قرآنی به چه موضوعی اشاره دارد ؟
"
هذا بیان للناس وهدی و موعظه للمتقین" 5/0 نمره

2-
ترجمه ی عبارات قرآنی زیر را بنو یسید.
اتف-"افلا یتد برون القرآن . . . . . . . . . . . . .. 5/0نمره
ب "ان هو الا ذکر وقرآن مبین" . . . . . . . . . . . 75/0 نمره

3-
چهار مورد از اثرات ونتایج هدایت قرآن رابنویسید .1 نمره


درس پانزدهم:

1-
با توجه به آیه ی 186 سوره ی بقره خداوند دعای چه کسانی را اجا بت می کند ؟ 5/0 نمره
2-
بر اساس آیه ی مقا بل "اننی انا الله لا اله الا انا فا عبد نی و ا قم الصلو ه لذ کری " انسان در برابر
پروردگار خود چه وظیفه ای دارد؟ 5/0 نمره
3-
ترجمه ی عبارت قرآنی رابنویسید. "و اذا سالک عبادی فانی قریب " 1 نمره




درس شانزدهم:

1-
آب مطلق ومضاف چه فرقی دارند؟ 1 نمره
2-
پوشش زنان در هنگام نماز چگونه باید باشد ؟ 1 نمره
3-
اگر لباس یا مکان نماز گزار نجس باشد نماز او ........ است. 25/0 نمره
4-
خواب در چه صورتی وضو را باطل می کند ؟ 5/0 نمره
5-
حکم انگشتر وحلقه ی طلا در نماز برای مردان چیست ؟ 5/0 نمره
6-
وظیفه کسی که، شک کند وضو یش با طل شده یا نه، چیست ؟ 5/0 نمره
7-
مسح کردن روی جوراب وکفش چه حکمی دارد ؟ 1 نمره
8-
با توجه به سخن امام رضا (ع) چرا انسان به وضو امر شده است ؟ 1 نمره
9-
حکم مسح سر وپا در وضو چیست ؟ 1نمره






درس هفدهم:

1-
یک دوست خوب در باره ی خطا ی دوستش چه رفتاری باید داشته باشد؟ 1 نمره
2-
با توجه به سخن امام علی ( ع ) عاجز ترین مردم در رابطه با دوست چه کسی است.؟ 1 نمره
3-
به چه دوستی می توان اعتماد کرد. (چهار مورد ) 2 نمره
4-
در قرآن کریم و سخنان پیشوایان دین دوست واقعی کیست؟ دو مورد از صفاتش رابنویسید. 1 نمره



درس هیجدهم:

1-
وظا یف ما نسبت به دوستان خود چیست ؟چهار مورد بنویسد . 1 نمره
2-
چرا حفظ دوستی از به دست آوردن آن مشکل تر است ؟ 1نمره
3-
شرط تداوم دوستی ها چیست؟ توضیح دهید .1 نمره
4-
چه عواملی پیوند دوستی ها را سست می کند .1نمره

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 آذر1388ساعت 4 قبل از ظهر  توسط صفر غريبي  | 

زندگينامه ابو مسلم خراساني صفحه2 افراد خانواده نبوت در آن اثنا خواستار خلافت براي خود بودند و آنها دو دسته بودند: دسته اي كه نسبت آنها بحضرت علي بن ابيطالب (ع) پسر عم پيغمبر ميرسيد و آنها را (علويان) ميناميدند . و دسته ديگر كه نسبت آنها به عباس بن عبدالمطلب ميرسيد و آنها عباسيان بودند و پيروان عباسيان را (ونديان ) ميناميدند .علويان نيز دو دسته بودند . گروهي كه خلافت را براي فرزندان علي از همسرش فاطمه دختر پيغمبر يعني براي حسن وحسين و اولاد آنها ميخواستند و گروهي هم خلافت را براي محمد حنفيه خواستار بودند . پيروان محمد مشهور به (كيسانيه) گرديدند.
عباسيان فقط در اواخر خلافت بني اميه ادعاي خلافت نموده اند .اما علويان از مدتها پيش يعني از زمان معاويه ادعاي خلافت داشتند و مبلغين را به انحاء كشورهاي اسلامي ميفرستادند تا مردم را دعوت به بيعت با خود بنمايند . و چه بسا علويان پيرامون يك رهبرجمع ميشدند و او را تشويق به قيام مينمودند ولي در اين امر موفق نميشدند.
تا اينكه قرن اول سپري شد و دولت امويان رو به ضعف و انحلال رفت و (كيسانيه ) در عراق و خراسان مشغول تبليغات بنفع ابو هاشم بن محمد حنفيه گرديدند و ابوهاشم به پيروان خود گفته بود كه او حاضر است مردم را دعوت به بيعت آل عباس نمايد و همنكه ابو هاشم در گذشت پيروان او رو به محمد بن علي بن عبدالله بن عباس آوردند و با او بيعت كردند.
محمد بن علي در سال صد هجري عده اي را براي گرفتن بيعت به اطراف فرستاد و بيشتر كسانيكه قبول كردند بيعت نمايند از نژاد غير عرب و از اهالي خراسان بودند .
و در سال 124 هجري محمد بن علي د رگذشت و مردم با فرزند او ابراهيم بيعت كردند . كمكم عباسيان تقويت ميشدند در حاليكه امويان رو به ضعف ميرفتند تا اينكه بطور كلي امويان منقرض گرديدند و در سال 132 هجري دولت عباسيان تاسيس گرديد .
رهبر طرفداران عباسيان در ايران جواني بنام ابومسلم خراساني كه قهرمان اين داستان تاريخي ا
+ نوشته شده در  دوشنبه 23 آذر1388ساعت 4 بعد از ظهر  توسط صفر غريبي  | 

روز شمار حوادث نهضت عاشورا
15 رجب: مرگ معاويه193
28 رجب سال 60 (شب يكشنبه): خروج امام حسين(عليه السلام) از مدينه.194
3 شعبان (شب جمعه): ورود امام(عليه السلام) به مكه.195
10 رمضان: رسيدن نخستين نامه هاى كوفيان توسط عبدالله بن مِسْمَع همدانى و عبدالله بن وال به امام(عليه السلام).196
12 رمضان: رسيدن 150 نامه از كوفيان به امام(عليه السلام) توسط قيس بن مُسْهِر صيداوى، عبدالرحمن بن عبدالله ارحبى و عمارة بن عبد سلولى.197
14 رمضان: وصول نامه سران و مردم كوفه به امام(عليه السلام) توسط هانى بن هانى سبيعى و سعيد بن عبدالله حنفى.198
15 رمضان: خروج مسلم از مكه به سوى كوفه براى انجام مأموريت.199
5 شوال: ورود مسلم به كوفه.200
8 ذيحجه (سه شنبه): خروج امام حسين(عليه السلام) از مكه.201
8 ذيحجه: قيام مسلم بن عقيل در كوفه.202
9 ذيحجه: شهادت حضرت مسلم.203
2 محرم: ورود امام(عليه السلام) به كربلا.204
3 محرم: ورود عمر سعد به كربلا با سپاه چهار هزار نفرى.205
6 محرم: يارى خواستن حبيب بن مظاهر از قبيله بنى اسد براى يارى امام حسين(عليه السلام) و ناكامى او در اين مأموريت.206
7 محرم: بستن آب بر روى امام حسين(عليه السلام) و يارانش.207
9 محرم: تاسوعا و ورود شمر به كربلا.208
9 محرم: اعلام جنگ لشكر عمر سعد به امام(عليه السلام) و مهلت خواستن حضرت از عمر سعد.209
10 محرم: واقعه عاشورا و شهادت امام حسين(عليه السلام)، اهل بيت(عليهم السلام) و يارانش.
11 محرم: حركت اسرا به سوى كوفه.210
11 محرم: دفن شهدا توسط بنى اسد (از اهل غاضريّه).211
1 صفر: روز ورود اهل بيت(عليهم السلام) و سر مطهّر امام حسين(عليه السلام) به شام.212
20 صفر: اربعين حسينى و ورود اهل بيت(عليهم السلام) به كربلا.213
20 صفر: بازگشت اهل بيت(عليهم السلام) از شام به مدينه بنا بر برخى اقوال.214



+ نوشته شده در  دوشنبه 23 آذر1388ساعت 7 قبل از ظهر  توسط صفر غريبي  | 

تفاوت خمس و زكات با ماليات
گاهى مى‏گويند: ما كه به دولت اسلامى ماليات مى‏دهيم، ديگر خمس و زكات براى چه؟
در پاسخ به اين سؤال، به تفاوت‏هايى كه ميان خمس و زكات با ماليات است اشاره مى‏كنيم:
تفاوت اول
ماليات، هزينه‏اى است كه شما مى‏پردازيد تا دولت، رفاه شما را بيرون منزل تأمين كند. مثلاً بيرون منزل شما بوستانى احداث كند همان گونه كه خود نيز در منزل باغچه احداث مى‏كنيد.
هر كسى حياط منزل خود را موزائيك يا سنگ مى‏كند، به دولت نيز ماليات مى‏دهد تا بيرون منزلش را اسفالت كند.
درب منزل خود را قفل مى‏زند، به دولت نيز ماليات مى‏دهد بيرون منزل پليس بگمارد.
در منزل لامپ روشن مى‏كند، به دولت نيز ماليات مى‏دهد تا بيرون منزل، كوچه و خيابان را روشن كند.
در منزل كپسول آتش نشانى دارد، به دولت نيز ماليات مى‏دهد تا بيرون منزل ماشين آتش نشانى را آماده داشته باشد.
بنابراين ماليات، خرج خود شما مى‏شود و نظير پولى است كه شما در منزل براى زندگى شخصى هزينه مى‏كنيد. با اين تفاوت كه آنچه در منزل خرج مى‏كنيد مستقيم است و آنچه در بيرون خرج مى‏شود به واسطه مالياتى است كه به دولت مى‏دهيد.
تفاوت دوم
پرداخت خمس و زكات، به عنوان يك عبادت است و در آن قصد قربت لازم است كه اگر نباشد عمل قبول نمى‏شود. بر خلاف ماليات كه قصد قربت نمى‏خواهد و نوعاً با اكراه پرداخت مى‏گردد.
تفاوت سوّم
خمس، زير نظر عالم‏ترين، محبوب‏ترين، با تقوى‏ترين فردى كه با تحقيق انتخاب شده، يعنى فقيه عادل مصرف مى‏شود، بر خلاف ماليات كه چنين شرطى در آن نيست و لذا گاهى غير عادلانه هزينه مى‏شود. به علاوه اتصال طبقه محروم با عالم ربانى زمينه پندپذيرى و اطاعت از خدا و رسول است و فقرا و ساير گيرندگان، چون خمس را از دست جانشين امام زمان عليه السلام مى‏گيرند احساس حقارت نمى‏كنند.
تفاوت چهارم
در خمس و زكات به پرداخت كننده اعتماد مى‏شود، يعنى اولاً خودش حساب مال خود را مى‏كند نه بازرس و مأمور دولت. ثانياً كسى را كه مى‏خواهد مال خود را به او بدهد انتخاب مى‏كند كه كدام مرجع و عالم متّقى‏تر باشد. ثالثاً از مصرف آن زير نظر مجتهد عادل آگاه است و مى‏داند در كجا هزينه مى‏شود.
تفاوت پنجم
در خمس و زكات هدفِ گيرنده، رشد و پاك كردن مردم و هدفِ پرداخت كننده قرب به خداست.
تفاوت ششم
خمس را از مازاد مخارج سالانه مى‏گيرند، ولى ماليات از اصل درآمد مردم گرفته مى‏شود.
+ نوشته شده در  دوشنبه 23 آذر1388ساعت 6 قبل از ظهر  توسط صفر غريبي  | 

توسط:یکی از دانش اموزان درس دینی شما کلاس اول

اصولا ما بنده های خدا به خدا زیاد توجهی نداریم چون:
خدا خیلی به ما نزدیک است و کسی که به ما نزدیک است هر کاری کند کارش به چشم نمی اید ولی همین که یک غریبه کاری بسیار کوچک برای ما میکند چنان از او تشکر می کنیم که طرف فکر می کند ما کمبود محبت داریم
نماز هم چند ویژگی دارد:
1-گناهان چشم را می ریزد(با نگاه کردن به مهر)
2-گناهان زبان را پاک می کند(بوسیله ی اذکار نماز)
3-گناهان گوش را هم از بین می برد(با گوش دادن به اذکار نماز)
4-همانطور که جنابعالی گفتید نماز معراج مومن است
5-تقرب به خدا
6-کسب کمالات معنوی
و
.
.
.
حضرت ایت الله بهجت از قول ایت الله قاضی فرمود:هر کس نماز اول وقت بخواند و به مقامات عالیه نرسد مرا لعن کند یا در جایی دگر فرمود به صورت من تف بیندازد
این ذره ای از فضایل نماز است اما که است که گوش دهد
عبرت ها بسیار اما عبرت گیرندگان بسیار کم
+ نوشته شده در  دوشنبه 23 آذر1388ساعت 6 قبل از ظهر  توسط صفر غريبي  | 

رسول خدا در وصیتی به حضرت علی فرمودند : ای علی، هر کس در هر روز و شب بر من صلوات بفرستد شفاعتم بر او واجب می گردد اگر چه از اهل گناهان کبیره باشد
امام صادق (ع): هر کس بعد از نماز صبح صد بار صلوات بفرستد جهنم بر او حرام می شود
رسول خدا (ص) فرمودند : جفاکارترین مردم بر من کس است که در پیشش از من یادی شود ولی بر من صلوات نفرستد
رسول خدا (ص) : زیاد صلوات بر من بفرستید که صلوات بر من نور در قبر و نور بر روی پل صراط و نور بهشت است.
رسل خدا (ص): کسی که نماز واجبی را بعد از گذشتن وقتش بخواند آن نماز بالا می رود در حالی که تاریک و وحشت آور است و به خواننده خود می گوید: مرا ضایع ساختی ، خدا تو را ضایع سازد همانطور که مرا ضایع کردی.
+ نوشته شده در  دوشنبه 23 آذر1388ساعت 6 قبل از ظهر  توسط صفر غريبي  | 

روش هاي درمان خانگي انفولانزا

 

1.نوشيدن اب ابميوه و اب معدني

 

2.مصرف غذاهاي رقيق مثل سوپ و اش

 

3.استراحت

 

4.مرطوب كردن هوا

 

5.بخور

 

6.استفاده از حوله (كمپرس) گرم

 

7.استفاده از قرص هاي مكيدني

 

8.قرقره كردن  اب نمك

 

9. شست وشوي بيني

 

10.بهرمندي از كمك ديگران

تهيه وتنظيم صفر غريبي دبير ستان امام جواد عليه السلام

+ نوشته شده در  دوشنبه 23 آذر1388ساعت 5 قبل از ظهر  توسط صفر غريبي  | 

جایز است

در صيغه اول ماضي و مضارع ضمير (هُوَ) مستتر است                                                   

          

 

در صيغه چهارم ماضي و مضارع (هي) مستتر است(در اين صيغه حرف تْ ضمير نيست و فقط علامت مؤنث است)

                                                       واجب  است                                             

                                                                                  

                                                                                              

                                                                                                               


در صيغه هفتم مضارع و امر ضمير (انتَ) مستتر است                                                            
در صيغه سيزدهم مضارع ضمير (أنا) مستتر است                                                               
در صيغه چهاردهم مضارع ضمير (نحنُ) مستتر است.                                                            

 

                                           غریبی                     

                                                                
+ نوشته شده در  یکشنبه 22 آذر1388ساعت 8 قبل از ظهر  توسط صفر غريبي  | 

هيچ دهان بازي بدون روزي نمي‌ماند!

پيامبر صلي‌الله‌عليه‌و‌آله فرمود:

كسي نمي‌ميرد مگر اين كه روزي او كامل شود پس در طلب روزي اعتدال را مراعات كنيد. مبادا كندي (و كمي و عقب افتادن) روزي شما را وادار كند براي طلب آن مرتكب گناه شويد; زيرا كسي به نعمت هايي كه نزد خداست نمي‌رسد مگر به سبب فرمانبرداري او. بدانيد هر كسي بهره‌اي از روزي دارد كه ناچار به سراغ او مي‌آيد، پس كسي كه به روزي خودش قانع باشد رزق او مبارك مي‌شود و وسعت مي‌يابد و كسي كه بدان قانع و راضي نباشد مبارك و وسعتي نمي‌بيند. رزق به سراغ آدمي مي‌آيد همان گونه كه مرگ به سراغ آدم مي‌آيد.

 

بعضي از افراد سست و بي حال با اتكا به تعبيراتي همانند: «وَ ما مِنْ دابَّةِ فِي الاَْرْضِ اِلاّ عَلَي اللهِ رِزْقُها » هيچ جنبنده‌اي در روي زمين نيست مگر اين كه روزي او بر خداست(هود/6)

يا رواياتي كه روزي را مقدّر و معيّن مي‌داند، چنين مي‌انديشند كه لزومي ندارد انسان براي تهيّه معاش، زياد تلاش كند، چرا كه روزي مقدّر است و به هر حال به انسان مي‌رسد، و هيچ دهان بازي بدون روزي نمي‌ماند!

آيات و روايات مربوط به معين بودن روزي در واقع ترمزي است روي افكار مردم حريص و دنياپرست كه براي تأمين زندگي به هر در مي‌زنند،

اين افراد كه شناختشان درباره دين ضعيف است، بهانه به دست دشمنان مي‌دهند كه مذهب عاملي است براي ركود اقتصادي و خاموش كردن فعاليّت‌هاي مثبت زندگي، و تن در دادن به انواع محروميّت ها، به عذر اين كه اگر فلان نعمت نصيب من نشده حتماً روزي من نبوده; اگر روزي من بود، بدون چون و چرا به من مي‌رسيد و اين فرصت خوبي به دست عده‌اي مي‌دهد كه هر چه بيشتر خلقهاي محروم را بدوشند. در حالي كه مختصر آشنايي به قرآن و احاديث اسلامي براي پي بردن به اين حقيقت كافي است كه اسلام پايه هر گونه بهره گيري مادّي و معنوي انسان را سعي و كوشش مي‌شمرد تا آن جا كه در جمله شعارگونه قرآني: «لَيْسَ لِلاِْنسانِ اِلاّ ما سَعي» بهره انسان را منحصراً در كوشش و كارش قرار مي‌دهد.

پيشوايان اسلام براي اين كه سرمشقي به ديگران بدهند در بسياري از مواقع كار مي‌كردند; كارهايي سخت و توانفرسا.

پيامبران پيشين نيز از اين قانون مستثنا نبودند; از چوپاني گرفته، تا خياطي و زره بافي و كشاورزي اِبا نداشتند. اگر مفهوم تضمين روزي از طرف خدا، نشستن در خانه و انتظار رسيدن روزي باشد، نبايد پيامبران و امامان كه از همه آشناتر به مفاهيم ديني هستند اين همه براي روزي تلاش كنند.

بنابراين روزي هر كس مقدّر و ثابت است، ولي در عين حال مشروط به تلاش و كوشش. اين درست به آن مي‌ماند كه مي‌گوييم: «هر كس اجلي دارد و مقدار معيّني از عمر» مسلماً مفهوم اين سخن آن نيست كه اگر انسان حتي دست به خودكشي و يا تغذيه از مواد زيانبخش بزند تا اجل معيني زنده مي‌ماند; بلكه مفهومش اين است كه اين بدن استعداد بقا تا مدّت قابل ملاحظه‌اي دارد امّا مشروط به اين كه اصول بهداشت را رعايت كند و از موارد خطر بپرهيزد; و آنچه را سبب مرگ زودرس مي‌شود از خود دور كند.

نكته مهم اين است كه آيات و روايات مربوط به معين بودن روزي در واقع ترمزي است روي افكار مردم حريص و دنياپرست كه براي تأمين زندگي به هر در مي‌زنند، و هر ظلم و جنايتي را مرتكب مي‌شوند، به گمان اين كه اگر چنين نكنند زندگي‌شان تأمين نمي‌شود.

آري اين خدا، چگونه ممكن است به هنگامي كه انسان بزرگ مي‌شود و توانايي و قدرت به هر گونه كار و فعاليت پيدا مي‌كند او را فراموش نمايد، آيا عقل و ايمان اجازه مي‌دهد كه انسان در چنين حالي به گمان اين كه ممكن است روزي‌اش فراهم نشود در وادي گناه و ظلم و ستم و تجاوز به حقوق ديگران گام بگذارد و حريصانه به غصب حق مستضعفان بپردازد!

البته نمي‌توان انكار كرد كه بعضي از روزي‌ها چه انسان به دنبال آن برود، يا نرود، به سراغ او مي‌آيد.

آيا مي‌توان انكار كرد كه نور آفتاب بدون تلاش ما به خانه ما مي‌تابد و يا باران و هوا بدون كوشش و فعاليت به سراغ ما مي‌شتابد؟ آيا مي‌توان انكار كرد كه عقل و هوش و استعدادي كه از روز نخست در وجود ما ذخيره شده به تلاش ما نبوده است!؟

اين را نيز نمي‌توان انكار كرد كه در پاره‌اي از موارد انسان به دنبال چيزي نمي‌رود، ولي بر اثر يك سلسله تصادف‌ها، نعمتي نصيب او مي‌شود، اين حوادث گرچه در نظر ما تصادف است امّا در واقع و از نظر سازمان آفرينش حسابي در آن مي‌باشد. بدون شك حساب اين گونه روزي‌ها از روزي‌ها از روزي‌هايي كه در پرتو تلاش و كوشش به دست مي‌آيند جداست. ولي اين گونه مواهب به اصطلاح بادآورده و يا به تعبير صحيح‌تر مواهبي كه بدون تلاش، به لطف خدا، به ما رسيده اگر با تلاش و كوشش خود از آن به طور صحيحي نگهداري نكنيم آنها نيز از دست ما خواهد رفت و يا بي اثر مي‌ماند.


منبع:

سلسله درسهاي اخلاقي آيةالله مكارم شيرازي  http://www.makaremshirazi.org/persian/
+ نوشته شده در  یکشنبه 22 آذر1388ساعت 6 قبل از ظهر  توسط صفر غريبي  | 

 يكي ازبيشمار ويژگي اين لفظ جلاله اين استكه هر حرفي از آن برداريم بامعنا است

اگر همزه اول را بداريم لله مي شود اگر ل اول برداريم له مي شود اگرل دوم را بردارم

هو ميشود

غريبي دبير دبيرستان امام جواد عليه السلام

+ نوشته شده در  یکشنبه 22 آذر1388ساعت 6 قبل از ظهر  توسط صفر غريبي  | 

درباره چرایی نماز خواندن باید گفت ما وقتی نماز می خوانیم با کسی حرف می زنیم که بسیار بزرگ وبا عظمت است طوری که بزرگی و عظمت او را نمی توانیم توصیف کنیم یا کسی رابا او مقایسه کنیم و بگوییم بزرگی و مقامش مانند فلان شخص است راستی وقتی خیلی سالها پیش به دبستان می رفتم مدیر مدرسه برای من شخصیت بسیار بزرگی بود و احساس می کردم که کسی مانند او دارای این میزان شخصیت و احترام نسبت و روزی که من به اتفاق مادرم برای کاری به او مراجعه و پیش او رفتم و او با من به صحبت نشست و در خود احساس غرور و شخصیت می کردم و به خود می بالیدم که با چنین فرد بزرگی هم صحبت شده ام تا چند روز و هفته های بعد این موضوع رابا بچه ها در میان می گذاشتم و به خود می بالیدم زیرا با صحبت کردن با او احساس خوبی به من دست داده بود و احساس می کردیم که من هم فرد بزرگ و با شخصیتی شده ام که توانسته ام با او هم کلام شوم.
دو ست عزیز : در نماز ما با کسی صحبت می کنیم که از همه بزرگ تر و دانا تر و مهربانتر است طوری که هیچکس به دانایی توانا یی مهربانی وبزرگی او نمی رسد . اگر ما وقتی که می خواهیم نماز بخوانیم به یاد بزرگی و توانایی و مهربانی و قدرت خداوند بیفتیم و این نکات را برای خود یاد آوری کنیم از اینکه با او هم کلام می شویم در خود احساس بزرگی می کنیم ووقتی این ارتباط و صحبت را هر روز تکرار می کنیم و با توجه به او نیایش می کنیم بین ما و خدا انس و الفت و دوستی ایجاد می شود که این دوستی در تمام مراحل زندگی به درد ما می خورد چرا که خدا همه جا هست همیشه صدای مرا می شنود و همیشه درد مرا خوب می فهمد همیشه نسبت به من از همه حتی مادرم مهربان تر است حتی محبتی که مادرم به من داردرا خدا به او داده تا با من مهربان باشد و من در دنیا احساس تنهایی نکنم و با محبت او رشد پیدا کنم و عقل و شعور م به مرحله بالا تری برسد که بتوانم فکر کنم و بفهمم که همه این صحبت ها و محبت ها ی دیگری که به من می رسد ذره ای از محبت بی انتهای خداوند است زیرا اوست که همه ما را آفریده و محبت را در قلب های ما قرار داده بخاطر همین محبت ها و نعمت هایی که خدای بزرگ و مهربان به من داده است هر روز نمازم را با نام او او و با تشکر
ا زاو شروع کنم و می گویم {بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین} من از دیگران محبت و کمک می بینم همه و همه بخاطر توست پس اگر من از آنها تشکری می کنم در واقع این تشکر به تو بر می گردد چرا که تو این نیرو را در بدن آنها قرار دادی که با دستهانشان به کمک من بیایند و با فکر شان مشکلات را حل کنند .
{لرحمن الرحیم} تو به ما نعمت هایی بخشیدی و این نعمت ها را برای همه پاشیدی در این دنیا که هستیم همه را مشمول نعمت های بی پایانت کردی گفتی از این نعمت ها طوری استفاده کنیم که از بین نروند بلکه بیشتر شوند و به وسیله پیامبرانت راهها یی را که باعث زوال و از بین رفتن نعمت وظهور قهر تو می شد را برایمان گفتند و در آخر هشدار دادی که جهان دیگری بعد از این جهان در پی دارم که در صورتی که از نعمت ها درست استفاده کنیم ودر جای خود مصرف کنیم و اسراف و گناه نکنیم در آن جهان که نتیجه اعمال این دنیا ماست به نعمت های زیبائهای و لذت های بیشتر و بزرگتری خواهیم رسید که در فکر و عقلمان نمی گنجد اما اگر درست نعمت ها را مصرف نکردیم دیگر در آنجا از نعمت لذت و محبت خبری نیست .
مالک یوم الدین} چرا که آن روز حاکم فقط تویی به کسی ظلم نمی کنی و عادلانه رفتار می کنی اگر کسی در این دنیا نعمت ها را در راه خودش مصرف نکرد نباید در دنیایی دیگر مثل کسی باشدکه ما سعی و تلاش از نعمت ها مراقبت کرده واز آنها استفاده کرده از نعمت زبانش بوسیله نگه داشتن از دورغ و غیبت و تهمت ..... قدردانی کرده و چمش را از دیدن منظره های نادرست نگه داشتن گوشش را از شنیدن نغمه های شیطانی حفظ کرده و ..... و اینها را به راحتی انجام نداد چرا که شیطان هم او را وسوسه می کرده که نعمت زوالی کند اما او با تلاش خود و باکمک تو توانسته بر آنها پیروز شود .
ایاک نعبد وایاک نستعین}خدا همه قدرتها و محبت ها ....... از چشمه فیاض تو نشات می گیرد توبه همه چیز دانایی وآگاهی و راه چاره را از همه بهتر می دانی و راه رشد وخوشبختی مرا در دنیا و آخرت تو از همه بهتر برنامه ریزی می کنی چرا که تو مرا آفریده ای و به سود و زیان من آگاهی داری پس تنها تو شایسته اطاعت و پرستش هستی من تنها در برابر تو و نعمت هاتو ست که واله و شیدا می شوم و در برابر عظمت تو سر تعظیم فرود می آورم و باز تنها از تو کمک می طلبم و به کسی جز تو امید نمی بندم چرا که دیگران اگر کمک تو باشد توانی ندارند او اگر در راه تو نباشند به من کمکی نخواهند رساند علاوه بر اینها دیگران همیشه نیستند و درد مرا نمی فهمند و به همین خاطر نمی توانند به من کمکی برسانند مگر آنکه لطف تو یار شود و به وسیله مدد تو مرا یاری می دهند
اهدنا الصراط المستقیم } خدایا من به این اعتراف رسیدم که حمد وسپاس مخصوص توست و اگر بهشت و دوزخی هست به عدل تو واطاعت و پرستش شایسته توست اما تو می دانی که وسوسه شیطان مرا رها نمی کند وسعی دارد یاد لطیف تو را از خاطرم پاک کند واندیشه های پلید وحرام به تصویر کشد اما تو دست ناتوان مرا بگیر و به راه راستی و پاکی هدایت کن
صراط الذین انعمت علیهم }همانطور که انسانهای پاک نهاد را هدایت کردی و به نعمت هدایت توفیق نعمت رهیری مردان حق ونعمت علم وعمل وجهاد وشهادت بهره مند ساختی

غیر المغضوب علیهم} آنها که بر اثر اعمال زشت و انحراف عقیده غضب تو را دامنگیرشان شده و نه آنها که جاده حق را رها کرده و در بیراهه گمراه و سرگردان شدند ( 1)
دوست عزیز: هر روز در نماز چند بار با خدا نیایش می کنیم و هر بار با توجه و تمرکز فکر تکرار می کنیم که حمد و ستایش مخصوص توست نعمت ها ا زآن تو بهشت و دوزخ به عدل تو و اطاعت و پرستش شایسته توست در طول روز در کنار هرنعمت دست مهربان خدا را می بینیم و با نعمت ها خدا بر او نمی شوریم و نمک نشناسی نمی کنیم و چون او را سر چشمه نیکیها و خیر ها می دانیم اطاعت او را بر اطاعت دیگران ترجیح می دهیم و برای رشد و صلاحمان و نجات از گرفتاریها تنها ا زاو کمک می طلییم و به این ترتیب در طول روز به یا د خدا هستیم و اگر توانستم این تفکر را در طول روز ما حداقل کمی از روز داشته باشیم و به آن تداوم دهم و در مورد آن خوب بیندیشیم در نماز با تمرکز فکری و حضور قلب بیشتری به آنها اعتراف می کنیم و نماز ی که با حضور قلب خوانده شود نه تنها خودش بالا می رود بلکه صاحبش رانیز بالا می برد چرا که با عث می شود شخص در طی روز بیشتر به یاد خدا باشد و به همان نسبت کمتر است به گناه بیفتند و به خاطر همین است که گفته اند
ان الصلوه تنهی عن الفحشا ء والمنکر ( 2) نماز انسان را از کار زشت دور نگه می دارد .

منابع :
1-تفسیر نمونه , زیر نظر ناصر مکارم شیرازی جلد 1 ص 52
2--قرآن کریم سوره مبارکه عنکبوت , آیه 45

 تهیه وتنظیم صفر غریبی دبیر ستان امام جواد علیه السلام

+ نوشته شده در  شنبه 21 آذر1388ساعت 7 قبل از ظهر  توسط صفر غريبي  | 

معرفي استان

استان بوشهر

 

 

استان بوشهر با مساحتی حدود بیست و هفت هزار و شش‌صدو پنجاه و سه كیلومتر مربع در جنوب غربی ايران واقع گرديده است. این استان از شمال به استان خوزستان و قسمتی از كهگیلویه و بویراحمد، از جنوب به خلیج فارس و قسمتی از استان هرمزگان، از شرق به استان فارس و از غرب به خلیج فارس محدود است.

استان بوشهر با خلیج فارس بیش از شش‌صد كیلومتر مرز دریایی دارد و از اهمیت سوق‌الجیشی و اقتصادی قابل توجهی برخوردار است.

شهرستان‌های استان بوشهر عبارتند از: بوشهر، تنگستان، دشتستان، دشتی، دیر، دیلم، كنگان ، جم و گناوه. 

نقشه استان بوشهر

تاريخچه استان:

به طوری كه از اسناد و اطلاعات برمی‌آید، این منطقه به علت موقعیت استراتژیكی مناسب برای احداث پایگاه دریایی و بندرگاه، مورد استفاده پادشاهان عیلام قرار می‌گرفت.

در زمان هخامنشیان كه كشور ایران به بیست ساتراپ‌نشین (استان) تقسیم می‌شد، سرزمین بوشهر جزء ساتراپ نشین پارس بود.  مقابر كنده شده بر سطح سنگی جزیره خارك دلیل بر حضور سربازان هخامنشی در استان بوشهر است كه برای نگهبانی از چنین راه طولانی تدارك شده بود.

خلیج فارس به دلیل موقعیت سوق‌الجیشی و به لحاظ اهمیت اقتصادی و بازرگانی‌، در طول تاریخ همواره از سوی كشورها و دولت‌ها برای تبادل علم و ثروت و گسترش قدرت مورد توجه قرار گرفته است.

اولین یورش دولت‌های اروپایی به سواحل خلیج فارس در سال هزار و پانصد و شش میلادی با حمله پرتغالی‌ها تحت عنوان محافظت و حراست از منافع پرتغال در برابر تجار مصری و ونیزی صورت گرفت.

در سال 1013 هجری قمری شاه عباس با انگلیسی‌ها متحد شد و دست پرتغالی‌ها را از خلیج فارس كوتاه كرد.

از سال 1148هجری قمری نادرشاه  بوشهر را كه دهكده‌ای بیش نبود مورد توجه قرار داد و مشغول آماده كردن بوشهر به عنوان یك بندر و اسكله كشتی‌سازی با استفاده از چوب جنگل‌های مازندران شد. همچنین برای تأمین ارتباط جزایر و سواحل خلیج فارس درصدد تأسیس نیروی دریایی برآمد و  لطیف‌خان را به ایالت دشتستان و كاپیتانی كل سواحل خلیج فارس انتخاب و اعزام كرد.این شخص برای تهیه ناوگانی در خلیج فارس‌، بوشهر را مركز دریایی خود قرار داد. در اواخر سلطنت نادر ایران بیست و سه يا بیست و پنج فروند كشتی جنگی در خلیج فارس داشت. بدین ترتیب از زمان نادرشاه بوشهر رو به پیشرفت نهاد و حتی مدتی بندرعباس را نیز تحت‌الشعاع خود قرارداد. پس از قتل نادر در اثر هرج و مرجی كه در ایران پدید آمد، كشتی‌های جنگی توسط حكمرانان و شیوخ اطراف خلیج فارس ضبط گردید. همچنین بندربوشهر و بندرعباس نیز اهمیت سابق خود را از دست دادند. تجار هلندی كه در سال هزار و شش‌صد و بیست و سه میلادی روابط تجاری خود را با ایران شروع كرده بودند پس از قتل نادر ایران را ترك كردند و بصره را مركز تجارت  خود قرار دادند، اما پس از مدتی در اثر دسیسه رقبای انگلیسی و به منظور نزدیكی بیشتر با دهانه خلیج فارس، تأسیسات تجاری خود را به خارك منتقل كردند و در عین حال از پرداخت اجاره بهای خارك به میرمهنا حاكم بندر ریگ و جزیره  خارك خودداری نمودند.

میرمهنا در سال هزار و هفت‌صد و پنجاه و شش به تأسیسات هلندی ‌ها حمله برد، دژ آنها را تسخیر كرد و آنها را از جزیره بیرون راند،  ولی به سبب اینكه در دفعات متعدد بنای سركشی و تمرد از دستورات كریم‌خان زند را گذاشت و مدتی آرامش خلیج فارس را بر هم زد، كریم‌خان او را شكست داد و جزیره خارك و بندر ریگ را تصرف كرد. در همین زمان نفوذ انگلیسی‌‌ها در سواحل و جزایر خلیج فارس و به خصوص سرزمین بوشهر روبه گسترش نهاد و آنها موفق شدند اجازه تأسیس تجارتخانه‌ای را در بوشهر با امتیازات فوق‌العاده‌ به دست آورند.

سلسله قاجاریه كه پس از زندیه روی كار آمد چندان نفوذی در خلیج فارس نداشت، به همین دلیل، رفته رفته نفوذ انگلیسی‌ها در خلیج فارس بیشتر شد و زمام امور خلیج فارس و دریای عمان به دست آنها افتاد و جنرال كنسول در بوشهر مدت بیست سال بر همه خلیج فارس حكمرانی كرد.

در زمان ناصر‌الدین‌شاه ارتش ایران هرات را اشغال كرد و به دنبال آن حالت جنگی بین ایران وفرانسه و انگلیس به وجود آمد. به دنبال این مسئله ناوگان انگلیس در خلیج فارسی مركب از هشت كشتی جنگی و تعدادی ناوگان بخاری و بادی به ایران حمله كردند وجزیره خارك را متصرف شدند. پنج روز پس از آن قوای انگلیسی در حوالی بوشهر  در خاك ایران پیاده شدند و شروع به پیشروی به سوی برازجان كردند. قوای ایران برازجان را تخلیه و عقب‌نشینی كرده بود. بنابراین قوای انگلیس انبار اسلحه و مهمات برازجان را منفجر كرد و سپس به بوشهر بازگشت. سرانجام در نبردی كه در نهم ژانویه هزار و هشت‌صدو پنجاه و هفت میلادی در خوشاب بین ایران و انگلیس رخ داد، انگلیسی‌ها موفق شدند سپاه ایران را شكست دهند. بیش از جنگ اول جهانی بار دیگر دولت انگلیس منطقه بوشهر را مورد تجاوز قرار داد .

رئيسعلي دلواري

 در سال هزارونهصدوسیزده میلادی جنگ سختی بین نیروی انگلیس و دلیران دلواری در گرفت. در جریان این جنگ رئیس علی دلواری و مردم تنگستان و دشتستان نقش برجسته‌ای ایفا كردند. رئیس علی دلواری از مشروطه ‌خواهان بنام جنوب ایران بود كه در سال هزار و دویست و نودو نه هجری قمری در روستای دلوار تنگستان دیده به جهان گشود. در بیست و پنج سالگی به صفوف مبارزین مشروطه‌خواه جنوب ایران پیوست و همكاری نزدیكی را با محافل انقلابی و عناصر مشروطه‌ طلب ایران شروع كرد. با كودتای ضد انقلابی لیاخوف روسی علیه مشروطه‌خواهان در هزار و سی‌صدو بیست و شش هجری قمری و بمباران مجلس شورای ملی و استقرار دیكتاتوری محمدعلی شاه قاجار، رئیس علی به همراه سیدمرتضی علم‌الهدی اهرمی به مبارزه علیه استبداد صغیر پرداخت. در سال هزار وسیصد و بیست و هفت هجری قمری با كمك تفنگچی هاي تنگستانی، بوشهر را از عناصر مستبد وابسته به دربار محمدعلی شاه پاك كرد و اداره گمرك و انتظامات و دیگر ادارات را تسخیر كرد. این كار دلیران تنگستان بر انگلیسی‌ها كه اداره گمرك را در اجاره داشتند گران آمد وآنان برای تضعیف مشروطه‌خواهان و استمرار سلطه بر حیات اقتصادی و سیاسی جنوب ایران به جنگ با دلیران تنگستانی پرداختند و در این راه از دیگر خوانین جنوب ایران یاری جستند. جنگ بین رئیس علی و دلیران تنگستان از یك طرف و انگلیسی‌ها و خوانین متحد آنان از سوی دیگر به طور متوالی و پراكنده تا شوال هزار و سی‌صدو سی‌و سه ه. ق ادامه یافت و انگلیسی‌ها نتوانستند بر رئیس علی و یارانش تفوق یابند. تا این كه درگیر و دار حمله انگلیسی‌ها به بوشهر در شب بیست و سه شوال هزار و سیصد وسی‌وسه ه. ق (سوم سپتامبر هزار و نهصد و پانزده میلادی) هنگامی كه رئیس‌علی در محلی به نام «تنگك صفر» قصد شبیخون به قوای انگلیسی‌ها را داشت، ‌از پشت مورد هدف گلوله یكی از همراهان خائن قرار گرفت و در دم به شهادت  رسید. وی هنگام شهادت حدود سی و چهار سال داشت. مبارزات رئیس علی دلواری برگ زرین دیگری در تاریخ مقاومت دلیر مردان ایران در مبارزه با استعمار است.

مبارزه مردم استان بوشهر بر عليه رژيم طاغوت و حضور گسترده بسيجيان اين مرزو بوم در جهاد با كفار بعثي فصل ديگري  از تاريخ پر افتخار استان بوشهر است.
پس از پايان جنگ و در دوره سازندگي نيز ، استان بوشهر بعلت داشتن نيروگاه اتمي و تاسيسات گازي پارس جنوبي يكي از كانونهاي توجه كشور به شمار مي رود.

 تهیه وتنظیم صفر غریبی دبیر ستان امام جواد علیه السلام

 

+ نوشته شده در  شنبه 21 آذر1388ساعت 6 قبل از ظهر  توسط صفر غريبي  | 

! اعمال شب و روز ماه محرم

 

بدانکه اين ماه ، ماه حُزن اهل بيت عليهم السلام و شيعيان ايشان است و از حضرت امام رضاعليه السلام روايت است که چون ماه محرّم داخل مى شد پدرم را کسى خندان نمى ديد و اندوه و حُزن پيوسته بر او غالب مى شد تا روز دهم چون روز عاشورا مى شد آن روز، روز مصيبت و حزن و گريه او بود و مى فرمود امروز روزى است که حسين عليه السلام شهيد شده است
اعمال شب و روز اول محرم

شب اوّل سيّد در اقبال براى اين شب چند نماز ذکر فرموده اوّل صد رکعت در هر رکعت حمد و توحيد بخواند دوّم دو رکعت در رکعت اوّل حمد و انعام و در دوّم حمد و يَّس سوّم دو رکعت در هر رکعت حمد و يازده قُل هُوَاللّهُ اَحَدٌ در روايت است از حضرت رسول صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَاله که هر که در اين شب اين دو رکعت نماز را بجا آورد و صبحش را که اوّل سال است روزه بدارد مثل کسى است که تمام سال را مُداومت به خير کرده و در آن سال محفوظ باشد و اگر بميرد به بهشت برود و نيز سيّد براى هلال اين ماه دعاء مَبْسُوطى ذکر فرموده و اگر ممکن شود احيا بدارد اين شب را به دعا و نماز و خواندن قرآن روز اوّل بدانکه اوّل محرم اوّل سال است و در آن دو عمل وارد است اوّل روزه است و در روايت رَيّان بن شبيب از حضرت امام رضاعليه السلام مرويست که هر که در اين روز روزه بدارد و خدا را بخواند خداوند دعاى او را مستجاب کند چنانکه دعاى زکريّا را مستجاب نمود دويّم از حضرت امام رضا عليه السلام منقولست که حضرت رسول صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَ اله روز اوّل محرم دو رکعت نماز مى کرد و چون فارغ مى شد دستها را بلند مى کرد

 

و اين دعا را سه دفعه مى خواند: الْقَاَللّهُمَّ اَنْتَ الاِْلهُ ديمُ وَهذِهِ سَنَةٌ

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * خدايا تويى معبود ازلى و اين سال

 

جَديدَةُ فَاَسْئَلُکَ فيهَاالْعِصْمَةَ مِنَالشَّيْطانِ وَالْقُوَّةَ عَلى هذِهِ النَّفْسِ

 

 

 

امساک نمايد از طعام و شَراب تا بعد از عصر آن وقت بقدر کمى تربت تناول نمايد و سيّد روايت کرده فضيلت روزه تمام ماه را و آنکه روزه او نگه ميدارد صائم آن را از هر گناهى

 روز
سوّم
روزى است که حضرت يوسف عليه السلام از زندان بيرون شده هرکه آن روز را روزه دارد آسان فرمايد حق تعالى بر او کارهاى مشکل را و برطرف کند از او اندوه را و در روايت نبوى صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَاله است که دعايش مستجاب شود
روز نهم روز تاسوعا است از حضرت صادق عليه السلام روايت است که فرمود تاسوعا روزى بود که جناب امام حسين عليه السلام و اصحابش را در کربلا محاصره کردند و سپاه شام بر قتال آن حضرت اجتماع کردند و ابن مرجانه و عُمر سعد خوشحال شدند به سبب کثرت سپاه و بسيارى لشکر که براى آنها جمع شده بود و جناب امام حسين عليه السلام و اصحابش را ضعيف شمردند و يقين کردند که ياورى از براى آن حضرت نخواهد آمد و اهل عراق او را مَدَد نخواهند نمود پس فرمود پدرم فداى آن ضعيف غريب
اعمال شب و روز عاشورا
شب دهم شب عاشورا است و سيد در اقبال از براى اين شب دعا و نمازهاى بسيار با فضيلتهاى بسيار نقل کرده از جمله صد رکعت نماز هر رکعت به حمد و سه مرتبه قُل هُوَاللّهُ اَحَدٌ و بعد از فراغ از جميع بگويد سُبْحانَ اللّهِ وَالْحَمْدُلِلّهِ وَلااِلهَ اِلا اللّهُ وَاللّهُ اَکْبَرُ وَلا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللّهِ الْعَلِىِّ العَظيمِ هفتاد مرتبه و در روايت ديگر بعد از الْعَلِىِّ الْعَظيمِ استغفار نيز ذکر شده و از جمله چهار رکعت در آخر شب در هر رکعت بعد از حمد هر يک از آية الکرسى و توحيد و فَلَق و ناس را ده مرتبه بخواند و بعد از سلام صد مرتبه توحيد بخواند و از جمله چهار رکعت نماز در هر رکعت حمد و پنجاه مرتبه توحيد و اين نماز مطابق است با نماز اميرالمؤ منين عليه السلام که فضيلت بسيار دارد و بعد از نماز فرموده ذکر خدا بسيار کند و صَلَوات بسيار بفرستد بر رسول خدا صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَ اله و لعن کند بر دشمنان ايشان آنچه مى تواند و در فضيلت احياءِ اين شب روايت کرده که مثل آنست که عبادت کرده باشد به عبادت جميع ملائکه و عبادت در آن مقابل هفتاد سال است و اگر کسى را توفيق شامل حال شود در اين شب در کربلا باشد و زيارت امام حسين عليه السلام کند و بَيتوته نزد آن جناب نمايد تا صبح خدا او را محشور فرمايد آلوده به خون امام حسين عليه السلام در جمله شهداء با آن حضرت روز دهم روز شهادت اَبُوعَبْداللّهِ الحُسَيْن عليه السلام و روز مصيبت و حزن ائمّه اطهارعَليهمُ السلام و شيعيان ايشان است و شايسته است که شيعيان در اين روز مشغول کارى از کارهاى دنيا نگردند و از براى خانه خود چيزى ذخيره نکنند و مشغول گريه و نوحه و مصيبت باشند و تعزيت حضرت امام حسين عليه السلام را اقامه نمايند و به ماتم اشتغال نمايند به نحوى که در ماتم عزيزترين اولاد و اَقارب خود اشتغال مى نمايند و زيارت کنند آن حضرت را به زيارت عاشوراء که بعد از اين بيايد انشاءالله تعالى و سعى کنند در نفرين و لعن بر قاتلان آن حضرت و يکديگر را تعزيت گويند در مصيبت آن جناب و بگويند:

 

اَعْظَمَ اللّهُ اُجُورَنا وَاُجورَکُمْ بِمُصابِنا بِالْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلام ( بهترين جمله جهت ارسال پيامك)

 

وَجَعَلَنا وَاِيّاکُمْ مِنَ الطّالِبينَ بِثارِهِ مَعَ وَلِيِّهِ الاِْمامِ الْمَهْدِىِّ مِنْ الِ  مُحَمَّدٍ عَلَيْهِمُ السَّلامُ

 

و شايسته است در اين روز مقتل بخوانند و يکديگر را بگريانند

 

تهيه وتنظيم صفر غريبي دبیرستان امام جواد علیه السلام

+ نوشته شده در  شنبه 21 آذر1388ساعت 6 قبل از ظهر  توسط صفر غريبي  | 

المنظومة المختصرة في النحو

المؤلف :سعيد بن محمد المري

بسم الله الرحمن الرحيم                                           

الحمدُ للهِ على نحوٍ بِهِ
ثُمَّ الصلاةُ ما جرى الكلامُ
وهذهِ أرجوزةٌ فَهَيْتا
تحوِي من النَّحْوِ أهَمَّ ما أهَمّ
مع اقتباسٍ لي عن الأئمةْ


مُعْرِبُهُ نالَ الرضى مِنْ رَبِّهِ
مِنّا على النبيِّ والسلامُ
تقل عن سِتين بيتاً بَيتا
ويَنْجَلِيْ بها بإذْنِ اللهِ هَمّ
مِنْ بينِ قوسينِ تراه ثَمَّةْ


باب الكلام (6)

القولُ إن أفاد معنىً محتواهْ
أَقَلُّهُ اسمانِ كزيدٌ ذاهبُ
كلا المثالين يسمى جملةْ
فالاسمَ ميزه بجرٍ وندا
والفعلَ ميزه بلم والتاءِ
والحرفَ ميزه بكونه خلا


فهو الكلام عند معشر النحاةْ
واسمٌ وفعلٌ نحوُ فاز التائبُ
وفيهما الحرف يكون فضلةْ
وجَعْلِهِ معرفاً أو مسندا
والسين والنون وقد والياء
من العلامات كهلْ أو كعلى


باب الإعراب (12)

(الاعراب تغيير أواخر الكَلِمْ
فـ(المعربُ اسمٌ لا يضاهي الحرفا
رفعاً ونصباً أُعْرِبَا ويُعربانْ
بضمةٍ ففتحةٍ للأولَينْ
وارفعْ بواوٍ جمع تصحيحٍ ذَكَرْ
ومثلُهُ في الرفعِ والجرِّ أُلِفْ
والألف ارفعاً بها ما ثُنِّيا
(ونحو هنداتٍ لنصبِهِ انكسَرْ
والخمسة الأفعالُ رفعها بنونْ
(وأي فعلٍ آخرٌ منه ألِفْ
والرفعُ في جميعِها مقدّرُ
والرفعُ في منقوص الاسما قُدِّرا


لعاملٍ) وذاك في البنا عُدِمْ
وفعلٌ امتاز بِلَمْ كيخفى)
أيضاً بجرِّ أولٍ وجزمِ ثانْ
وكسرةٍ ثم سكونٍ بعد ذينْ
واجعلْهُ باليا إن أتى نصبٌ وجَرّ
خمسةُ الاسماءِ وتنصبْ بالألِفْ
ونصبُهُ وجرُّه اجعلْهُ بيا
وغيرُ مصروفٍ بفتحةٍ يُجَرّ)
والنونَ في نصبٍ وجزمٍ يحذفونْ
أو واوٌ أو ياءٌ) ففي الجزمِ حُذِفْ
ونصبُ ذي الألِفِ أيضاً قدّروا
والجرُّ والجميعُ فيما قُصِرا


العُمَدُ والنواسخ (11)

المبتدا مرتفعٌ والخبرُ
فالمبتدا اسمٌ دائماً ثمّ إليهْ
والخبرُ الحكمُ الذي قد أُسنِدا
والفاعلُ اسمٌ مسندٌ إليهِ
ففاعلٌ زيدٌ إذا قلتَ بدا
والفعلُ إن فاعلُهُ مجهولُ
وسيّدٌ في كان زيدٌ سيّدا
وأعطِ بات صار ما لكان مرّ
وسيّدٌ في إنّ زيداً سيّدُ
وأعطِ أنّ ما لِإنّ مِنْ عملْ
وانصبهما في ظنّ زيداً سيّدا


كاللهُ ربُّنا ونحنُ نشكُرُ
يُسندُ أو يُقالُ محكومٌ عليهْ
وجاء جملةً وجاء مفردا
وفعلُهُ مقدّمٌ عليهِ
زيدٌ وإن عكستَ زيدٌ مبتدا
فذو نيابةٍ له المفعولُ
خبرُ كانَ واسمها ذو الابتدا
وليس أمسى ظل مع سبعٍ أُخَرْ
مرتفعٌ ويُنْصَبُ الْمُسَوّدُ
كذا كأنّ ليتَ لكنّ لعلّ
ونحوُ ظنّ مثلُها فيما بدا


المنصوبات (6)

شربتُ ماءً ماءٌ المفعولُ بِهْ
والظرفُ وقتٌ أو مكانٌ نُصِبا
والمصدرَ انْصِبْهُ كَقُمْ قِياما
وانصبْهُ مفعولاً لَهُ إنْ علَّةْ
والحالُ وصْفٌ هيئةً قد أَعَرَبا
ونحوُهُ التمييزُ لكنْ جَمُدا


وناب في يُشربُ ما عنْ شارِبِهْ
كقامَ ليلةً وقامَ جانِبا
ونَحْوُهُ مِنْ مَلَكٍ سَلاما
جاءَ كَلِلّهِ اجْتَهِدْ شُكْراً لَهْ
مُنَكّرٌ كجِئْتُ زيداً راكِبا
كَشِبْرٍ ارْضاً وأجَلَّ مَحْتِدا


المجرورات (3)

يُجَرُّ بالحرفِ وبالإضافةْ
والحرفُ باءٌ وإلى ومِنْ وفيْ
ومِنْ مُضافٍ أَسْقِطِ التنوينا


كانْعِمْ ببيتِ ابنِ أبي قُحافةْ
ونحوُها وأحْرُفٌ لِلْحَلِفِ
والنّونَ كابْنَيْهِ وطُورِ سِينا


التوابع (4)

(يتبعُ في الإعرابِ الاسماءَ الأوَلْ
فالنعتُ في بُشِّرَ بالإبنِ الحليمْ
ونحوُه التوكيدُ مثلُ قولِهمْ
والعطفُ بالحروفِ نحوُ جِئْ أبا


نعتٌ وتوكيدٌ وعطفٌ وبدلْ)
وابنٍ عليمٍ الحليمُ والعليمْ
مُرَّ بِهِمْ جميعِهِمْ أو كلِّهِمْ
زيدٍ وزيداً ثُمَّ جانِبْ مَنْ أبَى


النداء (2)

يُبنى المنادى المفردُ المعَرَّفُ
وانصِبْهُ إنْ مضافاً أوْ مُنَكَّراً


على الذي في الرفعِ قبلُ يُعرفُ
كيا رفيقَ الدربِ أو يا سائرا


العدد (4)

العشرُ دون التا إلى الثلاثِ
والعشرُ إن ركبتها فطابقا
مميزٌ ما بين عشرٍ ومائةْ
وغيرُه جُرَّ وليسَ مفردا


خُصّتْ بمعدودٍ من الإناثِ
وواحداً واثنينِ طابقْ مطلقا
يُنصبُ مفرداً كعشرينَ فئةْ
إلا مبينٌ مائة فصاعدا


إعراب الفعل المضارع (7)

(ويُرْفَعُ المضارعُ المجرّدُ
وانْصِبْ بِلَنْ وأَنْ وباللامِ الْمُفيدْ
والواوِ والفا بعدَ نفيٍ أو طَلَبْ
وإنْ خلا مِنْ واوٍ أو فاءٍ جُزِمْ
واجْزِمْهُ باللام ولا إنْ طَلَبا
واجزِمْ بإنْ نحوَ حديثِ إنْ يُرِدْ


من نَصبٍ أو جزْمٍ) كأنتَ تَسْعَدُ
كيْ وهْيَ في الآياتِ مِنْ بعدِ يُريدْ
كاطْلُبْ ولا تَكْسَلْ فتَتْرُكَ الطلبْ
كغيرِ موضعٍ بِهِ يغفِرْ لَكُمْ
ولم ولما ولماضٍ قَلَبا
وثَمّ غيرُ إنْ كمَنْ يَعْمَلْ يَجِدْ

+ نوشته شده در  شنبه 21 آذر1388ساعت 6 قبل از ظهر  توسط صفر غريبي  | 

السلام عليك ياابا عبد الله وعلي الارواح التي حلت بفنائك                  

عليك مني  سلام الله ابدا مابقيت وبقي الليل و النهار                    

و لا جعله الله آخر العهدمني لز يارتكم                              

السلام علي الحسين و وعلي علي بن الحسين                          

و علي اولاد الحسين و علي اصحاب الحسين عليهم السلام               

 

+ نوشته شده در  شنبه 21 آذر1388ساعت 6 قبل از ظهر  توسط صفر غريبي  | 

 سئوال امتحانی درس قرآن و تعلیمات دینی 3 « دین وزندگی 3 »

-------------------------------------------------------------

 

1) كدام یك از قلمروهای رسالت در امامت تداوم نمی یابد ؟ ( 5/ ) ص62
الف : مرجعیت علمی
ب : ولایت و رهبری
ج : ولایت معنوی
د : دریافت وحی

د: دریافت وحی

2) آیه مباركه « افلا یتدبرون القرآن ولو كان من عند غیر اللّه لوجدوا فیه اختلافاً كثیرا ، آیا در قرآن نمی اندیشند اگر نزد غیر خدا می بود در آن ناسازگاری می یافتند » بر كدام از جنبه های اعجاز دلالت دارد ؟ ( 5/ ) ص 41
الف : نشانه های لفظی و ظاهری
ب : انسجام و وحدت درونی ، در عین نزول تدریجی
ج : امی بودن رسول خدا
د : تازگی و شادابی دائمی

ب: انسجام و وحدت درونی، در عین نزول تدریجی

3) حدیث منزلت بر چه امری دلالت دارد ؟ ( 5 / ) ص 67تا29
الف : حضرت محمد ( ص ) آخرین پیام آور الهی است
ب : امام علی ( ع ) جانشین پیامبر ( ص ) است
ج : جایگاه حضرت علی ( ع ) را نسبت به پیامبر ( ص ) مشخص می كند
د : برهه امور بیان شده در گزینه الف ، ب و ج دلالت دارد

د: برهمه‌ی امور بیان شده در گزینه‌های الف، ب و ج دلالت دارد

4) آیه زیربه كدام یك از زمینه های تشكیل خانواده اشاره دارد . ( 5/ ) ص167تا164
«و من آیاته ان خلق لكم من انفسكم ازواجاً لتسكنوا الیها »
الف : رفع نیاز جنسی
ب : تسهیل در رشد معنوی اعضای خانواده
ج : به دست آوردن آرامش و انس روحی
د : رشد و پرورش فرزندان

ج: به دست آوردن آرامش و انس روحی با همسر

5) كدام یك از عبارات زیر درست و كدام یك نادرست است ؟
الف : هر ولی فقیهی مرجع تقلید نیز هست (5/ ) ص141
ب : خدا فراموشی سبب خود فراموشی است ( 5/ ) ص153
ج : منشأ اختلاف و چنددینی ، وجود پیامبران متعدد است . ( 5/ ) ص26

الف: درست است. ب - درست است . ج - نادرست است.

6) عبارات زیر را تكمیل كنید :
الف : غیبت امام زمان ( عج ) در مقابل ظهور است نه در مقابل .......................... ( 5/ ) ص110
ب : از نظر امام صادق ( ع ) مرد مناسب همسری كسی است كه پاكدامن باشد و بر .................. توانا باشد.(5/) ص171

الف: حضور
ب : « تأمین زندگی »‌یا برآورده کردن نیازهای زندگی یا دخل و خرج زندگی (هر یک از این عبارات و عبارت‌هایی شبیه به آن‌‌ها درست است.)

7) چرا قرآن كریم مردم را به مطالعة سرگذشت اقوام گذشته دعوت كرده است ؟ (5/) ص85تا83

عباراتی شبیه به هر یک از عبارات زیر درست است.
- تا از سرنوشت گذشتگان عبرت بگیرند.
- تا کارهایی که سبب نابودی آن‌ها شده را بشناسند و آن‌ها را انجام ندهند.
- تاکارهای بد آنان را تکرار نکنند.

8) از مسئولیت های مشخص منتظر امام زمان ( عج ) دو مورد را نام ببرید . ( 5/ ) ص125تا124 ب : ولی فقیه

)دو مورد از موارد زیر کفایت می‌کند:
- تقویت ایمان
- ایجاد آمادگی یا آماده شدن برای زمان حضور امام (عج)
- تقویت محبت و معرفت به امام (عج) یا ( شناخت درست امام )
- پیروی از امام عصر (عج) یا انجام دادن کارهایی که امام می‌پسندد.
- دعا برای ظهور امام(عج)

9) دو راه مناسب از راههای شناخت همسر آینده خود كه مناسب با فرهنگ اسلامی باشد را بیان كنید ؟( 5/ ) ص173

دو مورد از موارد زیر کفایت می‌کند:
- تحقیق درباره‌ی خانواده‌ی همسر و اعضای خانواده در محل زندگی و کار
- شناخت دوستان همسر و افرادی که با آن‌‌ها معاشرت دارد.
- تحقیق درباره‌ی روحیات و خلقیات همسر در محیط کار یا محل تحصیل
- معاشرت خانواده‌های دو طرف با یک‌دیگر
- مشورت با افراد قابل اعتمادو دارای تجربه
- گفت‌وگو با یک‌دیگر در جلسات حضوری و طرح نظریات و دیدگاه‌ها درباره‌ی موضوعات مختلف

10) پیام آیه زیر را بنویسید : ( 5/ ) ص 156تا155
من كان یرید العزه فللّه العزه جمیعاً . هر كس عزت و سر بلندی می خواهد همه عزت از آن خداست .

هرکدام از موارد زیر بیان شود درست است :
- راه پرورش عزت و کرامت نفس، پیروی از فرمان‌های خداست.
- خداوند سرچشمه عزت است . برای به دست آوردن عزت باید به سوی خدا رفت و از دستوراتش اطاعت کرد.
- بدون اطاعت و پیروی از خداوند نمی‌توان به عزت و کرامت رسید.

11) علت غیبت امام عصر ( عج ) چیست ؟ ( 1 ) ص109

هرکدام از عبارات زیر نوشته شود درست است و کفایت می‌کند.
- قدرناشناسی و ناسپاسی مردم و در خطر بودن جان آن امام بزرگوار
- حاکمان بنی‌عباس می‌خواستند ایشان را از بین ببرند و مردم هم لیاقت نداشتند.

12) رابطه میان كرامت نفس و گناه را توضیح دهید ؟ ( 1 ) ص 153تا150

هر توضیحی که معنای زیر را برساند کامل است:
انسانی که کرامت نفس داشته باشد از گناه دوری می‌کند و گناه سبب می‌شود که کرامت نفس انسان از بین برود.

13) در عصر غیبت مرجعیت علمی و حكومت اسلامی در چه شكل هایی استمرار می یابند ؟ ( 1 ) ص136

مرجعیت علمی در شکل مرجعیت فقیه یا (مرجع تقلید) ادامه می‌یابد و حکومت اسلامی در چهارچوب ولایت فقیه استمرار می‌یابد

14) دو مورد از دلایل ضرورت تشكیل حكومت اسلامی را نام ببرید ؟ ( 1 ) ص 55تا53

ضرورت تشکیل حکومت اسلامی سه دلیل دارد که عبارتنداز: 1- جامعیت دین اسلام 2- ضرورت اجرای احکام اسلامی مانند عدالت اجتماعی 3- ضرورت پذیرش ولایت الهی و دوری از حکومت طاغوت .

(ذکر دو دلیل کافی است . اما اگر دانش‌آموز به جای آوردن این عناوین، توضیحات آن را آورده باشد درست است و لازم نیست عین این عناوین ذکر شود )

15) انتظار ظهور امام زمان ( عج ) چه تأثیری در شخص منتظر می گذارد ؟ ( 1 ) ص 121

انتظار ظهور امام زمان (عج) سبب می‌شود که انسان برای جلب رضایت و خشنودی امام تلاش کند کارهای خوب و نیک انجام دهد و از کارهای ناشایست دوری گزیند و به آینده امیدوار باشد و با شور و نشاط به فعالیت بپردازد.

16) آیا نقش هایی كه اسلام برعهدة اعضای خانواده قرار داده می توان جابه جا كرد ؟ چرا ؟ ( 1 ) ص 186تا181

خیر، زیرا نقش‌ها و وظایفی که اسلام بر عهده‌ی اعضاء خانواده قرار داده، متناسب با ویژگی‌های زن و مرد مشخص شده است و این ویژگی‌ها متفاوت است لذا وظایف آن‌ها نیز متفاوت می شود پس نمی‌توان آن نقش‌ها را جابه جا کرد.

17) میان انتخاب ولی فقیه و مرجع تقلید چه تفاوتی وجود دارد ؟ ( 1 ) ص141

( 1 )

در انتخاب مرجع هر فرد، از راه‌هایی که مشخص شده، مرجع تقلید خود را انتخاب می‌کند اما ولی فقیه در یک انتخاب عمومی، انتخاب می‌شود و مورد قبول مردم قرار می‌گیرد.
توجه : اگر دانش‌آموزان به این نکته اشاره کنند که ( انتخاب مرجع یک وظیفه‌ی شخصی است و هر شخص مرجع تقلید خود را انتخاب می‌کند لذا مراجع تقلید زیاد هستند امّا ولی فقیه از میان فقها برگزیده می‌شود و یک نفر است و مورد قبول مردم است ) نیز درست است.

18) آیه زیر را ترجمه كنید : الف : وجعل بینكم موده و رحمه ( 1 ) ص164 ب : و وصینا الانسان (5/ ) ص179 ان فی ذلك لایات بوالدیه احساناً لقوم یتفكرون حملته امه كرها مادرش با دشواری او را حمل كرد ووضعته كرها و به دشواری وضع حمل كرد

الف: و میان شما (بین شما)‌دوستی و رحمت قرار دادیم (5/0 نمره) در آن نشانه‌هایی است (25/0 نمره) برای قومی که می‌اندیشند (فکر می‌کنند) (25/0 نمره) ب: و سفارش (وصیت) کردیم انسان را (25/0 نمره) به نیکی (احسان) به پدر و مادرش (25/0 نمره)

19)آیه زیر را ترجمه كنید سپس بنویسید كه به كدام یك از قلمروها ی رسالت اشاره دارد ؟ ( 5/1 ) 54تا51 قل اطیعوا اللّه والرسول .................... فان تولوا پس اگر روی بر تابند فان اللّه لا یحب الكافرین ....................

ترجمه: بگو اطاعت (پیروی) کنید خدا را و پیامبر (رسول ) را (5/0 نمره) خداوند کافران را دوست ندارد . (5/0 نمره) این آیه به قلمرو ولایت و سرپرستی جامعه برای اجرای قوانین الهی دلالت دارد . (5/0 نمره) آوردن عبارت « ولایت ظاهری» نیز کفایت می‌کند.

20) مردم نسبت به حكومت اسلامی چه مسئولیتی دارند ؟ ( 5/1 ) ص144

ممکن است به این سؤال به دو شیوه‌ی کلی و مصداقی جواب داده شود که هر دو درست است و نوشتن یکی از آن دو شیوه کفایت می‌کند.
جواب کلی: افراد جامعه وظیفه دارند تلاش کنند که حکومت و نظام ادامه یابد و در همه‌ی زمینه‌ها رشد و پیشرفت نماید
جواب مصداقی: (آوردن دو مصداق از مصادیق زیر کفایت می‌کند ) مثلاً دانش‌آموز بگوید که باید تلاش کنیم و درس بخوانیم تا کشور را رشد دهیم، از کشور خود در مقابل دشمنان دفاع نمائیم .(به مسئولان امر به معروف و نهی از منکر نمائیم. اگر جایی خطایی صورت می‌گیرد برای رفع آن‌ها تلاش کنیم و ...

21) چرا امامان بزرگوار شیعه از شیوه های متفاوت در مبارزه با حاكمان استفاده كرده اند ؟ ( 2 ) ص103

امامان بزرگوار با توجه به شرایط زمان خود شیوه‌ی مبارزه با حکومت‌ها را انتخاب می‌کردند تا با انتخاب روش مناسب زمان خود هم اسلام را حفظ کنند و هم به مرور زمان و به تدریج پایه‌های حکومت‌های ستم سست شود

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 20 آذر1388ساعت 8 قبل از ظهر  توسط صفر غريبي  | 

انتظار فراگيران

الف: معرفي (شناسنامه درس) :

1-                     نام درس  2- تعداد واحد د رس  3- زمان تشكيل كلاس  4- هدف درس(انگيزه ، تلاش ، موفقيت)  5- شيوه ي ارزشيا بي  6- شيوه ي تدريس  7- ا نتظا را ت از   فرا گير  8- منا بع .

تبيين نوع سوال ،تبيين نوع مطالعه را مشخص مي كند.

ب: معرفي دبير (مدرس) :

بيشترين قضاوت افراد متأثر از برخورد اول است . (بلومر)

ج: معرفي دانش آموزان :

·            بچه ها در كلاس دايره وار بنشينند و بچه ها خود شان را معرفي كنند .

·            گروه بندي شوند ويك نفر چند نفر ديگر را معرفي كند .(تقويت خوب شنيدن).

نكته : بدترين وضعيت نشستن همينگونه است كه الان داريم ، بهترين نوع نشستن بيضي وار، يوگاوار است.

تعداد افراد در يك گروه فراگيران 3 نفر است ، وقتي فضا كم با شد تعداد گروهها را افزايش مي د هيم .

سوالات:

1-                     مفهوم الگوهاي فعال تدريس را توضيح دهيد ؟

در ابتدا به بيان خصوصيات الگوهاي فعال مي پردازيم كه عبارت است از: 1) فراگيران نقش اصلي (فعال) ، 2) معلم نقش كارگردان ، هدايت گر يا نا ظر.

مصاديق فعال بودن عبارت است از: سئوال كردن ، پا سخ دادن ، ارا ئه فعاليتها ي گروه ، يادداشت برداري ، همكاري گروهي ، خلاقيت ، ارائه نظرات ، بحث دو نفره ، فكر كردن ، نقد و بررسي گفتار ديگران ، تدريس فردي درگروه ، حدس زدن ، مطالعه فردي در گروه ، مقايسه كردن ، نتيجه گيري و .....

ظرافتي كه يك معلم در كا ر خود نشان مي دهد اين است كه ابتدا مطالب را ارائه ندهد بلكه با يك سئوال شروع كند .

الگوهاي فعال :

üشناختي (فكري)

üعا طفي (نگرشي)

üحركتي (مهارتي)

2-                     الگوهاي فعال تدريس را با الگوهاي غير فعال مقايسه كنيد ؟

در ابتدا به توضيح هر دو مورد مي پردازيم : الگوهاي غير فعال : معلم محوري ، ارتباط يك سويه ، دانش آموز دانشمند ، با رش فكري كم، نتيجه گيري با معلم .

الگوهاي فعال : دانش آموز محوري ، دانش آموز انديشمند ، ارتباط معلم با دانش آموز ، مشاركت بيشتر ، اعتماد به نفس دانش آموز ، تبادل نظريات ، كيفيت بيشتر ، به روز كردن ، نشاط و شادابي ، از بين بردن انزوا طلبي ، رشد اجتماعي .

 

                                        1- فراگير (فعال)

                                        2- معلم (ناظر)

                                        3- ازشيابي فرايند مدار (process)

روش فعال                         4هدفدار(پيوسته فعاليتهاي متوالي معلم 

           مثل داوري است كه ازابتدا

                                        تا انتها سوت مي زندوكليه فعاليتهاي 

               فراگيران را مورد ارزشيابي قرار

                                        مي دهد ودانش آموز را به فكر كردن وا مي

                دارد)

                                        نوع كار (دوسويه وچند سويه )

             

 

                                        1- فراگير (منفعل )

                                        2- معلم (همه كاره ، متكلم وحده )

روش غير فعال                  3- ارزشيا بي(نتيجه مدار)

                                        4- هدف دار (معلم فقط امتحان مد نظر      

              اوست .روي پايان كار       تأكيد مي كند)             5- نوع كار (يك سويه )

 

 

3- عوامل مؤثر در ا نتخاب نوع الگوي فعال يا غير فعال را فهرست كنيد ؟

عوامل اثر گذار در انتخاب الگو : معلم، زمان و وقت، فراگيران ، موضوع درسي ، امكانات و شرايط ، والدين ، مسئولين مدرسه ، معلومات معلم(دانستن يا ندانستن الگوهاي فعال و غير فعال)، شخصيت رفتاري معلم .

4- نام الگو ومراحل الگوي اجراشده را مشخص نمائيد ؟

الگوي ياران در يادگيري (يادگيري ياران) : اين الگو از خانواده يادگيريهاي اجتماعي است كه بر يادگيري گروهي تأكيد دارد كه روح همياري را تقويت مي كند و روي جمع تأكيد دارد. مراحل الگو عبارت است از : تشكيل گروهها ، طرح مسئله توسط معلم، تفكر فردي، نوشتن حتي اگر غلط باشد ، بحث دو نفره، بحث گروهي، ارائه فعاليتهاي گروه توسط نمايندگان، جمع بندي توسط معلم.

يادگيري منوط به اشتباه نوشتن و اشتباه گفتن است ، نماينده گروه چرخشي باشد، رفتارهاي غير كلامي اثرش بيشتر از رفتار كلامي است، جمله از كي بپرسم، مراحل الگو را مي توان معلم كم وزياد كند ولي نه آنقدر كه روح الگو از بين برود، تمام مراحل آثار تربيتي و پرورشي دارد .

نكته:با اجراي اين الگوها روي روشهاي ديگر خط نمي كشيم، استفاده مداوم از يك الگو همان نتيجه را خواهد داشت كه روش نسخه اي دارد.

5- نقش معلم را در اين الگو تبيين نما ئيد ؟                                     

معلم نقش راهنما ، فرآيند مدار، ناظر، نظارت و سركشي را به عهده دارد وهمچنين ساعت آخر هم براي معلم است براي نتيجه گيري.

در اينجا به طور خلاصه به بيان چند مورد از ظرافتهايي مي پردازيم كه از اول بحث تا كنون به آن پرداختيم . ابتدا با سئوال شروع كنيم ، خوب شنيدن را تقويت كنيم، سرگروهها تغيير كنند، پاسخگويي به صورت جدول باشد، نشستن دايره وار، ارتباط دوسويه و سه سويه، بها دادن به سخنان افراد، تمركز بخشي(بوسيله وارونه نويسي، آينه نويسي)، نكات كليدي را معلم بنويسد، استفاده از شوخي و طنز ايجاد تمركز خواهد كرد .

امريكائيها مكتب پراگماتيسم دارند(عمل گرايي)ولي در مكتب ما كه اسلام است بهتر است از فرمايشات پيامبر اكرم(ص)كه مي فرمايند: الوضوءٌ نورٌ  (وضو نور است) استفاده كنيم .يك روز با وضو و توسل به محل كاربرويد ويك روز بدون وضو ببينيد چه فرقي دارد(عمل گرا شويد). در اينجا لازم است به اين نكته توجه كنيم كه الگوها ابزار هستند و نبايد براي ما بت شوند .

بعضي از الگوها با سئوال شروع مي شوند ، بعضي با مطالعه ، بعضي با مثال، بعضي هم با ايفاي نقش.

بهتر است تشكيل گروه با خود دانش آموزان باشد وبهتر است اين تشكيل گروهها بطور تصادفي اتفاق بيفتد به طور مثال همينطور كه در كنار هم نشسته اند در يك گروه قرار بگيرند يا بر اساس نحوه ي قرار گرفتن اسامي در ليست در يك گروه قرار بگيرند .

 

در اينجا به بيان چند الگو همراه با توضيحاتي در موردآنها مي پردازيم :

1- الگوي دريافت مفهوم :

در اين الگو چندين گام وجود دارد،در گام اول معلم مثال مي زند و بر اثر حدس زدن دانش آموزان، معلم تصميم مي گيردكه به گام بعدي برود يا خير. در گام دوم  فراگير هم مثال مي زند و هم نشانه گذاري مي كند و اگر لازم بود معلم در گام بعدي مصداق و مثال ارائه مي دهد و فراگير جايگاه آنرا نشانه گذاري مي كند و در پايان خود فراگيران مفهوم را مي گويند و بالاخره معلم مفهوم مورد نظر را تكميل مي كند كه در خلاقيت فراگيران بسيار مؤثر است. به طور مثال معلم مي گويد امروز درس را در يك جدول آري يا خير بيان مي كنيم(تركيب وصفي مورد نظر است)، عنوان درس را انتخاب نمي كنيم، فراگيران حدس مي زنند(فرضيه)سپس معلم ادامه مي دهد. هر جواب آري وخيري كه فراگيران مي دهند بايد هدفدار باشد(ابزار درست فكر كردن عقل و منطق است) .

دو نوع تعريف داريم اثباتي و سلبي .

اثباتي : چنين است یا عبارت است . سلبي : چنين نيست .

از فراگيران در هر مرحله مي پرسيم چه كساني حدس زده اند، در اينجا معلم متوجه مي شود كه گام بعدي را شروع كند يا خير. گامهاي بعدي به اين صورت است كه يا معلم مثال مي زند و دانش آموز نشانه گذاري مي كند ويا دانش آموز مثال مي زند و نشانه گذاري مي كند و از جواب آري و خير فراگيران مي توان فهميد كه متوجه مطلب شده اند . اگر دانش آموزان در نشانه گذاري اشتباه كردند معلم به مرحله اول باز مي گردد.

از آثار اين الگو افزايش تحمل ابهام است . در اين روش بايد مثالها روشن باشد، تعداد مثالها زياد باشد، سير مثالها از ساده به مشكل باشد ، هدف دسيابي به اسم نيست بلكه هدف مفهوم است كه در خلاقيت دانش آموزان بسيار مؤثر است . معلم بايد زمينه را طوري فراهم كند كه بچه ها كتاب را باز نكنند و مثالها بايد مختصر باشد . اين الگو بايد در طول ترم دو يا سه بار اجرا شود .

 

در انتها به طور خلاصه به بيان مراحل مختلف اين الگو مي پردازيم : بر اساس الگوي دريافت مفهوم حداقل يك مثال از دروسي كه تدريس مي كنيد انتخاب و طراحي فرمائيد. در مرحله اول خود معلم مثال مي زند و از فراگيران سؤال شود . تعداد سؤالها مهم است . در مرحله دوم مثال معلم توسط فراگيران نشانه گذاري شود و در مرحله سوم حدس بزنند.در مرحله ي پاياني جمع بندي وتكميل وتكميل توسط دبير مربوطه .

سؤالات :

1-                الگوي دريافت مفهوم براي كداميك از دروس كارآيي و برد بيشتري دارد ؟

علم رياضي و زير مجموعه هاي آن، علم پايه، زبان، مطالعات اجتماعي، حرفه و فن و هنر .

2- گروه دريافت مفهوم چند دقيقه زمان لازم دارد ؟                            

                   بستگي به فراگيران دارد و مثالهايي كه زده مي شود، بطور متوسط نيم ساعت .

3- در صورتي كه در اجراي گام اول الگوي دريافت مفهوم يكي از فراگيران مفهوم مورد نظر را بلند مطرح كند وظيفه ي معلم چيست ؟

معلم ادامه مي دهد،از اصل تقافل استفاده مي كند .

4- قبل ازحضور معلم و اجراي اين الگو در كلاس نقش معلم چيست ؟

مثالها از قبل تهيه و تنظيم شده باشد (10- 15)

2-                الگوي كارآيي تيم :

اين الگو بيشتر خطاب به دانش آموزان است و شامل اين مراحل مي شود : تشكيل گرهها ، مطالعه فردي ، ارزشيابي گروهي ، ارائه ي كليد يا پاسخنامه ، مشخص شدن نمرات و تفسير آن ، جمع بندي و نتيجه گيري معلم .

هر كدام از اين گامها اجرا نشد نمره ي فردي و در نتيجه نمره ي گروهي پايين مي آيد .

در نظام آموزشي كنوني، طرح درس (برنامه مدون آموزشي) براي معلمان مقاطع مختلف آموزشي اجباري است، طرح درس بايد مكتوب باشد، در طرح درس روزانه دو نوع ارزشيابي تشخيصي و تكويني محسوس است. هدف از برنامه ريزي درسي افزايش كارآيي نظام آموزشي است، طرح درس موجب اعتماد به نفس فراگيران مي شود . لزومي ندارد تمام طرح درس اجرا شود ، بنا به شرايط و موقعيتها مي تواند درصد اجرا متغيير باشد. طرح درس الگوها و مدلهاي ثابت و مشخصي ندارد. معلمان با تجربه نيازي به طرح درس از هر نوعي ندارند. در طرح درس روشها و الگوهاي تدريس تبيين مي شود .

نكاتي كه در مورد يك الگو بايد در نظر گرفت :

1)                     مفهوم الگو چيست ؟

2)                     نقش معلم قبل از اجرا چيست ؟

3)                     آن الگو چند مرحله دارد ؟

4)                     در كدام دروس كارآيي بيشتري دارد ؟

5)                     در كدام پايه ها برد بيشتري دارد ؟

6)                     محدوديتهاي الگو چيست ؟

7)                     ظرافتهاي الگو چيست ؟

3- الگوي بارش مغزي :

عوامل مؤثر در يادگيري : انگيزه داشتن، دلنشين بودن موضوع، بهره ي هوشي، پيش مطالعه، تسلط معلم، مثالهاي ملموس، خانواده، سواد معلم، تعداد دانش آموزان، سلامت فكري معلم، كادر اجرايي، موقعيت فيزيكي، صدا و سيماي معلم، هدف درس .

اجراي الگو به طور عملي در كلاس : در مورد موضوع مورد نظر انتخابات انجام شود ، بچه ها بدون فكر كردن به موضوع در مورد آن بگويند ، يكي از آنها را روي تخته بنويسيد . كميت مهم است .

گام اول : سعه صدر داشته باشيم و توليد انديشه كنيم . الف طرح موضوع توسط معلم . ب- دعوت از فراگيران براي بيان افكارشان . ج- نوشتن تك تك نظرات روي تابلو .

گام دوم : پالايش ، چهار نشانه را انتخاب مي كنيم ( ادغام ، حذف ، تائيد ، رد ) . نكته : نظرات فراگيران را پاك نمي كنيم . الف نظرات اصولي تائيد مي شود .ب نظرات غير اصولي رد مي شو د  ج- نظرات مشابه ادغام وتركيب مي شود . د- نظرات تكراري حذف مي شود .

در پايان اين الگو دبير جمع بندي مي كند و موارد تكميلي را بيان مي كند .

نكته ي كه بايد در اينجا مورد توجه قرار بگيرد اين است كه اسامي دانش آموزان نبايد نوشته شود فقط نظرات آنها نوشته مي شود . اولين سئوال معلم هم بايد واگرا باشد .

چند اصل در گام اول (اصول توليد انديشه) :

1-                     كميت نظرات مهم است كه بستگي به سئوال معلم دارد كه واگرا باشد.

2-                     في البداهه نظر دادن شرط است.

3-                     ارزشيابي و نقد كردن ممنوع است.

از فراگيران بخواهيم شب قبل درس را مطالعه كنند. بعد از تدريس در همان روز درس را بخواهيم. در هر جلسه از درس جديدي كه در جلسه ي آينده داده خواهد شد سئوالاتي طرح شود .

برونر عقيده دارد كه يادگيري هم علت است هم معلول ، به عبارتي انگيزه باعث يادگيري مي شود و يادگيري هم باعث ايجاد انگيزه مي شود.

لزومأ انسانهاي خلاق ، انسانهاي با هوشي نيستند. نكته ي ديگري كه در اينجا لازم به ذكر است اين است كه اثر يادگيري غير متوالي بيشتر از يادگيري متوالي است .در يادگيري متوالي نبايد موضوعات مورد مطالعه مشابه باشد.

4- الگوي اعضاي تيم :

   اين الگو وقتگيرترين الگو است و آثار و نتايج خودش را دارد در ضمن محدوديتهاي خودش را نيز دارد.

1-                     مطالعه هر قسمت متن را به يكي از افراد گروه (گروههاي 6 نفره ) واگذار مي كنيم و 7 دقيقه فرصت مطالعه مي دهيم .

2-                     سپس يك نفر از يك گروه با يك نفر از گروه ديگر جمع مي شوند و معلومات خود را تبادل مي كنند و نكته برداري مي كنند .

3-                      هر نفر به گروه خودش باز مي گردد و تدريس مي كند .

4-                     دبير سئوالاتي را مي دهد .

5-                     ابتدا انفرادي پاسخ مي دهند سپس پاسخها را به صورت كلي مي دهند .

6-                     نمره ي افراد را مي پرسيم ( هر شخص به خودش نمره مي دهد ) .

7-                     در الگوهاي فراگير مداري معلمان نقش اصلي را ايفا نمي كنند .

8-                     در هر نظام آموزشي تنها فراگيران عامل تحقق بخشي اهداف هستند .

9-                     در اولين جلسه تدريس معلم بايد شيوه ي ارزشيابي خود را براي يك سال تحصيلي مشخص نمايد.

10-                 حضور و غياب نگاهي در مقايسه با حضور و غياب ندايي اثر رواني بيشتري دارد.

11-                 جمع بندي از درس بايد توسط معلم صورت گيرد(البته جمع بندي اول توسط دانش آموز است)

12-                  ارزشيابي تكويني ( طرح سئوالاتي از درس جديد ) ناظر به هدفهاي جزئي و رفتاري است.

13- ارزشيابي تشخيصي (طرح سئوالاتي از مطالب درس قبلي) مي تواند از درس قبل باشد يا سال گذشته.

14- لهجه ي معلم همه جا مسئله آفرين نيست.

15- تشويقها بايد متنوع باشد زيرا عكس العمل فراگيران متفاوت است.

16- در پايان كلاس از الگوهاي ارائه شده پنج مصداق را ارائه دهيد.

17- شرايط بودجه بندي كتاب عبارتند از تعداد صفحات كتاب تقسيم بر تعداد جلسات خالص.

(آزمون+ تعطيلات غير رسمي+ تعطيلات رسمي)-جلسات خالص

18- بدترين ويژگي معلم از نظر فراگيران تبعيض است.

19- معلم گاهي چند كتاب را با خود به كلاس برده و به فراگيران معرفي كند.

سقراط مي گويد: كار معلم مانند روش كاري مامايي است يعني تسهيل در يادگيري(روش سقراطي، مادر سقراط ماما بوده است).

در جمع بندي نكات را ريز نمي كنيم بلكه نكات اصلي را مي گوئيم . با اين كلمات :از درس امروز چه چيزي فهميديد. از جزء به كل برسيم . جمع بندي ناظر به هدفهاي كلي درس است.

 

5-                     الگوي قضاوت عملكرد :

براي دروسي كه جنبه ي حر كتي و عملي دارد استفاده مي شود و حيطه ي حركتي در آنها  متبلورتر است مانند : هنر، تربيت بدني ، حرفه و فن ، دروس فني و حرفه اي و در درسهايي مثل بينش (بخش احكام كه شامل وضو ، برگزاري نماز ، انجام تيمم (در سه دوره ي تحصيلي) كاملأ با اين الگو قابل اجرا است .

نكته ي مهم اينجا است كه فراگيران در ابتدا بايد اين عمل را انجام دهند . در عربي و ادبيات : فيش برداري ، نامه نوشتن ، خلاصه برداري ، ترجمه .سئوالاتي چون آثار و نتايج ايمان را بنويسيد ؟ در اينجا عمل نوشتن فرع بر موضوع است و موضوع اصلي ايمان است ولي در سئوال نمونه اي از خط نستعليق را بنويسيد ؟ عمل نوشتن اصل بر موضوع است.

هر مثال حركتي در دلش شناختي هم دارد . فرد به كار و كار به فرد جهت مي دهد. در عمل حيطه ها با هم عجين هستند . و يكي از عوامل مهم يادگيري تلقين مثبت است .

علم آموزي سه مرحله دارد : 1- نمودار 2- فروتني و تواضع 3- اقرار به نمي دانم . ( سقراط : من يك چيز فقط مي دانم و آن نمي دانم است .

 اجزاي عملي الگو :

1-                     تشكيل گروههاي شش نفره .

2-                     هر فرد در گروه حداقل سه سئوال چهار گزينه اي طرح كند .

3-                     هر گروه در مورد معيار هاي انجام هر عملي در بين افراد گروه به بحث و گفتگو بپردازند.

4-                     ارائه ي فعاليتهاي گروهي در كلاس براي ساير گروها .

5-                     بعد از ارائه ي گروه اول گروهاي بعدي معيارهاي تكراري را نمي خوانند.

6-                     گروها معيارهاي يكديگر را در هنگام ارائه نقد و بررسي مي كنند .

7-                     معلم معيارهاي استاندارد را ارائه مي دهد و عملا آنها را انجام مي دهد يا فيلم آنها را مي گذارد .

8-                     هر گروهي فعاليت خودش را در اختيار گروه ديگر مي گذارد و آنها بر اساس استانداردها ارزشيابي مي شوند .

9-                     فعاليت هر گروهي بعد از قضاوت به خودش بر گشت داده مي شود كه آنها يا مي پذيرند يا دفاع مي كنند.

مسائلي مربوط به گزينه و طرح آن :

1-                     طول گزينه ها همسان(همسطر) هم باشند.

2-                     جاي گزينه هاي صحيح آهنگ دار نباشد. الف-ب-ج-د باشد، همه الف يا ب نباشد.

3-                     سئوالات قابل فهم باشد .

4-                     ماهيتأ طبقات پائين حيطه ها را مي سنجد و از طبقات تجزيه و تحليل را نمي تواند بسنجد، دانش و فهم را مي سنجد.

5-                     دو منفي در سئوال نباشد .

6-                     كلمه ي هيچكدام را نداشته باشد.

7-                     هر سئوال يك هدف را دنبال كند و گزينه ها مربوط به آن هدف باشد.

8-                     از كلماتي كه هدايتگر يا گمراه كننده است استفاده نكنيم.

9-                     لازم نيست در پايان آزمون الف ها مساوي باشد يعني نبايد ريتم دار باشد.

10-                 غلط املايي نداشته باشد .

11-                 بارم ها مشخص باشد، حداكثر بارم در سئوالات چند گزينه اي نيم است ، براي حداقل تعداد سئوالات 40 است.

12-                 دو دسته سئوال داده شود ترتيب سئوالات براي دو گره متفاوت باشد.

نكته : اگر در الگوي قضاوت و عملكرد ، عملي قابل ثبت و ضبط نباشد (خواندن قرآن ، انجام وضو) اگر در مدرسه اي مجهز باشد فيلمبرداري مي شود . راه حل ديگر گروه 2 عمل گروه 1 را مورد نظر دارند و آنها ايرادات را يادداشت مي كنند ولي صحبتي نمي كنند.

چگونگي رويارويي با بي انظباطي :

1-                     اغماض و چشم پوشي .

2-                     تذكر غير مستقيم و غير كلامي.

3-                     استفاده از مكث به جا .

4-                     غير مستقيم و كلامي. (دقت توجه) مي تواند توامأ باشد.

5-                     مستقيم و كلامي.

6-                     مستقيم در عين حال كلامي.

7-                     خصوصي صبحت كردن در خارج از كلاس (نافذترين روش).

8-                     جابجا كردن.

9-                     اخراج كردن (قابل دفاع نيست ولي اگر قرار است عمل بدتر مثل تنبيه بدني انجام دهيم اين عمل بهتر).  

5-                     الگوي بديعه پردازي :

 يكي از اين مثالها را انتخاب كنيد. 1- كتاب 2- معلم 3- پرنده 4- ماه 5- ستاره 6- كلمات انتزاعي (مثل آزادي و عشق براي دانشجويان استفاده مي شود).

گام اول : با مثال عشق الگو را اجرا مي كنيم . گام كاربرد (براي اشياء) براي انسان توصيف را بكار مي بريم. به صورت فردي حداقل در چهار مورد عشق را توصيف كنيد . با بيان كلمه ي حداقل جلوي خلاقيتها گرفته نمي شود .

گام اول : توصيفهاي فردي ( دو نفره چهار مورد را به هشت مورد غير تكراري برسانيد و گروهي دوازده مورد ).

گام دوم : شبيه سازي (عشق شبيه چيست ، هر فرد حداقل 5 مورد را بيان كند ). دو نفره اجرا مي شود سپس گروهي .

گام سوم : تضاد سازي (عشق را با عبارات متضاد توصيف كنيد).

 

+ نوشته شده در  جمعه 20 آذر1388ساعت 8 قبل از ظهر  توسط صفر غريبي  |